آيا دومين درياچه شور جهان حفظ ميشود؟
محمد درویش
درياچه اروميه بزرگترين درياچه داخل ايران و دومين درياچه شور جهان است.
گفته ميشود زرتشت نيز در كنار همين درياچه،زاده شده است. درياچهاي كه در گذشته به خاطر رنگ فيروزهاي به آن فيروزه ايران نيز اطلاق ميشد همچنانكه آنرا چي چست، طلا و زر نيز ميناميدند. اين زيست بوم كه 50 هزار كيلومتر مربع وسعت دارد در تعيين آب وهواي منطقه، نقشي اثرگذار دارد تا آنجا كه افزون بر ايران، آب و هواي كشورهاي تركيه و عراق هم از اين درياچه متاثر است. به عبارت ديگر، هر دانه سيب و انگوري كه در منطقه ميرويد مرهون همين درياچه است. با اين همه، اخيرا بر اثر عوامل دست ساز و دخالتهاي غيرمسئولانه و همچنين بيمهري طبيعت(كاهش بارندگي) اين درياچه به وضعيت اسفباري دچار شده است.
عوارض ناشي از ساخت سدهاي متعدد بر روي رودخانههاي بالادست اين درياچه، مجال زندگي را از آن گرفته است. ساخت ميان گذر كه باعث توقف چرخه آب در اين درياچه شده از ديگر عوامل تهديدكننده آن است. روزگار نهچندان دوري عمق آب در اين درياچه 12 متر بود اما اينك به كمتر از 6 متر رسيده است. در يك عبارت ميتوان گفت آنچه امروز بر اين درياچه حكمفرماست متأسفانه نشان از خشك شدن آن در آينده نزديك دارد.با اين همه امضاي سند جامع اروميه در اواخر مهرماه امسال ميتواند گام مثبتي براي حفظ اين زيست بوم ارزشمند تلقي شود به شرط آنكه اين سند فداي برخي ملاحظات نشود. گرچه كارشناسان ميگويند؛ تنها راه نجات اروميه تخريب ميان گذر و اختصاص حداقل 20 درصد آب سدهاي بالادست به اين درياچه است. آنچه در پي ميآيد نقدي است بر سند ياد شده.
سرانجام پس از كش و قوسهاي فراوان و مجادلات حقوقي كه بيش از يكسال به طول انجاميد، سند ملي راهبردي مديريت جامع پارك ملي درياچه اروميه به امضاي عاليترين مقامهای وزارتخانه های نيرو و جهاد كشاورزي، سازمان حفاظت محيطزيست ايران و نيز استانداران سه استان آذربايجان شرقي، غربي و كردستان رسيد. با اين وجود و با وجود آنكه نفس چنين اقدامي ميتواند بسيار مثبت تلقي شود، بهنظر ميرسد كه توافقنامه مزبور داراي نارسايي هاي فراوان و ابهاماتي است كه از كارايياش ميكاهد.
بايد دانست درياچه اروميه در شمار مهمترين اركان پايداركننده محيطزيست در شمال غرب كشور محسوب ميشود؛ تالاب پهنپيكري كه آثاري فرامنطقهاي نيز بر زيستمندان و محيطزيست منطقه برجاي گذارده و خواهد گذارد، از اين رو، به درستي در رده بالاترين تمهيدات حفاظتي كشور (پارك ملي) قرار گرفته است. امّا شوربختانه- همانگونه كه اشاره شد - برنامه حاضر از صراحت، دقت و شفافيت لازم براي حراست از اين بومسازگان ناهمتاي ايران برخوردار نيست. مهمترين نارساييهای اين سند عبارتند از:
۱ - از آنجا كه ۹۴ درصد از آب قابل استحصال حوضه آبخيز درياچه اروميه به بخش كشاورزي اختصاص مييابد، بايد هر چه سريعتر تمهيداتي مؤثر، ضربتي و پايدار براي افزايش راندمان آبياري و استفاده از سامانههاي آبياري زیر فشار در اين حوضه در اولويت برنامههاي زيربنايي دولت قرار بگيرد. نزديك كردن راندمان آبياري استان به مرز ۶۵ الي ۷۰ درصد، كمترين كاري است كه بايد در كوتاهترين زمان ممكن عملي و اجرايي شود؛ راهبردي كه متأسفانه در اين برنامه از شفافيت و صراحت لازم برخوردار نيست.
۲ - به موازات افزايش راندمان آبياري، بايد از زدن سد جديد روي رودخانه باراندوز - تنها رودخانه عمده از بين ۱۴ رودخانهاي كه آب آنها به درياچه اروميه ميريزد -
جلوگيري كرد و مطالعات احداث آن متوقف شود. همچنين پيشبيني شود كه تا سال ۱۴۰۰، دست كم يكي ديگر از سدهاي موجود تخريب و رودخانه آزاد شود.
۳ - در شرايط فوقالعاده بحراني كنوني كه حتي جزاير درياچه، ماهيت جزيرهاي بودن خود را از دست داده و سطح آب آن به يك سوم كاهش يافته است، ميبايست دستكم ۴۰ درصد از ظرفيت كنوني سدهاي موجود بهعنوان حقابه درياچه اختصاص يابد. بايد در نظر داشت كه چنانچه درياچه نابود شود، تمامي اراضي كشاورزي منطقه و سكونتگاههاي اطراف آن تا شعاع كشورهاي مجاور از اين پيامد ناميمون آسيب جدي ديده و اين ميتواند تجربه تلخ درياچه آرال را كه منجر به شورشدن ۴۰۰ هزار هكتار از پنبهزارهاي اتحاد جماهير شوروي سابق شد را زنده كند. بنابراين، براي پاسداري پايدار از معيشت مردم، لازم است تا سطح آب درياچه به وضعيت طبيعي آن بازگردد.
۴ - استفاده از مشاركت مردم محلي و تقويت سازمانهاي مردمنهاد بايد در اين توافقنامه بسيارپررنگتر ديده شود و اعتباري خاص و رديف بودجهاي مستقل به آن تعلق گيرد.
۵ - لازم است تا راهكار دقيق تحقق اهداف يادشده در زیر هريك از جداول موجود در برنامه آورده شوند.
۶ - با يك سياست درازمدت مديريت درمنطقه، بايد براي كاستن از وابستگي معيشتي به سرزمين تلاش شود و با تقويت ديگر مزيتهاي نسبي منطقه، بهويژه در حوزه تجارت فرامرزي، مناطق آزاد تجاري، بومگردي و تقويت صنايع سازگار با محيطزيست، مديريت شايستهتري در بخش توزيع و مصرف آب اعمال شود.
اجرای طرح تثبیت شنهای روان
رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور گفت: در مجموع در حال حاضر 2/1 میلیون هکتار از جنگلهای کشور زیر پوشش طرح های تثبیت شن های روان قرار دارند.
معاون وزیر جهاد کشاورزی در سمینار مسئولین روابط عمومی های منابع طبیعی و آبخیزداری سراسر کشور گفت: در این سمینار قصد داریم با جمع کردن کلیه روابط عمومی های سارمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری از تجربه های ارزنده همه استان های کشور در زمینه حوزه اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در مباحث مختلف به خصوص دستاورهای این سازمان استفاده شود.
فرود شریفی تصریح کرد: تثبیت شن های روان از مواردی است که در زمینه بیابانزدایی همواره مورد بررسی قرار گرفته و منابع طبیعی کشور در طول سال های گذشته اقداماتی نظیر مالچ پاشی، تثبیت ماسه های روان و درختکاری در اطراف مزارع و در عرصه های بیابانی را انجام داده است و به تدریج با مشارکت مردم زمینه ایجاد بادشکن و کاشت گونه های درخت فراهم شده است.
وی با اشاره به خشکسالی های چند سال اخیر کشور افزود: تغییرات صورت گرفته در سال های گذشته باعث ضعیف شدن پوشش گیاهی و افزایش گرد و غبار در برخی استان های کشور از جمله خوزستان، سیستان و بلوچستان و ایلام شده است.
رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور با اشاره به اجرای طرح ملی بیابانزدایی گفت: در این رابطه ضمن پیگیری فعالیت های سال های گذشته، ردیف اعتبار خاص ملی برای خوزستان در نظر گرفته شده است که امیدواریم با اجرای این طرح در آینده هیچ گونه بیابان تثبیت نشده ای در استان خوزستان و حتی کشور نداشته باشیم.
شریفی با بیان اینکه بیش از 60 درصد کشور در مناطق خشک قرار دارد، گفت: بالغ بر 35 میلیون هکتار مناطق بیابانی در کشور وجود دارد که حدود 6 میلیون هکتار از آن جزو اولویت های بیابانزدایی و کانون بحرانی هستند.
وی با اشاره به مشارکت مردم و فرهنگ سازی در زمینه بیابانزدایی گفت: مردم در این زمینه فعالیت های خوبی را نشان داده اند، در این زمینه بسیاری از کشاورزان در کنار زمین خود اقدام به کاشت درخت می کنند که فعالیت بسیار خوبی است.
رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور در مورد وضعیت کمربند سبز در کشور گفت: ایجاد کمربند سبز به شکل های مختلفی قابل طرح است که یکی از طرح ها ساختن حائل برای اراضی ملی، دولتی و شخصی است و گاهی نیز به منظور مهار بیابانزدایی و جلوگیری از حمل شدن و ماسه های روان توسط باد و توفان مورد بحث قرار می گیرد، ضمن اینکه با ایجاد بادشکن در مزارع علاوه بر کاهش درجه حرارت شاهد جلوگیری از ورود آلودگی نیز خواهیم بود.
وی با بیان اینکه سرانه فضای سبز برای هر نفر در کشور 17 صدم هکتار است، افزود: این میزان در دنیا چهار برابر بیشتر از ایران است و با توجه به اینکه فضای سبز نقش موثری در تعادل آب و هوا و همچنین سلامت افراد دارد، دیگر کشورها به آن توجه خاصی می کنند.
شریفی در ادامه گفت: سد دز واقع در استان خوزستان به دلیل اینکه فاقد شبکه آبیاری و آبخیزداری است، دارای نقص های عمده ای است و در این رابطه اعتبار خاصی برای ساماندهی کرخه، کارون و دز در نظر گرفته شده که امیدواریم پس از به تصویب رسیدن اعتبارات با سرعت بیشتری پیگیری شود.
وی تصریح کرد: میزان اعتبارات بیابانزدایی در استان در بخش ملی 35میلیارد ریال و در بخش استانی 200میلیارد ریال است.
شریفی اظهار داشت: در حال حاضر فعالیت های سازمان در بخش بیابانزدایی در زمینه های نهالکاری، مالچ پاشی، بیولوژیک[زیست مهاری]، بذر پاشی و ایجاد بادشکن اطراف مزارع به شکل گسترده ای در کشور در حال انجام است.
رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری همچنین در پایان از تهیه طرح های مطالعاتی فرسایش بادی در سطح 32 میلیون هکتار از جنگل ها و بیابان های کشور خبر داد و افزود: تهیه طرح مهار بحران، طرح های مطالعات کنوانسیون مقابله با بیابانزدایی و تهیه طرح مطالعاتی جنگل های تخریب شده در مناطق دارای فرسایش از دیگر طرح های مهمی است که از سوی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری در کشور در حال اجراست.
آفريقا،پاککننده هواي زمين است
قاره آفريقا بيشتر از آنکه گازهاي گلخانهاي در جو زمين منتشر کند اين گازهاي خطرناک را جذب ميکند.
نتايج تحقيقات برنامه جهاني کربوافريکا که پانزده موسسه آفريقايي و اروپايي و همچنين سازمان خواربار و کشاورزي ملل متحد، فائو، را شامل ميشود نشان داد گرچه آفريقا نيز به نوبه خود در انتشار گازهاي آلاينده گلخانهاي در جو زمين نقش دارد، اما واقعيت اين است که اين قاره بيشتر از آنکه گاز دي اکسيد کربن در زمين منتشر کند اين گاز خطرناک را که افت بزرگ لايه ازن است جذب ميکند.
نتايج تحقيقات کربوافريکا نشان ميدهد که سهم آفريقا در انتشار گازهاي گلخانهاي در جو زمين بيشتر از طريق آتش سوزيها و آلودگيهاي زيست محيطي ديگر است و اين قاره از مصرف سوختهاي فسيلي تنها چهار درصد گاز گلخانهاي در جو زمين رها ميکند.
جنگلزدايي و حوادثي از قبيل آتشسوزي در قاره آفريقا بيشترين نقش را در انتشار گازهاي گلخانهاي در آفريقا دارد.
ريکاردو والنتيني، کارشناس دانشگاه توسيا که به عنوان هماهنگ کننده در برنامه کربوافريکا فعاليت ميکند خاطر نشان کرد، نتايج مطالعات صورت گرفته حاکي از آن است که آفريقا نقشي کليدي در سامانه آب و هوايي جهان ايفا ميکند.
برنامه جهاني کربوافريکا در سال 2006 با يک اعتبار دو ميليون و 800 هزار يورويي که بخش تحقيقات کميسيون اروپا تامين آنرا تقبل کرده بود، فعاليت خود را آغاز کرد.
ريکاردو والنتيني خاطر نشان کرد به نظر من آنچه بيش از همه حائز اهميت ميباشد اختلاف ميزان انتشار و جذب دي اکسيد کربن در قاره آفريقا است. وي افزود قاره افريقا با داشتن جنگلهاي انبوه و بوته زارهاي وسيع، نقش مهمي در پاکسازي هوا از طريق جذب گازهاي گلخانهاي خطرناک به ويژه دي اکسيد کربن ايفا ميکند.
والنتيني ادامه داد نتايج تحقيقات دقيق نشان ميدهد که قاره آفريقا در واقع يک مخزن کننده بزرگ کربن است.
به اين معنا که اين منطقه بيش از آنکه دي اکسيد کربن رها کند، آنرا جذب ميکند و به اين ترتيب در کاهش تراکم گازهاي گلخانهاي در جو زمين و همچنين کاهش پيامدهاي تغييرات ناگوار آب و هوايي بسيار موثر است.
برنامه جهاني کربوافريکا با استفاده از يک شبکه اندازهگيري درصد گازهاي آلاينده که در 11 کشور جنوب صحراي آفريقا راهاندازي کرده، در دو سال گذشته چرخه کربن را در اين منطقه مورد ارزيابي قرار داده است.
آمار تلفات جاده ای حیوانات کمیاب ایرانی نگران کننده است
در پی افزایش تلفات جاده ای حیوانات کمیاب ایرانی، کارشناسان زیست محیطی نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند و آن را نگران کننده ارزیابی کردند.
اسماعیل کهرم در این باره به خبرنگار مهرمی گوید: علت تلفات حیوانات در جاده های کشورمربوط به زمان ساخت جاده ها می شود و این موضوع به ویژه در جاده هایی که از داخل پارکهای ملی و مناطق حفاظت شده عبور می کند، از شدت بیشتری برخوردار است و متأسفانه در ساخت این جاده توجه چندانی به موضوع حیات وحش و حفاظت از جان حیوانات نشده است. این در حالی است که برای حفاظت حیواناتی که از این جاده ها عبور می کنند نیز پیش بینی های لازم و امکانات مورد نیاز تدارک دیده نشده است.
نگرانی طرفداران محیط زیست نسبت به تلفات جاده ای حیوانات کمیاب در جاده های کشور طی هفته های اخیر به دلیل مرگ یک قلاده پلنگ در جاده عبوری از پارک ملی گلستان و مرگ یک قلاده یوزپلنگ در جاده کرمان- راور بر اثر برخورد با خودرو و همچنین برخورد دو رأس آهوی کمیاب در جزیره کیش با خودروهای عبوری شدت یافته است.
پلنگ ایرانی در کنار یوزپلنگ، یکی از دو گربه سان بزرگ جثه ایران است که از سال 1380 تاکنون، تقریبا هر ماه یک پلنگ توسط ایرانیان کشته می شود و با این شرایط موضوع انقراض این پستاندار ایرانی بعید نخواهد بود.
از سوی دیگر جمعیت یوزپلنگ ایرانی که تنها بازمانده نژاد آسیایی است، به شدت در معرض انقراض قرار دارد.
بیش از 20 سال است که نسل یوزپلنگ آسیایی درکشورهای این قاره کهن به جز ایران منقرض شده است واین حیوان نایاب تنها در کشور ما به بقای خود ادامه می دهد.
با این همه کارشناسان زیست محیطی و طرفداران محیط زیست معتقدند که به دلیل بی توجهی سازمان محیط زیست برای حفظ این جاندار ارزشمند به راحتی شاهد مرگ این پستاندار کمیاب هستیم و خطر انقراض، یوز ایرانی را به شدت تهدید می کند.
عضو هیئت علمی دانشکده محیط زیست دانشگاه آزاد در ادامه اظهار داشت: در کشورهای دیگر برای حفظ سلامت انسانها و حیوانات، علاوه بر حصارکشی در دو طرف جاده ها و به ویژه در مناطق حفاظت شده و پارکهای ملی، تونلهای زیرزمینی نیز برای عبور حیوانات احداث می کنند.
کهرم تاکید کرد: حیوانات با عبور از کنار جاده ها جذب نور ماشین ها شده و زمانی که نور به صورت مستقیم با آنها برخورد می کند، خیره نور و به عبارتی هیپنوتیزم می شوند.
وی همچنین اظهار داشت: این گونه برخوردها علاوه بر صدمه مالی، مرگبار نیز خواهد بود و به همین دلیل باید مقدار کمی هزینه برای سلامت انسانها صرف شود.
کهرم از مشاهده خود از مرگ حیواناتی نظیر شتر، گراز، پلنگ و یوزپلنگ خبر داد و افزود: رانندگانی که با حیوانات در جاده ها برخورد می کنند به دلیل ترس از جریمه، جرات اظهار این موضوع به سازمان حفاظت از محیط زیست را ندارند.
طرفداران محیط زیست معتقدند که وجود آماری این چنینی طی یک هفته گذشته، بیانگر واقعه ای دردناک و عظیم درباره مرگ حیوانات نادر و منحصر به فرد در جاده های کشور است و سازمان حفاظت از محیط زیست باید اقدامی اساسی در جهت حفظ جان این حیوانات ارزشمند انجام دهد.

