تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 7--27 بهمن 89

جایگاه مادر در فرهنگ عامه

مقدمه
اولین مدرسه انسان، کانون «خانواده» و اولین آموزگار و مربی و پرورش دهنده «مادر» است. او موجودی است که همه استعدادها و عواطف و احساسات پاک و حیاتی برای رشد و کمال و بالندگی آدمیان در سرشت و فطرتش تعبیه شده و آفریدگار توانا هر آنچه برای پروردن صحیح انسان در دوره­های مختلف حیات یعنی نوزادی، کودکی، نوجوانی و بزرگسالی، لازم و ضروری می­باشد در وجودش به ودیعه نهاده است. او به طور فطری و طبیعی و بر اساس سرشت الهی خود در اوج عشق و علاقه و با میل و شوق تمام زیباترین جلوه­های ایثار و فداکاری، رأفت و شفقت، مهرورزی و محبت، رنج و مشقت و تلاش و کوشش مدام وقفه ناپذیر در مراحل مختلف رشد و پرورش فرزند را به تجلی می­آورد.
شخصیت سالم و جامع کودکان و نوجوانان را
 پایه­گذاری می­کند و به استحکام بنیان­های سلامت جامعه اهتمام می­ورزد.
بنابراین مفهوم این سخن ژرف که «بهشت زیر پای مادران است» فرجام همه تلاش­ها، فعالیت­ها، رنج­ها، سختی­ها و فداکاری­های مستمر و خستگی ناپذیر مادران را در تربیت و پرورش فرزندان سالم، صالح، مفید و راهگشا برای جوامع بشری نمایان می­سازد که به راستی «بهشت» آماده و مهیای پذیرش گام­های مادرانی است که با تربیت­های الهی و مقدسشان جوامع پاک و سالم رشد یافته و پویا را بنیان نهاده­اند.
جایگاه مادر در دین اسلام
بی­شک مادر از هر جهت مقام ارجمند و والایی  در همه ادیان داشته و دارد و همگان با دید احترام به او می­نگرند و به عظمت و بزرگی از وی یاد می­کنند. هر دین و آئینی که در طول تاریخ آمده به این مسأله توجه کرده و مردم را به خدمت به مادر فرا خوانده است. ابنیای گذشته ضمن اینکه احترام نهادن به مادر را توصیه می­کردند قبل از همه خود در قبال مادرشان تکریم کرده برای او طلب رحمت و مغفرت می­کردند.
ابراهیم خلیل(ع) برای پدر و مادرش دعا می­کند و از خدا می­خواهد که آنها را مورد غفران و آمرزش قرار دهد: «ربنا اغفرلی و لوالدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب»
پروردگارا! من، پدر و مادرم و همه مؤمنان  را، در آن روز که حساب برپا می­شود بیامرز. (ابراهیم«4») این دعای حضرت ابراهیم(ع) افزون بر اینکه نشان دهنده بزرگی شأن و مقام مادر است، جنبه تربیتی نیز دارد، چرا که به پیروان مکتب توحید می­آموزد که این گونه برای پدر و مادرشان دعا کنند. بنابراین در دین ابراهیم خلیل(ع) که دین حنیف و خالص است مادر از مقام بالایی برخوردار بوده و جایگاه خاصی نزد او داشته است. هر چند همه ادیان الهی مقام ارزشمندی برای مادر قائلند و به او احترام می­گذارند، ولی اسلام بیش از دیگر ادیان به این مسأله توجه کرده و به مادر عظمت بخشیده است. حقوقی را که اسلام برای مادران مشخص کرده، بسیار فراتر از حقوقی است که برای دیگر افراد حتی پدر قائل شده است چرا که مادر مربی انسان و در حقیقت پرورش دهنده جامعه است و اوست که می­تواند فرد و جامعه را به سعادت برساند و یا به شقاوت و بدبختی بکشاند.
در اینجا لازم است تا جایگاه مادر را به طور  خلاصه از منظر قرآن و احادیث اسلامی بررسی کنیم:
در قرآن کریم «کلمه مادر» به اشکال مختلف به صورت مفرد و جمع مانند «ام»، «والدتی»، «ام موسی»،
«والدات» و «امهات» و امثال آن فراوان آمده است. همچنین مادر و پدر به هیأت تثنیه، آن «والدین» و «ابوی» مکرر در این کتاب آسمانی به کار رفته است. اگر با دقت در این موارد نگاه کنیم می­بینیم که خداوند در هر یک از آیات مورد بحث، با عظمت و بزرگی از مادر یاد کرده و به نوعی از مقام او تمجید کرده است.
وحی و الهام مستقیم خدا به مادر موسی، اظهار ارادت و نیکوئی عیسی به مادر، بیان زحمات و رنج­های مادر در قرآن کریم و همچنین دستور حق تعالی به احسان و نیکی به پدر و مادر همه گواه بر رفعت جایگاه مادر است. «میر عظیمی 1369، 226»
خدای تعالی در سوره­های لقمان و احقاف، پس از توصیه به احسان والدین، تحمل رنج و زحمت­های مادر را بیان می­کند و می­فرماید: «حملته امه کرها و وضعته کرهاً و حمله و قصاله ثلاثون شهراً حتی اذا بلغ اشده و بلع اربعین سنه» «مادرش او «فرزند» را با ناراحتی حمل می­کند و با ناراحتی بر زمین می­گذارد و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سی ماه است تا زمانی که به کمال و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد. (سوره احقاف «15»)
بیان رنج و تلاش مادر با اینکه پدر نیز در اغلب سختی­های تربیت فرزند شریک است خود دلیل بر اهمیت و ارزش کار مادر است، روشن است کسی نزد حق تعالی مقام بالاتری دارد که کار ارزشمندتری انجام دهد.نکته قابل توجه در آیات مربوط به احسان به پدر و مادر این است که خداوند ابتدا به نیکی کردن نسبت به پدر و مادر، دستور می­دهد؛ سپس بدون ذکر زحمات پدر، مشکلات و ناراحتی­های مادر را بیان می­کند.
گویی مادر عامل اصلی در لزوم نیکی به والدین بوده و کار او آنقدر ارزشمند است که احسان به پدر را نیز بر فرزند واجب می­سازد. اگر نبود صبر و پایداری مادر در برابر سختی­های دوران بارداری و پذیرش ناگواری­های طاقت فرسای دوره شیردهی و تربیت فرزند، شاید به این قطع و حتم به احسان والدین به صورت مطلق حکم نمی­شد. تا آنجا که مسأله نیکی به پدر و مادر در قرآن کریم هم طراز با عبادت خدای متعال به حساب آمده است.
در احادیث هم مقام مادر گرامی داشته شده است: پیامبر اکرم(ص) در تبیین مقام مادر می­فرماید: «الجنه تحت اقدام الامهات» (بهشت زیر پای مادران است) این حدیث حاکی از این است که بدون رضایت مادر نمی­توان به بهشت و نعمت­های بهشتی دست یافت. اگر کسی بخواهد به درجات عالیه جنت و رضوان نایل گردد باید به مادر احترام بگذارد و به او خدمت
کند.
این همه ارج نهادن به مقام مادر شاید به خاطر زحماتی است که مادر متحمل می­شود. تحمل رنج و زحمت دوره بارداری و کودکی و تأمین نیازهای جسمی و روحی فرزند از مشکلات طاقت فرسایی است که مادر می­تواند بپذیرد و طبیعی است که خداوند در قبال صبر و بردباری مادر، اجر و مزد بی پایان به او عنایت می­کند. مادر نسبت به تربیت فرزند مشکلات زیادی متحمل می­شود و طبعاً پاداش زیادتری را نیز مستحق می­گردد.
جایگاه مادر در فرهنگ ایرانی
مادر در فرهنگ مردم ایران جایگاه رفیعی دارد. پس از پدر، مادر است که در کانون گرم خانواده با احساسات و عواطف ظریف مادرانه خود نسبت به فرزندان مسوولیت اداره امور زندگی و پرورش و تربیت فرزندان را عهده دار است. اوست که شادی­های زندگی را تنها در شادابی چهره پدر خانواده و فرزندان دلبند خویش لمس می­کند و در مشکلات و دشواری­های زندگی بار همه اندوه و مصائب را به جان و دل می­خرد تا باز هم نقش شادابی را در چهره آنان مجسم کند. مادر گاهی اوقات در برابر مشکلات و کمبودهای زندگی و ابراز احساسات خود چنان عاجز و ناتوان می­شود که حتی بار مسوولیت مادر بودن را برای دشمن خود هم نمی­خواهد و این گونه عبارات که گاهی از زبان مادران شنیده می­شود گویای همین واقعیت است:
«الهی کافر مادر نشه»، «الهی گرگ بیابون مادر نشه» و «الهی دشمن آدم مادر نشه» و غیره.
مادر در گزیده شعر شاعران پارسی گوی
مادر در اشعار شاعران ایرانی بازتاب وسیعی یافته است. هر چند بیشتر شاعران ابیاتی در مقام مادر دارند، اما در میان شاعران معاصر «ایرج میرزا» بیشترین و زیباترین اشعار را در مورد مادر سروده است:
پسر! رو قدر مادر دان که دائم
کشد رنج پسر بیچاره مادر
برو بیش از پدر خواهش که خواهد
تو را بیش از پدر بیچاره مادر
نگهداری کند نه ماه و نه روز
تو را چون جان به بر بیچاره مادر
سپس چون پا گرفتی، تا نیفتی
خورد غم بیشتر بیچاره مادر
به مکتب چون روی تا بازگردی
بود چشمش به در بیچاره مادر
نبیند هیچ کس زحمت به دنیا
ز مادر بیشتر بیچاره مادر
تمام حاصلش از زحمت این است
که دارد یک پسر بیچاره مادر
* * *
جوانی سر از رأی مادر بتافت
دل دردمندش به آذر بتافت
چو بیچاره شد پیشش آورد مهد
که ای سست مهر فراموش عهد
نه گریان و درمانده بودی و خرد؟
که شب­ها ز دست تو خوابم نبرد
تو آنی که از یک مگس رنجه­ای
که امروز سالار و سرپنجه­ای
«سعدی»
داد معشوقه به عاشق پیغام
که کند مادر تو با من جنگ
مادر سنگ دلت تا زنده است
شهد در کام من و توست شرنگ
عاشق بی خرد ناهنجار
نه بل آن فاسق بی عصمت و ننگ
رفت و مادر را افکند به خاک
سینه بدرید و دل آورد به چنگ
دید کز آن دل آغشته به خون
آید آهسته برون این آهنگ
آه دست پسرم یافت خراش
آخ پای پسرم خورد به سنگ
«ایرج میرزا»
دامن مادر نخست آموزگار کودک است
طفل دانشور کجا پرورده مجنون مادری؟
«پروین اعتصامی»
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه گل شکفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
«ایرج میرزا»
فرزند ز مادر است خرسند
بیگانه کجا و مهر مادر؟
«پروین اعتصامی»
جایگاه مادر در ادب عامه
الف- دوبیتی­ها و ترانه­های محلی
بیا باد صبای صبح دلگیر
سلام از من رسان بر مادر پیر
بگو فرزند سلامت میرسونه
حلالم کن که شبها داده­ایم شیر
* * *
شُوی که مار خونی زد به پایم
زمین تا آسمان می­شد صدایم
خبر ور مادر پیرم رسونید
که بندد حجله نیلی برایم
* * *
خبر اومد که دشتستان بهاره
زمین از خون احمد لاله زاره
خبر ور مادر پیرش رسونید
که احمد یک تن و دشمن هزاره
* * *
پری زاد و پری زاد و پری زاد
که کاشکی مادرم من را نمی­زاد
که مار زاد و شیر محنتم داد
بزرگم کرد و دست دشمنم داد
* * *
درخت سبز در کوه کمر بود
متاع آن درخت بار شکر بود
هر اون مادر که فرزندش سفر بود
همیشه اون درختش در نظر بود
* * *
فلک از کار و کردارت نه شادم
پشیمونم که از مادر بزادم
بیا مادر بکن شیرت حلالم
که فردا طاقت آتش ندارم
* * *
پدر خوبه که مادر نازنینه
برادر میوه روی زمینه
اگر گردی همه عالم سراسر
نبینی میوه­ای بهتر ز مادر
* * *
الا دختر سفیده چادر تو
ترا با مه نمی­ده مادر تو
الهی مادر گبرت بمیره
شب چارده بیایم در بر تو
* * *
میون مادر و دختر اناری
کشیده سرمه دنباله داری
نکش سرمه که بی سرمه جوونی
کشی سرمه تو هم جون می­ستونی
ب-ضرب­المثل­ها و زبانزدها
-برای همه مادره، برای ما زن بابا
-بهشت زیر پای مادران است
-پدر و مادر هر قدر که پیر باشند، وجودشان به ز عدم
-تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب انتخاب کن
-تا گوساله گاو بشه دل مادرش آب می­شه
-دایه مهربان­تر از مادر
-دختری که مادرش تعریفش کند برای آقا دائیش خوبه
-عروسی که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند
-عزیز مادر
-دو چیز جایگزین ندارد، شیر مادر، مهر مادر
-مادر را دل سوزد و دایه را دامن
-مادر به اسم بچه، می­خورد قند و کلوچه
-مادر که نیست با زن پدر باید ساخت
-مادر عاشق بی عار است
-میان گریه کنندگان گریه مادر عیان است
-یکی گفت: مادرم را می­فروشم گفتند: مگر کسی مادرش را می­فروشد؟
گفت: قیمتی را می­گویم که نخرند.
-به جان مادر (نوعی قسم)
-قسم به شیری که از مادر خوردم.
منبع: فصلنامه نجوای فرهنگ، شماره 14-
نقل به اختصار

Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi