پایان تلخ 2 هفته جدال راحله با مرگ
ایسکانیوز: یک زن جوان که همزمان با کنده شدن قلعه بادی بوستان «پلیس» تهران به اغما رفته بود پس از دو هفته جدال با مرگ به خواب ابدی رفت. توفان نیمه شب پنجشنبه - 27 خرداد 89 - قلعه بادی بوستان «پلیس» در شرق تهران را از جا کند و مانند بادکنکی در هوا چرخاند. این قلعه بادی ،
چند لحظه بعد به روی سر شهروندانی افتاد که درون بوستان منتظر فروکش کردن توفان بودند.در نتیجه 15 تن آسیب دیدند که با تلاش مشترک کمک رسانان آتش نشانی و اورژانس و استفاده از هفت دستگاه آمبولانس به بیمارستان های تهرانپارس و شهدای تجریش فرستاده شدند.در همین رابطه امیر مهدیانی -معاون عملیات منطقه 3 آتشنشانی - گفت: حجم قلعه بازی با کمپرسور افزایش یافته بود و «ناجیان 125» با استفاده از ابزار ویژه ، لایه های پلاستیکی را بریدند و آسیب دیدگان را نجات دادند.قویدل - مدیر روابط عمومی شهرداری منطقه 4 تهران - هم اظهار داشت: این قلعه بادی در فضایی به وسعت 500 متر در قسمتی از بوستان «پلیس» نصب شده و در اختیار بهرهبردار قرار داشت.بهره بردار هم موظف بود بعد از رعایت اصول ایمنی ، این فضای تفریحی را راه اندازی کند.وی اضافه کرد: علاوه بر شماری از بچهها که بالای قلعه بادی سرگرم بازی بودند چند شهروند دیگر به هنگام خوردن شام یا استراحت آسیب دیدند. «قویدل» سن آسیب دیدگان را 5/1 تا 60 سال عنوان کرد و خاطرنشان ساخت: به دنبال این رخداد ناگوار ، مسئولان شهرداری منطقه به آنجا رفتند و پیگیر ماجرا شدند.خوشبختانه 12تن از آسیب دیدگان چند ساعت بعد از بیمارستانها مرخص شدند و سه تن تحت درمان های بعدی قرار گرفتند.پرونده در دادسرا تحت رسیدگی قضایی بود که دیروز یکی از آسیب دیدگان به نام «راحله غفاری» پس از دو هفته جدال با مرگ به خواب ابدی رفت.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، پدر این زن 28 ساله گفت: طی مدتی که دخترم در بیمارستان در اغما (کما) بود یکی ، دو بار مسئول اداره سلامت شهرداری منطقه 4 تهران و معاون منطقه ، پیش ما آمدند و همکاری کردند.هزینه بیمارستان را هم متقبل شدند و در کل هر کاری از دستشان بر می آمد انجام دادند اما انگار قسمت نبود «راحله» زنده بماند.در همین حال ، شهردار منطقه 4 با ابراز تسلیت به خانواده «غفاری» اعلام کرد: مجموعه بوستان «پلیس» گواهینامه سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی را داراست.اتفاقا یک ماه پیش از این حادثه تلخ ، گواهینامه مربوط صادر شده بود که مهر تاییدی بر ضوابط ایمنی دستگاه های
بازی است.«جاوید» با بیان این که کارشناسان قضایی ، ایمنی و بیمه ،
همچنان سرگرم بررسی ابعاد مختلف پرونده قلعه بادی هستند، اضافه کرد: اگر بهره بردار قصوری دراین زمینه داشته باشد موظف به پاسخگویی است.از سوی دیگر مدیر عامل سازمان آتش نشانی تهران گفت: دستگاه های
تفریحی بوستان های تهران استاندارد هستند و مردم می توانند بدون دغدغه خاطر از آنها استفاده کنند. روز چهارشنبه «محمدرضا حاجی بیگی» در حاشیه همایش «نقش تعامل آتش نشانی های شهرهای اقماری ، بخش خصوصی و نهادهای همکار و پشتیبان در زمان بحران» افزود: همکاران ما بر استاندارد بودن دستگاه های
تفریحی بوستان های تهران نظارت دارند و البته برخی سوانح بر اثر پیشامدهای طبیعی یا استفاده نادرست از وسایل بازی ،
رقم می خورد.وی با بیان این که «شاید نتوان اتفاقات ناشی از حوادث طبیعی را مهار کرد» اظهار داشت: باید اصول ایمنی در استفاده از دستگاه های تفریحی رعایت شود و برای پیشگیری از سوانح ، نیروها و تجهیزات لازم در مکان های مورد نظر مستقر شوند.
كودكي كه ميخواهد مادر خوبي براي عروسكش باشد
انسيه آبشاري
فارس: در راهروي دادگاه به ناپايداري سراب زندگي، به سستي و از هم گسيختگي زندگي توجه نميكنم، زيرا كودكاني آنجا نشستهاند كه از ترس پدر و مادر پشت چادر غريبهاي پنهان ميشوند، آن غريبه كسي نيست جزء يك مددكار...زندگي با عشق و اميد آغاز ميشود؛ با تولد كودك، شيرينتر ميشود؛ گاهي خانوادهاي كوچك از اين اجتماع بزرگ با حسرت به كودكان ديگر چشم ميدوزند تا شايد روزي دستان كودكشان را نوازش كنند و گاهي نتيجه نميدهد و زندگي بدون داشتن كودك به پايان
ميرسد.
در ميان كودكان، دختر بچهاي كوچك با موهاي بافته شده و چشماني سياه مرا به سوي خود كشاند. هرچه به او نزديكتر ميشوم ترس و وحشت در چشمان كودك افزايش مييابد و كودك خود را در زير چادر مددكار پنهان ميكند. در جستوجوي علت فرار كودك، پشت سر خود سنگيني سايهاي را احساس كردم، كودك ميگريزد از مردي قد بلند !
مددكار آنها را به نشستن در صندلي مقابل راهنمايي ميكند، دوباره نگاهم به نگاه كودك پيوند ميخورد و گل لبخندي كمرنگ روي لبان او شكوفه ميكند، مددكار او را نوازش كرد و او را آرام بر روي صندلي كنار خود نشاند.
با هديه شكلاتي خود را مهمان دنياي پرغصه كودك ميكنم؛ دستان كبود كودك و گردن سوخته او لبخند دلربايش را كمرنگ جلوه ميدهد.
«دليل فرار اين دخترك از والدينش چيست؟» مددكار ميگويد: «متأسفانه اين كودك بارها از سوي والدينش تنبيه شده است.»
مددكار ميگويد و ذهن من از سنگيني كلمات ميگريزد. «با جيغ و فريادهاي كودك در خانه و نالههايش همسايهها در جريان موضوع قرار گرفتهاند كه بعد از مشاوره و درمان پزشكي و تأييد پزشكي قانوني متوجه شديم كودك به مدت
7 الي 8 ماه است كه توسط پدر با سيگار مورد آزار جسمي قرار گرفته و مادر كودك هم به بهانههاي مختلف تمام بدن كودك را مورد آزارهاي جسمي از جمله سوزاندن و داغ كردن قرار داده است.»
دخترك 4 ، 5 ساله به نظرميآيد. او را زهرا صدايش ميكنند.به آرامي دستم را به نشانه دوستي به سمت زهرا دراز ميكنم و او هم مشتاقانه دستم را در ميان پنجه خود ميفشارد.
«زهرا چه كسي را دوست داري؟» نگاهي به مددكار ميكند، چشم از او ميگيرد و ميگويد: «اين را». بعد عروسكش را به من نشان ميدهد.
« زهرا دستت چي شده؟» مظلومانه ميگويد: «مامانم زده». صورتش در بغضي كودكانه مچاله ميشود، اشك در چشمانش ميدود و ميگويد: «من مامانم را دوست ندارم».
با صداي قاضي به خود ميآيم. آنها را به داخل اتاق فرا خواندهاند.
قاضي، از دليل آزار جسمي فرزندشان ميپرسد. مرد كه در جايگاه ايستاده با صدايي لرزان ميگويد: «نميدانم، خسته بودم و كار و مشكلات بر من فشار آورده بود، وقتي به خانه ميآمدم حوصله
سر و صدا را نداشتم و همسرم هم دائم از كودكمان گله ميكرد من هم بيمحابا عصباني ميشدم و كودك خود را آزار مي دادم».
« اين هم شد دليل؟» مرد جوابي ندارد، مگر دخترك جز محبت چه چيزي را از پدر ميخواست؟
طنين صداي گريه مادر زهرا، ما را به خود ميآورد، نالان ميگويد: «اشتباه كردم، ما فرزندمان را دوست داريم مگر جز زهرا فرزند ديگر هم داريم».
خيز برميدارد تا دل را به هواي كودكش آرام كند، اما كودك ميگريزد و آغوش مددكار را پناه
ميگيرد. قاضي زن را به نشستن و دوري از فرزندش فرا ميخواند: «درست است كه شما والدين اين كودك هستيد ولي طبق قوانين و ضوابط، اين كودك از حقوق خاصي برخوردار است كه جامعه در مقابل اين قوانين از اين كودكان ناتوان دفاع ميكند و طبق قانون اين كودك فعلاً به شما تعلق ندارد».
زهرا كوچولو بهت زده به همه نگاه ميكند، قاضي اين بار از زهرا ميپرسد: «زهرا تو در خانه چه كار ميكردي؟»، همه تعجب ميكنند.سوالي تعجب آوراست.
با الفاظي كودكانه شمرده، شمرده ميگويد: «من فقط بازي مي كردم، اگر با صداي بلند ميخنديدم مامان اخم ميكرد، گاهي هم ميخواستم با بابا بازي كنم، اما او مرا كتك ميزد.»
-«زهرا دستت چي شده؟»
-«پدر با سيگار خود دست مرا سوزوند.حواسم نبود و پام به جاسيگاري بابا خورد ، عصباني شد و سيگار را رو دست من گذاشت.»
قاضي برميخيزد، از اتاق بيرون ميرود و بعد از چند دقيقه بازميگردد، زهرا آنچنان غرق عروسكبازي است كه به اين رفتوآمد توجهي ندارد، فقط هر از گاهي از نگاه پدر و مادر ميگريزد.
سرپرستي زهرا با حكم قاضي به شخص ديگري سپرده شد.
-« زهرا با من دوستي؟»
-«بله»
-«پدر و مادرت را دوست داري؟»
به عروسكش نگاهي مياندازد، ميخندد و ميگويد: «بله! آخه مريم جون (مددكار) گفته كه اون موقع بابا و مامان عصباني بودن.»
با جملهاي ديگر مرا به سكوت فرا ميخواند:« من ميخوام براي عروسكم مامان مهربوني باشم، مريمجون گفته خدا مامانا رو دوست داره»
دستان كوچك زهرا و چشمان اشكآلودش زندگي را به گونهاي ديگر تفسير ميكرد .گاهي يك نگاه در نزديكي ما معنا و مفهوم بسيار دارد، به سادگي از كنارآن نگذريم...
افشای راز شوهرکشی زن اسیدپاش
ایسکانیوز: زن عصیانگری که به روی شوهرش اسید پاشید و وی را کشت در ورامین بازداشت شد و لب به اعتراف گشود.
یک زن میانسال به نام «محبوبه» که با پلیس 110 ورامین تماس گرفته بود مدعی شد مرد غریبه ای طی تسویه حساب مالی به روی شوهرش اسید پاشیده و گریخته است.
با طرح این اتهام ، بلافاصله ماموران به نقطه موردنظر رفتند و متوجه شدند مرد 54 ساله بر اثر شدت سوختگی در بیمارستان جان سپرده است.
در همین رابطه فرمانده پلیس ورامین اعلام کرد: ماموران در بازجویی از «محبوبه» متوجه تناقض گویی وی شدند اما این زن همچنان وانمود می کرد شوهرش به دست مرد غریبه ای که هرگز او را ندیده کشته شده است.
سرهنگ «ایرج قاسم آبادی» ادامه داد: اما بررسی های موشکافانه و تحقیق میدانی ثابت کرد «محبوبه» و همسرش که به تازگی از تهران به یکی از روستاهای ورامین نقل مکان کرده بودند مدام با هم دعوا داشتند.
این مقام ناجا اضافه کرد: همچنین به دنبال چندین نوبت درگیری خانوادگی ، همسایگان برای رفع اختلاف زن و شوهر میانسال مداخله کرده بودند اما به نتیجه دلخواه نرسیدند.با افشای این موضوع «محبوبه» که در بن بست اطلاعاتی قرار گرفته بود سرانجام لب به اعتراف گشود. فرمانده پلیس ورامین تصریح کرد: «محبوبه» انگیزه شوهرکشی را کینه جویی عنوان کرده و گفته چون شوهرش وی را به زور از تهران به ورامین آورده بود دست به اسیدپاشی زد.زن جنایتکار با صدور قرار قانونی روانه زندان شد تا پس از تکمیل تحقیق محاکمه شود.
دزدان خشن در چهار راه استانبول به زانو در آمدند
ایسکانیوز: دو موتورسوار خشن که اموال شهروندان را به زور می گرفتند و می گریختند با تلاش پلیس آگاهی تهران به زانو درآمدند.
نیمه شب دوم تیر امسال ماموران گشت کلانتری 109 بهارستان باخبر شدند دو سرنشین یک دستگاه موتوسیکلت «هوندا 125» مشکی در چهار راه «استانبول» به شهروندی جوان حمله کرده و با تهدید چاقو ، گوشی وی را دزدیده اند.
همان موقع طرح مهار به اجرا درآمد و چند دقیقه بعد مجرمان خشن در ابتدای خیابان «جمهوری اسلامی» به زانو درآمدند.سپس پرونده به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه 29 تهران در اختیار پایگاه هفتم پلیس آگاهی قرار گرفت و بازجویی از «عادل - ج» 17 ساله و «بهمن - د» 18 ساله آغاز شد.
آنان که خلافکار پیشینه دار هستند به ده ها فقره گردنبند قاپی ، کیف قاپی و دزدیدن گوشی تلفن همراه در منطقه های مختلف تهران به ویژه در خیابان های «شوش» ، «مولوی» ، «شهرری» ، «خیام» ، «جمهوری» ، «بهارستان» ، «امین حضور» ، «مجاهدین اسلام» ، «قیام» ،
«17 شهریور» و «ایران» اعتراف کرده و تاکنون بیش از 30 مالباخته شناسایی شده اند.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، تحقیق جامع تر برای افشای سایر جرم های احتمالی این خلافکاران گریزپا ادامه دارد.
كلاهبرداري و اخاذي با جعل عنوان مأمور
اماكن و بهداشت
ایسنا: فردي كه با جعل عنوان مامور اماكن و بهداشت اقدام به اخاذي از مغازهداران شهر اراك ميكرد، توسط كارآگاهان پليس آگاهي شناسايي و دستگير شد.
سرهنگ احمدي ــ رئيس پليس آگاهي استان مركزي ــ در توضيح اين خبر ، گفت: گزارشهای مردمي حاكي از اين بود كه فردي با مراجعه به مغازهها خود را مامور اداره اماكن و بهداشت معرفي نموده و به دلايل مختلف از آنها اخاذي ميكند ، بنابراین بلافاصله گروهی از كارآگاهان پليس آگاهي مسئول رسيدگي به پرونده شدند.
كارآگاهان با انجام چهره نگاري به كمك مالباختگان تصوير فرضي متهم را ترسيم کرده و با دادن آموزشهاي لازم به مغازهداران با توجه به حضور احتمالي متهم براي ارتكاب مجدد جرم در محل از آنها خواستند تا در صورت مشاهده وي با پليس «110» تماس حاصل نمايند.
در ادامه با گزارش به موقع يكي از مغازهداران بلافاصله ماموران در محل حاضرشده و متهم را كه قصد ارتكاب دوباره بزه داشت ، طي يك اقدام غافلگيرانه شناسايي و دستگير كردند و در بازرسي خودروي وي تعداد زيادي اوراق و اسنادي كه با آنها اقدام به كلاهبرداري از مغازهداران ميكرد ، كشف و ضبط گرديد.
پس از انتقال متهم به نام «رضا ــ ج » به پليس آگاهي در بازجوييهاي انجام شده با توجه به دلايل و مدارك مستند و شناسايي توسط مالباختگان به بزه خويش معترف و گفت: پس از مراجعه به مغازهداراني كه داراي مشكل بودند، خود را مامور اماكن و بهداشت معرفي و از آنها اخاذي
مي كردم. با اعترافات متهم پرونده تكميل و با صدور قرار قانوني وی روانه زندان شد.
زنم در مهمانيهاي دورهاي معتاد شد
فارس: مردي كه براي جدايي به دادگاه رفته بود ،گفت: همسرش در مهمانيهاي دورهاي معتاد شده است.
مردي 30 ساله با مراجعه به «دادگاه خانواده شهيد محلاتي» دادخواستي را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد. اين مرد در حضور قاضي شعبه 235 اين مجتمع مدعي شد كه همسرش معتاد به شيشه است و او نميتواند در كنارش بماند.
وي ادامه داد: من مخفيانه متوجه اين موضوع شدم، همسرم زماني كه به منزل دوستانش براي مهماني رفته، مواد مصرف كرده و به اين ترتيب معتاد شدهاست.
مرد بيان كرد: حدود 6 سال است با همسرم كه 28 سال سن دارد زندگي ميكنم و ما يك فرزند دو ساله داريم.
وي اضافه كرد: او اصلاً به فكر فرزندمان هم نبوده است كه اين كار را كرده؛ من ميخواهم از او جدا شده و سرپرستي فرزندم را هم برعهده بگيرم.
مرد تصريح كرد: همسرم معتاد است و او به دور از چشم من اين كار را كرده است و حالا كه آزمايش هم داديم وي قبول نميكند و ميگويد اشتباه شده است.
زن در دادگاه حضور داشت و گفت: من حاضرم دوباره آزمايش بدهم و آن آزمايش را قبول ندارم و جدا نميشوم. من عاشق زندگي و فرزندم هستم، معتاد نيستم شوهرم عليه من توطئه كرده است و دروغ ميگويد. قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده، مدارك و آزمايشات مجدد را به دليل تاريخ قديمي اين آزمايش خواست و رسيدگي را به جلسه آينده موكول كرد.
جویندگان آب در معدن متروکه جان باختند
ایسکانیوز: دست کم چهار جوینده آب ، درون یک معدن متروکه در مرکز چین ، جان باختند و پیکرهای آنان پیدا شد.
چندی پیش سه تن از کشاورزان یکی از دهکده های منطقه «آنیانگ» استان «هنان» چین برای یافتن آب ، وارد معدن متروکه آهن شدند.
آنان اما دیگر برنگشتند تا این که دو تن از آشنایانشان برای کمک ، وارد همان معدن شدند.این معدن ، مملو از گازهای سمی از جمله دی اکسید کربن و گوگرد بود که چهار کشاورز را به کام مرگ کشاند و یکی از آن دو تن هم ناپدید شد.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، پیکرهای قربانیان در شرایطی پس از تخلیه گازهای سمی پیدا شد که دیگر هیچ امیدی به زنده بودن کشاورز ناپدید شده نیست.
مردي در عرض 10 دقيقه 54 هات داگ را بلعيد
ایسنا: رسانههاي دولتي آمريكا اعلام كردند: يك مرد 26 ساله موفق شد با خوردن
54 ساندويچ هات داگ تنها در مدت 10 دقيقه ركوردي جديد به نام خود ثبت كند.
به گزارش سرويس «حوادث» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «جويي چست نات» ملقب به «مرد آروارهاي» اهل ايالت كاليفرنيا در آمريكا است كه موفق شد در مسابقه هات داگ خوري
«ناتانز» در اين ايالت ركوردار شود.
وي در مصاحبهاي با خبرگزاري آسوشيتدپرس، تصريح كرد: هر كدام از اين هات داگها كه در دماي 34 درجه سانتيگراد پخته شده بودند، بسيار داغ بود، اما من موفق شدم در عرض 10 دقيقه 54 هات داگ را بخورم.
وي خاطرنشان كرد: اين مسئله كه من هات داگ ها را داغ ميخوردم، براي داوران مسابقه جاي تعجب داشت، به همين دليل، برنده نهايي مسابقه شدم و جايزه 30 هزار دلاري را از آن خود ساختم.
اين مرد 26 ساله پنج سال قبل هم موفق شده بود در همين مسابقه 68 هات داگ را در عرض 15 دقيقه ببلعد. گفتني است، در اين مسابقه كه از سال 1916 ميلادي هر ساله برگزار ميشود، 20 نفر شركت داشتند.
راننده ديوانه، سرنشينان اتوبوس را به رگبار بست
ایسنا: پليس مصر اعلام كرد كه راننده ای با متوقف كردن اتوبوس و بستن درهاي آن، شش نفر از سرنشينان را به گلوله بست و به قتل رساند.
دپارتمان پليس مصر در بيانيهاي عنوان كرد: اين حادثه در «قاهره» رخ داد و طي آن راننده سرويس كارگري حين بازگرداندن كارگران در نزديكي «گيزا» به يكباره خودرو را متوقف كرده و شش نفر از 22 كارگر را با شليك گلوله از پاي در آورد.
در اين بيانيه همچنين آمده است: مابقي كارگران موفق شدند از اتمام گلولههاي اين راننده ديوانه استفاده و او را دستگير كنند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، اين راننده 54 ساله از مشكلات روحي رنج ميبرد و تاكنون هم تحت درمان قرار داشته است.
هجوم رهگذران برای جمع آوری پول های باد آورده
واژگونی خودرو حامل پول در بزرگراهی در جنوب شرقی ایتالیا باعث ریختن یورو ها به کف خیابان شده و رهگذران برای جمع آوری پول ها هجوم آوردند.
این کامیون که حامل مقدار زیادی سکه های 1 و 2 یورویی بوده از «میلانو» حرکت کرده و رهسپار جنوب بود.در این حادثه یکی از لاستیک های کامیون منفجر شد و پول ها از در پشتی آن به کف خیابان ریخت. برخی از رهگذرانی که شاهد این ماجرا بودند بلافاصله برای جمع آوری پول ها و سرقت آن اقدام کردند، قبل از اینکه پلیس به محل برسد.
ماموران به خاطر جمع شدن تراکم خودرو در این خیابان دیر به این محل رسیدند.
در این حادثه راننده زخمی شده بود که برای درمان به بیمارستان منتقل شد. همچنین نزدیک به 10 هزار یورو پول ناپدید شده است.
به آتش کشیدن همسر به خاطر تولد نوزاد دختر
یک مرد پاکستانی همسرش را به خاطر بدنیا آوردن نوزاد دختر به آتش کشید.
یکی از منابع خبری پاکستان اعلام کرد: این حادثه در یکی از مناطق استان پنجاب پاکستان رخ داد. قربانی این حادثه سایما پروین 24 ساله نام دارد که 13 ماه قبل با مردی به نام عرفان ازدواج کرده بود.این زن 3 ماه قبل صاحب یک نوزاد دختر شد که این امر موجب نارضایتی شوهرش گردید.
شوهر این زن روز حادثه بر روی او نفت ریخته و وی را به آتش کشیده است. قربانی پس از وقوع حادثه بلافاصله به بیمارستان منتقل شد، اما تلاش پزشکان برای نجات وی موثر واقع نشد و او در اثر سوختگی 90 درصدی فوت کرد.
هم اکنون مرد پاکستانی بازداشت شده و از او شکایت شده است. او در بازجویی ها اتهامات وارده را در خصوص به آتش کشیدن همسرخود رد کرد و گفت: همسرش در حادثه آتش سوزی منزلشان که در اثر نشت گاز رخ داده، دچار سوختگی شده است. نوزاد این زوج تحت مراقبت مادر بزرگش است.
نجات زن روسی پس از سقوط از ارتفاع 800 متری
یک زن روسی پس از سقوط از ارتفاع 800 متری به طرز معجزه آسایی زنده
ماند.
این زن 19 ساله بعد از اینکه از ارتفاع 800 متری پرید، نتوانست چترنجات خود را بازکند. او داخل مردابی به عمق 60 سانتیمتر افتاد و استخوان هایش دچار شکستگی شد.
رسانه های گروهی روسیه به نقل از زن روسی اعلام کردند: این اولین و آخرین پرش او با چترنجات خواهد بود.
این زن که اهل شهر «تیومن» روسیه است، به خاطر شکستگی استخوان ها و جراحت های ستون فقراتش یک ماه در بیمارستان بستری خواهد شد.

