تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم

رییس جمهوری: حمایت از اقشار آسیب پذیر در صدر برنامه های دولت است

استاندار فارس:افزایش باسوادی موجب انتخاب صحیح مردم در انتخابات می‌شود

رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در فارس:همه مسئولیم

فرمانده سپاه فجر فارس:شیعه بر پایه غدیر استوار است

قائم مقام شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران در شیراز:به بازار خاورمیانه در دنیا شوک عظیم وارد خواهیم کرد

معاون وزیر آموزش و پرورش:30 میلیون ایرانی بیسواد و کم‌سواد هستند

وحید کشتکار شناگر فارس نخستین طلای کاروان ایران را کسب کرد

با 4 نقره و 2 برنز دیگر مدال‌های ایران به 19 رسید

تیر «ساره جوانمردی» پس از 30 سال بر قلب طلای آسیا نشست

مخالفان لایحه الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت؛سلب برخی اختیارات از وزرا اشتباه است

روزنامه‌نگار سر بریده شده آمریکایی در خیابان‌های عربستان دیده شد!

یک عضو کمیسیون امنیت ملی:مجرمان اسیدپاش از طریق سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه و صهیونیستی یاری می‌شوند

ایسنا: یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی گفت: دنباله دار شدن پدیده اسیدپاشی در اصفهان در دراز مدت اقتصاد اصفهان را به چالش بزرگی کشیده و صنعت توریسم را با رکود جدی روبه رو خواهد کرد.
عباسعلی منصوری آرانی با محکوم کردن اقدام مجرمانه اسیدپاشان در سطح شهر اصفهان اظهار کرد: این موضوع باید از جنبه‌ها و ابعاد متعددی مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد چرا که ممکن است دست‌های پشت پرده سیاسی از جمله سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه نیز در بروز این پدیده شوم اجتماعی نقش
داشته باشند.
وی افزود: برخی سعی دارند این موضوع را به بحث حجاب و عفاف و اشاعه فریضه امر به معروف و نهی از منکر مرتبط بدانند که این دقیقآ شبیه اقداماتی است که داعش در عراق و سوریه به دنبال اجرای آن است و با انجام کارهای خلاف شرع در بروز چهره خشن از اسلام تلاش می‌کند.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: دنباله دار شدن پدیده اسیدپاشی در اصفهان در دراز مدت اقتصاد اصفهان را به چالش بزرگی کشیده و صنعت توریسم را با رکود جدی روبه رو خواهد کرد و گردشگران خارجی در سفر به ایران، اصفهان را از لیست گردشگری خود حذف خواهند کرد.
نماینده مردم کاشان و آران و بیدگل در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تا قبل از دستگیری مجرمان نمی‌توان درباره هویت آنها قضاوت کرد اما به طور حتم مجرمان اسید پاش از طریق سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه و صهیونیستی
یاری می‌شوند.

بازنشستگان

 محمد عسلی


در خیابان به آرامی گام برمی‌داشت با زنبیلی در دست و مروری بر خاطرات که اگر دقت می‌کردی با خود نجوا داشت. به یاد آن شعر حافظ افتادم که چه به وقت تداعی شد:
«من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم...»
نزدیک‌تر شدم، با سلامی رویش را به سمتم برگرداند. چهره‌اش باز شد و بعد از تعارفات، گفتم: چه می‌کنی در این دوران پرافتخار بازنشستگی؟
با لبخند تلخی گفت: با زن نشسته‌ام. زنبیل را ملاحظه کن. برای خرید از فروشگاه تعاونی راهی خیابان شده‌ام. گپ و گفتی هر چند کوتاه، قصه خوانده بازنشستگی را بار دگر مرور کردم. در لحظه خداحافظی گفت: راستی من با گروه 16 بازنشسته شدم یک سکته هم کرده‌ام، منتظر سکته دومی هستم، شاید خدا ازم راضی شود!
در هم پیچیدم وقتی او از پیچ اول خیابان گذشت. حالا چندین سال است دار فانی را وداع گفته است و جز خاطره‌ای از او در ذهن دانش‌آموزان چیزی باقی نمانده، از آن مدرسه و کلاس هم با ساختمان قبلی آثاری نیست. مدتی است برای نوسازی خراب شده است آن هم تن خاکی را تکاند و به ضرب خشمی نابجا هر چند سر پا بود، اما تخریب شد تا طبقاتی چندین برابر را به زمین باصفا و مشجر خود تحمیل کند. همان دبیرستان ملاصدرای کذایی که مهندسین، پزشکان و کارآمدان بسیاری را آموزش داد و تربیت کرد.
و اما بعد.
امروز بازنشستگان روزگار تلخی را می‌گذرانند نه فقط بدان جهت که حقوق بازنشستگی‌شان ناچیز و کفاف هزینه‌های پیری و بیماری‌های دوران ناتوانی‌ها را نمی‌دهد. بلکه آنها احساس می‌کنند فراموش شده‌اند. احساس فراموشی احساس سختی است. یادآوری آن همه تلاش و زحمت و دویدن‌ها و نایستادن‌ها و اینک خانه‌نشینی و ناتوانی، گویی انظار دنیای دیگر برای پاسخ گفتن به آن تلاش‌های صادقانه امیدافزاست و اگر باوری به روز جزا نمی‌بود چه می‌شد؟
چه باید کرد با نسلی که فرزندان امروز و فردای ایران عزیز را تربیت کرده و آموزش داده است؟
چه باید کرد با نسلی که بن‌مایه عمر گرانمایه را برای راه‌اندازی کار مردم به خدماتی شایان صرف کرده است.
چه باید کرد با بازنشستگانی که در مشاغل خدمت‌رسانی گره از کار بندگان خدا باز کرده‌اند؟
آیا جز این بهتر می‌توان گفت که:
سینه‌ام آینه‌ای است
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار
آشیان تهی دست مرا
وه که دستان تو پر می‌سازند
آری، مهر و محبت و یاد و یادآوری سرمایه دل و دلدادگی است که هیچ چیز جای آن را نمی‌گیرد مثل نسیم در گرماگرم تموز که آدمی را به خنکای طبیعت خداوندی پیوند می‌دهد و برای دمی از آنچه
نمی‌خواهد می‌رهاند.
و یا چونان نفس گرمی در سردی کدورتی جانکاه که لبخندی را به لب‌های خشکیده پیوند می‌دهد.
بازنشستگان در واقع همان بازهای نشسته‌اند که بال پروازشان را گذر زمان بسته است.
این سرنوشت محتوم همه کسانی است که امروز با نیروی جوانی و شادابی در مصدر امورند و متأسفانه بعضی‌ها قدر استاد نکو دانستن را هیچ استادی به آنها یاد نداده است.
همانند گذشتگانی که میراث این سنت را به نسل‌های بعدی سپردند.
و در پایان، جا دارد دولت اعتدال بازنشستگان را به عدالت دریابد، چرا که هزینه و مخارج رفت و آمدهای آنان و بیماری‌های دوران پیری و ناتوانی چند برابر دوران ثمردهی و زمان خدمت‌رسانی آنان است.
از آن گذشته تألمات روحی ناشی از ناتوانی و بریدگی دیگران از ارتباطات عاطفی در این دنیای وانفسا هم به گونه‌ای است که بعضی از بازنشستگان، بلکه بیشتر آنان برای گذران زندگی تن خسته را به کارهای دون پایه‌ای مانند، رانندگی و خدمات‌رسانی‌های ساده به کار انداخته‌اند.
  پرداخت شهریه دانشگاه‌های غیردولتی، تأمین نیازمندی‌های جوانان بیکار یا در حال تحصیل، پاسخگویی به نیازهای خانواده در این تورم و گرانی‌های عادت شده، پشتیبانی از جوانانی که تن به ازدواج داده‌اند اما هنوزا هنوز دست طلب نزد والدین دارند و بسیار نیازهای دیگر همه رنج‌آورند اگر به گنجی دسترسی نباشد.
  حال با این آب باریکه حقوق بازنشستگی و ناچیز به راستی چه می‌توان کرد؟ جز آنکه بقیت عمری که می‌باید به آسودگی، تفریح و مطالعه صرف شود، خرج تلاش‌های مضاعفی می‌شود که اگر نشود زندگی بسیار سخت و سخت‌تر می‌شود.
برای بازنشستگان همین امروز کاری کنیم که فردا خیلی دیر است.

رهبر معظم انقلاب در حکم آغاز دوره جدید شورایعالی انقلاب فرهنگی:شتاب رشد علمی کشور نباید به هیچ بهانه‌ای کاهش یابد


معاون وزیر اطلاعات:مردم محور امنیت پایدارند
معاون وزیر اطلاعات گفت: ایجاد توسعه و امنیت پایدار در کشور مستلزم حضور حداکثری مردم است و با محوریت هوشیاری و حضور مردم محقق می شود.
معاون وزیر اطلاعات شنبه در مراسم گرامیداشت سی امین سالگرد تاسیس وزارت اطلاعات در جمع مسوولان امینتی انتظامی و اداری استان فارس در شیراز افزود: نظام مقدس جمهوری اسلامی مبتنی بر ارزش های اسلامی تاسیس گردید و صیانت از آن با تاسی به
سیره معصومین(ع) از ماموریت های مهم مردم ،مسوولان و وزارت اطلاعات است....

«حرکت» در دانشگاه شیراز

معادن دوکوهک باید منتقل شوند

ناگفته‌هایی از اتهامات مرتضوی در تأمین اجتماعی

تأکید سرپرست وزارت علوم بر بازگشت ساختمان دانشکده ادبیات به دانشگاه شیراز

ذوالانوار نماینده شیراز در مجلس:دولت باید هر چه سریع‌تر پردرآمدها را از قطار پرداخت یارانه پیاده کند

افضلی‌فرد:تخلف دانشگاه ایرانیان محرز است * واریز 16 میلیارد به حساب دانشگاه پیش از ثبت

جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران:سپاه در عراق و سوریه کار مستشاری انجام می‌دهد

 سرپرست وزارت علوم بر بازگشت ساختمان دانشکده ادبیات به دانشگاه شیراز تاکید کرد

بشریت به کجا می‌رود؟

 

 محمد عسلی


پسر می‌خواهید یا دختر؟ قد و وزنش چه میزان باشد؟ قدبلند یا قدکوتاه؟ رنگ چشم نوزاد شما آبی باشد یا مشکی؟ به کدام هنر گرایش داشته باشد؟ در چه رشته‌ای استعداد تحصیلی بیشتری داشته باشد و...؟
این تبلیغات در بولتن‌های پزشکی زنان و زایمان آمریکا آمده است که از 150 تا 1500 دلار برای متقاضیان هزینه برمی‌دارد.
اگر چنین تبلیغاتی حاصل پژوهش‌های پزشکی در ژنتیک باشد و پزشکان توانسته باشند به چنین وعده‌هایی پاسخ گویند در آینده نه چندان دور نظام زیستی موجودات کره زمین به خطر خواهد افتاد و بیم آن می‌رود که روند طبیعی رشد در جنسیت و خوی و خصلت انسان‌ها متوقف شود و یا کاهش یابد.
چرا که آموزه‌های علمی و دینی و اخلاقی همه انسان‌ها را به این نتایج ملموس رسانده است که فرزندان به نسبت یک دوم از والدین یک چهارم از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و یک شانزدهم از اجداد و... خصوصیات رفتاری، جسمی و اخلاقی را به ارث می‌برند.
این دستکاری‌ها در ژن‌های جنسیتی و دیگر ژن‌های حامل خصوصیت‌های جسمی و روانی بی‌شک تعادل طبیعی زیستی انسان‌ها و سایر موجودات را به هم می‌ریزد و معلوم نیست در آینده نه چندان دور انسان و محیط طبیعی او با چه مشکلاتی مواجه خواهند شد.
و اما بعد.
زندگی ماشینی و سکونت در قفس‌های آپارتمانی که اینک آثار تعاملات و ارتباطات اجتماعی ابتر آنها را شاهدیم یک پیام بیشتر ندارد و آن اینکه به هر نسبت سرعت ماشین و دستاوردهای فناوری‌های جدید، مسیر طبیعی زندگی ما را به نام نوآوری تحت تأثیر قرار دهد و دل‌مشغول اسباب‌بازی‌ها کند به همان نسبت و بلکه بیشتر دچار الیناسیون رفتاری و اندیشه‌ای خواهیم شد و از عواطف و مهر به دور می‌مانیم. تا جایی که خشم و ابراز قدرت مالی، تخصصی و یا شغلی تعیین کننده شخصیت و محبوبیت‌ کاذب انسان گردد.
و دیری نخواهد پایید که مؤسسات پرورش کودکان ماشینی همانند جوجه‌کشی و مرغداری‌ها به وجود آیند و کشورهای جهانخوار همانند آمریکا و امثالهم ارتش و سربازان خط مقدم خود را از میان آنها انتخاب کنند به گونه‌ای که اگر داعش و سلفی‌‌ها دست پرورده دلارهای نفتی و مکتب تعصب و خرافه‌های دوران جاهلیت هستند، فردا دست پرورده پزشکان دلداده به تغییرات ژنتیکی، سربازان بی‌هویت و به دور از عواطف انسانی به بازار آیند.
به راستی بشر عصر فضا و شکافنده اتم با آن همه ادعا به کجا می‌رود؟
آیا پیروان مکتب سیانتیسم «علم‌گرایی» به نقطه پایانی عبور از آدمیت رسیده‌اند و یا آنکه تازه آغاز راه توسل به دستاوردهای علم محض را دریافته‌اند تا با پول و سرمایه هدف وسیله را توجیه کند و هر کس برای بیشتر داشتن از صفات حسنه انسانی به دور ماند؟
آیا دوران اندیشه‌های متعالی برای بازشناسی اصالت‌های هویتی به سر آمده است؟
که دیگر شاعری همانند سنایی پیدا نشود تا بسراید:
«... چو علم آموختی از حرص، آنگه ترس کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا...»
و یا سعدی مانندی به میدان نقد علم نیاید که دوباره به این مهم توجه کند که:
«... علم، آدمیت است و جوانمردی و ادب
ورنه، ددی به صورت انسان مصوری...»
به هر تقدیر نمی‌شود و نباید با پیشرفت‌های علم پزشکی در شاخه‌های مهم مخالفت کرد و هر انسان عاقل و خردمندی به دنبال کسب دانش و فهم بیشتر است، اما، تلاش و سرمایه‌گذاری در پی یافتن علومی که مسیر طبیعی زندگی بشر را مخدوش و ناهموار می‌کند ستم به بشریت و قانونمندی خداوندی است که این همه نعمت‌های بی‌پایان را برای ما به ارمغان آورده است زیرا انشتین پس از کشف دانش شکافتن اتم و ساخت سلاح اتمی توسط آمریکا گفت: اگر می‌دانستم از این کشف بدین صورت برای کشتار انسان‌ها استفاده می‌شود، چنین تلاشی نمی‌کردم. «نقل به مضمون»
آری در قرن بیست و یکم هر چند شاهد دستاوردهای علمی و فنی حیرت‌انگیزی در علوم مختلف هستیم و این کشفیات نشانه‌ای بارز از قدرت اندیشه انسان‌هاست لیکن متأسفانه از اخلاق و معنویت و ارتباطات عاطفی و گرایش به قوانین خلقت و طبیعت دور افتاده‌ایم، گویی حرکت بی‌احساس ماشین و به‌کارگیری فلزات فناوری شده برای مقاصد معلوم ما را از درک احساس و نیازهای طبیعی انسان‌ها غافل کرده و به دور داشته است که متأسفانه آثار مخرب آن را در افزایش چالش‌ها، خشونت‌ها، طلاق، اعتیاد، جرایم عمدی قتل و ضرب و جرح، کلاهبرداری و امثالهم شاهدیم، خواه در ایران باشد، خواه در آمریکا و یا هر کشور پیشرفته دیگر.
این اپیدمی بلایی است که انسانیت را ذبح کرده است و راه‌های رسیدن به خدا را مسدود نموده است.
والسلام

صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی کشور در شیراز:جامعه بشری در آستانه گام نهادن به دوره حکمت است


تأکید آیت‌ا... ایمانی بر لزوم بازبینی حرکت‌های مردمی در عزاداری‌ها


استاندار فارس:آماده استقبال از سرمایه‌گذاران مکزیکی هستیم


رئیس جهاد کشاورزی استان:فارس توان افزایش صادرات محصولات کشاورزی به روسیه را دارد


عقب‌نشینی داعش تا حاشیه کوبانی

محدودیت‌های بی‌سابقه برای اشتغال زنان در طرح جدید
«در این طرح  جریمه کارفرمایانی که این موازین را رعایت نکنند
در مرحله اول یک هفته تعطیلی واحد صنفی و در صورت تکرار تعطیلی به مدت یک ماه پیش   بینی‌شده است.»...


بادامچیان عضو شورای مرکزی مؤتلفه:محمد خاتمی بهترین گزینه نظام برای فرستادن به اروپاست

این همه تصادف چرا؟

 محمد عسلی


همه ساله، معمولاً در پایان اسفندماه پلیس آمار تلفات، مرگ و میرها و خسارت دیدگان جاده‌های برون‌شهری و درون‌شهری را با ذکر جزئیات اعلام می‌کند. هر چند بخش عمده‌ای از تصادفات جزیی که با توافق طرفین حل و فصل می‌گردد در آمار نیروی انتظامی نیست، اما همان آمار اعلام شده هم ایران را در بین سایر کشورها در تصادفات رانندگی شاخص نشان می‌دهد.
در این میان استان فارس یکی از استان‌های حادثه‌خیز است که در تصادفات رانندگی هم گوی سبقت از دیگر استان‌ها ربوده است.
همین دو سه روز قبل باخبر شدیم، مینی‌بوسی که با سرعت بالای صد کیلومتر در خیابان قصردشت حرکت می‌کرده، راننده آن قادر به کنترل نمی‌شود و با عابر پیاده‌ای تصادف کرده ضمن انحراف به سمت پیاده‌رو با دکل برق برخورد کرده، آن را ضایع و خم کرده که اگر آن دکل نبود، معلوم نبود چگونه از درون خانه و کاشانه و مغازه‌های اطراف گذشته و از کجا سر در می‌آورد.
این تصادف در شهر بی در و دروازه شیراز نه اولین و نه آخرین آن خواهد بود. بلکه در درون و گوشه و کنار شهر روزانه و شبانه شاهد تصادفات بسیاری هستیم که جای بسی افسوس و حیرت دارد.
با این وصف از خود می‌پرسیم، چرا این همه تصادف؟
پاسخ این چراها را تاکنون به صورت منطقی و مستدل از زبان هیچ مسئولی نشنیده‌ایم و اگر هم اظهاراتی شده باشد ابتر و ناقص و بدون دلایل کارشناسانه بوده است.
و اما بعد.
شهر شیراز که در سال 1355 دارای سیصد و سی هزار نفر جمعیت و در اندازه یک دهم فعلی خود بوده است، معمولاً تمام خیابان‌های آن دارای خط‌کشی و تعداد اتومبیل‌ها هم به نسبت سایر کلانشهرها با جمعیت امروز قابل مقایسه نبوده است. هرچند در آن زمان هم شاهد تصادفات بودیم لیکن چنین وضعیتی را هیچکس به یاد ندارد که اتومبیل‌هایی با سرعت بالای 120 کیلومتر در شهر شلوغی مانند شهر شیراز بتوانند رانندگی کنند و در برابر اعتراض دیگران مدعی و طلبکار هم باشند.
آنچه امروز شیراز برای پیشگیری از جرایم رانندگی نیاز دارد می‌توان به ذکر محدودی از آن در این کوتاه نوشتار بسنده کرد.
یکم، خط‌کشی خیابان‌های شهر به گونه‌ای که رانندگان فاصله عابر پیاده، خط ممتد وسط، خط سبقت مجاز و خط فاصله با پیاده‌رو را بتوانند در شب و روز تشخیص دهند. موضوع مهمی که هر چه به آن اشاره کرده‌ایم چندان توجهی به آن نکرده‌اند و اگر هم مبادرت به خط‌کشی بعضی خیابان‌ها شده، مواد اولیه خط‌کشی چنان بی‌کیفیت بوده که بیش از یکی دو هفته دوام نیاورده و محو شده است.
نکته دوم، حضور پلیس وظیفه‌شناس و با قاطعیت که با حضور خود در مراکز حساس و حادثه‌خیز شهر به ویژه در تقاطع و چهارراه‌ها اجازه تخلف به رانندگان ندهد.
سوم، علامت‌گذاری پایدار به روی سرعت‌گیرها تا از فاصله حداقل پنجاه متری دیده شوند که متأسفانه چنین نیست و بخشی از تصادفات و خسارت‌ به خودروها از عدم دید و توجه به سرعت‌گیرها اتفاق می‌افتد.
چهارم، نصب چراغ و دوربین در خیابان‌ها که تخلفات را ثبت و ضبط کند به گونه‌ای که رانندگان آن را
جدی بگیرند.
و مهمتر از همه قاطعیت پلیس راهنمایی در جلوگیری از عبور عابران از درون خیابان و یا گذر از چراغ قرمز، بویژه در چهارراه‌ها که معمولاً عابران بدون توجه به پلیس و پلیس هم بدون توجه به عمل خلاف عابران این رفت و آمدها را تکرار می‌کنند.
نکته دیگر آنکه مسئولین شهر و متولیان شهرداری و شورای شهر می‌باید به اتومبیل‌های مسافربر شخصی که الی ماشاءا... تعدادشان هم کم نیست و عامل تخلف و ترافیک هم شده‌اند اجازه ندهند در رقابت با تاکسی‌های تابلودار با آن وضع و حال نه چندان قابل قبول در هر نقطه از خیابان، حتی در چهارراه‌ها مبادرت به سوار کردن مسافر نمایند که حاشیه‌ها و تبعات سنگین دیگری هم در پی داشته است.
این هرج و مرج خیابانی که موجبات عصبانیت و خشم عابران و رانندگان شده بیشتر مولود قانون‌گریزی است، بویژه در عدم رعایت حق تقدم که متأسفانه مدتهاست در اخلاق رانندگی شهرهای ما رنگ باخته است.
آنچه رانندگان، عابران و نهایتاً شهروندان را به پذیرش و احترام به قانون ترغیب می‌کند، رعایت و اجرا و نظارت بر قوانین است. بعضی از مسئولین در اجرای قانون غفلت می‌کنند. بسیاری بر نظارت چشم بسته‌اند و به تعبیری کار رانندگان را به رانندگان و عابران را به عابران سپرده‌اند. زیرا از خیابان‌های بدون خط‌کشی، از اتومبیل‌های بدون کارت معاینه فنی، از رانندگان ناشی و از پلیس دارای خلق و خوی تساهل و تسامح، انتظار دیگری نمی‌توان داشت.
خلاصه شهر ملغمه‌ای از زشت و زیبایی، تخلف و بی‌قانونی و سبقت غیرمجاز از یکدیگر شده است و نمایش اتومبیل‌های آنچنانی در بعضی خیابان‌های معروف شهر که داشتن‌های بی‌حساب و کتاب را به رخ می‌کشند و نداشتن‌ها را به حسرت وا می‌دارند.
ساخت و سازها، خاک و ریزگرد به خورد مردم می‌دهند، اتومبیل‌ها صدای جیغ ترمز و بلندگوهای مکش مرگ من و آتش افروزی پاکبانان در شب برای زباله‌سوزی دود و آلودگی‌های ناروا، باغ و باغچه‌های اطراف هم در مراسم عروسی و شادمانی، صداهای ناهنجار که از آوای وحش هم بدتر است و در پایان شب هم غرش سقوط تیرآهن‌هاست که هر آدم سالمند خوابی را به سکته می‌اندازد.
این همه مصیبت در شرایطی است که اعضای محترم شهر، مسئولین جان‌نثار راهنمایی و رانندگی، شهردار و مسئولین اتوبوسرانی و تاکسیرانی و ده‌ها مسئول دیگر، مدام در اظهارات و مصاحبه‌ها چنین و چنان می‌فرمایند، لیکن شهر به روال سال قبل و سال‌های قبل و بلکه بیشتر در تب بی‌نظمی می‌سوزد و هنوز نتوانسته‌ایم آمار تلفات جانی ناشی از تصادفات را کاهش دهیم و متخلفان را از تخلفات رانندگی و سایر جرایم باز داریم. چرا؟
آیا پاسخی به این چراها برای تسکین تألمات روحی بازماندگان داریم؟
آیا به راننده مینی‌بوسی که با چنین سرعتی در شهر می‌تازد و در دم انسان بیگناهی را می‌کشد دوباره اجازه رانندگی می‌دهیم؟
آیا هر کس گواهینامه رانندگی گرفت، فوراً می‌تواند در جاده‌ها حرکت کند؟
آیا باز هم می‌گوییم خط‌کشی خیابان‌ها هزینه دارد؟
آیا باز هم ‌خواهیم نوشت، چرا به چنین وضعی گرفتاریم؟
حداقل کاری کنیم، حالا که موج توریست‌ها از راه می‌رسند، از شدت تخلفات بکاهیم تا قداست سومین حرم اهل‌بیت و ادبیات حافظ و سعدی در دفترچه خاطراتشان رنگ نبازد.
هر چند نوسازی‌ها، تعریض خیابان‌ها، بولوارها، باغچه‌های زیبا و بویژه پل‌هایی که جدیداً احساس شده، نور امید نوسازی را در دل مردم شهر پرتوافکن کرده و زحمات مسئولین قابل تقدیر است، لیکن حفظ جان آدم‌ها هدف اولیه است و نباید از آن غافل ماند.
و در پایان به قول سعدی:
«گر چه دانی که نشنوند بگو
هر چه دانی ز نیکخواهی و پند...»
والسلام

Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi