تبليغاتX
تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 16--14 اذر 87
 

زینت انسان در سه چیز است: علم، محبت و آزادی.
افلاتون

دل نوشته های اهالی فرهنگ در 14سالگی «عصر مردم»
به جای مقدمه

عصر مردم در آستانه چهاردهمین سال انتشار، نگاه پردازشگر نکته­سنجان فرهیخته که واژه واژه­های این روزنامه را با حساسیتی حاکی از دلبستگی و تعلق خاطر دنبال می­کنند ارج می­نهد و رهنمودها و هشدارها را در راستای پالایش جستارها و ژرفابخشی به محتوای مطالب به گوش جان پذیراست.
خوشبختانه این باور در مجموعه دست­اندرکاران این روزنامه وجود دارد که روزنامه­ها نیز مانند جامعه­ای که از آن پای گرفته­اند دوران گذار را طی می­کنند و تا رسیدن به جایگاه مطلوب فاصله زیادی دارند و هم از این رو نیازمند گوشزدهای پی­درپی و همکاری­های فراگیر از سوی مردم هستند. مردمی که در جایگاه داوری نشسته­اند و برآیند نگاه آنان به هر پدیده و نهاد و حرکت فرهنگی به تاریخ سپرده خواهد شد. مردمی که در مقام ارزیابی و مقایسه، شرایط اجتماعی، ملاحظات ناگزیر، بضاعت و کشش فرهنگی و تمامی عوامل آشکار و پنهان مؤثر در ظهور و بروز کارهای فرهنگی را از نظر دور نمی­دارند.
چشم به راه نامه­ها و گوش به زنگ تماس­های شما و پذیرای وجود نازنین شما برای داوری پیرامون سیزده سال فعالیت هستیم.
پاینده باشید - اسماعیل عسلی

وجه متمایز «عصر مردم» در تحلیل و انتقال اخبار فرهنگی
دکتر سعید زاهد
ضمن عرض تبریک به مناسبت چهاردهمین سال تأسیس روزنامه «عصر مردم»، برای تمامی دست­اندرکاران این روزنامه در پیشبرد اهداف روشنگری و شفاف­سازی فضای فرهنگی و سیاسی استان و کشور آرزوی توفیق الهی می­نمایم.
سابقه­ای که از این روزنامه در ذهن همگان است عمدتاً اهتمام به مسایل فرهنگی و انتقال اخبار و تحلیل­های فرهنگی ممتاز و به روز می­باشد.
فرهنگ از جمله نظام­های بسیار مهم در تشکل­های اجتماعی است. متأسفانه طی پنجاه سال حکومت پهلوی­، فرهنگ جهان نوین به aشیوه­ای غیراصولی وارد کشور ما شد و ضایعاتی از خود به جا گذاشت که تا به امروز که حدود سی سال از انقلاب اسلامی می­گذرد آثار سوء آن هنوز مشاهده می­شود. ورود شبه نوگرایی [مدرنیسم]، فرهنگوران کشورمان را از کسب اصولی دستاوردهای مفید تمدن نوین تا حد زیادی محروم کرده است. آوردن اقلام فرهنگی بدون در نظر گرفتن سازگاری آنها با فرهنگ بومی نوعی سوء تفاهم و در موارد بسیار زیاد کینه­توزی­هایی در جامعه فرهنگی ایجاد کرده است که موجب گسستگی فرهنگی در میان اندیشمندان جامعه می­باشد.
ورود برخی از اقلام فرهنگ سکولار فضا را بر نوآوری­های فرهنگی مبتنی بر ارزش­های اصیل تنگ کرده و عدم کارآیی آنها وبال گردن شده است. ذائقه­های فرهنگی متناقض و غیرسازگار با ذائقه­های بومی نیز مانع دیگری بر سر راه نوآوری­ها و تولیدات فرهنگی اصیل گشته، موجب به هدر رفتن نیرو و توان هنرمندان و فرهیختگان علاقه­مند جامعه شده است. مسایل فرهنگی فوق که در نهایت موجب از خودبیگانگی و از جمع­بیگانگی بسیاری از نیروهای مستعد فرهنگی شده است مواردی است که به نظر می­رسد روزنامه «عصر مردم» از بدو تأسیس تلاش در حل آنان و یا حداقل التیام بخشیدن به برخی از آنان نموده است.
از این رو به عنوان عضو کوچکی از جامعه فرهنگی استان و کشور از تلاش­های صورت گرفته تقدیر می­نمایم و از درگاه ایزد متعال توفیق روزافزون در این راستا را برای همه همکاران روزنامه به خصوص مدیرمسئول و سردبیر هنرمند و آگاه آن درخواست می­نمایم.

«عصر مردم»؛ پیوندی مکتوب با مردم 

پرویز خائفی
ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع
به حکم آنکه چو شد اهرمن سروش آمد
روزنامه در نوع خود و رسالتی که به عهده دارد وابستگی خبری و اطلاعاتی است اما فراتر از این مأنوس خانواده و جامعه و عضوی از واحدهای به هم پیوسته اجتماعی است. جهان خبری را این روزها دستگاه­های خبری - انفورماسیون - و در کل ANFORMATIK - هر لحظه در زمین و آسمان بانگ می­زنند و صدای آن تا ملکوت اعلا می­رسد، اما روزنامه دوستی آشنا در خانواده است. از کلی­گویی و حاشیه­پردازی بگذریم روزنامه «عصر مردم» در زندگی من استمرار واپسین لحظات پیوند و آرامش است. «عصر مردم» 13 سال پیش پا به عرصه فرهنگ شیراز و ایران گذاشت. از همان آغاز قلم در دست کسانی بود که احتشام آن و احترام مردم را می­شناختند. همه کسانی که این وظیفه سنگین را به دوش گرفتند به ارزش­های انسانی و وظایفی که در قبال جامعه دارند آگاه بودند. بارها در خلوت این عزیزان راه یافته­ام. با عسلی بزرگ یا بهتر بگویم برادران عسلی و یاران کوشنده و  جوینده روزنامه خالصانه و صادقانه درد دل کرده­ایم. از مشکلات و خستگی ها شنیده­ام ولی بارقه امید و ایستادگی را دیده­ام و حس کرده­ام. باری کار طاقت­فرسایی است اما همان­طوری که اشاره کرده­ام سوای رسالت خبری مقبولیت مردمی محور و اصل کار است. تا قدم در بادیه نگذاری نمی­دانی چه بیابان ناهموار و سنگلاخ و خارزاری در پیش رو است. به هر روی من که خود را عضو اصلی این خانواده اصیل می­دانم.
از صفدر دوام عزیز دیرینه که عمر و جوانیش مستدام باد سپاسگزارم که امروز بامدادان به اشاراتی برای سیزدهمین سالگرد انتشار روزنامه مردمی «عصر مردم» مرا بر آن داشت که به این موضوع اشاره­ای درخور داشته باشم. از دیرینه یار دانشمند و آزاده محمد عسلی می­خواهم که همچنان با همه دشواری­ها و ناهنجاری­ها و موانع و کمبودها مردانه بایستد و خانه من و خانه دوستداران «عصر مردم» را از عطر عصر سرشار نگه دارد.

احساس سوختن به شنیدن نمی­شود
جانا تو هم بسوز که دانی چه می­شود

ناصر امامی
هنوز پای به آستانه 18سالگی نگذاشته بودم که به عنوان سردبیر روزنامه فکاهی (جهان­نما) رسماً وارد جرگه مطبوعات شدم. پیش از آن نیز در سن سیزده سالگی با چاپ اولین شعر خود که درباره ملی شدن صنعت نفت بود در روزنامه (همه) که به مدیریت شادروان حسین ولدان چاپ و منتشر می­شد مزه شیرین نام داشتن در مطبوعات را چشیده بودم.
پس از چاپ و انتشار روزنامه فکاهی جهان­نما که با زبان طنز تلخ، و گاهی هم شیرین! رخدادهای شهر را منعکس می­ساخت، مدیران آن روز جراید شهر، با نوجوانی به نام ناصر امامی آشنا شدند، آنان گاهی به تشویق و زمانی هم به انتقاد از این شیوه روزنامه­نگاری می­پرداختند. برخی از مدیران و صاحب­امتیازان روزنامه­های تراز اول آن روزگاران مانند: زنده یادان محمدحسین استخر، محمدحسین جهان نما و تقی گلستان، خود از قلمی شیرین و سحارو تجارب اجتماعی و سیاسی قابل احتسابی برخوردار بودند اما برخی دیگر از قلم و نوشتار و تجارب دوستان استفاده می کردند. آشنایی بنده با آن بزرگواران و ارزیابی نوجوانانه از کار آنان، خود به منزله دانشگاهی بود که همه کس نمی­تواند به آسانی از آن فارغ­التحصیل شود، گر چه بسیاری از دانشگاه ندیده­ها، خود را فارغ­التصدیق این رشته قلمداد می­کنند! و حج نرفته خود را حاجی به حساب می­آورند.
بگذریم. روزنامه جهان­نمای فکاهی در سیزدهمین شماره انتشار خود به دستور استاندار وقت سید مهدی فرخ، توقیف و حکم جلب بنده نیز صادر گردید، اما به یاری زنده­یاد سیدجعفر مزارعی که بازپرس شرافتمندی بود، به دلیل عدم برخورداری از سن قانونی، از چنگ دادگستری رها شدم. ولی چند روز بعد زنده­یاد محمدحسین جهان­نما را به جرم عدم اجازه انتشار روزنامه به سبک و سیاق فکاهی زندانی کردند، که پس از سه روز با وساطت مرحوم عزیزالله قوامی شهردار وقت، ایشان نیز آزاد گردید.
به هر تقدیر سالها گذشت و پس از طی دورانی که در شهرداری و استانداری و سازمان جلب سیاحان به خدمت مشغول شدم و در آن سازمان­ها نیز تجاربی از نوع دیگر آموختم، سرانجام به سرپرستی مؤسسه اطلاعات در استان فارس و پس از آن به قائم­مقامی آن مؤسسه در منطقه جنوب به انجام تکالیف مطبوعاتی پرداختم.
در آن روزگار مؤسسه اطلاعات ده نشریه منتشر می­ساخت که عبارت بودند از: روزنامه اطلاعات، فارسی، تهران ژورنال انگلیسی، ژورنال دو تهران فرانسه، اطلاعات بانوان، جوانان، هفتگی، ماهانه و اطلاعات سال.
پس از 9 سال خدمت مطبوعاتی در استان فارس و منطقه جنوب در سال 1358 به تهران رفتم و علی­رغم تمایل شدید به امور مطبوعاتی به علت بیماری، هفت سال به مطالعه کتب مورد علاقه، متون ادبیات فارسی و شرکت در مجامع ادبی پرداختم و بالاخره در سال 1365 به زادگاه خویش شیراز بازگشتم.
در این سالها در شهر من شیراز، روزنامه­های بسیاری منتشر شده و می­شوند. برخی­ها تعطیل شدند، بعضی­ها ماندند و گروهی نیز هر لحظه به شکلی درآمدند.
اما در میان روزنامه­های فعلی که همه وزین و قابل احترام هستند، روزنامه «عصر مردم» از مقام و موقعیتی ویژه برخوردار است که سر ارادت بنده را به کمند محبت و اصالت خویش کشیده است.
مدیری فرهنگور که سالیان دراز عمر گرانبهای خود را در راه آموزش، آن هم در سطوح بالا گذرانده و از اهلیت ستایش انگیزی در کار دانش­گستری و فرهنگ­پروری برخوردار است و صاحب قلمی شیرین و شیوا با درونمایه­های گرم و گیرا می­باشد و درخت دانش و تجربت او از بروباری ارجمند برخوردار است و از همین رو به زیور فروتنی آراسته شده، و آشنایی با همکاران ایشان که همه از جنس فرهنگ با شایستگی­های درخور تحسین و گذشته­های افتخارآمیز می باشند و بردن نام آنان حمل بر شائبه مداهنه­پردازی خواهد شد، برای بنده افتخارآمیز می­باشد.
این روزنامه که به راستی آینه تمام­نمای فرهنگ و رخدادهای اجتماعی شهر است، سالهاست که با مشکلات فراوان اما با سعه صدر و به دور از مال­اندوزی و زیاده­طلبی به انجام رسالت خویش به معنای واقعی روزنامه­نگاری می­پردازد و اینک که می­رود در آستانه چهاردهمین سال فرا گیرد از رخشانیت خاصی برخوردار است.
اینجانب به عنوان کسی که سالها در آسیاب مطبوعات استخوان ساییده و به کم و بیش­ها، تلخی­ها و شیرینی­های این حرفه مقدس آگاهی دارد و تعداد بخیه­های سوزن زلیخا را در دامان یوسف، نیکو برشمرده است! از بن جان، سالگشت انتشار «عصر مردم» را به مدیر شایسته و کاردان و سردبیر بلندپایه و سایر عزیزانی که همه روز آیینه شفافی از فرهنگ و هنر و خبر و راز و رمزهای اجتماع را به دست مردم می­سپارند شادباش گفته و برای برادر بزرگوار و دانشمندم جناب آقای محمد عسلی مدیر گرامی روزنامه «عصر مردم» آرزوی توفیق بیشتر دارم.

خبرهای فرهنگی روزنامه دلشادم می­کند!
ابوالقاسم فقیری
مثل این که همین دیروز بود در جلسه­ای شرکت کرده بودیم در منزل مدیر جوان روزنامه (محمد عسلی) که با عشق از آرزوهایش پیرامون روزنامه­ای می­گفت که قرار بود به جمع روزنامه­های شیراز بپیوندد و امروز پس از 14 سال باید بگویم که مدیر ما به خیلی از آرزوهایش رسیده است.
روزنامه­های شیراز هر کدام ویژگی­های خود را دارند و اهالی فرهنگ هم این ویژگی­ها را در روزنامه عمده می­بینند! و قبل از هر اظهارنظری از این ویژگی­های روزنامه صحبت می­کنند. ویژگی روزنامه «عصر مردم» هم که زبانزد خرد و کلان می­باشد بار فرهنگی آن است که تا امروز بر انجام آن اصرار دارد. آرزو دارم که این چنین هم بماناد!
دگر ویژگی روزنامه، استقلال آن است که می خواهد خودش باشد و در کنار مردم گذار از این دوران را پشت سر بگذارد و انجام سازندگی را در زمینه­های گوناگون به چشم ببیند. چرخاندن یک روزنامه مستقل کاری است مشکل. این مشکلات را من و شما که دستی از دور بر آتش داریم حس نمی­کنیم. پشت سر گذاشتن این مشکلات به این آسانی­ها هم فراهم نمی­آید! باید توی باغ بود تا این لحظات طاقت­سوز را دریافت.
به عنوان عضو کوچکی از اهالی فرهنگ وایه­ای دارم که امیدوارم روزی روزگاری صاحبان مطبوعات این ولایت به تحقق کامل آن دست یابند، در غیر این صورت نباید از مطبوعات انتظار آنچنانی داشت و آن این که تا زمانی که مطبوعات ما روی پای خود نایستاده و چشم به آگهی دارند شخصیت واقعی آنان را نمی­شود مورد ارزیابی قرار داد و اینجاست که می­بینیم که بعضی از جاها نقد واقعی صورت نمی­گیرد! روزنامه «عصر  مردم» تنها روزنامه این شهر است که در هر شماره یادداشت مدیر روزنامه را مشاهده می­کنید و این امر امتیازی برای این روزنامه محسوب می­شود و همکارانی که بی سر و صدا کارشان را می­کنند. من اولین صفحه روزنامه را که می­بینم صفحه آخر روزنامه است که خبرهای خوب فرهنگی آن دلشادم می­کند. همچنین کارهای ارزشمند احمدرضا سهرابی که راحت حرف دلش را در طرح هایی ساده بیان می­کند. خداوند این احمدرضا سهرابی را هم از ما نگیرد. برای همه عزیزانم در روزنامه عصر مردم که از سر مهربانی قلم می­زنند مخصوصاً برادران عسلی، آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

وجود چنین روزنامه­ای در جهان سیاست­زده غنیمتی است!
امین فقیری
روزنامه «عصر مردم» از همان ابتدای انتشار به مقوله فرهنگ و هنر اهمیت زیادی داد! و با نگرش فرهنگی -ادبی که مدیرمسئول روزنامه داشت از چهره­های نخبه فرهنگی - ادبی فارس برای همکاری دعوت به عمل آورد.
در نتیجه اصحاب فرهنگ، این روزنامه را با دیدی فرهنگی - ادبی می­نگرند و ترجیح می­دهند که آثار شعر و نثرشان ابتدا در این روزنامه چاپ شود!
وجود چنین روزنامه­ای در جهان سیاست­زده امروز غنیمتی است برای آنهایی که درد فرهنگ دارند!

«عصر مردم» ماهیتی فرهنگی دارد!
منصور پایمرد
من به عنوان یک خواننده از روز نخست انتشار روزنامه «عصر مردم» به این روزنامه فرهنگی علاقه­مند بوده و هستم!
این روزنامه در آغاز با امکانات بسیار اندکی آغاز به کار کرده اما انصافاً کاری بزرگ و رویداد مهم فرهنگی از سوی این روزنامه به جامعه فرهنگی عرضه شد!
روزنامه «عصر مردم» حوادث بسیار زیادی از سر گذرانده و با بسیاری مشکلات دست و پنجه نرم کرده است! این روزنامه را در حال حاضر می­توان در جرگه بهترین روزنامه­های فرهنگی کشور جای داد. وجهه و شاخصه اصلی روزنامه «عصر مردم» در سطح استان فارس ماهیت فرهنگی این روزنامه است که این امر وجه تمایز این روزنامه با روزنامه­های دیگر شده است و کمتر به جنبه­های تجاری و عوام­پسندانه (پوپولیستی) پرداخته است.
جا دارد در آغاز چهاردهمین سالگرد انتشار به مدیرمسئول فرهنگی این روزنامه و اعضای هیأت تحریریه خسته نباشیدی بگویم.ضمن این که باید گفت صفحه­آرایی و میزان رویکرد فرهنگی ادبی روزنامه نیز مانند گذشته نیست!؛ به هر حال در سایر زمینه­ها هنوز هم روزنامه «عصر مردم» نشریه­ایست که مرجع اهالی فرهنگ و ادب می­باشد!

+ عصر مردم   پنجشنبه چهاردهم آذر 1387
Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi