كجا هستيم؟ كجا مي رويم؟
ربابه شيخ الاسلام
برقرار نبودن سياست هاي مناسب حمايتي و خدماتي در مناطق روستايي و نبود برنامه بلندمدت و همه جانبه براي نگه داشت جمعيت روستايي به عنوان نيروي مولد، روستا نشينان را به مهاجرتي ناخواسته مي كشاند كه نتيجه آن روند روبه كاهش جمعيت مولد روستايي و افزايش بی رویه جمعيت شهري است. اين راه يكطرفه از روستا به شهر، حاشيه نشيني و حلبي آبادها را گسترش مي دهد. محيطي كه به دلايل متعدد از جمله بيكاري و سرخوردگي جرم خيز است و عواقب سياه چنين حركتي، بزهكاري، اعتياد و فجايع بي شمار اجتماعي است. بيكاري و تورم اين جوامع را به سوي فقري مي كشاند كه خود مادر نابساماني ها است. از طرف ديگر افزايش جمعيت در فضايي كه جا براي پذيرش انبوهي از مهاجر را ندارد موجب افزايش آلودگي هاي زيست محيطي، آلودگي هوا و حتي آلودگي هاي صوتي مي شود. ترافيك مهارنشدني، كاهش سرويس دهي و افت خدمات شهري و افزايش نارضايتي نتيجه محتوم چنين شرايطي است. واقعيت اين است كه شيوه مناسب زندگي نقش بارزي در كاهش بار بيماري و معلوليت دارد. بنابراين پرداختن به اين بعد سلامت در جوامع شهري نيز از اهميت ويژه برخوردار است. تأمين هزينه هاي روبه تزايد زندگي موجب مي شود كه خانواده ها و خصوصاً زوج هاي جوان گاهي در 2 يا 3 شيفت كار كنند و همين امر آنها را از تهيه غذا در خانه محروم مي كند. تقریباً تمام كساني كه در بيرون از منزل به كار اشتغال دارند حداقل يك وعده از غذاي خود را در اغذيه فروشي ها، فست فود ها يا رستوران ها، كارخانه ها و كلاً بيرون از منزل صرف مي كنند.
افزايش بيماري هاي غيرواگيردار به دليل تغذيه نامناسب و نداشتن فعاليت بدني مناسب مسئله بسيار مهمي است كه نبايد مورد غفلت مسئولان سلامت كشور قرار گيرد. چاقي و اضافه وزن به عنوان يك مشكل جهاني و عامل اصلي شيوع بيماري هاي غيرواگير با روند روزافزوني در اغلب كشورهاي جهان در حال گسترش است.
در حال حاضر در جهان يك ميليارد نفر اضافه وزن دارند كه 300 ميليون نفر آنان دچار چاقي هستند. به گزارش سازمان جهاني بهداشت در سال 2001، حدود60درصد از 5/56 ميليون مرگ در سراسر جهان به علت بيماري هاي غيرواگيردار رخ داده است.
بار ناشي از اين بيماري ها در حال حاضر 46درصد است و پيش بيني مي شود تا سال 2020 به 57درصد افزايش پيدا كند. بار ناشي از اضافه وزن در كشور ما در تحقيق بيماري هایی كه توسط وزارت بهداشت انجام شده است 180 هزار سال و ضرر ناشي از آن 361 ميليون دلار برآورد شده است.
آمار هاي ملي در زمينه چاقي و اضافه وزن متفاوت است ولي حدود 50 درصد مردان و 66 درصد زنان بالاي 40 سال در كشور دچار اضافه وزن و چاقي هستند. بيماري هاي غيرواگير كه قبلاً معضل كشورهاي توسعه يافته بود اكنون در اغلب كشورها شايع است و كشورهاي در حال توسعه نيز به طور فزاينده درگير مشكلات ناشي از اين بيماري ها مي شوند.
تغييرات اساسي در شيوه زندگي، رژيم غذايي، بي تحركي، صنعتي شدن و شهرنشيني عامل اصلي اين روند است. ضرر و زيان ناشي از سال هاي از دست رفته عمر كه در سال هاي اخير براي
نشان دادن ابعاد اقتصادي بيماري و مرگ و ناتواني، كاربرد پيدا كرده است، در حقيقت براي ايجاد زبان مشترك بين دولتمردان، مسئولان اقتصادي و سياستگذاران و مسئولان طب قابل پيشگيري است. اين زبان مشترك به ملموس تر كردن ابعاد اقتصادي بيماري، ناتواني و مرگ به دليل بيماري هايي كه قابل پيشگيري هستند مي پردازد. به بيان ديگر ضرر و زياني كه به دليل بي توجهي به برنامه هاي پيشگيرانه به كشور تحميل مي شود وقتي به صورت زيان مالي و روشن تر پولي بيان شود براي كساني كه سياست هاي اقتصادي را تدوين مي كنند قابل درك مي شود.
قبول كنيم كه گذر اپيدميولوژيك، تغذيه اي و جمعيتي جهان منجر به تغييراتي در بار ناشي از بيماري ها شده است. 59 درصد از كل مرگ ها در جهان ناشي از بيماري هاي غيرواگيردار است و در منطقه مديترانه شرقي كه كشور ما نيز در آن قرار دارد سوء تغذيه به هر دو شكل وجود دارد. با وجود ميزان بالاي كمبود هاي تغذيه اي، شيوع چاقي و بيش خواري در بعضي كشور ها هشدار دهنده است. 5 عامل از 8 عامل خطر اصلي بيماري هاي غيرواگيِر مرتبط باتغذيه و فعاليت بدني است و افزايش فشار خون در رأس علل قرار دارد. پيشگيري از بيماري هاي غيرواگير نياز به همكاري بخش هاي مختلف و سياست هاي مناسب و منسجم ملي دارد.
به سوي افزون خواري
معمولاً روند بيماري هاي غيرواگير با گسترش شهر نشيني، عدم تحرك و ماشيني شدن در كشورها شايع مي شود و كشورهاي كمتر توسعه يافته ديرتر دچار اين عوارض مي شوند. اغلب اين كشورها با كمبود هاي تغذِيه اي شامل كوتاه قدي كودكان، سوءتغذيه پروتئين انرژي، كمبود ريز مغذي ها مانند يد، آهن، ويتامين آ درگير هستند.
اما در كشور ما و در بعضي كشور هاي منطقه هنوز مشكل كمبود هاي تغذيه اي حل نشده كه مواجه با عوارض ناشي از افزون خواري شده ايم. يعني هر دو مشكل در دو سوي يك طيف سلامت ما را در معرض خطر قرار داده است. آمارها نشان داده اند در حالي كه 23 درصد از مردم حتي انرژِي كافي براي يك زندگي سالم را دريافت نمي كنند، 49 درصد بيش از حد نياز دريافت انرژي دارند. همين دريافت بالاي كالري است كه موجب افزايش چاقي در جامعه شده است.
كشور ما هنوز مشكلات ناشي از كمبود ها را حل نكرده دچار بيماري هاي متابوليك تغذيه اي شامل ديابت، افزايش فشار خون، بيماري هاي قلبي عروقي و سكته هاي مغزي شده است. به طوري كه روزانه 300 مرگ از 800 مرگ در كشور به علت بيماري هاي قلبي و عروقي رخ مي دهد و 5/22 درصد از سال هاي از دست رفته عمر منتسب به بيماري هاي قلبي عروقي است.
شيوع بيماري هاي قلبي در مناطق شهري كشور 4/14 و مناطق روستايي 1/13 در هزار است و براساس اطلاعات بررسي سلامت و بيماري شيوع كلسترول بالاي 240 در گروه سني 69 -40 سال 9/17 درصد و كلسترول بالاتر از 200 به7/25 درصد مي رسد. يعني يك چهارم جمعيت كشور ميزان كلسترول خونشان بیش از حد است كه موجب افزايش خطر بيماري هاي قلبي، سكته ها و بيماري هاي عروقي مغز و قلب مي شود.
اقدامات جهاني
مشكلات مرتبط با سلامت در جوامع شهري بسيار پيچيده است و حل آن نياز به سياستگذاري هاي صحيح در زمينه هاي كلان اقتصادي و به وجود آوردن عزمي ملي براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده در قالب برنامه هاي كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت دارد. در زمينه بيماري هاي مرتبط با بحث اين اقدامات از طرف سازمان بهداشت جهاني مطرح شده است:
-تدوين و به كارگيري يك سياست ملي توسط دولت ها در راستاي آموزش عموم مردم در زمينه رژيم غذايي سالم، فعاليت بدني و بيماري هاي غيرواگير با در نظر گرفتن فرهنگ مردم هر كشور.
- جلب همكاري بين بخشي به منظور درگير كردن كليه ارگان هاي مرتبط از جمله بهداشت، كشاورزي، آموزشي، حمل ونقل، اطلاع رساني، تربيت بدني و همچنين بخش خصوصي و NGO ها در راستاي اين سياستگذاري ملي.
- تهيه و انتشار راهنماي غذايي با تأكيد بر غذاهاي سنتي هر كشور.
-تدوين قوانين و مقررات در جهت اهداف و راهكار ملي مانند قوانين برچسب گذاري تغذيه اي محصولات غذايي
- نظارت بر تبليغات غذايي
-حمايت از طرح هاي پژوهشي مرتبط با بيماري هاي غيرواگيردار و عوامل خطر مربوطه به منظور تقويت كيفي و كمي آنها.
-توجيه صاحبان صنايع غذايي و تشويق آنها به توليد غذاهاي سالم تر.
نكته مهم ديگر توجه به برنامه هاي پيشگيرانه در تمام دوران زندگي است. عوامل خطر از دوران جنيني، كودكي و نوجواني آغاز و اثرات نامطلوب خود را برعروق و اندام ها مي گذارد و افزايشي تجمعي خطر در بزرگسالي به صورت بيماري بروز مي كند. بنابراين رويكرد دولت و وزارت بهداشت بايد به جاي درمان در زمان وقوع بيماري به پيشگيري از اثر گذاري عوامل خطر از دوران هاي نخست حيات باشد.
تجربه هاي موفقي در جهان نشان مي دهد كه با سياستگذاري هاي مناسب و همكاري كامل بخش هاي مختلف مي توان در كاهش بار اين بيماري ها موفق بود. در فنلاند آموزش رژيم غذايي سالم در طول يك طرح 25 ساله منجر به كاهش مرگ سالانه ناشي از بيماري هاي قلبي به ميزان 73درصد شد.
بی حرمتی به خط کشی ها
روزنامه عصرمردم یک دانه خانم خیراندیش دارد که ایشان در کسوت خبرنگاری، خبر تهیه می کنند، گزارش می نویسند و در کل به کارهای رسانه ای مشغولند. این بانوی صاحب ذوق و با احساس روز سه شنبه 28/8 در ستون یادداشت خبرنگار، مطلبی نوشته بودند با عنوان «بی حرمتی به خط کشی ها در خیابانهای شیراز». بنده در اینجا باید به بانو خیراندیش عرض کنم اینطورها که سرکار فرمایش می دهید نیست. عابرین پیاده در شیراز به خط کشی ها بی حرمتی نمی کنند. از قضا خیلی هم به آن خط کشیها حرمت می گذارند، دلیل صحت ادعای بنده هم این است که این عزیزان به جهت اینکه به خط کشی ها بی حرمتی نشود، هرگز حاضر نمی شوند رویشان راه بروند، پا رویشان بگذارند و اغلب برای عبور از عرض خیابان از جاهایی که خط کشی نیست می گذرند!
* * *
راهکار اصولی
ساده لوح حوصله اش سر رفته بود، رادیو را روشن کرد. صدای رادیو بلند بود، پا شد رفت مقداری پنبه آورد و کرد توی دو تا گوشش!
* * *
ساعت خیلی دقیق
از کتاب توفیق
یک مرتبه «ارباب میتی» که برای گذراندن تعطیلات خودش به یکی از ییلاقات فرنگستان رفته بود، گردش کنان به مزارع اطراف رفت. نزدیکهای ظهر که می خواست برگردد متوجه شد ساعتش را همراه نیاورده. از دهقانی که وسط مزرعه کنار گاوش نشسته بود، پرسید: آقا جان نمی دانی ساعت چند است؟ مرد روستایی گفت: اگر اجازه بدهید الان خدمتتان عرض می کنم و بعد دستش را برد زیر شکم گاو، پستان آن را گرفت و مدتی در دست نگهداشت. سپس به ارباب میتی گفت: الان درست سه دقیقه از ظهر می گذرد! ارباب گفت: مطمئنی؟
دهقان جواب داد: کاملاً حتی یک دقیقه هم پس و پیش نیست! ارباب میتی در حالی که توی دلش می خندید از او تشکر کرد و به ده که بیش از سه دقیقه راه فاصله نداشت برگشت. ساعت کلیسا را نگاه کرد درست شش دقیقه از ظهر می گذشت! کله اش سوت کشید و با خود گفت: واقعاً که آن روستایی آدم عجیب و غریبی بود چطور از روی پستان گاو ساعت را فهمید،آنهم آنقدر دقیق؟! خیلی حس کنجکاویش تحریک شده بود دوباره به طرف مزرعه راه افتاد تا این راز بزرگ را کشف کند. این بار ساعت خودش را نگاه کرد دید ده دقیقه بعدازظهر است. رفت جلو و دو مرتبه از او پرسید. دهقان مجدداً با همان طریقه مضحک و در عین حال عجیب گفت: ده دقیقه از ظهر می گذرد! ارباب میتی دیگر داشت شاخ در می آورد. خیلی با تعجب به دهقان گفت: آخر من نمی دانم شما چطور از روی پستان گاو می توانید ساعت را بفهمید؟ دهقان جواب داد: من از روی پستان این گاو نمی فهمم بلکه فقط موضوع این است که این گاو لعنتی هیچ وقت از جایش تکان نمی خورد و من برای دیدن ساعت کلیسا همیشه مجبورم پستانش را کنار بزنم، چون درست در امتداد ساعت واقع شده است!!

