مخالفت شخصي مديران فرهنگ و ارشاد اسلامی استانها با اجراي موسيقي غيرقانوني است
ایلنا: هيأت مديره خانه موسيقي درپي لغو اجراي كنسرت حسامالدين سراج در كرمانشاه و برخوردهاي نامتعارف با گروه و همچنين اعتراض بسياري از اعضاي اين خانه مبني بر نبود امنيت شغلي و به خطر افتادن سرمايههاي مادي و معنوي اهالي موسيقي، بيانیهاي صادر کرد. متن اين بيانيه به اين شرح است:
«از آنجا که انقلاب شکوهمند مردم ايران عمدتا خاستگاهي اعتقادي داشته و براي اصالت دادن به ريشهها و غنا بخشيدن به فرهنگ و هنر ملي نضج گرفته است و باتوجه به مفاد صريح ميثاق ملت ايران در قانون اساسي که در بسط و گسترش آزادي و آزادگي در مسير تکامل و تعالي فعاليتهاي فرهنگي تأکيد دارد، متاسفانه ما در شرايط فعلي شاهد برخي مديريتهاي سليقهاي و بخشي نگريهاي زيانبار هستيم که علنا مغاير با اصول قانون اساسي است.
براساس قانون، ضوابط و مقررات جاري کشور تمامي برنامهها و فعاليتهاي اجرايي که مجوز رسمي از مراجع قانوني دريافت ميکنند، لازم الاجرا بوده و همه دستگاههاي انتظامي واجرايي کشور موظف به حمايت و همکاري با اينگونه برنامهها هستند، در صورتي که متاسفانه ما به عينه ميبينيم که بعضا تلاش هنرمندان و موسيقيدانان در زمينه توليد و اجراي برنامههاي فرهنگي و هنري و سرمايهگذاريهاي مادي و معنوي صورت گرفته آنها بهرغم دريافت مجوز با اقدام عدهاي قانون شکن به باد ميرود ومايه يأس و افسردگي گروهي از هموطنان
هنرمند ميشود. ازسوي ديگر مخالفت شخصي مديران فرهنگ و ارشاد اسلامی دربرخي مراکز استانها براي اجراي برنامههاي موسيقايي که قبلا درمکان ديگري اجرا شده است، هيچ توجيه منطقي و قانوني ندارد و تنها از برخورد سليقهاي اين مديران حکايت دارد که مستوجب واکنش مقتضي و اصلاحي مسئولان بالا دستي است...»
ویژه «عصر مردم»؛
کبریتهای «خانه به دوش» میراث فرهنگی فارس
احمدرضا سهرابی
پیرمرد موسفید مشهدی، در یک نیمروز داغ تابستان، میهمان من در اتاق گروه خبر روزنامه «عصر مردم» بود!
نخستین باری بود که او را میدیدم. با دیدن چهره عرقکرده و شرجی خوردهاش، تکپوش آستینکوتاه و دمپایی سادهاش، احساس کردم از ولایتمان [دشتستان] به شیراز آمده است اما پیشبینیام، دقیقاً صدها کیلومتر آن سوی میهن، در خاک سیاهجامگان مشهدی بر زمین نشست! در عین حال، ایرادی ندارد، همه جای «ایران» وطن ماست...
خلیل عربلین 61 سال پیش در خراسان رضوی به دنیا آمد و از 21 سالگی به شکل حرفهای به جمعآوری قوطیهای کبریت مشغول شد. اگر چه به گفته خود او، دیگران هم که اکنون در بستر خاک آرمیدهاند در شکلگیری مجموعه نفیس کنونیاش که دربرگیرنده یک قرن کبریت در ایران است سهم داشتهاند اما در عین حال، پیگیری پیوسته و تلاش چند دههای او در این رهگذر، قابل ستایش است.
عربلین آنگونه که خود میگوید به دلیل ابتلا به بیماری دیابت و بیماری همسرش ناگزیر شد اوایل اسفندماه سال 88 به شیراز بیاید. او در بخشی از نامه اخیر خود به استاندار فارس که رونوشتش را به 20 مقام عالی کشوری و استانی و دستگاهها و سازمانهای گوناگون ارسال کرده پیرامون مجموعه نفیس خود آورده است: «این مجموعه را که قطعاً متعلق به ملت ایران است و شادمانم از این که امانتدار خوبی بودهام با هزاران دغدغه و اضطراب اما با کوله-باری از امید به شیراز آوردم. به میراث فرهنگی مراجعه نمودم استقبال خوبی به عمل نیامد حتی در ابتدا به بنده این اجازه را ندادند که با مدیرکل میراث فرهنگی دیداری داشته باشم!
پس از گذشتن از هفت خوان رستم، در راهروهای سازمان میراث فرهنگی با شخصی به نام آقای سوداگران آشنا شدم که معاونت فرهنگی سازمان در آن روزها بود. ایشان پس از شنیدن سخنان و اهداف اینجانب، به دلیل رسیدن به روزهای پایانی سال دستور داد که این مجموعه تا پانزدهم فروردین ماه 89 به صورت امانت در یکی از اتاقهای موزه سنگ باغ هفتتنان به مدیریت جناب آقای نیکوان نگهداری شود و خودم هم به علت نداشتن بودجه کافی در انبار یک امامزاده [امامزاده حسین - سر پل علیابن حمزه(ع)] زندگی میکردم. عربلین در ادامه نامه خود آورده است که به دلیل واگذاری مسئولیت فرهنگی سازمان میراث از سوی سوداگران و از سوی دیگر به پایان رسیدن وقت امانتداری موزه سنگ، مجبور شدم که مجموعه را از آنجا به انبار همان امامزاده منتقل کنم.»
وی که از شماری از مسئولان و معاونین میراث فرهنگی استان به دلیل بازیچه قرار دادن او به شدت به تنگ آمده در بخشی دیگر از نامه خود به استاندار نوشته است: «جناب آقای استاندار! سختترین زمان این آوارگی وقتی بود که مجبور شدم انبار امامزاده را تخلیه نمایم و مجموعه مظلوم و خانه به دوشم را به ضلع جنوبی باغ هفتتنان به کنار خیابان منتقل کنم و همان جا با 22 کارتن که تمام مجموعه را در برمیگرفت، بمانم! در کنار خیابان به درد چه کنم گرفتار شده بودم. کمکم شب فرا میرسید، چه باید میکردم؟ مسئولان فرهنگی این شهر کجا بودند؟!
جناب آقای استاندار! حدود 5 ماه است که با مجموعه، خانه به دوشم و در این شهر، ویلان و سرگردانم...»
این پیرمرد خراسانی در ادامه گفتوگویش با من خاطرنشان کرد: این مجموعه نفیس باید در یک موزه تخصصی نگهداری شود و این یک کار و خواسته «فرهنگی» است.
عربلین تصریح کرد: این مجموعه و موزه، زیر نظر هر ارگانی که باشد من میپذیرم و هیچ ایرادی هم ندارد. این، خواسته من است و آیا گناه کردهام که شیراز را انتخاب کردم؟!
او در حالی که برق ساختمان روزنامه، قطع و اتاق کوچک «گروه خبر» در یک نیمروز تیرماه، داغ شده بود با بیان این که در غیر این صورت به من اجازه دهند تا این مجموعه را از کشور خارج کنم، بغضش ترکید و گفت: میخواهم با فروش این مجموعه در خارج از کشور، برای همسر بیمارم در ایران یک سوییت بخرم و او را از شر صاحبخانه نجات دهم...
پیرمرد 61 ساله خراسانی سرش را پایین انداخت، بغضش ترکید، گریه کرد و در سکوتی سنگین فرو رفت...
با گذشت دقایقی، اشکهایش را پاک کرد؛ چشم در چشمم دوخت و با صدایی لرزان گفت: من میخواهم این مجموعه را به میراث فرهنگی فارس، تقدیم کنم. چرا باید برای خواستهام «گریه» کنم...
***
شایان ذکر است، عربلین، زمستان سال گذشته به همت اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی در قالب نمایشگاهی با عنوان «نگاهی به صد سال کبریت در ایران» مجموعه گردآوری شده را در نگارخانه پارسه مشهد به نمایش گذاشت. امروزه در برخی کشورهای خارجی و به ویژه اروپایی در موزههایی همچون موزه بریانت و می در «لندن»، سوئد ایچمچ در «سوئد» و موزهای در توکیو «ژاپن» موزه تخصصی کبریت دایر است.
احمد آرام، نویسنده شیرازی «عشق در جنوب» را نوشت
ایسنا: احمد آرام از به پايان رسيدن نگارش تازهترين اثر داستانياش خبر داد. آرام دربارهي تازهترين اثرش گفت، اخيرا از تأليف داستان بلند «بداههگويي» فارغ شده و دير يا زود به سراغ نوشتن قصهاي ديگر ميرود. ماجراي «بداههگويي» در جنوب اتفاق ميافتد. اين داستان روايت جنوب و باورهاي مردم اين سرزمين است. او افزود: در اين داستان سعي كردهام يك سنت را در شكل امروزي روايت كنم؛ سنتي كه معروف است به «ذكر دشنه» و از رهگذر روايت اين سنت، شمايي به دست ميدهم از عشق نزد جنوبيها. او همچنين توضيح داد، اين داستان بلند 200 صفحه شده است و به زودي آن را به چاپ ميسپرد.
آرام پيشتر از «بداههگويي» به عنوان نامي براي يك مجموعهي داستان كوتاه ياد كرده بود كه اخيرا اين عنوان، نامي براي تازهترين داستان بلند اين داستاننويس شده است.
او در توضيحي دربارهي سرانجام آن مجموعهي داستان كوتاه كه قرار بود «بداههگويي» باشد، گفت: راستش داستان كوتاه «بداههگويي» را دنبال كردم و ديدم يكباره داستان بلندي از آب درآمد؛ براي همين مجموعهي داستان كوتاهي كه قرار بود با اين نام دربيايد، به عنواني ديگر تغيير نام ميدهد و تعدادي داستان كوتاه هم به آن اضافه خواهد شد.
از اين داستاننويس اخيرا سه نمايشنامهي «اين يارو آنتيگونه»، «خانهي تلخ» و «صداهاي نزديك و در عين حال بسيار دور صفور و صفورا، دوچرخه و سينما» از سوي نشر نوح نبي منتشر شده است. از سوي ديگر، مجموعهي داستان او با عنوان «همين حالا داشتم چيزي ميگفتم» كه از سوي نشر چشمه براي دريافت مجوز انتشار ارائه شده بود، مجوز گرفته و به زودي منتشر خواهد شد.
مجموعهي داستان «كسي ما را به شام دعوت نميكند» نيز از آثار داستاني آرام است كه از سوي نشر افق عرضه شده است.
احمد آرام متولد 22 فروردينماه
بوستانهای شیراز؛ میزبان تئاترهای خیابانی
مجید عباسی معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز گفت: طی خردادماه امسال، 9 تئاتر خیابانی در بوستانهای سطح شهر شیراز اجرا شد. وی افزود: در راستای اجرای سیاستهای شهرداری شیراز مبنی بر ارتقای سطح فرهنگی شهروندان و آشنایی آنها با حقوق شهروندی و مسایل زندگی شهری، تئاترهای خیابانی با موضوعات مختلف فرهنگی و اجتماعی به ویژه در فصلهای بهار و تابستان در بوستانهای شهر شیراز اجرا میشود که طی ماه گذشته 9 برنامه اجرا شده است و بیش از یک هزار و چهارصد و پنجاه شهروند از آن استقبال کردند. وی ادامه داد: تئاتر خیابانی میتواند به عنوان یکی از ابزارهای فرهنگی در راه ایجاد، توسعه و ترویج فرهنگ شهروندی به کار گرفته شود که به واقع نوعی آشنایی مردم با موقعیتهای متفاوتی است که بر سر راهشان است و هدفی جز آموزش و روشنگری ندارد. عباسی گفت: تئاتر خیابانی، هنری کاملاً متعهد و هدفمند است که در عین متکی بودن به خلاقیتهای هنرمندان، مبتنی و استوار به اصول جامعهشناختی، تحقیق و مطالعه در زمینههای فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی است. به گزارش روابط عمومی شهرداری شیراز همچنین طی خردادماه امسال، بیش از 40 هزار شهروند در برنامه ورزشهای همگانی که در بوستانهای شهر برگزار میشود شرکت کردند. همچنین 3 هزار نفر در کلاسهای آموزش سلامت شهری،
2 هزار نفر در کلاسهای آموزش شهروندی و بیش از 8 هزار نفر نیز در کلاسهای مختلف آموزشی همچون آموزشهای عقیدتی، هنری، تقویتی و علمی که در فرهنگسراهای مناطق مختلف شیراز برگزار شد، حضور یافتند. همچنین برگزاری 17 نمایشگاه فرهنگی - هنری در نگارخانهها، 31 تور گردشگری و... از دیگر برنامههای این حوزه در ماه گذشته بوده است.

