روزنامه عصر مردم

روزنامه سیاسی - اجتماعی - فرهنگی صبح ایران

صفحه 16-10 تیر 89

 

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

سجاد آيدنلو:
«مثنوي معنوي» مولوي، پرتوجه‌ترين اثر ادبي به قرآن است

ایسنا: سجاد آيدنلو در ميان آثار ادبي از «مثنوي معنوي» مولوي به عنوان پرتوجه‌ترين كتاب به «قرآن كريم» ياد كرد. اين مدرس دانشگاه و پژوهشگر عنوان كرد: با توجه به اين‌كه شعر در تاريخ، فرهنگ و انديشه‌ي ايراني جايگاه درخور توجهي داشته، در گذشته‌ي تاريخي و فرهنگي ايرانيان نيز كه برخلاف دوران معاصر ابزارهاي متعددي براي گسترش انديشه و اخبار وجود نداشته، شعر به عنوان يكي از مهم‌ترين شيوه‌هاي بيان انديشه به شمار مي‌رفته است. او افزود: طبعا استفاده از آيات و تعاليم قرآني به طرق مختلف در سخن شاعران و در نشر بيش‌تر و آشنايي عميق مردمان باذوق ايراني مؤثر بوده است و اين آشنايي زماني بيش‌تر و بهتر صورت مي‌گرفته كه شخص هم با قرآن مأنوس باشد و هم با آثار ادبي آشنايي داشته باشد كه البته غالب ايرانيان فرهيخته در گذشته اين‌گونه بوده‌اند.
عضو هيأت علمي دانشگاه پيام نور اروميه با تأكيد بر اين‌كه ادبيات معاصر، استمرار ادبيات كلاسيك و كهن فارسي بوده است، اضافه كرد: ادبيات معاصر و كلاسيك به هيچ روي دو مقوله‌ي جدا از يكديگر و متفاوت نيستند كه يكي را نقيض و يا مانع آن ديگري بدانيم.
آيدنلو افزود: در مطالعات ادبي اين اصل تقريبا پذيرفته شده است كه بدون تأمل در متون برجسته‌ي ادبي گذشته‌ي فارسي نمي‌توان در شعر و نثر معاصر به جايگاه قابل توجه و ويژه‌اي دست يافت.
اين مدرس دانشگاه با اشاره به انواع بهره‌گيري اديبان از آيات قرآني، تصريح كرد: نوع اول بهره‌گيري از مفاهيم و آيات قرآني در شعر و يا نثر و نوع دوم آوردن عين بخشي از آيات در شعر و نثر است و نوع سوم، تلميحات قرآني كه منظور اشعار، شخصيت‌ها و داستان‌هاي قرآني است و از آن ميان مي‌توان به پيامبراني چون حضرت يوسف (ع)، حضرت عيسي (ع)، حضرت سليمان (ع) و حضرت موسي (ع) و داستان‌هاي مرتبط با آن‌ها اشاره كرد كه مأخذ بسياري از اين توجهات در ادبيات فارسي، قرآن كريم است.

«دلدار» در تالار حافظ
تالار حافظ شیراز، میزبان نمایش «دلدار» است. گروه تئاتر «سپید» شیراز با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، تئاتر «دلدار» را به مدت یک شب بر روی صحنه تالار حافظ اجرا می­کند.
این نمایش که به کارگردانی «محمدجواد بخشی­زاده» و نویسندگی «حسین نوری» است، برگرفته از غزلیات حافظ شیرازی بوده و نگاهی دارد به حکایت عارفی که سالها بتی را می­پرستید به این امید که به معبود برسد و نزدیک شود که در حالت شوریدگی و دلدادگی ناگهان حجاب بت را آشکارا می­بیند و می­فهمد که خودش را در عین خودپرستی، ستایش می­کرده است.
نمایش «دلدار» ساعت 20 امروز در تالار حافظ اجرا می­شود.

سینماهای شیراز؛ در گذرگاه تاریخ
«مهدی وثوق»: به زودی کتاب «تاریخچه سینماهای شیراز» را منتشر می­کنم

    محسن دانش
«مهدی وثوق» متولد شیراز است و در حوزه سینما، کارش را از سینما «آریانا»ی سابق شروع کرده و طی سال­ها تجربه­اندوزی در عرصه­های کارگردانی، فیلمبرداری، عکاسی و... از نزدیک با چگونگی ساخت سینماهای شیراز آشنا شده و هم­اکنون در حال نگارش کتابی در خصوص «تاریخچه سینماهای شیراز» است.
وی درباره اولین سینمای احداث شده در شیراز می­گوید:  مظفرالدین شاه در سال 1279 سینما را وارد این مملکت کرد؛ البته نه به نیت خدمت به مردم بلکه به  خاطر تنوع و لذت بردن از این پدیده نوظهور برای خودش و بعدها که در تهران سینما همه­گیر شد شیراز هم جزو اولین شهرهایی بود که با این پدیده آشنا شد. در سال 1279 در خیابان لطفعلی­خان زند (محله گودعربان) که در آن زمان محله اعیان­نشین شهر به حساب می­آمد اولین سینما به نام «تماشاخانه» با نمایش فیلم­های صامت شروع به کار کرد، با ورودیه یک ریال برای درجه یک و ده­شاهی برای درجه دو. در حیاطی بزرگ که اطراف آن نیمکت­های چوبی گذاشته بودند و با آپارات­های دستی اقدام به نمایش فیلم­های صامت می­کردند و یک نفر که به عنوان (دیلماج) مترجم صحنه­های فیلم، با احساس هر چه تمام­تر فیلم را برای تماشاگران توضیح می­داد.
بعد از تعطیل شدن تماشاخانه در سال 1308 یک سالن روباز تقریباً نوین (فقط 3 ماه تابستان) با نام سینما خورشید با فیلم صامت «ا م د ن» مربوط به جنگ آلمان و انگلیس گشایش یافت که بعدها با نام سینما پارس فعالیت خود را ادامه داد و در سال 1347 مجدداً بازسازی شد و با فیلم ایرانی «معجزه قلب­ها» ادامه کار داد. البته طبق صحبت­هایی که با اولین بلیت­فروش این سینما در سال گذشته داشتم، به گفته «غلامحسین علیزاده طباخ» (معروف به محمدرضا خان وکیل) که متأسفانه فوت شده او متولد سال 1290 و از اولین اشخاصی بود که وارد کار در سینما شد.
مرحوم وکیل می­گفت فقط شب­ها دو سانس فیلم نمایش می­دادیم که اولین فیلمی که نمایش دادیم یعنی همان «ا م د ن» خیلی مورد استقبال مردم قرار گرفت ولی مردم بعد از این رغبتی به آمدن سینما نداشتند و ما مجبور بودیم برای جلب مشتری روزها تابلوگردانی کنیم. مثلاً خود من یک تابلو چهارگوشه­ای درست کرده بودم و بر روی سرم می­­گذاشتم در چهار طرف تابلو پلاکارد و عکس­های فیلم را نصب می­کردم و در مرکز شهر که آن زمان خیابان احمدی، طالقانی، اطراف بازار مسگرها و وکیل بود می­گرداندم تا مردم از برنامه شب سینما خورشید اطلاع پیدا کنند. خلاصه برای جذب مشتری من و دیگر همکارانم که در قید حیات نیستند زحمات زیادی کشیدیم تا بتوانیم مردم را با سینما آشنا کنیم ولی کسی قدر ما را ندانست و حتی در زمان کهولت هم کسی از ما سراغ نمی­گیرد.
یک روز داشتیم یکی از فیلم­های کمپانی «متروگلدین مایر» را نمایش می­دادیم. در صحنه­ای از نمایش شیری شروع به غریدن می­کند. آن وقت­ها پرده سینما از گچ بود و شخصی که خیلی علاقه شدید به سینما داشت به محض دیدن این صحنه چماقش را به طرف پرده سینما پرتاب کرد که به اصطلاح خودش این شیر را بکشد و همین مسأله باعث شد مردم از سالن سینما فرار کنند و تا مدتها از سینما بترسند.
وی ادامه می­دهد: در فاصله بسیار کمی سومین سینمای شیراز با نام فردوسی در سال 1310 در خیابان انوری ساخته شد که به دلیل عدم استقبال مردم، این سینما به انبار قند و شکر مبدل شد اما پس از 5 سال با نام دیده­بان دست به فعالیت مجدد زد. صاحب این سینما که یک ارمنی بود بدون آن که تغییری در شکل و یا حتی دکور ساختمان این سینما بدهد هر چند صباحی یک بار اسم آن را عوض می­کرد و همین تغییر نام سبب می­شد که مردم ساده­دل از این سینما استقبال کنند. به هر حال برخی از اسم­های این سینما فردوسی، دیده­بان، مایاک و سرانجام تاج بود.
سینما تاج دارای دو سالن نمایش بود، سالن تابستانه (روباز) و زمستانه که از لحاظ معماری و سینماسازی ایمن و در آن زمان منحصر به فرد بود یعنی سالنی تقریباً به شکل بیضی  با درهای متعدد خروج اضطراری که به کوچه اطراف ختم می­شد و سرانجام بعد از 42 سال یعنی در سال 1350 صاحبان آن تصمیم گرفتند یک سینمای نوین بسازند که هیچگاه این اتفاق نیافتاد و تعطیل شد و به عنوان پارکینگ عمومی مورد بهره­برداری قرار گرفت.وثوق می­گوید: در سال 1330 اولین سینما تئاتر به نام سینما تئاتر «رکس» در خیابان توحید (داریوش سابق) با فیلم «برادران کارامازف» گشایش یافت. این سینما بعدها به سینما تخت­جمشید تغییر نام داد که اکثراً پاتوق هنرمندان تئاتر شیراز و حتی تهران مثل؛ عزت­الله مقبلی، حسین امیرفضلی و عطاءالله زاهد و محل اجرای بعضی از تئاترها بود. این سینما در اجاره علی مخزون بود و چون خودش از هنرمندان تئاتر بود بیشتر سعی می­کرد در این سینما به اجرای نمایشنامه­ها بپردازد. این سینما هم بعد از مصادره تبدیل به فروشگاه تعاونی مصرف کارکنان سینماهای شیراز شد.
در سال 1331 یک سینمای دیگر (روباز) با دو سالن تابستانه و زمستانه واقع در چهارراه مشیر با فیلم «دزد دوچرخه» به کارگردانی «ویتوریا دسیکا» و نام پارامونت گشایش یافت. به علت این که مردم کلمه پارامونت را نمی­توانستند به درستی تلفظ کنند هرگز اسم این سینما را یاد نگرفتند. به هر حال چون این سینما در چهارراه مشیر قرار گرفته بود و مردم در آن زمان به چهارراه مشیر می­گفتند «دَم کل» مردم این سینما را با نام «دَم کلی» یاد می­کردند و این امر موجب ناراحتی صاحب سینما شد. لذا تصمیم گرفت نام دخترش که شهرزاد بود را روی این سینما بگذارد و باز هم مردم گفتند سینما «دَم کلی». شخصی دیگر آمد این سینما را در اختیار گرفت و نام «شهرزاد» را به «مهتاب» تغییر داد و همچنان قصه ادامه پیدا کرد و نام سینما «دَم کلی» روی این سینما ماندگار شد و نکته جالب و با اهمیت این که این سینما درجه 2 بود و فیلم­های اکران 3 و 4 را نمایش می­داد ولی پردرآمدترین سینمای شیراز باقی ماند تا سال 1361 که برای همیشه تعطیل شد.
وی می­افزاید: چهارمین سینمای شیراز سینما «مترو» (بهمن فعلی) در خیابان زند با فیلم «پرنس دانشجو» گشایش یافت.
مرحوم «حیدر اقبالپور» که جزو اولین کارکنان این سینما بود می­گفت: حضور بی­شمار مردم در سراسر خیابان زند باعث می­شد حتی صبح­های زود هم با صف­های طویل نتوانیم خودمان را به سینما برسانیم. این سینما هم در سال 1351 بازسازی شد و تاکنون به فعالیت خود ادامه می­دهد.
پنجمین سینمای شیراز با گنجایش 200 نفر به نام سینما «ایران» واقع در خیابان زند گشایش یافت. این سینما به اصطلاح یک سینمای لژی محسوب می­شد (به معیارهای آن زمان) و جولانگاه افراد به اصطلاح روشنفکر و اعیان و اشراف شهر بود که دارای دو سالن تابستانه بسیار بزرگ با درختان سرسبز در اطراف سالن و یک سالن کوچک بود و این سینما سالیان سال ادامه حیات می­دهد تا این که در سال 1353 بازسازی شده و با فیلم «اریکا» آغاز به کار کرد. سالن تابستانه این سینما تبدیل به سالن نمایش فعلی شده و سالن نمایش آن به سالن انتظار مبدل شده که به شکل فعلی فعالیت دارد.
وی ادامه می­دهد: در دی ماه 1339 سینما «سعدی» با فیلم «پمپی در آتش» با حضور جمعی از مسئولین شهر گشایش یافت. این سینما تا سالیان سال به دلیل دور بودن از مرکز شهر در آن زمان فقط شب­ها اقدام به نمایش فیلم می­کرد و فقط در آن سال­ها فیلم «ده فرمان» ساخته «سیسیل ب دومیل» مورد استقبال مردم قرار گرفت که برای مدتی بر روی اکران این سینما ماند تا این که در سال 1350 این سینما بازسازی شد و بعدها مبادرت به نمایش فیلم­های فارسی کرد و هم­اکنون هم به همان سبک قدیم فعالیت دارد.
رشد سینما در ایران تا آخر دهه چهل به 439 سالن سینما می­رسد که از این تعداد 111 سالن سینما متعلق به تهران و 19 سالن سینما مربوط به استان فارس بود و در شهرستان­های جهرم، فسا، مرودشت، آباده، کازرون، لار و شیراز 13 سالن سینما وجود داشت.
در ابتدای سال 1340 سینما پاسارگاد (فلسطین) واقع در ابتدای خیابان رودکی با فیلم «سه مرد شجاع» به کارگردانی «برت لنکستر» گشایش یافت. اصولاً هر سینمایی که در شیراز آغاز به کار می­کرد ابتدا با نمایش فیلم­های ارزنده تا مدت­ها فعالیت داشت و بعداً روی به فیلم­های کم­ارزش می­آورد و سینما پاسارگاد هم از این مسأله جدا نبود. در سال­های اولیه فعالیت، این سینما در نوروز 1343 با نمایش یک فیلم ایرانی فروش بی­سابقه­ای داشت که بعدها با نمایش فیلم­های رزمی، چنان به نمایش اینگونه فیلم­ها پرداخت که دیگر شاهد هیچ فیلم ارزشمندی در این سینما نبودیم. فقط در سال­های 50 تا 55 روزهای چهارشنبه یک سانس آخر به نمایش فیلم­های هندی برای هندی­های مقیم شیراز می­پرداخت. هزینه ساخت این سینما با تمام امکانات فقط 200 هزار تومان در آن زمان بود. این پژوهشگر می­گوید: در سال 1345 دو سینمای نسبتاً نوین گشایش یافت.
ابتدا سینما «پارامونت» واقع در چهارراه پمپ بنزین اول مشیرفاطمی بود. پارامونت از لحاظ اصول معماری نمای بیرون یکی از بهترین سینماهای شیراز و دارای سالنی دوطبقه و در نوع خودش بسیار زیبا بود. پارامونت بعد از مدت بسیار کمی اقدام به نمایش فیلم­های فارسی کرد و خانوادگی­ترین سینمای شیراز شد که بعدها با رونق گرفتن سینمای فارسی، در شیراز دو گروه سینمایی تشکیل شد که هر دو گروه همزمان با تهران فیلم­های فارسی را نمایش می­دادند؛ سینما پارامونت و پارس و سینما کاپری و پرسپولیس.
پارامونت در سال 1355 بازسازی شد و با فیلم «پاپیون» مجدداً گشایش یافت که بعد از 2 سال یعنی در شهریورماه 1357 به آتش کشیده شد.
در سال 1345 سینما پرسپولیس (حافظ) واقع در ابتدای خیابان سعدی با فیلم «رابرت وایز» گشایش یافت. در این سینما برای اولین بار ردیف صندلی­ها با چراغ­های رنگی در کف سالن نمایش نصب شد که برای مردم جالب توجه بود. تا مدت­ها شرکت «مولن روژ» اقدام به نمایش فیلم­های ارزشمند در این سینما می­کرد ولی بعد از آن افراد سودجو با نمایش فیلم­های اکران 1 - 2 چنان ضربه­ای به این سینما زدند که تا به امروز تاوان آن را پس می­دهند. این سینما به عنوان سینما تئاتر هم مورد استفاده قرار گرفته و می­گیرد.
در آبان­ماه 1346 اولین سینمای 70میلیمتری شیراز با گنجایش 1200 نفر به عنوان بزرگترین و نوین­ترین سینمای شیراز با نام «کاپری» و با فیلم «اشکها و لبخندها» ساخته زیبای «رابرت وایز» گشایش یافت. مردم که برای اولین بار پرده عریض 70 میلیمتری و صداهای استریوفونیک 6 باندی را در این سینما تجربه می­کردند از تماشای فیلم استقبال کردند، ولی صاحب سینما به منظور هر چه بیشتر کشاندن مشتریان و جلب توجه آنها ابتکار تازه­ای به خرج داد.
او تعداد زیادی تراکت دستی فیلم را با مهر سینما «کاپری» از طریق هلی­کوپتر در سطح شهر پخش کرد و هر کس که موفق می­شد تراکت دستی را پیدا کند می­توانست مجانی فیلم «اشکها و لبخندها» را ببیند. یکی دیگر از اتفاق­های جالب که برای سینما «کاپری» در نوروز 1347 با فیلم «12 مرد خبیث» پیش آمد این بود که تعداد زیادی بنر در ورودی­های شیراز نصب کردند که روی آنها نوشته شده بود: «مدیر سینما کاپری به اتفاق 12 مرد خبیث نوروز باستانی را به شما تبریک می­گویند.» از همین رو مطبوعات به کنایه نوشتند: «سیزدهمین مرد خبیث در شیراز پیدا شد.» وی می­افزاید: با وجود آمدن سینمای 70 میلیمتری در شیراز، در فاصله بسیار کمی دومین سینمای 70میلیمتری با نام «پرسیا» واقع در خیابان زند گشایش یافت. این سینما پس از بازسازی به یک سینمای درجه یک تبدیل شد که ابتدا با نمایش فیلم­های خوب و ارزشمند رقیبی برای سینما «کاپری» بود ولی به یکباره با نمایش فیلم­های کم­ارزش ایتالیایی و اروپایی چنان به بیراهه رفت که تا پیش از انقلاب هرگز خانواده­ها پا به این سینما نگذاشتند و تنها اتفاق مهمی که در این سینما افتاد، نمایش فیلم سه­بعدی «حباب» بود که به دلیل نوظهور بودن این فیلم اعجاب­آور مورد استقبال مردم قرار گرفت.
وی ادامه می­دهد: در سال 1347 اولین سینمای «سینه­راما» با نام «آریانا» با نمایش فیلم «راز کیهان» ساخته «استنلی کوبریک» گشایش یافت.
تمامی سینماها به جز سینما «تخت­جمشید» دارای دو سالن نمایش تابستانی و زمستانی بودند که سینما «مترو» هم این دو سالن را داشت ولی با این تفاوت که سالن تابستانی آن در فاصله دورتری یعنی محل فعلی سینما «آریانا» بود و فقط شب­ها یک یا دو سانس فیلم نمایش می­دادند.
سالن تابستانی سینما «مترو» (آریانا فعلی) متعلق به زرتشتیان شیراز است. با توافقی که بین شاهرخ گلستان و انجمن زرتشتیان صورت گرفت قراردادی منعقد شد که به مدت 10 سال سینمایی توسط شاهرخ گلستان ساخته شود و تمامی عواید و اختیارات آن کاملاً در دست وی باشد. گلستان هم سالن تابستانه سینما «مترو» را تبدیل به یک سینمای نوین و زیبا نمود که به جرأت می­توان ­گفت در ایران نظیرش تا به امروز ساخته نشده بلکه در خاورمیانه بهترین بود. این سینما که در خلوت­ترین بخش خیابان زند (در آن زمان) قرار داشت، پایگاهی شد برای دانشگاهیان، درس­خوانده­ها و خانواده­ها که به محتوا و درون­مایه فیلم­ها بیشتر اهمیت می­دادند و در جستجوی آن بودند که هنر باارزش و پرمحتوا را دریابند.
سینما «آریانا» بسیار تمیز و زیبا و محیطی بسیار آرمانی و کاملاً فرهنگی توأم با نزاکت و ادب افراد تربیت شده با فرهنگ، با معماری عالی و دلپذیر بود.
سینما مجهز به سیستم­های خنک­کننده و گرم­کننده بود و امکانات صوتی و تصویری بسیار بالا داشت و به همین جهت خانواده­ها در آن احساس آرامش می­کردند. در این سینما جشنواره­های مختلف جهانی برپا می­شد و هر دو سال یک بار در تابستان­ها جشنواره فیلم­های «سینه­راما» 70 میلیمتری نظیر «بن هور»، «اسپارتاکوس»، «لورنس عربستان» و... برگزار می­شد.
روزهای یکشنبه یک سالن شب فیلم به زبان اصلی و روزهای چهارشنبه 5 بعدازظهر هم یک سانس آثار برتر تاریخ سینمای جهان نمایش داده می­شد و همچنین در ایام تابستان همه روزه صبح­ها فیلم­های مخصوص کودکان و نوجوانان پخش می­شد. در این سینما شاهد حضور بسیاری از بزرگان سینمای جهان نظیر «آنتونی کوئین»، «آکیراکوراساوا» و... بودیم.
سینما «آریانا» در آبان­ماه 1357 به آتش کشیده شد و سال­ها به کارگاه گروهی از جانبازان عزیز و از جان گذشته تبدیل شده بود که در آن کارهای صحافی و تولید نوشت­افزار می­کردند.
تمامی مطالب گفته شده از زبان اشخاصی که خود سندهای زنده­ای هستند و هر آنچه خودم دیدم، عنوان شد و ان­شاءالله در آینده نزدیک به صورت یک مجموعه با تصویرهای بسیار زیبا و قدیمی از این تماشاخانه­ها و تصاویر مختلف سینماها و حتی بلیت­های قدیمی و گفتنی­های دست­اندرکاران و مدیران سینما از ابتدا تا به امروز در قالب کتابی ارائه خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت   توسط عصر مردم