ترافیک!
وقتی خط عابر پیاده در چهارراهها ناپیدا و کمرنگ باشد و عابرین تحمل ایستادن پشت چراغ قرمز را نداشته باشند و پلیس راهنما هم نتواند عابرین را متوقف کند، اتومبیلها و عابرین در هم میشوند و هر کدام بر دیگری فشار میآورد که از لابلای هم عبور کنند.
نتیجه آن که گاه صدای عابرین بلند میشود و گاه بوق ممتد اتومبیلها گوشخراش میشوند!
وقتی اتومبیلهای رنگ به رنگ و بیرنگ مسافربر حتی در ابتدای ورود به چهارراهها منتظر مسافر میمانند و با هیچ توپ و تشری هم جابهجا نمیشوند و مأموران راهنمایی هم به این وضعیت عادت کردهاند، تراکم اتومبیلها در پشت چراغ سبز به خوبی از رانندگان اعصاب میگیرد و بسیار اتفاق میافتد که دعواهایی هم چاشنی این اعتراضات میشود که طبعاً وضعیت ترافیک را بحرانیتر
میکند!
زمانی که تصادفات درونشهری برای تعیین تکلیف خسارت بستگی به حضور افسران راهنمایی دارد بالطبع هر تصادف کوچکی هم بر حجم ترافیک و توقف اتومبیلها میافزاید!
در شرایطی که هر اتومبیل شخصی اجازه پیدا میکند با هر وضعیت اسفباری که ناشی از فرسودگی، نقص و عدم کارایی است وارد خیابان شود، مدام باید شاهد آلودگی بیشتر هوای اطراف و توقف اتومبیلهای خاموش باشیم که صرفاً با هل دادن میتوان آنها را به کنار خیابان کشید، قطعاً بار ترافیک را دوچندان میکند.
در وضعیتی که امکانات نزدیک به محل توقف برای پارک اتومبیلها نباشد و راننده در کنار خیابان به صورت دوبله میایستد تا اهل و عیال خریدشان را تمام کنند و بازگردند و حتی راننده در محل توقف مطلقاً ممنوع هم پشت فرمان ایستاده است راه عبور دیگران مسدود و صدای بوق اتومبیلها هم کارساز نمیشود!
در شرایطی که جایگاه توقف تاکسیها و اتوبوسها تبدیل به پارک اتومبیلهای دیگر میشود، رانندگان تاکسی و اتوبوس به خود اجازه میدهند هر مسافری خواست پیاده و یا سوار شود در وسط خیابان بایستند و مدتی را بدین وضع پشت سر و جلو خود ترافیک ایجاد کنند، کسی هم کاری از دستش برنمیآید!
وقتی مردم عادت کرده باشند هر وقت اراده کردند در طول و عرض خیابان راه بروند و عطای پیادهرو را به لقایش ببخشند طبیعتاً بار ترافیک سنگینتر میشود!
در شرایطی که سرعتگیرهای اتومبیلها ناپیدا و حتی در شب از شبرنگ و رنگ اثری روی آنها نیست، چه بسا رانندگان ناآشنا به وضع خیابانهای خاص با سرعت از روی این برآمدگی عبور کرده، فرمان از دست داده منحرف میشوند و یا دچار خسارت میگردند که آن هم بدیهی است بر بار ترافیک میافزاید!...
زمانی که دچار خاموشی میشویم و چراغهای راهنما کار نمیکنند به ویژه در شبها همه سردرگم عبور و مرور را قفل میکنند به ویژه آن که در هر چهارراه یک پلیس راهنما بیشتر نباشد و یا آن که اصلاً نباشد!
وقتی که در چهارراههای فرعی که چراغ راهنمایی نیست و بعضاً پلیس هم حضور ندارد رانندگان میخواهند بدون اجازه عبور به دیگری از چهارراهها بگذرند طبعاً در هم میشوند و مدت طولانی سردرگم میمانند تا بنده خدایی پیدا شود راه باز کند و یا رانندگان بر سر عقل آیند و به یکدیگر راه دهند، قطعاً بار ترافیک سنگینتر میشود! به ویژه در ساعات خاصی از روز و شب که یا مدارس اطراف تعطیل میشوند و یا کارکنان ادارات قصد خروج دارند و یا اصناف با عجله سودای زود رسیدن در سر میپرورانند!
و اما بعد!
عرض خیابانها برای عبور این همه اتومبیل که روز به روز بر حجم آنها افزوده میشود طراحی نشدهاند و تعریض خیابانها هم برای شهرداری زمانبر و هزینهبر است و ساخت و سازها هم که موجبات عقبنشینی را فراهم میکنند برای تکمیل یک مسیر عمر نوح لازم است و صبر ایوب!
هماینک کوچه پسکوچههای شهر به پارک اتومبیلها تبدیل شدهاند و نیمی از خیابانهای فرعی و اصلی هم در گرو پارکبانانند، راهی جز این نیست که به نحوی از ورود اتومبیلها حداقل در ساعاتی از روز به خیابانهای اصلی و پرترافیک جلوگیری شود یا با طرح ترافیک و یا با زوج و فرد کردن و یا تدبیری دیگر!
بیشتر اتومبیلهای شخصی تکمسافرند و هنوز مردم عادت نکردهاند برای رفت و برگشت از اتومبیلهای عمومی استفاده کنند!
دوچرخهسواری هم که منسوخ شده و موتورسواران هم باید از هفتخوان تجربه گذشته باشند تا از لابلای اتومبیلها راه باز کنند و حتی در مواقعی پیادهروها را درنوردند!
چه باید کرد؟
نخست سد معبریها را جمع و جور کنیم.
دوم در هر خیابان پرترافیک با سرمایهگذاری دولتی یا بخش خصوصی پارکینگهای چندطبقه بنا کنیم!
سوم وضعیت چهارراههای مرکزی را با تعریض و یا پلهای زیرگذر و روگذر سر و سامان دهیم!
چهارم زودتر مسأله اتمام پروژه قطار شهری را به انجام رسانیم و بر این باور باشیم که در شرایط سخت و بحرانی که خرید بنزین به یک کالای استراتژیک تبدیل شده، حداقل 20 درصد از کل مصرف بنزین کشور در توقفگاهها و ترافیک به هدر میرود و این مقدار هزینه قابل توجهی را به بیتالمال و رانندگان تحمیل میکند.
آموزش نحوه استفاده صحیح از اتومبیل، خیابان، پیادهرو و آشنایی بیشتر با تابلوهای راهنمایی و رانندگی را از دوره آمادگی و دبستان در دستور کار داشته باشیم و از رانندگان مسافربر بخواهیم حتماً کارت شناسایی، کارت سلامت و شماره تلفن همراه خود را در معرض دید مشتریان قرار دهند. روشی که در اکثر کشورها امروز متداول و معمول است!
و اما نکته بسیار مهمی که بعضاً از آن غافل شدهایم، عدم سرمایهگذاری دستگاههای انتظامی و نظارتی برای آگاهی دادن بیشتر به مردم در خصوص ترغیب آنها به رعایت مقررات و قانونمندی است زیرا هر چند اکثر مردم ما بر اساس باورهای خود و رشدی که داشتهاند در پذیرش قوانین و رعایت در اجرای آن مصر و مصمماند اما کافی است به هر دلیلی حداقلی هم دچار تخلفاتی شوند که امروز شاهد آنیم. جریمهها به لحاظ پایین بودن ارقام آن چندان کاربردی ندارند. چانهزنی با پلیس هم به گونهای عادت شده، قاطعیت در اجرای قانون و افزایش جریمهها میتوانند تا حدودی راهگشا باشند و مفید! تغییراتی که لازمه رفع معضل ترافیک است نیاز به برنامهریزی و سرمایهگذاری بیشتر و کارشناسانهتری دارد. مضافاً این که در آستانه نوروز و در طول تعطیلات نوروزی شیراز آبستن ترافیکهای طولانیمدت و حجم گسترده اتومبیل مسافران نوروزی است!
والسلام

