تبليغاتX
تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 2--14تیر 89
 

بشکنی ای قلم ای دست اگر...!
«به بهانه روز قلم»
قلم خود وامدار قدم است. قدم­هایی که آهنگ زندگی را در این کره خاکی مدام می­نوازند و اندیشه­هایی که قدم­ها را با قلم به حرکت درآورده، شرط و انگیزه را بازسازی و اصلاح می­کنند!
یکی از آفریده­هایی که خداوند به آن قسم یاد کرده قلم است. قلمی که می­نویسد و نوشته­هایش صفحات تاریخی را رقم می­زند که آیینه عبرت آیندگان و شرح حال و تجارب گذشتگان و مورد مصرف حال است!
مرحوم جلال آل احمد که او را جلال آل قلم خواندند بر این باور بود که قلم به دستان سه گروه­اند. گروهی که از آن توشه برمی­دارند و آب علیقی برای گذران زندگی می­سازند! گروهی که آن را وسیله تبختر و تمجید قرار داده، حتی نوک دماغ خود را با آن نمی­بینند! و دسته سومی که قلم را وسیله ابراز اندیشه­های خلاق و بیان دردهای جامعه­ای کرده­اند که خود عضوی از آنند و جز این نمی­توانند باشند!
اما و وااَسفا که در روزگار ما جهان قلم را به سخره گرفته، چنانکه نیش قلم­ها با نوش دلارها به سرنیزه­هایی تبدیل شده­اند که قلب کودکان آفریقایی و فلسطینی را در آشفته­بازار سیاست­بازی­های کنونی می­درند و آن می­نویسند و پرداخته می­کنند که اربابانشان بر آن صحه می­گذارند و اگر جز این کنند نه فقط قلم­هایشان که قدم­هایشان را می­شکنند، بی­آنکه توانسته باشند قصه غصه­های خود را بنویسند چه رسد به دیگران!
و آن گروه اندکی که قلم را به قدمی ارزان نفروخته و از جوهره آن مایه چراغ و روشنایی بهره دارند، از بتون­های
تو در تو و غلاف­های هفت­توی محدودیت­ها و معذوریت­ها عبور کرده تا دستی و حرکتی در کار است، مدام بر اصلاح امور رقم می­زنند و قلم می­سایند!
و اما بعد!
قلم امروز که به نعمت استفاده از صنعت الکترونیک به شیوه­های گوناگون دست­آموز و خودکار شده و چونان برق سرعت گرفته است نقش عمده­ای در تحولات اجتماعی عهده­دار است که اگر روزی روزگاری از چنین حرکتی باز ایستد، چه بسا جهان را به سکوت و سکونی ناباورانه برد و راه بازگشت به عصر پارینه­سنگی را هموار سازد که بعید می­نماید چنین شود جز آن که دوباره جای خشکی­ها و آب­ها عوض شوند و همه انسان­ها بمیرند مگر آنان که از سواد و دانش نوشتن بی­بهره­اند و باز انسان از نقطه صفر حرکتی نو را آغاز کند!
آری! امروز قلم نه فقط مداد، خودکار و یا خودنویسی است که به تبعیت از حرکت انگشتان و اندیشه­ای که آن را به پیش می­راند نقش ما را به بایگانی تاریخ می­سپارد، بل هر علامتی که از دل صوت و تصویر بر ذهن و زبان آدم نشیند، قلمی است که در سایه اندوخته­ها، خود را بدین صورت به چشم می­کشد!
با این وصف چه انتظار از قلم­سازان و درم­داران که در پی منفعت مضاعف در رقابتی نابرابر جهان را صرفاً از آن خویش می­خواهند و مردمان را به برده­داری نوین دل­مشغول داشته­اند تا راز و رمز زندگی از مرز خور و خواب و خواهش فراتر نرود و هر آنچه از دانش و فناوری حاصل می­شود جز در راه مصرف­زدگی هزینه نگردد!
در چنین شرایطی کدام قلم است که بشکند اگر از خدمت محرومان سرپیچد!
آری! آسان است گفتن و سر دادن اینگونه اشعاری که دلی از آن خوش یا ناخوش می­شود!
«بشکنی ای قلم ای دست اگر
پیچی از خدمت محرومان سر...»
قلم را به راستی رسالتی است که از باور فطری آدمی تراوش می­کند. باوری که نه فقط دانش و تجربه را بل پرهیزکاری و تقوی را همراه و همدل دارد!
زیرا چه بسا عالمان، مخترعان و مکتشفان بزرگی که علی­رغم تلاش­های روشنگرانه برای رفاه حال بشریت، خود به بیراهه رفته و از آنچه حاصل کرده­اند ذخیره­ای برای آخرت نیاندوخته­اند. نه فقط آخرتی که معادش خوانند، بل پایانی که بتوان از آن الگوی نیک یا اسوه حسنه­ای در رفتار و منش انسانی ارائه کرد!
در اینجاست که سنایی در قصیده معروف خود آورده است:
«... چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید گزیده­تر برد کالا...»
و یا سعدی که او نیز در تبعیت از این باور آورده است:
«... باری درخت علم ندارد به جز عمل
با علم اگر عمل نکنی شاخ بی­ بری
از صد، یکی به جای نیاورده شرط علم
وز حب جاه در طلب علم دیگری
علم آدمیت است و جوانمردی و ادب
ورنه ددی به صورت انسان مصوری...»
با این وصف به جاست اگر بگوییم قلم­ها در خدمت دانش­اند و دانش­ها بعضاً در خدمت نفس و یا رسالتی که انسان آن را پذیرفته است و زمان او را به فراموشی و نسیان کشانده!
و اما باز هم از امروز بگویم. از قلمفرسایان روزنامه­نگار و یا نویسندگان وقایع و رخدادها و کسانی که مردم را به صلاح و اصلاح می­برند و یا به فساد و تباهی می­کشانند!
بدانیم و بر این باور بمانیم که انسان را فرصت و رخصتی است در این کوتاه عمر تا توشه و توان خویش را به آیندگان عرضه کند و در محکمه وجدان آدمیان مخاطب، به قضاوت رود!

حال که دانش­ها و فنون در سایه­سار قلم توانسته­اند ثبت حرکات و سخنان را بی­کم و کاست به انجام رسانند، بی­شک و شاید زمانی بیاید که به ثبت روح و روان آدمی هم توفیق یابند تا آنان که معاد را باور ندارند، باور کنند.
هر چند باور اشراق قلبی و رابطه بنده با خداست و شرط آن صرفاً سواد و دانش نیست!
اگر هر قلمزن و نویسنده­ای بر این باور باشد که هم در این جهان و هم در جهان آخرت حساب و کتابی است و او می­باید پاسخگوی اعمال و رفتار و نوشته­های خود باشد، بی­تردید راه راست و سلامت کار را بر کجروی و کجراهه­ها ترجیح خواهد داد و جز به اصلاح امور و رشد و کمال آدمی که زیربنای آن اخلاق حسنه است اندیشه نخواهد کرد!
والسلام

+ عصر مردم   دوشنبه چهاردهم تیر 1389
Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi