+ نوشته شده توسط عصرمردم در یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |
+ نوشته شده توسط عصرمردم در یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |

برای زمین بی‌زبان

 محمد عسلی


وقتی آسمان بار امانت را نپذیرفت و من با تمامی سنگینی آن امانت به تو پناه آوردم و تو مرا در آغوش چهار فصل خود کشیدی تا بهار و تابستان و پاییز و زمستان را با تمامی زیبایی‌هایش تجربه کنم و میوه‌های رنگارنگ و شیرین تو را نوش جان نمایم، تیشه‌ای ساختم تا بر پیکر ریشه‌هایت زنم و چهره زیبایت را خراب کنم و پهن دشت بی‌کرانت را شیار در شیار زنم. اما تو صبورانه چونان مادری مهربان در طول میلیون‌ها سال باز هم جوانه زدی و از زشتی‌ها و پلشتی‌هایی که من آنرا به بار آورده بودم زیبایی ساختی تا قامت بی‌قامت من بار دیگر قیامتی
به پا کند و بر پیکر رنگارنگ معطرت آتش زند و بسوزاند دست‌هایت را که بر فراز به آن آسمان بلند بودند، آی زمین بی‌زبان ...
ای زمین که مهد و پرورشگاه من، چه سخت ارابه‌ها، چهار حرفی‌های زخم‌انداز و تانک‌های ویران‌کننده را بر پیکرت رانده‌ایم تا بدانجا که هر لرزشی از لرزش‌های سخت و ویران‌کننده از انفجارهای مهیب را تاکنون تحمل کرده‌ای و هنوز هم در گردشی و چشم از ما بر نداشته‌ای.
ای زمین روز تو روز دیگر است، روز تو امروز هست. روز تو روزی بود که هنوز من و ما اندیشه تحقق و پنهان کردن نداشتیم و در حیرت آن همه آبشارها، گلستان‌ها، مزرعه‌های سبز و عطر ریاحین کوهساران سرمست از حیات بودیم.
افسوس که نفست را با بوی فضولات نیم‌سوخته درونت بند آوردیم و عشق پاکی و زیبایی را در وجودت سوزاندیم و فضای
نفس کشیدنت را آلوده کردیم تا شوی آنچه امروز ما را از آن دیگر نصیبی از پاکی نیست. آن وقت برایت داستان و قصه می‌گوییم و روزی را به لحظاتی چند برای بیان آنچه بدان عمل نمی‌کنیم به تو اختصاص می‌دهیم تا سالی دیگر که تو را گندیده و ناپاک‌تر ببینیم از آنچه
بر سرت می‌آوریم.
ای زمین بی‌زبان که در دل، خاطره‌ها داری از هجوم اسکندرها، چنگیزها، تیمورها، آتیلاها، هونها و هیتلرها و اینک بد و بدتر از گذشته‌های دور و نزدیک می‌بینی که چگونه کودکان بیگناه وجه‌المصالحه زیاده‌خواهی‌های کسانی می‌شوند که به نام حقوق بشر بر سر آن می‌آورند که از گفتنش شرم داریم و تو نیز از دیدنش در خجلتی. هر چند تو را از این همه فتنه و آشوب سهمی هست.
ای زمین چه ناکامی‌هایی را که فرزندان غیورت دیدند و چه طعم تلخ شجاعت‌‌هایی که چشیدند!
بدان ما همان انسان‌هایی هستیم که یکدیگر را در توانایی‌ها تحمل نمی‌کنیم و به ناتوانایان رحم نداریم و اگر دستمان برسد آنقدر بر جان و تنت می‌کوبیم تا از گردش و سیر بازمانی و دیگر نباشی.
ای زمین کاش به گونه‌ی دیگری می‌چرخیدی تا حس انتقامجویی را در ما می‌کشتی و به تحمل یکدیگر عادتمان می‌دادی و بذر مهربانی را در مزرعه دل‌هایمان می‌پاشیدی تا قدر آب را بدانیم، سبزه‌ها را پاس داریم. با درختان مهربان باشیم و بدانیم که اگر از این اکسیژن هوا دمی محروم بمانیم جان به جان آفرین تسلیم می‌کنیم.
ای زمین کاش به زمان ما آشنا می‌بودی و به ما می‌فهماندی که اگر این کوه‌ها نبودند لرزشی سخت و زلزله‌هایی مداوم می‌داشتیم که هیچ آرامشی از آن همه اضطراب نمی‌داشتیم، اما ما غافل از این همه نعمت دل کوه‌ها را نقب می‌زنیم و کیلومترها زیر آن را تونل می‌کنیم و باز هم بدانچه می‌کنیم افتخار می‌کنیم و با صدای بلند به نام پیشرفت و دانش و بینش و شیفته پیمودن راه فضا نشان می‌دهیم. اما ما جز تخریبگری بیش نیستیم گویی اصالتاً زمینی نیستیم. به راستی که ما از جنس زمین نیستیم. هر چند میلیون‌ها سال است میهمان زمینیم و چه میهمانان غافلی هستیم.

+ نوشته شده توسط عصرمردم در یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |

 

+ نوشته شده توسط عصرمردم در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |
+ نوشته شده توسط عصرمردم در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |

انبارگردانی از نوع دیگر

اسماعیل  عسلی


هر سال  در کارخانجات و مراکز تجاری صورت می گیرد انبار گردانی است که در جریان آن کالاهای وارد شده و خارج شده ظرف یکسال و همچنین تعیین وضعیت کیفی کالاها مشخص می شود. طبیعی است که گزارش نهایی انبار گردانی وقتی در کنار گزارش مالی و سود و زیان ها و همچنین نظر سنجی های صورت گرفته از مصرف‌کنندگان قرار می‌گیرد، نتایج معنا داری از آن به دست می‌آید که به منظور برنامه ریزی، تجدید نظر و همچنین حذف و اضافه‌های لازم  برای سال آینده مورد استفاده قرار می گیرد.
البته پرواضح است که هر چقدر کار انبار گردانی دقیق و بر اساس استانداردهای تعیین شده باشد، نتایج منعکس شده در گزارش نهایی کاربردی تر و ارزشمند تر خواهد بود.
مشابه همین اقدام را افراد و اشخاص نیز انجام می‌دهند. به طوری که پس از ارزیابی درآمدها و مخارج یکساله خود و تعیین مبلغ بدهی و بستانکاری در مورد چگونگی هزینه کرد آن تصمیم می گیرند. هر چند در این مورد اشخاص گوناگون رویه یکسانی ندارند و چه بسا کسانی اساسا اهل حساب و کتاب هم نباشند.
از جمله کارهایی که معمولا هر ساله توسط رسانه‌های گوناگون صورت می گیرد و مشابهت زیادی به انبار گردانی دارد، ارزیابی عملکرد حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که البته با در نظر گرفتن ملاحظاتی دنبال می شود. بدین معنی که مرور تمامی رخدادها و کنکاش زوایای آن در دستور کار قرار نمی گیرد و عمق و گستردگی تحلیل‌ها و نظرسنجی‌ها به این بستگی دارد که  گزارشگر به دنبال چه نوع نتیجه گیری باشد. نظر سنجی ها هم معمولا گزینشی است. زیرا فضای کلی حاکم بر جامعه ما
به گونه‌ای نیست که بتوان در آن به انجام نظر سنجی‌های جدی روی خوش نشان داد.
رواج کنایه ها و طعنه ها و اشاره های چشم و ابرو در مناسبات خانوادگی و اجتماعی  بر روی مناسبات سیاسی و فرهنگی نیز بی تاثیر نیست و این امر نشان دهنده این است که عموم مردم از آمادگی لازم برای  صریح اللهجه بودن برخوردار نیستند. به طوری که اگر شما دوستی را در خیابان ببینید، بدون این که آماده پذیرایی کردن از او باشید با تعارفات پی در پی و البته شکسته بسته سعی می‌کنید آبرو داری کنید و طرف مقابل هم از نحوه دعوت شما و تردید های زیر پوستی متوجه می شود که در صورت قبول دعوت، با استقبال مواجه نمی شود و فکر می کند که اگر دعوت شما را بپذیرد خواهید گفت: "در دیزی باز است، حیای گربه کجا رفته "
اگر به مشکلات متعددی که در خانواده ها به وجود می آید نگاهی دقیق داشته باشیم متوجه می شویم که احساساتی رفتار کردن و تعارفات بی اساس و کلی گویی منشاء بسیاری از بی سر و سامانی هاست.
با صراحت در بیان میانه خوبی نداریم و تصور می‌کنیم که اگر واقعیت را در باره خودمان بگوییم کار خوبی نکرده‌ایم و همواره مثل کسی حرف می زنیم که ارزیابی درستی از وضعیت خودش ندارد.
به راستی چگونه می شود این نقاب ها را از چهره برداشت و سؤال این است که رسانه ها چگونه می توانند مردم را صریح اللهجه بار بیاورند.
یکی از راه های آموزش صراحت لهجه انجام نظرسنجی های غیر گزینشی است.
در نظر سنجی های گزینشی گزارشگر و خبرنگار
به سراغ کسانی می روند که احساس می کنند پاسخ
مورد نظر خود را می توانند از آنها دریافت کنند،
در صورتی که نتایج درست حاصل از نظر سنجی در گرو واقعی بودن آنهاست.
در جامعه ای که مردم عشق و احساس و سخن و حتی بیماری خود را پنهان می کنند انجام نظر سنجی دشوار است، اما اگر به مردم تفهیم شود که نتایج نظرسنجی‌ها تا چه اندازه روی سرنوشت آنها تاثیر دارد، کم کم سعی می کنند در رفتار خود تجدید نظر کنند.
اگر اتوبوس های شهری سر ساعت در ایستگاه توقف کنند مردم به تدریج نظم پیدا می کنند ، به همین قیاس اگر گزارشگران دیدگاه های مردمی را بازتاب دهند و مسئولین را عادت دهند که از شنیدن واقعیت نگاه مردم به یک موضوع ناراحت نشوند، کم کم شاهد رواج رک‌گویی مردم نیز خواهیم بود.
وسایل گوناگون ارتباط جمعی که در عصر ارتباطات وجود دارد امکان برگزاری نظر سنجی در بخش ها و موضوعات گوناگون را فراهم می کند و هیچ لزومی هم ندارد که تا پیش از ایجاد بسترهای فرهنگی مناسب اصراری بر رسانه‌ای کردن و تحلیل های جهت دار نظرسنجی ها داشته باشیم، نتایج برخی نظر سنجی‌ها بیشتر برای  مسئولین و اتاق های فکر راهگشاست، ضمن این که بازتاب برخی از نظر سنجی ها می تواند جنبه آموزشی برای مردم داشته باشد تا باور کنند که بر زبان آوردن حرف دلشان به شفاف شدن مناسبات آنها با دیگران و خصوصا مسئولین کمک می کند.
به هر حال نظرسنجی هم نوعی انبارگردانی فرهنگی است که به تعیین موقعیت مردم و کشور و ترسیم دورنمای آینده کمک می‌کند.

+ نوشته شده توسط عصرمردم در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |

 

+ نوشته شده توسط عصرمردم در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |
+ نوشته شده توسط عصرمردم در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |

بهاران خجسته باد

 محمد عسلی


شکوه رنگ در رنگ و جلوه آب در جویبار با دلاویزی نسیم که گره می‌زند سبزینه‌ها را با نور در چشم‌اندازی که کوهساران دارند و باغ در باغ درختان که به زیور گل‌ها آراسته‌اند. همه تجلی عشقند در چشم‌انداز احساس که به مبارکی بهار می‌نمایانند زیبایی را در آینه چشم که نور می‌افکند بر دل تا آوازی، آوایی یا شوری برآورد که از آن چشمه جوشان گداخته در خواستن و خواهش‌ها و می‌برند ما را به معراج تا شاهد رؤیای افسونی باشیم از جنس جان در کالبدی که به سخن در تحمل این روح گریزان است با تمامی اندیشه‌هایش که می‌برد ما را به
ناکجاآباد.
آری بهاران خجسته باد در تلاطم باد و بارانی که چه سنگین باری دارد از میوه‌های رنگ به رنگ کال تا ببخشد به خورشیدی که میل دارد بتابد به آنها برای رسیدن و طعم متنوعی از مزه‌های دلچسب و تمامی این نعمت‌ها برای ماست که ناممان انسانست و می‌خواهیم زنده بمانیم در دایره قسمت‌ها به نصیبی از نسیم یا به دمی و بازدمی از هوای مفرح عشق تا عاشقی کنیم در زمین نه به قناعت بل به قیامت چشم داریم بر آنچه نداریم و غافلیم از آنچه داریم در این بهار که به خجستگی آراسته است.
اینک چشم در چشم داریم که ما را می‌نگرد به احساسی زودگذر چونان گلی به چند روزی که تن نازک را به نسیم می‌سپرد تا بشکفد گره پیچ در پیچ دستهایش با آن همه رنگ در جنگ با نور و گرما و سرمایی که بی‌خبر می‌رسد از راه به تلاطمی دیگر....
بهاران خجسته باد در آن لحظات جنگ احساس کودکی در میانه باغ که می‌بردش آزاد و بی تعلق به خواهشی از سر نیاز برای چیدن و برچیدن هر آنچه دل در پی آن زخمی می‌شود به نیش خاری از آن لطیف که گفته‌اند:
من اگر خارم و گر گل چمن‌آرایی هست
به همان دست که می‌پروردم می‌رویم
اینک آسمان آبستن باران است با ابرهایی که از پس هم می‌آیند در تندباد و زمین نیز به زایمانی زودرس مبتلاست که هوا قابل است و باد می‌خورد تا چمن از خاک بر آید و گل باز شود و درخت به سبزی تن را لباسی نو پوشد و شکوفه‌ها بر آیند برای آنکه ما را لذتی باشد از سر شوق که غافلیم از این همه لطف که فرود می‌آیند در سطح ناصاف احساس ما و افسوس که چنان شکرانه‌ای در پی این همه نعمت از ما بر نمی‌آید که بی‌خبریم از راز زیبایی‌ها، راز سبزینگی‌ها، راز گل‌ها و غنچه‌ها و آواز پرندگانی که موسیقی بهار را به موسیقاری ساخته و پرداخت می‌کنند تا گوش من و تو از آن خوش گردد و اندیشه‌ای از آن زاید و خطی عمیق به فراوانی آب در سراشیبی فرود که به بوی پونه کوهی سلام می‌کند.
بهاران خجسته باد در این زمان، زمانی که بوی گس نیم سوخته نفت از مخزن خودروها هوا را به سموم نفس می‌آلایند و شاخ بی‌برگ درختان را ویران می‌کنند، اما باز هم باران که می‌شوید بی‌آنکه بر آشوبد شاخه‌ای را تا بار دیگر بهاری از نو زاید و عشقی لطیف پدید آید و حس غریبی مجال تنفس بیابد.
بهاران خجسته باد هر چند چمن‌ها به پای نشاط لگدکوب شوند از رقص عارف و عامی و حافظ را از این ناپسندی‌ها خوش نیاید که چاره نیست انسان کفران کننده نعمت‌ها حتی اگر به ماه رود و یا در راه مریخ تشنه کام آب باشد و غافل که زمین یکی است اگر قدر شناسد و دو نمی‌شود حتی در حرکتی به سرعت نور برای پیمودن راهی که زمین دیگر را در کائنات بتوان یافت...
بهاران خجسته باد در این کوتاه عمری که طی می‌شود در مسیرهای دور به حرصی که نمی‌یابد به تمامی عمر آنچه را که در سکون و سکوت است و گاه و بی‌گاه به حرکت شاخه‌ای در مسیر باد به هم می‌خورد که آن هم نشانه‌ای است و عنایتی در آن سوی دیگر که در آن حس خدایی است و نه چیز دیگر.

+ نوشته شده توسط عصرمردم در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |

 

+ نوشته شده توسط عصرمردم در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |
+ نوشته شده توسط عصرمردم در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |

کارکردهای همدلی و همزبانی در اداره کشور


نامگذاری سال 94 را باید نشانه‌ی راهبردی متمایز در ترسیم افق پیش روی کشور تلقی کرد زیرا با رویکرد مهندسی اهداف و شعارها و چشمداشت‌ها مطرح گردیده است به طوری که همدلی معطوف به اهداف و آرمان‌هاست و همزبانی عمدتاً بر حول محور شعارها و وعده‌ها و چشمداشت‌ها می‌چرخد.
توازن و توازی همدلی و همزبانی که از مکانیزم پیچیده‌ای پیروی می‌کند امری سهل و ممتنع است و تحقق آن در گرو بسترسازی‌های درونی و بیرونی است.
اولین برداشت محتمل از این نامگذاری ایجاد توازن بین چشمداشت‌ها و امکانات است و تداعی کننده بحث رابطه بین آرمان‌گرایی و واقع‌بینی است که به تلطیف و تعدیل فضا یاری می‌رساند و سرعت حرکت قطار انقلاب را متناسب با عرض و همواری جاده پیش رو تنظیم می‌کند. طبیعی است که در این صورت خدشه‌ای به قانون اساسی به عنوان میثاق ملی وارد نخواهد شد بلکه با این اتفاق شعارها با اهداف هماهنگ می‌شود. باید اذعان داشت که یکی از مشکلات دولت‌ها در مقام اجرای قانون اساسی عدم وجود هماهنگی بین چشمداشت‌های مبتنی بر آرمانگرایی از یک سو و امکانات واقعی از سوی دیگر است و تمامی دولت‌های پس از انقلاب با اندک تفاوتی عوارض ناشی از این ناهماهنگی را تجربه کرده‌اند. زمانی که اصولگرایان قدرت را به دست می‌گرفتند اصلاح‌طلبان آرمانخواهی پیشه می‌کردند و لزوم عمل به مر قانون اساسی را پیش می‌کشیدند و زمانی که اصلاح‌طلبان دولتی تشکیل می‌دادند، اصولگرایان با تأکید بر برخی از اصول قانون اساسی از کاستی‌ها گلایه می‌کردند و دولت‌ها نه از آنچنان توانایی برخوردار بودند که بتوانند قانون اساسی را در شرایط گذار مو به مو اجرا کنند و نه جرأت انکار اصلی از اصول قانون اساسی را داشتند و این چالش چند دهه ادامه داشته است.
پر واضح است که شعار دادن و انتقاد کردن راحت‌تر از عمل کردن است و بزرگترین اشتباه هر دولتی این است که بگوید اشتباه نمی‌کند. این ماراتن نمی‌تواند تا همیشه ادامه داشته باشد زیرا اجرای قانون اساسی کار بسیار دشواری است و نیازمند بسترسازی فرهنگی و اقتصادی و سیاسی است و با توجه به این که بیگانگان خواه ناخواه برای ناکارآمد جلوه دادن یک نظام تلاش می‌کنند، از سرعت زمینه‌سازی و بسترآفرینی بکاهند و در داخل هم کسانی یا از روی جهل و یا به قصد تخریب و برای تأمین منافع فردی و گروهی به این تخریب‌ها دامن می‌زنند. به طور کلی این بحث همیشه وجود داشته که تاکنون امکان اجرای بی‌چون و چرای قانون اساسی به صورت همزمان فراهم نگردیده و کسی هم چنین ادعایی نداشته که قانون اساسی را بی‌چون و چرا اجرا کرده است تلاش قوای سه‌گانه برای اجرای مو به موی قانون اساسی است و حرکت به همین سمت است هر چند تا نقطه هدف فاصله‌ای وجود داشته و دارد.
این موضوعات نشان می‌دهد که طرح شعاری متمایز برای سال 94 از حرکتی خبر می‌دهد که برای رسیدن به نقطه هدف لازم است و آن ایجاد توازن بین هدف‌گذاری‌ها و شعارهاست. هدف‌گذاری براساس قانون اساسی و خطوط کلی ترسیم شده از قبل برای نظام، کار دولت است که این هدف‌گذاری‌ها در قانون بودجه، لوایح و همچنین سخنرانی متولیان امور بازتاب پیدا می‌کند و سر دادن شعار کار مردم است و برخی از احزاب و گروه‌ها و رسانه‌ها. حال اگر بنا باشد شاهد همدلی و همزبانی دولت و ملت در سال جاری و بی‌گمان سال‌های پس از آن باشیم، مسئولیت نمایندگان مجلس که از یکسو پرچم سخنگویی مردم را بر دوش می‌کشند و از سویی دیگر با قانونگذاری راه رسیدن به اهداف را هموار می‌کنند، بسیار دشوارتر از گذشته خواهد بود و این دشواری صرفاً به تکرار شعار سال در سخنرانی‌ها برنمی‌گردد بلکه تنها با نظریه‌پردازی و گفتمان‌سازی و کمک به افزایش کیفیت خروجی مجلس که قانون و نظارت مطلوب می‌باشد، امکان‌پذیر است. زیرا مجلس نقطه تلاقی دولت و ملت است. اما تعبیر از همزبانی در مجلس هرگز به معنای آرای یکسان و سخنرانی‌های مشابه هم نیست بلکه همزبانی معطوف به همدلی است بدین معنا که همه یک هدف را دنبال کنند و آن تأمین منافع ملی و آسایش مردم باشد و اختلاف در این هدف که سرچشمه‌اش قانون اساسی است نداشته باشند. تکلیف مردم هم از ابتدای انقلاب روشن بوده و هست. شعار اکثریت قریب به اتفاق مردم وحدت ملی به منظور ایجاد اقتدار سیاسی در راستای اجرای عدالت و آسایش عمومی است و تاکنون هم از این شعار عدول نکرده‌اند و خواسته خویش را تغییر نداده‌اند اجرای عدالت بالاترین هدفی است که یک نظام می‌تواند داشته باشد. زیرا هدف از فرستادن انبیا نیز اجرای عدالت است. بنابراین دیگر جای سفسطه وجود ندارد که کسی بگوید مردم برای آسایش و عدالت انقلاب نکرده‌اند بلکه برای حاکم شدن نظام اسلامی انقلاب کرده‌اند. در حالی که هدف از ایجاد نظام اسلامی همان اجرای عدالت است. به طور خلاصه مردم انقلاب کرده‌اند که عدالت برقرار شود و عدالت هم یعنی هر کسی و هر چیزی در جای خودش قرار گیرد.
بنابراین عدالت یعنی شایسته‌سالاری، عدالت یعنی احقاق حقوق، عدالت یعنی ایجاد فرصت‌های مساوی برای همه مردم، عدالت یعنی برخورد با متجاوزین به بیت‌المال و در نهایت عدالت معطوف به هر اندیشه و کار و اقدامی‌ست که در جهت  اجرای قانون اساسی صورت می‌گیرد.
البته ممکن است کسانی پیدا شوند که تعریف خاصی از مردم ارائه دهند تا از سرعت تحقق این شعار کم کنند. پاسخ این عده روشن است: مردم همان کسانی هستند که دولتی را با شعارهایی که در انتخابات داده بر سر کار آورده‌اند و باز مردم همان کسانی هستند که تعیین  رویکرد دولت را بر اساس رأی اکثریت پذیرفته‌اند. بنابر این چه کسانی که به یک دولت رأی داده باشند و چه کسانی که رأی نداده باشند باید پشتیبان دولت در راستای تلاشی که برای تحقق شعارهای انتخاباتی‌اش می‌کند باشند.

+ نوشته شده توسط عصرمردم در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |

 

+ نوشته شده توسط عصرمردم در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |
+ نوشته شده توسط عصرمردم در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |

دولت ملت همزبانی و همدلی

 

 محمد عسلی


در حکومت‌های مردم‌سالار «دمکراتیک» ملت برخاسته از دولت است و دولتمردان با انتخابات از میان نامزدهای مردمی برگزیده می‌شوند و در واقع ملت‌ها، قدرت را به نمایندگان خود واگذار می‌کنند تا با اجرای قوانین و مقررات که آنها هم به تصویب ملت رسیده‌اند چرخ زندگی مردم با اعمال حاکمیت بچرخد.
در حکومت‌های اسلامی هم می‌باید دولت‌ها در اجرای قوانین و مقررات شرعی و تصویبات مجلس خط مشی سیاسی حاکمیت توسط دولت به اجرا در آید در واقع جمهوری اسلامی شکلی از یک حکومت مردم‌سالار است با محتوای اسلامی و قوانین مصوبه‌ای که هم ملهم از اصول و قوانین دینی است و هم نشأت گرفته از فرهنگ، سنت‌ها و دانش نخبگان است با توجه به نیازها، ضروریات، مصلحت‌ها و اقتضائات کشوری.
با این مقدمه کوتاه می‌توان چنین نتیجه گرفت که در جمهوری اسلامی با توجه به معیارها و اصول قانون اساسی دولت نماینده و منتخب مردم است و مردم نباید بین خود و دولت فاصله‌ای جز در تقسیم کار و شرح وظایف ببینند.
مقام معظم رهبری سال 94 را سال دولت، ملت و همزبانی و همدلی نامیدند. بدین معنی که مردم چه در تصمیمات سیاسی و چه در مسایل اقتصادی و فرهنگی از دولت پشتیبانی کنند تا با اتحاد و وحدت بتوان در مقابل زیاده‌خواهی دولتمردان غربی ایستاد و آنها احساس نکنند بین دولت و ملت اختلاف و یا شکافی است و آنها از این شکاف و اختلاف بخواهند سوء استفاده کنند و یا امتیازات بیشتری بگیرند.
سخنان رهبری در این باب دارای چند وجه است که توجه به آن ما را به کنه حقایق و واقعیت‌ها هدایت می‌کند.
یکم اینکه، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون که چند دهه از آن می‌گذرد آمریکا و کشورهای اقماری اروپایی سعی کرده‌اند سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن را در ایران پیاده کنند که گر چه با حرکات ایذایی و خسارت‌هایی همراه بوده اما در کل موفق به شکل دادن و نهادینه کردن تفرقه و اختلاف نشدند.
دو دیگر آنکه دولت تدبیر و امید از وقتی قصد کرده در مذاکرات هسته‌ای حضور یابد و با مذاکره اختلافاتش را با 1+5 حل کند، آنها از این مسأله بیم دارند که هر آنچه دولت تصمیم می‌گیرد در ایران عده‌ای هستند که با آن مخالفند و آنها بیشتر تصورشان جناح اصولگراست. که البته چنین نیست زیرا وقتی در ایران رهبری تصمیمی می‌گیرند و یا راهکاری ارائه می‌دهند و از عملکرد مذاکره‌کنندگان هسته‌ای حمایت می‌کنند، اکثریت قریب به اتفاق مردم ولایی ایران از آن استقبال می‌کنند حتی اگر نسبت به بعضی از مفاد آن انتقاد و یا نظر خاص داشته باشند.
خوشبختانه در ایران باب انتقاد باز است و هر
دو جناح عملکرد یکدیگر را نقد می‌کنند و این یکی از ویژگی‌ حکومت‌های مردم‌سالار است و باید چنین باشد تا در رقابتی تنگاتنگ هر آنچه بهتر و در جهت حفظ منافع ملی است عملی شود و از هر انحرافی پیشگیری گردد.
همزبانی و یکدلی لازم و ملزوم یکدیگرند بدین معنی که وقتی بناست تصمیم مهمی گرفته شود که در بخش‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تأثیرگذار است مسلماً به یک پشتوانه مردمی نیاز هست.
امروز ما در شرایطی قرار داریم که باید از دولت و مذاکره‌کنندگان هسته‌ای‌مان حمایت و دفاع کنیم زیرا آنان در واقع سمت نمایندگان ملت را دارند و امین ما هستند.
به هر تقدیر رمز پایداری، ثبات و موفقیت ما ایرانیان که حیرت جهانیان را در پی داشته همین همزبانی، یکدلی و یکرنگی است که از الزامات وحدت است. تلاش بیشتر برای تولید بیشتر، صرفه‌جویی، رعایت نظم و مقررات، حسن همجواری با همسایگان، کسب دانش بیشتر و ورود به تخصص‌های مورد نیاز، قناعت، تواضع با یکدیگر و رفتار مسالمت‌آمیز، همه موضوعاتی هستند که اگر رعایت شوند در واقع به دولت کمک شده و با دولتمردان و مسئولان همزبانی شده است.
امید که کما فی‌السابق و بهتر از گذشته قدرشناس زحمات دولتمردان و مسئولین باشیم و سال 94
در واقع سال همزبانی و همدلی دولت و ملتی باشد که از یکدیگر جدا نیستند.
والسلام

+ نوشته شده توسط عصرمردم در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |