تبليغاتX
تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 11--22 تیر 89
 

کتله خور عجيب ترين غار ايران
غار کتله خور يکي از زيباترين غارهاي جهان است که در
165 کيلومتري جنوب باختري زنجان واقع شده و فعلاً از طريق جاده زنجان- سلطانيه- خدابنده و همچنين جاده اصلي بيجار، همدان- کبوتر آهنگ قابل دسترسي است. دهانه ورودي غارکتله خور در دامنه جنوبي کوه ساقيزلو قرار دارد که با جاده اي آسفالت به طول تقريبي 5 کيلومتر به شهر گرماب راه دارد. دهانه ورودي غار در دامنه جنوبي کوه ساقيزلو و اندکي بالاتر از رودخانه خشک قرار داشته که بلندي اين کوه بيش از 2 هزار متر تنها سازند سنگي پيرامون شهر گرماب را تشکيل مي دهد.
دهانه اين غار در ابتدا سوراخ مانند به شکل طاق مثلثي و کوچک بوده است که در عمليات هاي بعدي حاشيه هاي آن تراشيده شده است و حدود 5/1 متر بلندي دارد. نخستين دهليز حدود 400 متر از ورودي غار فاصله دارد و داراي وسعتي زياد و سقفي بلند و ديواره هاي صاف و کف ناهموار است و سقف بلند آن حکايت از تاريخي بسيار کهن دارد از اين دهليز به بعد نگارخانه دالان ها و معبرهاي بزرگ و کوچک به تدريج شکل گرفته و گسترش پيدا کرده اند. از درون دهليزها که وسعت آنها به بيش از 200-300 متر مربع مي رسند
نگارخانه هاي باريکي در جهات گوناگون جدا مي شوند انتهاي بعضي از آنها بسته است و برخي نيز راه عبور بسيار باريکي به گذرگاه هاي ديگر و دهليزهاي ديگر دارند. بسياري از اين راه ها و دالان هاي باريک تاکنون نيز پيموده نشده اند و همچنان ناشناخته هستند. کف دهليزها و دالان ها اکثراً ناهموار هستند و اين ناهمواري ها در اثر فرسايش و انحلال سنگ کف تشکيل آبراهه هاي نامنظم و چاهک ها
بوجود آمده اند.  آبراهه ها ژرف و پراکنده و نسبتاً ضخيم رسي در بستر بعضي از دهليزها و گذرگاهها وجود دارد و همچنين ستون هاي کريستاليزه بسيار زيبايي از بالا به پايين در بسياري از معابر غار مشاهده
مي شود. دالان هاي ورودي ابتدايي غار در حالت طبيعي بسيار باريک و تنگ بود که با عمليات هاي انجام شده راه عبور خوب و راحتي در آن ايجاد شده است. راه ورودي پس از 300-400 متر به بخش هاي وسيعتر و بالاخره محوطه قوسي بزرگي مي رسد که کف آن داراي گودال هاي متعددي است و داراي سقفي بسيار بلند است و پيرامون اين محوطه بزرگ معابري به اطراف وجود دارد که انتهاي آنها يا بسته و يا باريک است و اغلب شيبي به طرف محوطه بزرگ قوسي دارند.
ويژگي هاي ظاهري غار نشان مي دهد که پديده فرسايش (کارست) با شدت زياد و زمان طولاني در اين سازند عمل کرده و آبراهه هاي پر از آب زيرزميني در آن جريان داشته اند. با توجه به ريخت شناسي اين سازند آهکي در بيرون و ارتباط آن با ويژگي هاي
محيطي غار مي توان گفت که دالان هاي ورودي و حفره هاي مربوط به آنها يکي از طبقات اين غار بوده و به طور يقين طبقات ديگري در بخش هاي زيرين و حتي بالايي مي توانند وجود داشته باشند، طبقات زيرين با آب و ستون ها و بلورهاي آهکي فراوان مي توانند بسيار جالب و ديدني باشند. معمولاً غارها در سنگهاي آهکي داراي آبهاي زيرزميني و يا سطحي به وجود مي آيند زيرا آهکها نسبت به آب اسيدي حساس بوده و حل و غار ايجاد مي شود، آب حاوي املاح آهکي در طول غار جريان يافته و هرگاه مقدار املاح آهکي زياد شود به صورت رسوبات
 بي کربنات از قطرات آب جدا شده روي کف ويا سقف غار تشکيل قنديل ها
را مي دهند. قنديل هاي آويزان از سقف در اثر داشتن ناخالصي ها رنگ هاي
مختلفي به خود گرفته اند و آنهايي که ترکيبات به همراه ندارند و يا کمتر دارند به صورت بلورهاي شيشه اي بسيار شفاف مشاهده مي شوند.
غار کتله خور که در نوع خود بي نظير و منحصر به فرد است به علت دور بودن از مراکز بزرگ شهري و نداشتن راه هاي ارتباطي مورد شناسايي کامل و مطالعه وسيع علمي قرار نگرفته است. وجود استلاگميت ها که در اثرگذر زمان شکل هاي بسيار زيبايي را به وجود آورده و تنديس هايي شبيه به عروس و داماد، سفره عقد، کوچه عروس و داماد، قلعه شمع، تالار مريم مقدس و نخل سوخته را در معرض بازديدکنندگان قرارداده جلوه بسيار زيبايي به غار داده است. در اين غار زيباترين پديده ها را در اطراف چشمه ها و تالاب هاي کف غار مي توان مشاهده کرد، اشباع
 بي کربنات کلسيم در تالاب ها سبب تشکيل کريستال هاي بسيار زيبايي از کلسيت و آراگونيت در حاشيه و کف تالاب شده اند.
استلاکتيت ها (چکنده ها) و استلاگميت ها (چکيده ها) به
 ارتفاع 30 الي40متر از کف و سقف غار قرار گرفته اند که با شنيده شدن صداي موزون قطرات آب منظره بديعي سمع و نظر بيننده را به خود جلب مي کنند. در جلسات کميته غارشناسي ايران غار کتله خور به عنوان تنها غار ويژه مطالعاتي در ايران اعلام شد و مراتب رسماً به اطلاع مجامع علمي مربوط رسيد. تا عمق 700متري در فضاي ظلماني غار آثار حيات که به انواع استخوان و سفال محدود مي شود قابل روئيت است، آثار جمع آوري
 شده عمدتاً سفال شکسته هاي سطحي و پراکنده است. قديمترين نوع اين آثار سفال تيره رنگ دود زده با نقش داغدار دست ساز است و از نظر زماني متعلق به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد است، دومين نوع از آثار جمع آوري شده سفال هاي دست ساز داراي پوشش است. روي سفال به رنگ قرمز متمايل به قهوه اي و نسبتاً خشن و با سفال هاي
شناخته شده قرون اول تا سوم ميلادي قابل مقايسه است، سومين نوع آثار جمع آوري شده سفال هاي دوران جديد است که به شکل کوزه و بشقاب است و در مقطع فعلي ارزش تاريخي ندارد، در انتهاي يکي از دالان هاي طبقه اول دهليز بزرگي است که در کف آن اسکلت حيوان چهارپايي که تبديل به کلسيت شده است ديده مي شود. اين اسکلت با داشتن پاهاي بلند و سم از يک طرف و دم دراز و سرنسبتاً بزرگ از طرف ديگر شباهتي با جانوران معمول ندارد و بنظر مي رسد حيواني از دوران گذشته با شکل و شمايل ويژه باشد و از نظر طبيعي جزو حيوانات دوران چهارم مورد مطالعه قرارگيرد. درباره غار کتله خور نيز ساکنان گرماب عقايدي ابراز مي داشتند و داستان هايي ساخته و پرداخته بودند که واقعاً حيرت انگيز بوده است. مثلاً مي گفتند که در زيرکوه کتله خور کوه ديگري وجود دارد که تماماً از آرد سفيد تشکيل شده است. همچنين اظهار
مي کردند که در يک طرف غار کتله خور درياچه اي است که آب زلال و گوارايي دارد و به قدري وسيع است که کرانه و کناره اين درياچه از هيچ جا پيدا نيست. عده اي نيز عقيده داشتند در اين غار طلسمي است و اين طلسم مانع جستجوي کامل آن است و حتي گردش سه چهار روزه هم در آن به نتيجه نمي رسد و اضافه مي کردند که در داخل غار کوه بزرگ سفيدي از بلور موجود است، برخي ديگر مي گفتند که در اواسط غار کوه هاي بلند زيادي است و در شکاف يکي از اين کوه ها
سوراخ کوچکي وجود دارد که از آن سوراخ درياي بزرگي ديده
مي شود. در سال 1330 شمسي يکي از پيشکسوتان در بخش کوهنوردي زنجان زنده ياد اسداله جمالي از وجود غار مخوف در گرماب با خبر مي شود و در سال 1331 به همراه تيم کوهنوردي از غار بازديد
مي کنند که مرحوم اسداله جمالي در شناسايي و معرفي غار کتله خور بين مسئولان وقت و با نوشتن مقاله هاي متعدد راجع به غار کتله خور در روزنامه هاي آن زمان نقش مهم و بسزايي را در شناساندن اين غار به عمل آورده اند. مسير بازديد تفريحي در طبقه اول غار 3250متر است که با نورپردازي هاي انجام گرفته جلوه خاصي به غار داده است.
طبقات ديگري نيز در بخش هاي زيرين غار وجود دارد که اين طبقات با آب و ستون ها و قنديل هاي فراوان، بسيار
جالب و ديدني است.


معرفي جاذبه هاي تاريخي و طبيعي ايران زمين

برج طغرل
برج طغرل در شرق آرامگاه ابن بابويه در شهر ري واقع شده و از آثار به جا مانده از دوره سلجوقيان است. ارتفاع برج حدود ?? متر است (بدون احتساب گنبد مخروطي شکلي که امروزه اثري از آن نمانده) و با شماره ??? در سال ???? شمسي در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. به عقيده برخي از کارشناسان اين برج شبيه عقربه هاي ساعت بوده و
مي توان از روي تابش آفتاب بر روي کنگره هاي آن، زمان را تشخيص داد.
چالش و اختلافات فراواني ميان کارشناسان و مورخان درباره شخصيت مدفون در اين بنا وجود دارد. عده اي آن را آرامگاه طغرل بيک سلجوقي مي دانند و در مجمل التواريخ صفحه ??? اينگونه آمده است که «سلطان طغرل بيک شهر ري وفات رسيد و تربتش آنجا برجاست». مورخ نامي ترکيه، فارق سومر نيز محل دفن طغرل را همين مکان مي داند (اغوزها (ترکمن ها)، فارق سومر، ترجمه آنا دردي عنصري، انتشارات حاج طلايي سال 1380 ص 158) عده اي ديگر از نويسندگان اين مکان را محل دفن خليل سلطان از فرزندان تيمور لنگ و همسر او شاد الملک در قرن ?? مي دانند.در کتاب جامع ري باستان تأليف حسن کريميان نيز آمده است که گروهي اين بنا را منتسب به فخر الدوله
مي دانند.استاد سيد محمد طباطبايي با توجه به تحقيقات مفصلي که پيرامون اين اثر تاريخي و شخصيت مدفون در آن داشته است اين بنا را متعلق به ابراهيم الخواص مي داند. پيکر محمد طباطبايي پس از مرگ در جوار اين برج در سال ???? به خاک سپرده شد. برج طغرل براي نخستين بار در سال ???? هجري قمري و به دستور ناصرالدين شاه مرمت و بازسازي شد. اين مرمت به دستور شاه و به دست وزيرش امين السلطان انجام گرفت و لوحه اي مرمر بر سردر بنا نصب شد. اين بازسازي بنا را از خطر نابودي نجات داد ولي ظرافت کاري هاي قديمي و بقعه کتيبه کوفي آن را از بين برد. بعد از انقلاب ???? سالها اين بنا متروک بود تا در اوايل دهه هفتاد بار ديگر مورد بازسازي قرار گرفت و بطور جدي در نيمه سال ???? آغاز و در زمستان ???? به پايان رسيد.در حال حاضر بازسازي بنا به دست منطقه ?? شهرداري تهران در محوطه اي به وسعت ? هکتار و به منظور گسترش و ساختن فرهنگسرا، کتابخانه، موزه و رستوران در حال انجام است.اين بنا با مساحتي بالغ بر 48 متر مربع و ارتفاعي در حدود 20 متر و با اسکلتي خشتي و آجري به صورت استوانه اي افراشته خودنمائي مي کند که نماي داخلي آن به صورت استوانه گون و نماي بيروني آن بصورت مشلع تزئين يافته است که از 24 کنگره با زوايه هاي
 حاده تشکيل شده است.در ضلع شمالي و جنوبي برج دو سردر با معماري طرح رازي ساخته شده است و تقريباً تا ارتفاع چهارمتري برج ديوارها به صورت توپ تا قطر ديوارهاي حدود 5/1 متر تشکيل شده و ديوارهاي بالاي ارتفاع چهارمتر به صورت تو خالي طراحي شده و وسط آن پليکاني وجود دارد که در آن در همان ارتفاع در ضلع شمالي بنا خودنمائي مي کند
 که رابطي بين قسمتهاي تحتاني و فوقاني برج است. درها و قوسهاي رازي که فشار فوق العاده اي را تحمل مي کند و تو خالي بودن ديوارهاي فوقاني به استحکام بنا کمک کرده و جنس خشت به کار رفته در برج که از زاج و خاک و سفيده تخم مرغ است بر استحکام آن مي افزايد. قدمت برج و پا برجا بودن آن در طي 700 سال که از ساخت آن مي گذرد با توجه به وقوع زلزله هاي سهمگين در ناحيه نشان از پي مستحکم و عميق اين بنا دارد. پي سازنده اين برج در کف آن در کناره هاي ديوارها کانالهاي گذر هوا را تعبيه کرده که اين کانالها مانع از رطوبت ديوارها و از بين بردن
خرابيهاي ناشي از آن مي شود و ديوارهاي برج طوري طراحي شده که موجب طنين صدا در درون بنا مي شود و اگر واعظي يا خواننده اي در وسط برج خطبه اي ايراد کند و يا تصنيفي را بسرايد صداي آن در همه برج طنين انداز مي شود و به صورت اکو وار به سمع همه مي رسد که البته وجود سقفي مخروطي که بر فراز ديوارهاي برج قرار داشته که هم اکنون اثري از آن بر جاي نيست شايد به اين فناوري اکستيکي جلوه اي
ديگر مي داده است. اين برج علاوه بر آنکه يادآور فرزانگان و دلاوران عصر خود هست استاد سازنده آن کاربردهاي ديگري را در جاودانه ساختن آن بکار برده و معماري پنهاني را براي پي بردن به اسراري با آن عجين کرده است. از جمله کاربرد اين برج استفاده در شبهاي تار با استفاده از روشن کردن آتش بر باروي بلند آن براي راهنمايي مسافران جاده ابريشم که از جانب خراسان به جانب ري مي آمدند بوده و در روز احتياجات گاهشماري مردم را مرتفع مي¬نموده است.بنا به گفته فرزانه انديشمند استاد منوچهر آرين پژوهشگر خراساني عرصه تاريخ علم کشور در مقاله نگاه ديگري به برجها اطلاق واژه برج به اين بنا و بناهاي مشابه از آنجا که برج به منازل عبور حرکت سالانه خورشيد در دائره البروج گفته
مي شود حکايت از اين مطلب دارد که گذشتگان از اين روي سايه هاي
اين ابنيه و دريچه هاي گذر نور خورشيد که در روي آنها تعبيه شده پي به برجي که خورشيد در آن غوطه ور مي باشد مي بردند زيرا که در هر برجي خورشيد ارتفاع خاصي در آسمان نسبت به افق و ميل خاصي نسبت به جهات جغرافيايي مناطق دارد. لاجرم سايه ها و طرز تابش آن متفاوت خواهد بود که از اين تغييرات مي توان در تعيين روزها و برج ها بهره برد و اين فناوري به کار رفته در اين ساختمانهاست که کلمه برج را زيبنده نام آن کرده است. برج طغرل علاوه بر اين ويژگي فوق العاده، ويژگي منحصر به فرد ديگري در خود نهفته دارد که سرود زيباي انديشه استاد سازنده خود را جلوه گر مي کند. و آن ساعت آفتابي منحصر به فردي است که در دل کنگره هاي آن پنهان دارد. که شايد مورد مشابه آن در تاريخ علم کمتر يافت مي شود. همان طور که ذکر شد حول اين برج از نماي بيروني 24 کنگره با زاويه حاده جلوه گر شده که اگر در روبروي درگاه آن بايستيد گويي شيري با دهاني باز به شما مي نگرد. در دقت در اين بنا از آنجا که اين کنگره ها دور تا دور اين اثر را فرا گرفته به گونه اي خاص طراحي شده که اگر چنانچه طلوع آفتاب اتفاق بيافتد در جانب شرق بنا کم کم يکي از کنگره ها روشن مي شود و آفتاب درون آن مي تابد، اگر نيم ساعت از طلوع آفتاب بگذرد. نصف کنگره روشن مي شود اگر يک ساعت از طلوع خورشيد بگذرد يک کنگره به طور کامل روشن مي شود و اگر چنانچه دو ساعت بگذرد و کنگره روشن مي شود، همين طور اگر سه ساعت بگذرد سه کنگره تا هنگامي که به لحظه اي مي رسيم که خورشيد روي نصف النهار منطقه قرار مي گيرد. يعني بيشترين ارتفاع خود را از افق دارد، در اين هنگام خورشيد درست در بالاي سر در جنوبي برج قرار مي گيرد چرا که درهاي برج کاملاً شمالي جنوبي بوده و روي نصف النهار واقع است. در اين هنگام سايه تيغه اي که بالاي سر سردر ورودي است درست در بالاي تبري ضربي گونه سر در قرار گرفته و حکايت از لحظه اذان ظهر مي کند و در زمستان که ارتفاع خورشيد پايين تر است در لحظه ظهر خورشيد از در جنوبي درست وسط برج مي تابد. اگر چنانچه خورشيد از لحظه ظهر زوال پذير و به جانب غرب گرايش يابد حال کنگره هاي جانب غرب شروع به روشن شدن مي کند. اگر نيم ساعت از لحظه ظهر بگذرد نيمي از کنگره از جانب غرب روشن مي شود، اگر يک ساعت بگذرد يکي از کنگره ها و اگر دو ساعت از ظهر بگذرد نيمي از کنگره ها روشن مي شود و همين گونه تا خورشيد غروب کند. پس از روي کنگره هاي اين برج و روشن شدن آن توسط خورشيد مي توان مقدار گذشت زمان را از لحظه طلوع آفتاب، لحظه ظهر، و مقدار گذشت زمان از لحظه ظهر را محاسبه و تعيين نمود.


قلعه هلبوك؛ شهر خورشيد
جنوب تاجيكستان
"قلعه هلبوك " از آثار قديمي تاجيكستان و مربوط به دوره سامانيان است كه در 170 كيلومتري جنوب شرق دوشنبه و
30 كيلومتري شمال غرب شهر كولاب واقع شده است.
اين قلعه كه در قرون وسطي و در دوران آل سامان احداث شده است، هم اكنون در بخش "قربن شهيد " ناحيه واسع در استان ختلان تاجيكستان قرار دارد و در ميان مردم به "خشت تپه " نيز معروف است.
تاجيك ها دوران آل سامان يا سامانيان را از مراحل طلايي و اسماعيل ساماني را كه در بيش از 10 قرن پيش حكومت مي كرد را به عنوان پايه گذار اولين دولت ملي خود مي دانند.
آثار تاريخي و باستاني مختلفي از دوران سلطنت سامانيان كه شهر بخارا (هم اكنون در خاك ازبكستان واقع است) پايتخت آن بود در مناطق جنوبي تاجيكستان باقي مانده است كه از جمله آنها "قلعه هلبوك " است كه در سال 2006 ميلادي به دستور رئيس جمهور تاجيكستان و به منظور تجليل از 2 هزار و هفتصدمين سالگرد كولاب، مرمت و بازسازي شد.
لغت "هلبوك " يا هلبك در زبان فارسي تاجيكي قديم به معناي "شهر خورشيد " است كه از شهرهاي واقع در مسير جاده تاريخي ابريشم است. اين قلعه يك مركز اداري در ايالت باستاني ختلان بود كه بسياري از مراكز مهم اداري حكومت وقت را در خود جاي داده بود. قلعه هلبوك از نظر امنيتي براي اقامت حكام مناسب بود و تمامي شرايط و امكانات سياسي، اجتماعي و امنيتي مورد نياز براي زندگي را دارا بود.
تاجيكستان كه در گذشته محل حكومت دولت هاي قديمي كوشانيان، سكائيان، ختليان، ماساگتها، سامانيان، غزنويان، قرخانيان، شيبانيان و منغيتيان...بوده و بر اثر حفاري هاي
 انجام شده در دهه هاي اخير آثار و اشياي گرانبهايي از آن دوران باشكوه به دست مي آيد. شهرك تاريخي "سرزم " كه گفته مي شود داراي تاريخي بيش از 5 هزارسال است، "قلعه هلبوك "، "قلعه حصار "، "اجينه تپه " و چند دژ و غارهاي قديمي از ديگر مناطق مختلف اين كشور هستند كه شناسايي هاي مقدماتي درباره آنها صورت گرفته، ولي هنوز اقدامات لازم براي حفاري هاي
 باستانشناسي بر روي بسياري از آنها انجام نشده است.
"يوسف شاه يعقوب اف " از باستان شناسان تاجيك كه يكي از دست اندر كاران كاوش هاي قلعه هلبوك است، مي گويد: هلبوك از مراكز اصلي اداري ختلان قديم بوده و حكام اين منطقه تا زمان تخريب اين قلعه در آن زندگي مي كردند.
يعقوب اف افزود: هلبوك در قرون وسطي بيش از 150 سال پابرجا و پايتخت ايالت واخان يا ختلان كه مورخان اسلامي ختلان نوشته اند بوده و نقش مهمي در ترويج تمدن اسلامي در منطقه داشت. اين باستانشناس تاجيك گفت: در منابع تاريخي آمده كه هلبوك داراي مسجد جامع و يك مناره 9 متري بود كه 3 سال پيش، ترميم و بازسازي شد.

شاهزاده حسين (ع):
شاهزاده شهر قزوين

زيارتگاه معروفي که از قرن سوم هجري به بعد يکي از زيارتگاه هاي اصلي شهر قزوين بوده و اين روزها در رده جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي و مذهبي ايران به شمار مي رود.
بناي اصلي اين امامزاده به دوره صفويه تعلق دارد اما بعدها در آن تغييراتي داده شد و کم کم به شکل امروزي در آمد. با وجود آنکه بناي زيارتگاه در حمله مغول و كشمكش هاي دوره صفوي آسيب كلي ديد و بازسازي شد، هنوز هم ضريح نفيس چوبي آن را كه از شاهكارهاي بي نظير منبت كاري و گره چيني مجوف محسوب مي شود مي توانيد ببينيد. اما به جز اين ضريح که عمر آن به سال 806 هجري بر مي گردد، بقيه بنا از آثار دوران شاه طهماسب صفوي، شاه صفي و ناصرالدين شاه قاجار به جا مانده است. صحن اين امامزاده دو در ورودي اصلي شمالي و جنوبي دارد و دو در فرعي شرقي و غربي. آستانه سردر شمالي توسط سعدالسلطنه – فرماندار قزوين در زمان ناصرالدين شاه –
 بازسازي شده و نقوش هندسي، تزيينات كاشي هشتي زيباي ورودي، درهاي بلند وشش مناره كوچك بر فراز آن، تشخص ويژه اي به بنا بخشيده است.
دهخدا در لغت نامه اش درباره اين زيارتگاه مي نويسد: «در سال 1306 ه. ش. که آقا باقر اصفهاني ملقب به سعدالسلطنه حکومت قزوين را از طرف ميرزاعلي اصغرخان اتابک عهده دار بود به دستور وي و با پول او ساختمان پيشين را کوبيد و بناي کنوني را بنياد کرد. آنگاه کتبيه سردر شمالي متعلق به زينب بيگم دختر شاه طهماسب را در بالاي در جنوبي قرار داد که اکنون نيز موجود است.»صحن بزرگ امامزاده كه با 52 ايوانچه گرداگرد بقعه را فراگرفته، نمونه اعلاي هنر كاشيكاري و معماري دوره قاجار است. در جهات چهارگانه حرم، چهار در قرار دارد كه درهاي شرقي و غربي فاقد تزيينات چشمگير، درِ جنوبي خاتم كاري و درِ شمالي از آثار دوره شاه طهماسب صفوي است كه با منبت كاري زيبايي تزيين شده و كتيبه اي به تاريخ 967 هـ. ق دارد.عمارت بقعه كه در وسط صحن قرارگرفته، شش گوشه و مزين به
آئينه كاري با طرح بته جقه و قابسازي هايي بيضوي از گچبري و كاشي كاري نفيس است. دو نگاره ديواري هم از نقاشان قاجاري در حرم مطهر و كتيبه هايي از خوشنويسان آن دوره در چهار رواق كوچك پيرامون حرم خودنمايي مي كند.
   سقاخانه هشت ضلعي نسبتاً بزرگي که در روبروي بقعه قرار دارد، يکي از جاذبه هاي اين صحن است که در کنار طرح خاص سر در ايوان اصلي، تزئينات سقف، گچبري ها و آيينه كاري ها ارتفاع پوش بالايي گنبد و كاشي کاري ها، به شكوه بنا اضافه کرده است.

 

آشنايي با دژ اسدخان
دژ 20 هکتاري اسدخان که بر فراز قلعه اي در دامنه رشته کوه زاگرس مشرف به دشت مخملي در انديکاي خوزستان قرار دارد، اين روزها در انتظار ثبت شدن در آثار ملي به سر مي برد. اين دژ که قدمت آن به پيش از دوره اسلامي مي رسد بنايي بازمانده از دوره ساساني است که آن را "دژ ملکان" نيز مي نامند و خوشبختانه به دليل صعب العبور بودن مسير آن، تنها 20 درصد از بنا دستخوش تخريب و ويراني شده است. مصالح به کار رفته در اين دژ پرهيبت، سنگ و گچ است که مي توان با اندکي ترميم و بازپيرايي آن را به عنوان يکي از جاذبه هاي گردشگري اين نقطه از کشور در آورد.
اين دژ با وجود ويژگي ها و خصوصيات تاريخي و منحصر به فردي که داراست هنوز هم در فهرست آثار ملي کشور به ثبت نرسيده و به همين دليل اعضاي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي «انديکا» با پيگيري مراحل ثبت اين دژ در فهرست آثار ملي هم اکنون پرونده آن را به اداره کل ميراث فرهنگي خوزستان براي ثبت ملي فرستاده اند. در صورت انجام مراحل ثبت اين اثر در فهرست آثار ملي مي توان اميد داشت که شرايط براي انجام مراحل مرمت و حفاظت از دژ اسدخان در دستور کار سازمان ميراث فرهنگي کشور قرار گيرد.
اين بنا که بخشهاي زيادي از آن به شکل دو طبقه ساخته شده در پنج کيلومتري " بنه وار " در مرز انديکا و لالي واقع شده است و به دليل دارا بودن موقعيت استراتژيک مقر حکومت محلي خوانين بختياري بود، در دوران اتابکان لر نيز اين دژ مقر حکومت اتابکان بوده است. پس از انقراض حکومت اتابکان، خانواده اي از قوم آسترکي بختياري مقر و حکومت خود را به بنه وار منتقل کرد که از اين دژ 6 کيلومتر فاصله داشت. در دوران قاجار نيز "اسدخان بهداروند" در اين دژ حکومت مي کرد و علت نام گرفتن آن با عنوان دژ اسدخان نيز همين مسئله است.
دبير انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان در رابطه با دژ اسدخان و دلايل اهميت آن به مهر مي گويد: اين دژ به دليل موقعيت مهم و چشم انداز زيبا و همچنين بناهايي که پس از اين همه مدت همچنان محکم و استوار سر پا مانده است نيازمند توجه بيش از پيش است. مجتبي کهستوني همچنين با اشاره نوشته يک ديپلمات و سفرنامه نويس انگليسي در باره دژ اسدخان مي افزايد: "ملايارد" ديپلمات انگليسي که چند سال پس از مرگ اسدخان و در هنگام حکومت جعفرقلي خان فرزند اسدخان از اين دژ ديدن کرده است در سفرنامه خود به توضيحات مفصلي از معماري شگفت انگيز اين دژ مي پردازد.
در تيرماه سال 88 پروژه مطالعاتي طرح مرمت و احياي مجموعه اسدخان از سوي سازمان ميراث فرهنگي در حال اجرا بود که البته تاکنون نتايج آن منتشر نشده است. با توجه به مجموعه ويژ گيهايي که دژ اسدخان از آنها برخوردار است به نظر مي رسد جاي آن در فهرست آثار ثبت شده ملي خالي باشد.

سفر به بهشت پرندگان
اگر تا به حال مسافر مهاباد بوده باشيد، حتماً نام تالاب
«كاني برازان» اين منطقه را شنيده ايد. يکي از زيباترين تالاب هاي
ايران كه در 30 كيلومتري شمال شهرستان مهاباد و در نزديكي روستاي قره داغ قرار گرفته است. يعني درست در قسمت شمالي حوزه آبريز رودخانه هاي مهابادچاي و سيمينه رود. در چند وقت گذشته که تالاب کاني برازان به جمع مناطق شكار ممنوع پيوسته، امنيت بيشتري هم براي حيوانات و پرندگان بومي تالاب به وجود آمده و فرصت براي گردشگران هم فراهم شده تا بتوانند در محيطي آرام با دوربين چشمي و يا حتي با چشم غيرمسلح از مشاهده پرندگان تالاب لذت ببرند و سكوت و آرامش طبيعت را احساس كنند.
شايد برايتان عجيب باشد اگر بدانيد که در تالاب کاني برازان
تقريباً در همه فصل هاي سال امكان مشاهده پرندگان وحشي و کم ياب وجود دارد. بنابراين اگر در يک زمستان سرد يک فوج غاز خاکستري از کنارتان گذشتند و با هياهو ورودتان را به تالاب تبريک گفتند، زياد تعجب نکنيد! فلامينگو، خروس كولي، چوب پا، چنگر، كشيم، اردك مرمري، اردك بلوطي، اردك سرحنايي، گلاريول، پليكان، پرستو، اردك سرسفيد و چندين پرنده کم ياب ديگر ساکنان دائمي اين تالاب هستند که اقامت در تالاب کاني برازان را بيشتر از مهاجرت فصلي مي پسندند! شايد به همين دليل است که گردشگران لقب بهشت پرندگان را به اين تالاب داده اند. تالابي که کم کم به پناهگاه حيات وحش تبديل
مي شود و اولين محل پرنده نگري کشور به شمار
 مي آيد.
بررسي ها نشان مي دهد که حدود 75 گونه پرنده آبزي و کنار آبزي از 11 خانواده در اين تالاب زندگي مي کنند که اگر گونه هاي
خشک زي پرندگان هم به اين تعداد اضافه شوند، اين رقم به بيش از 180 مي رسد.
البته حواستان باشد که اين تالاب به جز پرندگان کم ياب و بي آزار، حيوانات خطرناکي مثل گرگ ها هم دارد که اگر کمي کم تجربه باشيد، ممکن است سفرتان را خراب کنند.
صرف نظر ازجانوران اين تالاب، طبيعت منطقه هم به خودي خود براي جذب کردن گردشگران کفايت مي کند. منطقه سرسبزي که از سال ها پيش با همکاري خودجوش مردم كردنشين منطقه حفاظت مي شود و عده اي از اين بوميان که آموزش هاي لازم را براي ارائه اطلاعات در مورد
رفتار شناسي پرندگان، فصل تخم گذاري، مسير مهاجرت و... ديده اند مي توانند در اين سفر راهنمايان تور خوبي براي شما باشند.
اين در حالي است که خانه هاي محلي و مهمان نوازي
كم نظير مردم منطقه هم اين فرصت را به شما مي دهد تا يک شب به ياد ماندني را در هواي خنک و بکر اين منطقه بگذرانيد و در عين حال هزينه هاي سفرتان را به حداقل کاهش
 دهيد!

+ عصر مردم   سه شنبه بیست و دوم تیر 1389
Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi