پیرایشی درخور
شخصیت و هویت یک شهر در بازهی زمانی محدودی شکل نمیگیرد بلکه مؤلفههای گوناگونی از جغرافیا و شرایط آب و هوایی، حوادث تاریخی و جایگاه اقتصادی گرفته تا منابع و معادن و چشماندازهای طبیعی، دست به دست هم میدهند و موجب بروز و ظهور ویژگیهایی میشوند که مردم یک شهر در طول زمان بدان اشتهار پیدا میکنند. معمولاً مردم ساکن در شهرهای کویری به قناعت و سختکوشی و زیرکی شهرت پیدا میکنند. اما ساکنان مناطق جنگلی که نیازمند تلاش فراوان برای به دست آوردن غذا نیستند، صمیمیتر و راحتتر و بخشندهتر جلوه میکنند.
بندرنشینان به دلیل مواجهه با ساکنان کشورهای دیگر و آدمهای گوناگون خونگرم و در عین حال همواره مهیای واکنشهای فوری و صریحاللهجه هستند.
ساکنان مناطق کوهستانی خوشقامت، سختکوش و معمولاً غیرقابل انعطاف و در عین حال مهماندوست هستند، زیرا کمتر اتفاق میافتد که کسی سر و کارش به کوهستان سرد بیفتد و مهمان شود. اما ساکنان شهرهای بین راهی دستهای بستهای دارند زیرا گشادهدستی برای آنها جز فقر حاصلی ندارد.
ساکنان شهرهای مرزی ریسکپذیری بالاتری نسبت به ساکنان شهرهای دور از مرز دارند. برخورداری یک منطقه از منابع و معادن غنی که به هجوم سرمایهداران، کارگران و مهندسان به آن منطقه میانجامد چون به تدریج به شهری مهاجرپذیر تبدیل میشود موجب میشود که مناسبات اجتماعی گرمتری نسبت به ساکنان سایر مناطق داشته باشند.
ساکنان مناطق صنعتی عمدتاً اهل حساب و کتاب هستند اما مردمی که اهل بازار و کشاورزی هستند رویکردهای معنوی محسوستری دارند.
این تفاوتها تا آنجا خود را نشان میدهد که گاه نمیتوانیم ساکنان شهرستانهای یک استان را یکسان ببینیم.
همین ویژگیها گاه منجر به مهاجرتها و جابجاییهایی میشود که روی بافت کلی جمعیت یک شهر تأثیر میگذارد.
برخورد با مهاجران افغانی در شیراز با اصفهان و یزد متفاوت است به طوری که میتوانیم افغانیها را در بسیاری از باغها و ساختمانهای در حال احداث در شیراز ببینیم. برخی از این افغانیها به دلیل درستکاری و مورد اعتماد بودن به کارگران ایرانی ترجیح داده میشوند.
شیراز این ویژگی را در طول سالیان متمادی برای خود حفظ کرده است و وجود مقبره بزرگانی که شیرازی نبودهاند اما در شیراز مدفون هستند مؤید این ادعاست. رویکرد چهرههای مذهبی به این شهر نیز در پیوند با همین خصوصیات است.
وجود محله ارامنه، محله یهودیها و مناطق زرتشتینشین در فارس و شیراز پررنگتر از مناطق دیگر است.
مهماننوازی شیرازیها نه یک تعارف که یک فرهنگ است. حتی لهجه گرم و صمیمانه شیرازی نیز از این ویژگی نشأت میگیرد.
شیراز و فارس از گذشتههای دور کانون امنی برای اهل اندیشه و عرفان و حکمت و هنر بوده است و بسیاری از هنرمندان که اکنون در تهران رونقبخش محافل هنری هستند و صدا و سیمای مرکز را با حضور سبز خود آباد کردهاند از این خطه برخاستهاند.
نگاهی به خانههای قدیمی شیراز که مزین به حوض بزرگ و درختان نارنج و بید و گل و گیاه است و همچنین نگاهی به سقف و پنجره این خانهها نشاندهنده رویکرد مردم این دیار به زیبایی است. شیراز بدون تردید و به همین دلیل ارجمندترین شهر ایران در نگاه اهل دل است.
به هر حال سخن بر سر این بود که این ویژگیها یک روزه و در یک دوره به وجود نیامده و به قول حافظ زوالپذیر هم نیست.
ویژگیهای برشمرده شده به دلیل پیوندی که با جغرافیا و تاریخ این سرزمین دارد قابل تغییر نیست اما قابل گسترش و تعمیم است.
هر کار و حرکت فرهنگی مبتنی بر هنر و زیبایی و متکی بر فطرت انسانی در این خطّه قرین موفقیت است. زیرا مردم این خطه بیشتر تأثیرگذارند تا تأثیرپذیر به همین دلیل سلاح دفاعی آنها از جنس فرهنگ است.
سعدی پس از خود ادبیات فارسی را تحت تأثیر آثارش قرار داد و هنوز کسی نتوانسته است حافظ را که بر چکاد غزل ایستاده است زیر سایه خود بگیرد. فلسفه ملاصدرا شهرتی جهانی دارد و بنای تاجمحل در هند جلوهای از معماری سبک شیراز است و...
از این رو هر نگاه خریدارانهای به شیراز باید معطوف به زیرساختهای آن باشد. اصفهان، اصفهان است و شیراز، شیراز و هر کدام نیز جایگاه خاص خود را دارند و نه شیراز میتواند از همه جهات مثل اصفهان باشد و نه اصفهان مثل شیراز یا شهرهای دیگر.
شیراز، شهر دین و دانش و هنر با توانش فرهنگسازی بالاست و حفظ و ارتقای سطح این ویژگیها به منزله ادای دین نسبت به کسانی است که در طول هزاران سال در هویتبخشی به این شهر نقشآفرین بودهاند خلاصه کلام این که شیراز نیازمند بازسازی نیست اما نیازمند پیرایش و نگاه خریدارانه بیشتری است تا جلوهای درخور خود داشته باشد.

