ناگفته های انقلاب اسلامی به روایت اسناد (7)
« انتخاب متن محمد عسلی»
تشکیل دولت موقتامام خمینی در فرصت مناسبی که خلأ قدرت بیش از هر زمانی احساس میشد و قدرت رویارویی دولت بختیار به کلی از بین رفته بود، با تشکیل دولت موقت شکست نهایی را بر رژیم تحمیل کردند. حمایت همه جانبهی مردم از دولت منصوب امام خمینی و ایستادگی کارمندان در مقابل وزرای دولت بختیار و اعلام همکاری با وزرای دولت موقت آخرین رمقهای دولت بختیار را تحلیل برد و زمینه را برای سقوط نهایی فراهم کرد.
انتصاب مهندس مهدی بازرگان – امام خمینی در 26 دیماه در آستانهی خروج شاه اعلام کردند که «ما دولت را به همین زودی معرفی خواهیم کرد»(1) و بلافاصله بعد از رفتن شاه در پیامی خطاب به ملت ایران فرمودند که «دولت موقت برای تهیهی مقدمات انتخاب مجلس مؤسسان به زودی معرفی میشود و به کار مشغول خواهد شد. وزارتخانهها موظفند که آنان را پذیرفته و با آن همکاری صمیمانه کنند. اینجانب به صلاح وزرای غیرقانونی میدانم که برکناری خود را اعلام کنند و خود را در مسیر ملت قرار دهند.» (2)
امام خمینی بعد از بازگشت به ایران در بهشت زهرا به مردم بشارت دادند که «من دولت تعیین میکنم. من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین میکنم.» سرانجام روز موعود فرا رسید و امام خمینی در شب پانزدهم بهمنماه اعضای شورای انقلاب را فرا خواندند و به رایزنی پرداختند.
این جلسه که از ساعت 17 تا 23 شب در پشت درهای بسته ادامه یافت، نخست وزیری بازرگان تصویب گردید. صبح روز پانزدهم یکی از اعضای بیت امام خمینی خبر تصمیم بر نخست وزیری بازرگان را منتشر نمود. (3) امام خمینی در حکم نخست وزیری بازرگان و سخنرانی معارفه تصریح کردند که نخست وزیری بازرگان به پیشنهاد شورای انقلاب اسلامی بوده است.
روز شانزدهم بهمن جلسهی معارفهی بازرگان با حضور صدها خبرنگار خارجی و داخلی در مدرسهی علوی برگزار شد. این مراسم همان شب از تلویزیون پخش شد. ابتدا امام خمینی طی سخنانی ضمن تبیین اوضاع آشفتهی ایران و حکومت آرمانی اسلامی و تأکید بر غیرقانونی بودن رژیم پهلوی، به معرفی بازرگان پرداختند و اعلام نمودند که اطاعت از حکومت وی واجب است. امام خمینی سپس به پاسخ به سؤالات خبرنگاران پرداختند. آنگاه آقای بازرگان از امام خمینی تشکر کرد و به سختی کار اشاره کرد و اینکه با همهی مشکلات این مسئولیت را پذیرفته است. در پایان آقای هاشمی رفسنجانی متن حکم انتصاب آقای بازرگان را از طرف امام خمینی قرائت کرد. متن سخنرانیهای جلسهی معارفه به دلیل اهمیت آن نقل میشود.
«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
آقایان آشفتگی چند سالهی ملت ما را میدانند. مطلعند که تمام دستگاههای ملی و دولتی فلج شده است، وضع اقتصادی ما رو به نابودی رفته است، وضع فرهنگ ما خراب است، دانشگاهها تعطیلاند، مدارس علمی ما تعطیل است، بازارها تعطیل است. تمام اینها مضافاً به خونریزیهایی که تاکنون شده است و آشفتگیهایی که در مملکت ما هست. از اینها اطلاع دارند. کسانی که مربوطاند به اینها، دست بردارند از شلوغکاری، و با تعقل اشیاء را فکر کنند و کنار بروند. ما همهای این مسایل را انشاءالله با پشتیبانی ملت حل خواهیم کرد.
شما خبرنگارها در این مدت ملاحظه کردید که ملت ما از مرکز تا هر جا که چشمانداز باشد، شهرستانهای بزرگ و کوچک، دهکدهها، قراء، قصبات، همه با هم یک فکر و یک نظر و با ارادهی مصمم از ما میخواهند که رژیم سلطنتی که یک رژیم پوسیدهی غیرعُقَلایی است، غیرعقلی است، و رژیم سلطنت محمدرضا خان، همهی مردم گفتند که اینها باید سراغ کارشان بروند؛ و همهی مردم یک دل و یک جهت جمهوری اسلامی را میخواهند. ملت ما مُسلم است، علاقهمند به اسلام است، عدل اسلامی را دیده است؛ تاریخ ما از حکومتهایی که در صدر اسلام بوده است خبر به ما داده است که وضع حکومتها چه بوده است، وضع حاکم چه بوده است. حضرت امیرالمؤمنین، علیابن ابیطالب، که حاکم بر یک صحنهی بزرگ [بوده است]، ممالک بزرگ، از عربستان سعودی گرفته تا مصر، ایران، عراق و سوریه و سایر جاها را داشته است، همین قاضیای که خودش قرار داده برای قضا، وقتی که یک نفر یهودی [علیه] او دعوی کرده است و ادعا کرده است چیزی را، قاضی [آن حضرت] را خواسته و او هم آمده است در محضر قاضی و با یهودی در عرض هم نشستهاند، و دادخواهی شده است، و قاضی حکم برخلاف حضرت امیر – سلامالله علیه – یعنی حکومت وقت کرده است، و [آن حضرت] تسلیم بوده است. یک همچو وضع حکومتی در بشر معلوم نیست تحقق پیدا کرده باشد. ما آرزوی یک همچو حکومتی داریم، یک حکومت عادل که نسبت به افراد رعیت علاقهمند باشد؛ عقیدهاش این باشد که باید من نام خشک بخورم که مبادا یک نفر در مملکت من زندگیاش پست باشد، گرسنگی بخورد. ما میخواهیم یک همچون حکومت عدلی ایجاد کنیم.
چنان که شما میدانید – یعنی خبرنگارها به واسطهی اطلاعاتی که در ممالک خودشان هست، و ما هم به واسطهی اطلاعاتی که در این مملکت داریم و مشاهداتی که داشتیم – از اول که رضاخان کودتا کرد و آمد به تهران(4) تا آن وقتی که مجلس مؤسسان درست کرد و وکلایی خودش درست کرد، تمام اینها با سرنیزه بود و ارادهی ملت هیچ دخالت در این مسایل نداشت و ملت به هیچوجه در حساب نمیآمد.
ادامه در ستون روبه رو
ادامه از ستون روبه رو
یک همچو جمعیتی که او جمع کرده بود و با سرنیزه مسئلهی مؤسسان را تأسیس کرد و آنها رأی دادند، این رأی، رأیِ باطل بوده است؛ این مجلس، مجلس ملی نبوده است و چون مجلس ملی نبوده است، رژیم سلطنتی پهلوی یک رژیم متکی بر سرنیزه بوده است و قانونی نبوده است. وقتی رژیم قانونی نشد، مجالسی که بعدها هم تهیه کردند ملی نبوده است، قانونی نبوده است. تمام این مسایل به ما میفهماند که الان نه دولت قانونی است، نه مجلس قانونی است، نه این مجلس و نه آن مجلس. (5)
لهذا چون ما مجلس را غیرقانونی میدانیم و دولت را هم غیرقانونی میدانیم و اوضاع کشور را آشفته میبینیم، برای اینکه خاتمه بدهیم به وضع [آشفته] کشور، ما به واسطهی اتکا به این آرای عمومی – که شما الان میبینید و دیدید تاکنون که آرای عمومی با ماست و ما را به عنوان «وکالت» یا بفرمایید به عنوان «رهبری»، همه قبول دارند – از این جهت ما یک دولتی را معرفی میکنیم، رئیس دولتی را معرفی میکنیم [تا] موقتاً دولتی تشکیل بدهد که هم به این آشفتگیها خاتمه بدهد، و هم یک مسئلهی مهمی که مجلس مؤسسان است، انتخابات مجلس مؤسسان را درست کند، و مقدمات آن را درست کند و مجلس مؤسسان تأسیس بشود. و همین طور انتخابات هم درست بشود و آنها دولت دایمی را انتخاب بکنند و جمهوری اسلامی را [به] رفراندوم بگذارد... با اینکه من اعتقادم این است که دیگر احتیاج به رفراندوم نیست و مردم مکرر به جمهوری اسلامی رأی دادهاند؛ لکن برای اینکه بهانهها تمام بشود و شمارش آرا بشود، ما باید آزادانه یک همچو کاری بکنیم تا مردم بدانند، تا همهی عالم بدانند که رأی آزاد که مردم میدهند به که میدهند و به چه رژیمی میدهند؛ لهذا ما دولت موقت را تعیین کردیم و چون جناب آقای مهندس مهدی بازرگان را سالهای طولانی است از نزدیک میشناسم و یک مردی است صالح، متدین، عقیدهمند به دیانت و امین و ملی و بدون گرایش به یک شیئی که برخلاف مقررات شرعی است، من ایشان را معرفی میکنم که ایشان رئیس دولت باشند. و ایشان وزرای خودشان را بعد تعیین خواهند کرد، و به ما معرفی میکنند تا اینکه شورای انقلاب ما، که پیشنهادشان این بوده است که ایشان رئیس دولت باشند، شورای انقلاب وزرای ایشان را هم بررسی بکنند، انشاءالله مسایل به طور سهل و به طور خوبی انجام بگیرد. من باید یک تنبّه دیگری هم بدهم و آن اینکه من که ایشان را حاکم کردم، یک نفر آدمی هستم که به واسطهی ولایتی که از طرف شارع مقدس دارم، ایشان را قرار دادم. ایشان را که من قرار دادم واجبالاتباع است، ملت باید از او اتّباع کند. یک حکومت عادی نیست، یک حکومت شرعی است؛ باید از او اتّباع کنند. مخالفت با این حکومت مخالفت با شرع است؛ قیام بر علیه شرع است. قیام بر علیه حکومت شرع جزایش در قانون ما هست، در فقه ما هست؛ جزای آن بسیار زیاد است. من تنبّه میدهم به کسانی که تخیل این معنی را میکنند که کارشکنی بکنند یا اینکه خدای نخواسته یک وقت قیام بر ضد این حکومت بکنند، من اعلام میکنم به آنها که جزای آنها بسیار سخت است در فقه اسلام. قیام بر ضد حکومت خدایی قیام بر ضد خداست؛ قیام بر ضد خدا کفر است. من تنبّه میدهم به اینها که بر سر عقل بیایند؛ بگذارند مملکت ما از این آشفتگی بیرون برود، بگذارند خونهای محترم ریخته نشود، بگذارند جوانهای ما دیگر این قدر خون ندهند، بگذارند اقتصاد ما صحیح بشود؛ ما به تدریج کارها را اصلاح بکنیم. از خدای تبارک و تعالی میخواهم که توفیق بدهد به آقای مهندس بازرگان که این مأموریت را به وجه احسن انجام بدهد.»
----------------------------
(1) صحیفهی امام، 5، ص485
(2) همان، ص487
(3) روزنامهی اطلاعات 15/11/1357، ص2
(4) اصل: ایران
(5) مجلس شورای ملی و مجلس سنا
+
عصرمردم یکشنبه شانزدهم بهمن 1390
