مصاحبه با رامين عليپور
غول های دنيا را به زانو در می آورم
همين دو تا سه هفته قبل بود که يکی از خبرهای 20:30 در مورد جوانی بود که شارژری اختراع کرده که شرکت Sony- Ericson برای خريد آن اقدام کرده و با او به توافق رسيده است. بعد هم به مرور خبرهای ديگری شنيديم که اين شرکت، شارژ بی سيم ابداعی اين جوان را با مبلغ بالايی خريده است ! يک چيزی حدود چند ميليارد تومان ! باورش سخت بود، خيلی ها می گفتند اصلا همچنين چيزی امکان ندارد. مگر می شود گوشی های موبايل را با شارژ بی سيم که به پريز برق متصل نمی شود، شارژ کرد؟ عده ای هم می گفتند که اين يک کار ساده است و قضيه اينقدرها هم که می گويند خبری نيست ! حرف های ضد و نقيض زياد شنيديم تا اين که هفته گذشته در هفتمين جشنواره جوان خوارزمی، رامين عليپور دزفولی اصل، همين مخترع جوان، به عنوان مهمان افتخاری برگزيده شد. و اين تاييد علمی از طرف معتبرترين جشنواره علمی داخلی، نشانه پايان دادن به تمام حرف و حديث های نادرستی نبود که در مورد او و ابتکارش ديديم و شنيديم؟ رامين متولد 57 و اصالتا جنوبی، اما ساکن تهران است. بعد از شروع جنگ تحميلی به همراه خانواده به تهران آمده اند اما او تحصيلات خودش را در رشته الکتروتکنيک (شاخه تأسيسات نيروگاه) و در دانشگاه آزاد دزفول به پايان رسانده و در حال حاضر هم دانشجوی رشته کامپيوتر دانشگاه مالک اشتر است. 9 کار ثبت شده و گواهينامه ثبت اختراع آنها را دارد و 2 طرح او دارای گواهينامه ثبت اختراع بين المللی است. خودش می گويد که برای شارژر هنوز به توافق نرسيده اند و در حال مذاکره و مناقصه اند. رامين از آيفن ابداعی خودش هم می گويد که با به بازار آمدنش، تمام غول های جهانی الکترونيک به زانو در خواهند آمد. او می گويد اين آيفن يک فناوری جديد است و دنيای الکترونيک را متحول خواهد کرد، به طوری که در مقابل آن، اين شارژر به چشم نمی آيد. گفتگوی ما با رامين عليپور دو روز بعد از جشنواره خوارزمی انجام شد.
****
اولين اختراع؟
اولين کار من در سال 82 انجام شد که الان توسط وزارت صنايع به مرحله اجرا رسيده. اين کار در مورد قطعه ای است که قرار است در تمام خودرو سازی های
داخلی بر روی اتوموبيل ها نصب شود. در زمان دانشجويی ام بر روی اين طرح کار کردم.
آخرين کارهايم هم شارژر و آيفن بود که همزمان با ايران، در سوئد هم اظهارنامه دادم و کارهای ثبت آنها را انجام دادم. همين موقع شرکت سونی - اريکسون برای خريد شارژر اقدام کرد که هنوز در حال مذاکره هستيم. اين قيمت 5/5 که در روزنامه ها
و رسانه ها می گويند قيمت پايه برای فروش بوده، اما حالا حالت مناقصه پيدا کرده و شرکت های معتبر موبايل سازی، قيمت آن را بالا و پايين می برند.
می خواهم از زبان شما بشنوم که اين قيمت چقدر است؟ از 5/5 به بالا!
5/5 ميليارد تومان ! اين قيمت پايه است که بر روی آن در حال مذاکره هستيم. هر چند قراردادی بسته نشده، اما پيش قرار دادی بوده و من اين کار را به وکليم واگذار کردم.
ماجرای آيفون از چه قرار است؟
آخرين کارم که چند هفته پيش ثبت شد، يک نوع آيفون تصويری است که شش مزيت و برتری واقعی نسبت به بقيه آيفن ها دارد، که نمی توانم مزيت ها را الان برای شما بشمارم. برای خريد اين آيفون، شرکت آيفون سازی کماکس که بازار ايران را قبضه کرده، به علاوه يک شرکت آمريکايی و يک شرکت فرانسوی اقدام کرده اند.
قيمت شما در چه حدودهايی است؟
برای اين آيفون پنج تا شش برابر قيمت پايه شارژر موبايل را قيمت گذاری کرده اند. البته کارشناس ها اين کار را کردند، نه من ! به گفته خود کارشناس ها اين آيفون يک نوع فناوری جديد و برتر محسوب می شود که تا به حال نمونه اش در پنج قاره نبوده است. اين کار به عنوان يک فناوری برتر می خواهد وارد بازار شود.
پس چرامی خواهيد به يک کشور خارجی بفروشيد؟ چرا ايران به عنوان مبداء فرستنده اين فناوری نباشد؟
خيلی دوست دارم که اين کار را در ايران بفروشم. تا به حال شرکت سيماران پاپيش گذاشته. حتی حاضرم با قيمت کمتری نسبت به قيمت پيشنهادی خارجی ها
بفروشم ولی طوری باشد که اين فناوری از ايران به کل نقاط جهان خارج شود. مثل شارژر نباشد که از ايران خارج شده و در يک کشور ديگر ساخته شود بعد با چند برابر قيمت به ايران وارد بشود. من حاضرم قبل از مذاکره با کمپانی های
خارجی، با دولت ايران صحبت کنم.
قيمت تمام شده اين دستگاه چقدر است؟
دستگاه با صد هزار تومان ساخته می شود، بيست هزار تومان قيمت کارگری و. . . . و پنجاه هزار تومان هم حداقل سودی است که روی هر دستگاه
می کشند، يعنی کمتر از دويست هزارتومان ! محاسبه کارشناسان اين بوده که اگر از بين 23 ميليون خانوار ايرانی، دو ميليون خانواده اين دستگاه را خريداری کنند، دو ميليون ضربدر 50 هزار تومان می شود 100 ميليارد تومان ! اين مقدار را ارزش دانش فنی تعيين کرده اند.
من که نمی خواهم با اين قيمت بفروشم ! ولی دوست دارم اين فناوری را يک ايرانی بخرد! با قيمت اين آيفون، اصلا آن شارژر به چشم نمی آيد.
برای اين که اين فناوری از ايران به نقاط ديگر دنيا برود، تا به حال چه کار کرده ای؟
من برای تمام شرکت های مرتبط فکس فرستادم ولی جوابی دريافت نکردم، غير از شرکت سيماران ! ولی همين الان از همين جا اعلام می کنم که من يک چنين چيزی در دست دارم اگر اقدامی از طرف مقابل صورت نگيرد، وقتی بفروشمش، ديگر جای اعتراضی باقی نمی ماند! چون من همه حرفهايم را زدم.
حالا کمی در مورد اين شارژر بگو، چرا اينقدر چشم شرکت های بزرگ را گرفته؟
برای شارژ کردن گوشی های موبايل به يک سيم شارژر احتياج است. اگر در زمان شارژ شدن، گوشی زنگ بخورد، فقط در شعاع يک متری و محدود اطراف پريز برق می شود جواب گوشی را داد. يعنی به هر حال در استفاده از گوشی محدوديت ايجاد می شود. من الکتريسيته را از طريق امواج فرستادم، کاری که دانشمندان ژاپنی ده سال برايش وقت صرف کردند و به نتيجه نرسيدند! من با دو سال تحقيق اين مشکل را تا شعاع 100 متری حل کردم! تازه در ايران 100 متر، چون محدوديت فرکانس موجهای تلفن همراه را داريم !
لطفاً بيشتر توضيح دهيد؟!
يک دستگاه شارژر مادر هست که به پريز برق مربوط می شود، يک گيرنده روی گوشی موبايل تعبيه می شود که برق را می گيرد و به فرکانس تبديل می کند. هر موبايلی که در اين شعاع 100 متری باشد، امواج را می گيرد و شروع به شارژ شدن می کند، البته طبيعی است که بايد آن گيرنده را هم داشته باشد.
چطور می شود که حرفه ای های اين رشته ده سال وقت گذاشتند و به نتيجه نرسيدند؟
چون ژاپنی ها واقعاً مبتکر نيستند. اين را من به جرأت می گويم که اکثر کشورها، ادعای پيشرفت می کنند و بچه های ما را می برند تا يک کار تجاری انجام بدهند. مطمئن باشيد 90 درصد کارهايی که وارد بازار جهانی شده، کار آنها نيست. آنها فقط کار تجاری سازی
را خوب بلدند.
کارهای ابداعی شما همه مرتبط با رشته تحصيلی شما بوده؟
نه، به عنوان نمونه من يک شيشه اختراع کردم که با نور خورشيد به سه رنگ مختلف در می آید که ربطی به رشته ام ندارد، اما اغلب اختراع های من مرتبط با رشته ام بوده و چيزهايی بودند که من دنبالشان بودم.
مطالعه چی؟ همه اش مرتبط است با رشته تحصيلی شما، الکتروتکنيک؟
من خيلی مطالعه می کنم. مطالعاتم در زمينه خاصی نيست، بيشتر درباره فناوری های
خاص و مطرح و به روز دنيا مطالعه می کنم. دوست دارم بهترين نمونه ها را خود ما درست کنيم. مثلا يکی -دو هفته روی آخرين نمونه های آيفون ها مطالعه کردم. قيمت ها
را بررسی کردم و بعد طرحم را ارائه دادم. نتيجه اين مطالعات، ايده های جديد است. به این ترتیب هر هفته می توانیم یک اختراع داشته باشیم.
اين هفته ای يک اختراع که گفتيد، دقيقا يعنی چه؟
يعنی هفته ای يک ايده جديد به ذهنم می آيد و دنبالش می کنم، تا تبديل به يک نمونه عملی بشود.
اين ايده ها چطور به ذهن شما می آيد و مثلا به ذهن ما نمی آيد؟
همش بر می گردد به آن بحث مطالعه ! من به طور ناخودآگاه رابطه های علمی را مقايسه می کنم. مثلا نگاه می کنم به شارژر يا آيفون های معمول دنيا، بعد يک حساب سرانگشتی با خودم می کنم که آيا اگر اين طور بشود، امکانپذير هست يا نه ! برمی گردم به مطالعاتی که انجام داده بودم. رابطه های آنها را به لحاظ علمی در نظر می گيرم، می بينم که لااقل به لحاظ محاسباتی امکانپذير است. فقط من به اين توجه می کنم که در دنيای ما مشکل کجاست و سعی می کنم آن مشکل را حل کنم.
پس با اين طرح ها، شما حتما رتبه های ممتاز جشنواره های بين المللی را می خواهيد درو کنيد؟
می توانم قول رتبه اول جشنواره خوارزمی سال بعد را بدهم. هر چند که امسال هم اختراع زياد داشتم که شرکت کنم. بچه های برگزيده امسال می گفتند که ما می ترسيديم که تو در اين جشنواره شرکت کنی و ما مقامهای خودمان را از دست بدهيم ولی من در جشنواره ها اغلب شرکت نمی کنم.
دليلش چیست؟
ثبت اختراع در ايران ارزش بين المللی ندارد. اين درست است که تا بيست سال در ايران هيچ فردی نمی تواند اين کار را انجام دهد، ولی می توانند ايده را از اينجا بگيرند و در خارج از کشور آن را ثبت کنند و اين ارزش بين المللی دارد. برای شرکت در جشنواره خوارزمی امسال هم دبير جشنواره مهندس قاسمی و خانم گيور خيلی دنبال کارهای من بودند تا مهمان افتخاری شوم!
پس چرا در جشنواره های بين المللی شرکت نمی کنيد؟
به خاطر اين که کارت پايان خدمت نداشتم و نمی توانستم بروم! با وجودی که خيلی دعوت شدم و اما همه آنها دير اعلام کردند و ديگر حتی نمی شد وثيقه بگذارم ! اما برای من مهم نفس کار است. بايد کاری کنی که ماندگار باشد، نه اين که در جشنواره ای
شرکت کنی و لوح وچند سکه بگيری!
اين که خيلی سخت است که رو دست آدم، دستی نيايد!
من خودم را هميشه دو قسمت می کنم. يکی شخصی که دارد اين کار را انجام می دهد
و دیگری شخصی که مدام از من ايراد می گيرد. مثلا کارشناس ها می گويند که آيفون من کار جديدی در دنياست. و وقتی يک چيزی در دنيا جديد است، حداقل تا پنج سال رو دستش نمی آيد.
پنج سال کافی است؟
پنج سال برای اين که خودم بتوانم اين نمونه را تکميل کنم، يا يک چيزی بالاتر از آن عرضه کنم، خيلی زياد است.
مگر برگزيده شدن در جشنواره خوارزمی، معافيت سربازی برای شما نداشت؟
نه نمی توانم ادامه تحصيل بدهم، بدون اينکه بروم خدمت.
شارژر يا آيفون اولين کارهايی بودند که کشورهای خارجی برای آنها آمدند يا اين که چيزهاي ديگری هم بوده؟
من قبلاًکاری درباره آبگرمکن برای کشورهای حوزه خليج فارس داشتم که در سال 50 ميليون ليتر صرفه جويی در آب شرب برای آنها همراه داشت. بعد از آن هم کاری در وزارت صنايع انجام دادم که 16 کشور و کمپانی مختلف برای خريدنش آمدند، مثل بنز، ب ام و، جی ام تی، تويوتا و سه نقطه ديگر! دلال های بزرگ بين الملل کارهای من را شناختند. من تاجر و بازرگان نيستم که کاری را که ابداع می کنم، وارد بازار هم بکنم. اين مسئوليت با ديگران است. من می توانم بگويم که برای هر کار، چه قابليت هايی
را به آن اضافه کنم که بهينه تر و ارزان تر بشود! کارهای تجاری من را ديگران انجام می دهند.
عکس العمل کشورهای ديگر در مقابل کارهای جديد شما که جنبه
بين الملل دارند، چيست؟
يک ايده وقتی عملی شد و همان کاری را که می خواستيد انجام داد، آن وقت تازه يک اختراع محسوب می شود. کره، ژاپن، تايلند، چين و... وقتی فهميدند يک فناوری جديد در زمينه آيفون دارد به بازار می آيد، واقعاً اذيت شدند. با اين که نمی دانند اين فناوری جديد چیست، اما می دانند که چيزی که دارد به بازار وارد می شود، شرکت های آنها را به زانو در می آورد و جالب اين است که از داخل کشور خودمان هنوز استقبالی برای آن صورت نگرفته که کشورهای ديگر دارند سرو دست می شکنند.
شما قصد نداريد برای ادامه تحصيل برويد خارج از کشور؟
خارج از کشور را به خاطر تفريح و اين جور مسائل دوست ندارم. اگر بخواهم بروم، به دنبال پژوهش و کارهای تحقيقاتی خواهم رفت. همين الان هم من يک کار را دنبال
نمی کنم. من سه تا اختراع را همزمان با هم جلو می برم. روزم را سه قسمت می کنم. چند ساعتی را روی يک چيز کار می کنم، بعد آن را دست يک شرکت می دهم که تکميلش کنند، وقتی به نتيجه رسيدم، هر سه کار را با هم ثبت می کنم.
عکس العمل شما در مقابل آن دسته از کشورهايی که برای شما دعوت نامه
می فرستند و يا حاضرند حامی شما بشوند، چطوری است؟
فوق العاده محافظه کار! هيچ وقت راغب نبودم. فکر می کنم چيزهايی که من
می خواهم بهشان دست پيدا کنم -به جز موارد علمی - در همين جا هست. آنجا
می خواهند کار من به اسم دانشگاه و کشور خودشان ثبت شود و برای همين من بی تفاوت بودم.
ايده آل يک مخترع، امکانات کافی است. حالا همه چيز برای شما مهيا شده، چرا بی تفاوت هستيد؟
من اگر برای ادامه تحصيل وکارهای تحقيقاتی بروم، سعی می کنم آنجا گير نکنم. مثلاً دکتر مبشر که به خارج رفت و اين همه موفقيت کسب کرد و کهنسال ترين کهکشان را کشف کرد. اگر در ايران هم بود می توانست چنين کاری انجام دهد؟
رامين عليپور يک حامی مثل وزارت صنايع داشت، بقيه چی؟
وزارت صنايع حامی من نبوده اولين چيزی که به مخترع وجهه کاری می دهد، اختراعش می باشد. اختراع مخترع اعتبارش است. من برای يک اختراع، هميشه چند فاکتور در نظر می گيرم. مثلا اين که اختراع هميشه بهينه باشد يعنی باعث شود در مسائل مالی و زمانی صرفه جويی بشود. اختراع می تواند پشتيبان مخترع باشد به طوری که همواره اعتبار داشته باشد.
با اين همه کار، با حجم بالا و کارهای مختلفی که انجام می دهيد، سردرگم نمی شويد؟
آدم اگر برنامه ريزی داشته باشد، هيچ وقت سردرگم نمی شود. نمی گويم که تا به حال اين طور نشدم. فشار کار خودش به اندازه کافی اين حالت را ايجاد می کند. همين شرکت آب و برق خوزستان، پای ميز مذاکره، هفت تا هشت مورد ايراد در زمينه برق شبکه ای مطرح کرد که همان لحظه من چهار مورد را برايشان حل کردم. حتی بهشان گفتم که گواهينامه ثبت اختراع را هم می توانيد به اسم خودتان دريافت کنيد!
چطور می شود يک ذهن اينقدر خلاق شود که پای ميز مذاکره و در آن واحد، راه حل هايی ابداع کند که حتی منجر به ثبت شوند؟
اين دست خودم نيست. از کودکی وقتی جلو من يک موضوعی را مطرح میکردند، من بلافاصله برايش راه حل داشتم. ولی چون بچه بودم، به حرفهايم اهميت نمی دادند.
نمی دانم چه طوری اين اتفاق می افتد. شايد يک قدرت خدادادی باشد که البته اکثر مخترعين همين طور هستند. نمی دانم کدام يکی از نيمکره هايم خوب کار می کند!
از اين کار خسته نمی شويد؟ مگر آدم چقدر توانايی و ايده دارد؟
ايده شکل می گيرد. من هميشه سعی می کنم بيشتر بيرون از خانه باشم که مشکلات را ببينم. مثلاً يکی از برگزيدگان جشنواره خوارزمی امسال به طور تصادفی روی ايده ای کار کرده بود که به ذهن من آمده بود و قصد داشتم دنبالش کنم.
پس يعنی در اختراع، سرعت نقش مهمی دارد؟
خيلی ! برای همين است که من سه تا کار را همزمان با هم جلو می برم.
بهترين کاری که انجام داده ای و يک احساس رضايت مضاعفی برايش به همراه داشته ای، چه بوده؟
فعلا آيفون. هميشه سعی می کنم که آخرين کارم بهترين باشد. سعی می کنم کارهايم تکميلی باشد. من از ابزارهايی استفاده می کنم که همه آنها در بازار موجودند. اما مهم نحوه قرار گرفتن آنها در کنار هم است. من هميشه وقتی ايده را پيدا کردم در بازار به صورت شخصی نظر سنجی می کنم که آيا چنين چيزی خوب است يا نه؟
ايده آل اين مخترع جوان برای آينده چيست؟ می خواهد به کجا برسد؟
اولاً که اختراع کار اديسون بود. به نظر من کارهای ما نوعی نوآوری محسوب
می شوند. اختراع کردن، بوجود آوردن نوعی فناور است که در دنيا وجود ندارد. دوست دارم به کارهای تحقيقاتی خودم بدون هيچ غل و غشی ادامه بدهم. فقط دوست دارم که ادامه تحصيل بدهم. از اين که بخواهم بروم پشت ميز بنشينم، واقعاً متنفرم.
رامين عليپور به عنوان يک نسل سومی، چطوری جوانی می کند؟
اگر منظورتان از جوانی، تفريحات است، من عقيده ام اين است که در جوانی پول در بياور که در پيری تو را نگه دارد. در جوانی اعتبار به دست بياور که در پيری اعتبار تو را نگه دارد. تفريح من، گردش با خانواده يا مهمانی هايی است که دعوت می شوم. چون بيشتر جاهايی که می روم، با کلی تعريف و تمجيد و هندوانه زير بغل همراه است. خسته
می شوم. دوست دارم جايی بروم که راحت باشم و من را نشناسند. به همين خاطر در مجلات و روزنامه ها عکسی از خودم ندادم و هر جا اسمی از رامين عليپور می آيد، يک عکس موبايل گذاشتند ! ولی اکثر مواقع به قول خودمان با دوستان فابريک خودمان
می رويم دوری می زنيم يا جايی می رويم!
فکر می کنيد اين روند آمدن ايده به ذهن شما تا چه زمانی ادامه دارد!
خوشبختانه، دين ما گفته که اگر می خواهيد ذهنتان پيشرفت کند مدام فکر کنيد، آن هم به چيزهای خوب ! تا زمانی که فعاليت علمی داريد، فکر شما کار می کند. من فکر
نمی کنم اين چيزی باشد که فناپذير باشد و روزی تمام بشود. هيچ چيز بازنشستگی ندارد. من هميشه از اين واژه بدم می آمد.
به نظر خودتان، فرد موفقی هستيد؟
اين را ديگران بايد بگويند، من به ايده آلی که خودم می خواهم هنوز نرسيده ام.
شما با اين همه اختراع و فناوری های جديد، چرا به فکر تأسیس يک کمپانی بزرگ نيفتاديد؟
ان شاءالله بعد از خدمت. قطعه ساخته شده من توسط وزارت صنايع توليد خواهد شد. بعد از آن، در صدد راه اندازی يک موسسه تحقيقاتی هستم. چون احتياج به جايی دارم که آنجا راحت باشم و با آرامش کارهای خودم را دنبال کنم.
چطور می شود که يک نفر می شود رامين عليپور، در حالی که خيلی از هم سن و سال هايش حتی اطلاعات و آگاهی اوليه در مورد کارهای ابداعی او را ندارند؟
صد در صد اين نتيجه پشتکار و زحمت هايی است که کشيدم. اگر يک کوه طلا هم جلوی آدم باشد ولی رغبت کندن حتی يک تکه از آن کوه نباشد، آدم چيزی بدست نخواهد آورد. بايد پشتکار داشته باشيم.
حرف آخر يک نسل سومی؟
کشور ايران به لحاظ اقليمی با 1648195 کيلومتر مربع وسعت، يکی از استثنايی ترين کشورهايی است که جوانان آن با استفاده از ضريب هوشی که دارند می توانند به خيلی از آرزوهايی که برايشان تخيل است، برسند. فقط بايد از اين بهره هوشی استفاده کنند و مطمئن باشند که می توانند. افراد مخترع و نابغه زياد هستند. من نه خودم را مخترع می دانم و نه نابغه ! من هميشه گفتم که يک فرد معمولی هستم که توانستم کمکی به فناوری و علم و صنعت بکنم. مثل من هم در ايران زياد است. فقط کافی است دست آنها گرفته شود.

