هاشمی رفسنجانی:
بعید است مردم ضد انقلاب شوند ولی دلسرد می شوند
ایسکانیوز: آیت الله هاشمی رفسنجانی با تاکید بر توجه نمایندگان به مطالبات مردم از وکلای خود اظهار داشت: بعید است مردم ضد انقلاب شوند ولی دلسرد می شوند.
هاشمی رفسنجانی خطاب به نمایندگان مجلس گفت: مردم را با نشاط در صحنه نگه دارید اگر ذره ای از اسلام جدا شویم مردم دیگر با ما نیستند.رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در اولین همایش سی سال قانونگذاری و نظارت اظهار داشت: مجلس از قدرت بالایی برخوردار است و نمایندگان باید تلاش کنند خواست مردم را عملی کنند. وی ادامه داد: بحمدالله امروز با استقلال و آزادی تمام و ایستاده بر روی پای خود بدون استمداد از هیچ قدرت خارجی با تکیه بر ملت و رهبری که برای جهان مثال زدنی است سی سال قانونگذاری را به خوبی گذرانده ایم و ان شاء الله در این دوره هشتم نیز که مردم نمایندگان را به مجلس فرستاده اند نمایندگان بتوانند به خواسته های مردم جامه عمل بپوشانند. هاشمی رفسنجانی خطاب به نمایندگان مجلس گفت: مردم را با نشاط در صحنه نگه دارید اگر ذره ای از اسلام جدا شویم مردم دیگر با ما نیستند.
وی ادامه داد: مردم چون مسلمان هستند به اسلام خیانت نمی کنند ولی ممکن است در صورت جدا شدن نظام از اسلام حضور آنها ضعیف شود.
امروز آمریکا زخم خورده از جنگ عراق و افغانستان است و هر روز خود را برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران تجهیز می کند و دندانهای آمریکا هنوز تیز است. رییس مجلس خبرگان رهبری خطاب به نمایندگان اظهار داشت: به مشکلات کشور توجه کنید چرا که هم اکنون در داخل کشور مسائل فراوانی برای رسیدگی وجود دارد. نمایندگان پشت سر رهبر بزرگوار بایستند که از این راه انقلاب آسیبی نخواهد دید.
هاشمی رفسنجانی در این همایش با اشاره به شخصیت آیت الله سید حسن مدرس عنوان کرد: وی به عنوان مجتهد طراز اول از سال 1288 کار خود را در مجلس آغاز کرد، وی ستاره درخشان مشروطه، اسلام و مردم بود. وی با بیان اینکه بسیاری از نطقهای مدرس امروز موجود بوده و باید مورد توجه نمایندگان باشد، گفت: نمونه مدرس را در دوران خود نداریم و من توصیه می کنم نمایندگان نطقهای این عالم را بخوانند.
هاشمی رفسنجانی به قرارداد شوم "وثوق الدوله" اشاره کرد و گفت: مدرس در آن زمان افکار عمومی و شخصیتها را هدایت کرده و نسبت به این قرارداد روشن کرد و توطئه انگلیس را در این زمینه به هم ریخت که انگلیس بسیار از این اقدام خشمگین شد. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: انگلیس که با انجمنهای بهایی و سایر گروهکهای نظیر آن ارتباط داشت به آنها مشاوره می داد و می گفت اگر می خواهیم به جلو برویم باید طلسم بزرگ دین و روحانیت در ایران را بشکنیم.
وی به زمانی که رضا خان به طور ارثی به سلطنت رسید و صاحب همه چیز شد اشاره کرد و گفت: در این زمان رضا خان توانست مدرس را فریب دهد و این طور بود که در خانه مدرس حضور یافت و در مورد سمت فرماندهی کل قوا برای خود با وی صحبت کرد که این برای ما گران تمام شد.
هاشمی رفسنجانی در این باره افزود: شخصیت مدرس چنان برجسته و ناسازگار با حکومت پهلوی و قدرتهای غربی بود که پس از مدتی وی را به شهر خواف در مرز افغانستان تبعید کردند که 9 سال در آنجا زندانی بود، ولی باز از ترس اینکه شاید روزی در زندان باز شود و مدرس وارد عرصه سیاست شود، وی را پس از انتقال به شهر کاشمر و در سال 1316 به شهادت رساندند.
در گفتگوی محسن صفايي فراهاني مطرح شد:
دولتي که دلارهاي نفتي را خمير کرد!
ایلنا: قائممقام وزارت اقتصاد در دولت اصلاحات ضمن ابراز نگراني از قانونگريزي دولت نهم در اجراي قانون برنامه چهارم و سايرقوانين، آن را يک بدآموزي و بدعت گذاري نامناسب دانست و با توصيف وضعيت کنوني اقتصاد به اهم فرصتهاي از دسترفته در اقتصاد اشاره کرد. محسن صفايي فراهاني، در خصوص اينکه اخيراً اعلام شده است قانون برنامه چهارم توسعه فاقد اصول فني بوده و بايد خمير شود، گفت: وقتي دولت قانون و قانونگرايي را به شوخي ميگيرد نميتواند حرکتش درجهت منافع ملي باشد، برنامه چهارم و يا هر قانون ديگري وحي منزل نيست، قوانين نوشته افراد مختلف است لذا در دوران خودشان به نظر قانون بيايراد و درستي است.
وي افزود: وقتي شرايط عوض ميشود ميتوان قانون را اصلاح کرد، افرادي که در دولت نهم ميگويند بايد قانون برنامه چهارم را خمير و از حيطه عملي خارج کرد بايد بندهايي از قانون که فکر ميکردند با شرايط جديد قابليت توسعه بيشتر و امکان افزايش منافع ملي و توسعه جامعه را فراهم ميکند را به صورت لايحه به مجلس ارايه ميکردند تا نشان بدهند که براي همه، قانون ملاک است و همه بايد به قانون احترام بگذارند. صفايي فراهاني ابراز داشت: قانون برنامه چهارم توسط مجلس هفتم و به وسيله رئيس وقت مجلس غلامعلي حداد عادل ابلاغ شد، اين قانون را مجلس ششم تصويب کرد، شوراي نگهبان مورد ايراد قرار داد و علي رغم اينکه به مجمع تشخيص مصلحت نظام رفته بود با يک اقدام غير قانوني دوباره به مجلس هفتم برگشت. قائم مقام وزيراقتصاد در دولت اصلاحات تصريح کرد: در مجلس هفتم دوباره اصلاحاتي درقانون اعمال شد و بعد از حدود 4 ماه از آغاز به کارمجلس هفتم يعني در مهرماه اولين سال مجلس هفتم قانون به دولت ابلاغ شد. وي با طرح اين سوال که آقاياني که دم از اشکال قانون برنامه چهارم توسعه ميزنند آيا اصلا اعتقادي به برنامهريزي دارند يا خير؟ گفت: توقع هر برنامهريزي اين بود که با توجه به اينکه در آمد نفت از سال 83 شروع به رشد غيرقابل تصوري کرد، جداول پيوست برنامه چهارم و احتمالا بعضي از مواد قانوني آن در جهت رشد بيشتر اقتصادي کشور و محيط کسب و کار مورد بازنگري و اصلاح واقع شود ولي متأسفانه اين طور نشد.
صفايي فراهاني ابراز داشت: در اين خصوص مجلس نيز کوتاهي بسياري کرد، وزرايي که در جهت اجراي آن قانون از مجلس رأي اعتماد گرفته بودند بايد پاسخگو ميبودند ولي در عمل چنين اتفاقي نيفتاد و نهتنها برنامه چهارم اجرا نشد بلکه خلاف آن عمل شد.
وي با بيان اينکه در اجراي قانون برنامه چهارم توسعه دو تخلف آشکار مرتکب شدند، افزود: قوه مجريه، برنامه چهارم را رعايت نکرد، بندهاي مکرري را نقض و به صراحت، قانون را زير پا گذاشت، قوه مقننه هم قانون را زير پا گذاشت، به بياني سادهتر مجلسي که قانون را تصويب و ابلاغ کرده بود بنابر قانون آييننامه داخلي مجلس که خود قانون مستقلي است (بر اساس اين قانون وقتي قانون برنامه تصويب ميشود هيچ قانوني نميتواند مغاير با قانون برنامه در طول مدت اجراي برنامه از تصويب مجلس بگذرد مگر اينکه قانون برنامه خود اصلاح شود) مورد بيتوجهي قرارداد.
عضو اتاق بازرگاني تهران اظهار داشت: قوانين بودجه سنواتي سال 84 به بعد تماماً مخالف برنامه چهارم است و در هيچ موردي مجلس قانون برنامه را اصلاح نکرد تا پس از آن قانون بودجه را تصويب بکند.
وي با بيان اينکه در تدوين قوانين بودجه سنواتي مجلس هفتم تخلفات بسياري داشته است، گفت: در مناظرهاي که چندي پيش با مصطفي پورمحمدي رئيس کل سازمان بازرسي کشور در راديو داشتم صراحتاً اعلام کردم که مجلس هفتم تخلف کرده و قانون برنامه را زير پا گذاشته است رئيس سازمان بازرسي هم اين موضوع را قبول داشت.
صفايي فراهاني تصريح کرد: اگر برگرديد به قبل ازبرنامه چهارم توسعه ميبينيد که در برنامه چهارم 8 جدول کمي و در برنامه سوم دو جدول درانتهاي قانون آمده است که از اين دو جدول يکي مربوط به نيروي انساني و ديگري جدول ارز بود، در مجلس ششم نزديک چهار بار قانون برنامه چهارم به خاطرجدول ارز مورد اصلاح قرار گرفت چراکه شرايط نفت دائم بهبود پيدا ميکرد لذا ضرورت ايجاب ميکرد تا قانون اصلاح شود ولي در مجلس هفتم و به تبع آن مجلس هشتم مطلقاً به دنبال اين نرفتند تا اهداف کمي جداول برنامه چهارم را اصلاح و بهبود ببخشند و بعد بر اساس آن جداول ساليانه قانون بودجه را تصويب کنند. وي اين اقدام مجلسa و دولت را تخلف برشمرد و عنوان کرد: تخلف بيشتر اين است که همان قانون بودجه هم رعايت نشد، يعني برداشتهاي دولت نهم از منابع ارزي کشور حتي مازاد بر برنامه چهارم توسعه است و مشخص نيست به چه دليل اين برداشتها انجام شده و چه کسي مجوز اين برداشتها را به دولت نهم داده که بيش از حتي قانون بودجه برداشت از ذخيره ارزي نمايد.
وي تصريح کرد: اين نشاندهنده اين است که دولت نه تنها به رعايت قانون بلکه همواره تقدم در عمل را به اجراي قانون و برنامه و علم ترجيح داده است و نتايج آنهم عدم دستيابي به اهداف برنامه است. صفايي فراهاني ابراز داشت: قرار بود درکل برنامه چهارم ظرف 5 سال، 82 ميليارد دلار از نفت برداشت کنيم و به واسطه اين برداشت به 8 درصد رشد توليد ناخالص داخلي دست پيدا کنيم همچنين متوسط رشد سرمايهگذاري را به 2/12 درصد افزايش دهيم، رشد نقدينگي را به 20 درصد و نرخ تورم را تک رقمي کنيم.
وي افزود: در عمل به جاي 82 ميليارد دلار برداشت از نفت در طول 5 سال، ظرف سه سال اخير از سال 84 تا سال 86 رقم 198 ميليارد دلار از نفت برداشت کرديم يعني بيش از سه برابر، به جاي 8 درصد رشد اقتصادي 2/6 درصد رشد اقتصادي نصيبمان شده و به جاي 2/12 درصد رشد سرمايهگذاري متوسط
4/8 درصد سرمايهگذاري داشتيم همچنين به جاي رشد نقدينگي 20 درصد به متوسط 34 درصد رشد نقدينگي رسيديم که پيشبيني ميشود امسال از رشد 40 درصدي هم فراتر رود و در نتيجه نرخ تورم به جاي اينکه تک رقمي شود از 25 درصد هم بالاتر رفته است، اين نشان ميدهد در عمل به هيچ کدام از اهداف برنامه دست نيافتيم و وقتي وارد جزييات ميشويم، آنچه که اتفاق افتاده اين است که عمده اين پول صرف هزينههاي جاري شده است.
صفايي فراهاني ابراز داشت: تصور ميکنم بيتوجهي دولت نهم به قانون برنامه چهارم و اين اظهار نظر که ما قانون برنامه چهارم را خمير و به دور بريزيم عايدياش همان دلارهايي است که دولت خمير کرده و به دور ريخت بدون اينکه چيزي نصيب مردم کرده باشد.
تبديل ذخاير ارزي به طلا هم عوامفريبي است. قائم مقام وزارت اقتصاد در دولت اصلاحات در خصوص ترفند تبديل داراييهاي ارزي ايران به طلا براي جلوگيري از بروز بحران اقتصادي ابراز داشت: اين نوع تفکرات به زمانهاي قديم باز ميگردد که افراد سعي ميکردند پولهاي خود را تبديل به طلا کنند و بعد در زيرزمين خانه و يا داخل خمره پنهانش کنند و الان گاهي به عنوان گنج عدهاي دنبالش ميگردند تا پيدايش کنند.
وي افزود: ذخاير بانک مرکزيمان به حدود 100 ميليارد دلار رسيده که بالاترين ذخايري است که بانک مرکزي ايران داشته و تا امروز به دست آورده است. صفايي فراهاني تصريح کرد: بايد ديد اين 100 ميليارد دلاري را که قرار است در دنيا تبديل به طلا کنيم درکدام بازار قابل تبديل است؟ بايد ببينيم کشورهايي که 800 يا يک هزار ميليارد دلار ذخاير ارزي دارند آيا اين ذخاير را تبديل به طلا ميکنند و راکد ميگذارند و يا با حرکت صحيح آن منافع براي خودشان ايجاد ميکنند. وي اظهار داشت: دولت اگر واقعاً شناخت و عرضه جابهجايي منابع خود را ندارد و نميتواند با منابع خود مانور دهد از صاحبنظران بانکي کمک بخواهد. وي گفت: اين روشها نشاندهنده عدم شناخت مکانيزمهاي کاربردي پول و بانک است.
صفايي فراهاني در خصوص توجيه دولت در جلوگيري از ورود آسيب ناشي از بحرانهاي بينالمللي به منابع، گفت: اين حرفها عوام پسندانه است، مثل زماني که ما در مقطعي فکر کرديم دلارهايمان را به يورو تبديل کنيم و فکر ميکرديم سر خيليها را کلاه گذاشتيم در حالي که هرکسي ميتواند منابعاش را طوري حرکت بدهد که مشکلي برايش ايجاد نشود.
وي افزود: اگر واقعاً روي سياست خارجي با شناخت کامل از مسايل بينالمللي حرکت ميکرديم و به مطالبي که صرفاً منافع مليمان را ميتوانست پوشش دهد توجه ميکرديم دچار اين عوارض نميشديم که امروز ندانيم پولمان را به چه ارزي نگه داريم يا اينکه اصلا با اين پول چگونه و در کدام بانکها بازي کنيم تا منافع بيشتري عايدمان کند.
صفايي فراهاني خاطر نشان کرد: اينها نشاندهنده اين است که دولت صورت مساله را اشتباهي ميفهمد و نوع تفکرش بسيار قديمي و غيرعقلايي است چراکه اين اتفاق فقط براي ما ميافتد کشور عربستان نزديک 4 برابر ما در حساب ذخاير معمولياش ارز دارد و امارات 8 برابر ما يا چين که بيش از ده برابر ما، اما در عمل ذخاير براي آنها قدرت است و براي ما دردسر.
بنگاههاي زودبازده و خطر براي اقتصاد
قائم مقام وزارت اقتصاد در دولت اصلاحات در انتقاد به شيوه اجراي طرح بنگاههاي زودبازده اظهار داشت: ما در اقتصاد چيزي به نام وام زودبازده با اين مفاهيم که دولت ما شروع کرده نداريم از صنايع کوچک در تمام دنيا حمايت ميشود تا توسعه پيدا کنند منتها بايستي محورهاي صنايع کوچک را شناسايي و بر اساس آن عمل کرد.
وي افزود: بايد زمينه صنعتي طرحها فراهم شود و مشخص گردد بستر صنعتي اين بنگاههاي زودبازده کجاست؟ دولت زماني بايد اين کار را ميکرد که واقعا پروژه نيمهکاره صنعتي در کشور نميداشت، وقتي بسياري از پروژههاي صنعتي بين 70 تا 95 درصد پيشرفت دارند و بين 5 تا 25 درصد منابع نياز دارند تا بتوانند به بهرهبرداري برسند عقل سليم چه ميگويد؟ بايد اول سرمايه راکدي که ميلياردها تومان صرفش شده و به 90 درصد رسيده را به 100 درصد رساند تا وارد چرخه توليد شودتا هم سرمايه راکدش به گردش در بيايد و هم اشتغال فوري داشته باشد.
وي ابراز داشت: اين شيوه خوبي براي ايجاد اشتغال نيست، اشتغال بايد پايدار باشد با اشتغال پايدار رشد اقتصادي محقق ميشود واضح است که با اشتغال کاذب جامعه رشد نميکند.
وي به نتيجه عدم برنامهريزيها اشاره کرد و گفت: نتيجه اين که دولت هم منابع بانکها را از بين برده و هم منابع خودرا از دست داده است و هم اينکه اشتغال ايجاد نشده است.
صفايي فراهاني گفت: وزير کار در طول يک ماه گذشته دوبار صحبت کرده و در هر دو بار يک درصد به رشد بيکاري اضافه کرده است. نتيجه اين همه پولي که رفت چه شد؟
محمود ميرلوحي:
اصلاحطلبان چرخش قدرت و حاكميت مردم را به رسميت ميشناسد
ایسنا: معاون حقوقي و پارلماني وزير كشور در دولت گذشته گفت: نهادينه نشدن تحزب موجب وجود تفاوتهايي ميان شعارهاي انتخاباتي و عملكرهاي پس از پيروزي در انتخابات ميشود.
محمود ميرلوحي در غرفه ايسنا در نمايشگاه مطبوعات افزود:يكي از نيازهايي كه در دورههاي اخير بر آن تاكيد شده، تدوين برنامه براي اداره كشور از سوي احزاب و گروههاي سياسي و جناحهايي است كه ميخواهند در انتخابات حضور پيدا كنند؛ لذا مجموعه جبهه اصلاحات به مكتوب بودن گفتمان رسمي جامعه كه نمونه بارز آن تدوين چشمانداز بيستساله و اهتمام بر برنامه پنج ساله چهارم و نيز طرح ساماندهي اقتصادي است، اعتقاد دارند.
وي با بيان اينكه "در راستاي اعتقاد اصلاحطلبان به يك ميثاق مكتوب تصميم بر آن شد كه به عنوان يك جناح سياسي منشور و پيماننامهاي داشته باشيم" ادامه داد: با اهتمام آقاي خاتمي و همراهان ايشان، منشور اصلاحات تدوين و اصول و مباني اصلاحات نيز توسط ايشان تبيين شد كه نشان ميدهد نگاه اصلاحطلبان به دين، فرهنگ ايراني و ميراث ملي، دانش، تحول در دنياي امروز و آزادي احزاب، مطبوعات و انتقاد چگونه است.
وي " منشور اصلاحطلبان را سندي ماندگار براي جريان اصلاحات" دانست و تاكيد كرد: اميدواريم جناح اصولگرا نيز چنين الگويي داشته باشد، متاسفانه اين جريان،امروز همه موفقيتها و خوبيها را از آن خود ميداند و به نوعي حقپنداري شيوهشان شده است، تا جايي كه كمتربه جريانات ديگر، حق حضور ميدهند.
معاون حقوقي و پارلماني وزير كشور در دولت پيشين با تاكيد بر اينكه " اصلاحطلبان چرخش قدرت و حاكميت مردم بر سرنوشت خود را به رسميت ميشناسد" اظهار كرد: به دليل شرايط فعلي، معتقديم كه بايد تلاش بر متقاعد كردن آقاي خاتمي باشد، هم به دليل وجهه بينالمللي ايشان و هم محبوبيتي كه در داخل كشور دارند.
وي ادامه داد: به نظر ميرسد فضاي سياسي كشور، در حال حاضر، مطلوب است؛ چراكه مسائل كشور توسط خود اصولگرايان در بوته نقد قرار گرفته و اگر جناحهاي سياسي، واقعا حس ميكنند، در اجراي برخي عملكردها از جمله سندچشمانداز و نيز تحقق شعارها موفقيتي نبوده، بايد مجددا سكان و مديريت را به دست اصلاحطلبان بسپارند؛ چراكه بيشك جريان اصلاحات، خزانهاي از مديران باتجربه و پاك است كه به جمهوري اسلامي پايبند هستند.
تحليل - نيوزويك
افغانستان - شيوههاي اشتباه براي پيشبرد ماموريتي اشتباه
ایسنا: ايالات متحده و همپيمانانش اين روزها در افغانستان در حال بكارگيري ابزار و شيوههاي اشتباه براي پيشبرد ماموريتي اشتباه ميباشند اعزام نيروهاي بيشتر به افغانستان در راستاي طرحها و برنامههاي پيشنهادي از سوي باراك اوباما، رييسجمهور منتخب آمريكا و ديگران صرفا باعث طولانيتر شدن مسووليتها در اين كشور خواهد شد. افغانستان به مزبلهاي براي اتلاف منابعي تبديل خواهد شد كه نه ارتش آمريكا و نه دولت اين كشور هيچ كدام ديگر طاقت هدر رفتن آنها را ندارند. هفته نامه نيوزيويك در گزارشي در خصوص وضعيت ادارهي جنگ در افغانستان آورده است: جنگ در افغانستان اكنون وارد هشتمين سال خود شده است، اين جنگ كه با انتظار دستيابي به پيروزي سريع و قاطعانه آغاز شد به طور چشمگيري در نيل به اين اهداف ناكام مانده است. با قبول اين فرض كه ايجاد خلل در تامين منابع لازم براي عراق فرماندهان حاضر در ميدان جنگ را ملزم به آن كرده باشد كه با كمبودها بسازند با اين حال اين مساله نبود پيشرفت در عرصهي نبرد را توجيه نميكند. مشكل اصلي اينجاست كه واشنگتن اساسا ماهيت چالشهاي فراروي افغانستان را به درستي درك نكرده و در مورد منافع آمريكا در اين كشور نيز برداشت غلطي داشته است. يكي از بزرگترين و آموزندهترين درس عبرتهاي تاريخ آن است كه هر بار خارجيها و به طور كلي بيگانگان براي مردم افغانستان در خصوص نحوهي ادارهي كشورشان نسخه تجويز نمودهاند نتيجه منفي بدست آمده است اگر نسبت به چنين مسالهاي شك وترديدي داريد كافي است از بريتانياييها و يا اتحاد جماهير شوروي بپرسيد. شكست آمريكا در سرنگوني طالبان خود گواه اين مدعاست كه اين روش در افغانستان اثربخش نبوده است. اما اكنون در حال پي بردن به اين حقيقت هستيم كه چالشهاي پيشرو در مسير برقراري آرامش و ثبات در افغانستان چالشهاي فراروي عراق را كاملا تحتالشعاع خود قرار ميدهد. در مقام قياس، افغانستان كشور به مراتب بزرگتري است كه وسعت آن تقريبا برابر وسعت ايالت تگزاس آمريكاست و در مقايسه با عراق داراي جمعيت به مراتب بيشتري است مضاف بر اينكه افغانستان بر خلاف عراق تقريبا فاقد لازمهها و شاخصهاي مدرنيته ميباشد به طوري كه به طور مثال نرخ باسوادي در افغانستان تنها 28 درصد (يك سوم نرخ با سوادي در عراق) تخمين زده شده است. به لحاظ كارآمدي و مشروعيت نيز دولت كابل در جايگاه پايينتري از دولت عراق قرار دارد صرف نظر از توليد ترياك در افغانستان كه سال گذشته حدود 8 هزار متريك تن برآورد شد اين كشور تقريبا چيزي براي عرضه به جهان ندارد.
اين در حاليست كه سوق دادن افراطگرايان به مرزهاي پاكستان به عمدهترين تاثير عملياتهاي نظامي در افغانستان تبديل شده است. در نتيجه تلاشها براي برقراري ثبات در افغانستان با تاثيرات مخربي در حال تشديد بيثباتي در پاكستان ميباشد.
هيچ كشوري مانند پاكستان براي امنيت ملي آمريكا تهديد جديتري محسوب نميشود لذا به خطر انداختن ثبات در كشوري مجهز به تسليحات هستهيي به اميد واهي نجات افغانستان از بحران، اشتباهي فاحش قلمداد ميشود. تمامي اينها بدان معناست كه ما به تغيير استراتژي نياز مبرم داريم. در جنگ در افغانستان مانند نبرد در عراق نميتوان به طريق نظامي به پيروزي نايل شد اين جنگ تنها از راه و روشهاي سياسي نتيجه مثبت خواهد داد و اهداف سياسي آمريكا در افغانستان فيالواقع مختصر و ناچيز است. اين كشور قصد دارد اطمينان حاصل كند كه گروههاي تروريستي نظير القاعده نتوانند از افغانستان به عنوان مخفيگاه امني براي حمله به منافع غرب استفاده كنند. تحقق اين هدف مستلزم ايجاد سرزميني مدرن و متحد نيست. مقامهاي امريكا بر اين باورند كه قدرت در افغانستان ميبايستي از كابل سرچشمه گرفته شود. اين در حاليست كه قدرت و نفوذ اصلي در افغانستان سنتا از ناحيه رهبران قومي و جنگ سالاران اين كشور بوده است. همين جنگ سالاران ميتوانند به اهداف آمريكا جامهي عمل بپوشانند لذا مبناي استراتژي آمريكا در افغانستان بايد تمركز زدايي و تامين منابع و بودجه لازم به رهبران محلي و رهبران قومي باشد رهبراني كه ميتوانند ضمن همكاري با غربيها تروريستها را از سرزمين خود بيرون برانند.
البته اين بدان معنا نيست كه واشنگتن بايد كوركورانه به جنگ سالاران اعتماد كند رييسجمهور جديد آمريكا بايد به جاي اعزام سربازان بيشتر به افغانستان به عقبنشيني نيروها مبادرت ورزيده و راهبردي واقعگرايانهتر براي اين كشور ترسيم سازد.
عارف كاظمي:
رسالت فعلي دانشجويان تاثيرگذاري در انتخابات آتي است
ایسنا: دبيركل مجمع تشكلهاي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي (اتحاديه سوم) در باره آسيبشناسي و ارزيابي از جنبش دانشجويي گفت : وابستگي به مراكز قدرت از آفتهاي جنبش دانشجويي است. عارف كاظمي، اظهار كرد: عدم استقلال، وابستگي فكري و به نوعي دوري از آرمانهاي جنبش دانشجويي از خطراتي است كه جنبش دانشجويي را تهديد ميكند . وي درباره نقش مسوولان در حركتهاي دانشجويي ابراز عقيده كرد كه در فضاي سياسي كه به كسي فضا نميدهند، دانشجويان بايد اين فضا را خود با چانهزني به دست آورند و اين امر اكتسابي است و در واقع بايد اين فضا را از مسوولين بخواهند كه در اين رابطه رسانهها نقش مهمي دارند، زيرا دانشجويان ميتوانند از طريق رسانهها فضا را به عموم جامعه هم انتقال دهند. به عقيده دبير كل تشكلهاي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي رسالت جنبش دانشجويي با توجه به اينكه انتخابات رياست جمهوري دهم را هم در پيش داريم اين است كه در اين انتخابات نقش و تاثيرگذاري داشته باشند.
دادگاه عراقي "علي شيميايي" را به مرگ محكوم كرد
ایسنا: يك دادگاه عراقي دیروز (سهشنبه) حسن المجيد، ملقب به علي شيميايي بدنامترين مزدور صدام را به جرم سركوب وحشيانه و خونين شيعيان در سال 1991 به مرگ محكوم كرد. اين دادگاه همچنين علي عبدالغني عبدالغفور، رييس حزب بعث صدام در جنوب عراق را به مرگ و ابراهيم عبدالستار محمد، فرمانده يگان ارتش در بصره در دوران صدام، اياد فتي الراوي، فرمانده گارد جمهوري صدام، حسين رشيد التكريتي، معاون فرمانده سابق نيروهاي مسلح در عملياتها و صابر عبدالعزيز حسين الدوري، مدير سابق سازمان اطلاعات نظامي به حبس ابد محكوم كرد. همچنين قرار بود در اين دادگاه حكم 9 تن ديگر از مقامهاي سابق رژيم صدام به جرم دست داشتن در كشتار دهها هزار تن در جريان قيام پس از شكست صدام در جنگ خليج فارس در سال 1991، صادر شود. اين جلسهي محاكمه پس از شهادت وحشتناك شاهدان سركوبگري صدام عليه مخالفان خود از جمله پرتاب آنها از هليكوپترها و اعدام دستهجمعي قيام كنندگان برگزار شد. حسن المجيد به دليل صدور دستور كشتار دهها هزار كرد درجريان عمليات الانفال در سال 1988، در ژوئن 2007 به نسلكشي متهم شد. در جريان عمليات الانفال نيروهاي عراقي روستاهاي كردنشين را هدف بمبهاي شيميايي و ديگر گازهاي سمي قرار دادند كه دليل اصلي دادن لقب "شيميايي" به حسن المجيد است. شوراي رياست جمهوري عراق در ماه فوريه و پس از ماهها مناظره و مشورت با احكام مرگ علي شيميايي و دو مقام سابق ارشد در ارتش صدام موافقت كرد. احتمالا حدود 100 هزار نفر در پي كشتار دسته جمعي كردها در اطراف شهرهاي مقدس نجف، كربلا و مناطق حله و بصره و شهرهاي بمباران شده در طول مرز جنوبي جان خود را از دست دادهاند. حسن المجيد كه در زمان كشتار كردها وزير كشور عراق بود، بعدا به سمت فرماندهي نيروهاي عراقي در كويت در زمان اشغال كوتاه مدت اين كشور از سوي عراق منصوب شد.
وزيرخارجه هند:
درپي اقدام نظامي عليه پاكستان نيستيم
ایسنا: خبرگزاري هند به نقل از وزير امور خارجهي اين كشور گزارش داد كه دهلينو انجام اقدام نظامي عليه پاكستان را بررسي نميكند. پراناب موكرجي، وزيرخارجه هند پس از نشست كابينهي امنيت هندوستان، ارگان بلند پايهي تصميم گيرنده در مورد امور نظامي و ديپلماتيك كه در نتيجهي حملات هفتهي گذشته ممبئی (بمبئي) با تلفات 188 نفري تشكيل شد، اين سخنان را اظهار كرد. شاه محمود قريشي، وزير امور خارجهي پاكستان نيز دیروز (سهشنبه) اعلام كرد كه كشورش پيشنهاد تشكيل يك تيم تحقيقاتي مشترك را براي كمك به هندوستان در شناختن عاملان حملات بمبئي داده است. وي با انتشار بيانيهاي اعلام كرد: دولت پاكستان پيشنهاد تشكيل يك مكانيزم تحقيقاتي مشترك را داده است و ما آمادهايم تا چنين تيمي را كه به تحقيقات كمك خواهد كرد، تشكيل دهيم. موكرجي ادامه داد: هندوستان به طور رسمي خواستار دستگيري و تحويل دادن آن افرادي است كه در پاكستان به سر ميبرند و فراريان از قانون هندوستان هستند. ما منتظر پاسخ پاكستان خواهيم بود.
ميليبند:
افراطگرايي تهديدي عليه هند و پاكستان است
ایسنا: وزير امور خارجه انگليس در كنفرانس خبري مشترك با همتاي آمريكايي خود در لندن ضمن محكوم كردن حملات تروريستي مرگبار در شهر بمبئي هندوستان اعلام كرد كه هر دو كشور روابط قوي با هند و پاكستان دارند.
به نقل از دفتر وزارت امور خارجهي انگليس، ديويد ميليبند، وزير امور خارجهي انگليس در اين كنفرانس خبري مشترك افراطگرايي را تهديدي عليه يكپارچگي دو كشور هندوستان و پاكستان خواند و خواستار اجرا شدن عدالت در مورد مسوولان اين واقعهي خونبار شد. از سوي ديگر كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا نيز وقايع تروريستي مركز تجاري هندوستان را محكوم كرد، ولي در عين حال وعده داد آمريكا هم با هندوستان و هم پاكستان همكاري كند.
رايس در پاسخ به سوال خبرنگاري كه پرسيد آيا جنگ گرجستان دليل اعطا نشدن "طرح اقدام عضويت" در سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) به گرجستان در نشست روز (سهشنبه) ناتو در بروكسل است و يا خير؟ گفت: ما در نشست بخارست هم اعلام كرديم كه گرجستان و اوكراين روزي عضو ناتو خواهند شد و بنابراين آنها عضو ناتو خواهند شد.
وي همچنين در مورد حمايت آمريكا از آغاز دوباره روابط ناتو با مسكو گفت: ما با آغاز دوبارهي اين روابط مشكلي نداريم. اين روابط در سطح پايينتري آغاز شده است، اما مساله اين است كه چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. مطمئنا رفتار روسيه در گرجستان مغاير با تمام ارزشها و اصولي بود كه ناتو به آنها معتقد است.
ميليبند نيز اقدامات اوكراين و گرجستان را موارد ضروري ورود اين دو كشور سابق اتحاد جماهير شوروي به ناتو دانست.
وزير امور خارجهي آمريكا نيز اظهار داشت كه دولت پاكستان متشكل از رييسجمهور و نخست وزيري مشروع است و اطلاعات و ارتش اين كشور با دولت همكاري مناسبي خواهند داشت. وزير امور خارجهي انگليس نيز روابط خوب ميان پاكستان و هندوستان را شالودهي ثبات در اين منطقه از جهان خواند و گفت: افراطي گرايي تهديدي عليه يكپارچگي پاكستان و هندوستان به عنوان بزرگترين دموكراسي چند مذهبي در جهان است. رايس همچنين در مورد انتخاب شدن هيلاري رودهام كلينتون به عنوان وزير امور خارجه آمريكا در دولت باراك اوباما، رييس جمهور منتخب آمريكا از علاقهي شخصي خود به سناتور نيويورك سخن گفت و اعلام كرد كه بانوي سابق اول براي آمريكا سخت كار كرده است و داراي همان قابليتهايي است كه اين سمت به آن نياز دارد.
ميليبند نيز اين انتخاب را گزينهاي شايسته عنوان كرد و گفت كه وي از تجربههاي زياد خود استفاده خواهد كرد.

