حجاب قبل از آن که یک حکم شرعی باشد، یک باور قلبی است، زیرا آنچه بیشتر در اسلام به آن تأکید شده باور است، حتی انسان آزاد است که دیندار باشد یا نباشد!
قرآن در این موضوع صراحت دارد. «لا اکراه فیالدین...» [هیچ اکراه و اجباری در پذیرش دین نیست] بر این اساس دینداری و بیدینی از یکدیگر تفکیک شدهاند!
اما وقتی کسی مسلمان شد میباید لوازم آن را هم بپذیرد زیرا اسلام یک حکم کلی است که با خود دستورالعملها، ضوابط و مقررات و قوانین و مسئولیتهایی دارد!
ادیان دیگر هم چنیناند!
در اسلام مد خاص و یا مدل ویژهای برای پوشش پیشنهاد نشده، آنچه امروز کشورهای اسلامی و مسلمان به آن مقیدند از دو مقوله جدا نیست، یکم باور به پوشیدن لباسها و پوششهایی است که در زنان سر، موها، سینه، شانهها و برجستگیهایی را بپوشاند و تحریککننده به منظور جلب توجه نباشد، دوم عرف و فرهنگ که ریشه در موقعیتهای جغرافیایی، تبعیت از فرهنگ غالب عرفی و نهایتاً باور اسلامی دارد!
هر جا حکمی از اسلام است میطلبد فرد مسلمان به آن التزام عملی داشته باشد، نظم و تقوی از شروط تحقق آن است. منباب مثال نماز، روزه، حج و حتی جهاد هم بدون رعایت تقوی و پرهیزگاری از محتوی خالی میشوند!
در اسلام فرم و محتوی متناسب با یکدیگر تعریف شدهاند به نحوی که کسی نمیتواند ادعای مسلمانی کند و با پوشش اسلامی در مرئی و منظر عمومی حاضر شود، اما از عفت و پاکدامنی به دور باشد و یا بالعکس کسی نمیتواند مقلد فرهنگ برهنگی باشد و خود را مسلمانی متقی بداند. زیرا تقوی از قوانین و باورهای دینی «محتوای دینی» و نیز فرم متناسب با آن محتوی تبعیت میکند!
در این دو بحث مطرح است. یکم این که اگر بنا باشد فرم و محتوی متناسب با یکدیگر تعریف شوند، آیا اگر زنی نماز بخواند، روزه بگیرد و نیز تمام اعمال اسلامی خود را انجام دهد. اما در پوشش مقید به سلیقه شخصی و یا مد روز اروپا باشد به گونهای که اندام او با وسیله آن پوشش تحریککننده و مبلغ فرهنگ برهنگی باشد میتوان گفت آن اعمال از او پذیرفته میشود و خداوند هر چیز را به جای خودش و نه در راستای یک حکم کلی میپذیرد؟
نگارنده این سطور در چنین مقام فقهی نیست که پاسخ این سؤال را مثبت یا منفی بدهد. اما ناگفته پیداست که میزان تقید و التزام عملی همه مسلمانان یکسان نیست، چه بسا نماز و روزه فرد یا افرادی که ظاهراً هم رعایت مسایلی میکنند به دلیل وجهه نیت آنان پذیرفته نشود و برعکس از دیگرانی که به ظاهر چندان مقید هم نیستند به دلایلی پذیرفته شود!
در اسلام به دو مورد هم سفارش شده، نخست این که اسلام حکم به ظاهر میکند و باطن افراد به خودشان و خدایشان مربوط میشود!
دوم آن که عمل هر کس به نیت او برمیگردد. «الاعمال بالنیات»
نقل شده است که اگر کسی نیت خیری کند و موفق به انجام آن نشود از صواب آن خیر برخوردار میشود. نیت در واقع باور نهادینه شدهای است که اندیشه، گفتار و کردار یک مسلمان یا غیرمسلمان از آن تغذیه میکند. «یعنی تقاضای خیر و خوبی برای دیگران که همراه با باور قلبی است...»
نتیجه بحث این که مسئله حجاب هم با عفاف رابطه مستقیم دارد و هم بعضاً ندارد زیرا نمیتوان همه بدحجابها را نانجیب و بدون عفت خواند و یا بالعکس همه محجبهها را عفیف و پاکدامن به حساب آورد، اما میتوان گفت در کشور اسلامی ایران که اکثریت زنان حجاب را رعایت میکنند، بدحجابها بیشتر مورد سؤال و توجهاند و برای اجتناب از چنین وضعیتی فقط یک راهکار وجود دارد و آن این که بپذیریم، حجاب باور است و باور یک موضوع نرمافزاری است و نه سختافزاری! یعنی با بگیر و ببند و نیروی انتظامی نمیتوان در کسی باور ایجاد کرد!
اسلام برای اینگونه موارد نیز دستورالعملهای ویژهای دارد. امر به معروف و نهی از منکر از جمله این پادزهرهاست.
یعنی اگر اصول دین را ریشه فرض کنیم و اصول مذهب را تنه و ساقه را درخت اسلام بدانیم فروع دین شاخه و برگ و گل و میوه آن است که هر کدام به دیگری برای رشد کمک میکند. در اینجاست که مبارزه با آفات این درخت در حدی که به ریشه و تنه آسیب جدی نزده باشد سمپاشی و آفتزدایی است.
در واقع امر به معروف تغذیه مناسب روحی و نهی از منکر به نوعی آفتزدایی است. اگر در این دو افراط و تفریط شود نتیجه عکس خواهد داد!
چنین به نظر میرسد به دلیل سرعت انقلاب اسلامی در تقویت باورهای اسلامی بعضاً به افراط و تفریط کشیده شدهایم! به ویژه در خصوص مسئله حجاب و عفاف زنان. ناگفته پیداست که جمعیت فعلی ایران جمعیتی جوان است. جوان دارای سلولهایی است که سریعاً در حال رشدند. این رشد با خود تقاضاهایی را به دنبال میآورد. یکی از آن خواستهها و نیازهای فطری ارضای غرایز جنسی و به تعبیر دیگر شهوانی است. ارضای این غرایز چون با لذت ویژهای توأم است، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و زن و مرد نمیشناسد. فلسفه اصلی عقد و ازدواج هم ارضای این غریزه به صورت مطلوب و حفظ نسل سالم است! با این وصف!
چند عامل در رابطه حجاب یا عفاف تأثیرگذارند.
یکم، خودنمایی به منظور جذب مخاطب برای برخورداری از جنس مخالف است! ظهور احساسات عاشقانه در سنین نوجوانی و اوج آن در جوانی، میطلبد که دو جنس مخالف با یکدیگر موافق شوند!
وقتی انتخاب در شرایط زمانی خود صورت نگیرد و به اصطلاح از فصل خود بگذرد و بهار نوجوانی به خزان نزدیک شود، آرایش بیشتر برای پوشاندن ضعفها باب میشود. ظاهرآرایی که با بروز احساساتی دیگر برای جلب مخاطب همراه میشود عفت و پاکدامنی را تحتالشعاع قرار داده منکر، عرف مطلوب شده و معروف، در سایه قرار میگیرد!
این غریزه خودنمایی و جلب توجه کردن که به نوعی فرهنگ برهنگی و بیحجابی و ضعیفتر آن بدحجابی را به دنبال دارد در حیوانات هم آزادانه در جنس ماده نمایان میشود با این تفاوت که آنها اصالتاً و فطرتاً مقید به رعایت حفظ نسل و پرهیز از فسادند، اما انسان به لحاظ اختیارات و اندیشههای خلاقی که دارد، پا را از حریم خود فراتر گذاشته، گاه به فسادهایی دست میزند که همنوعان خود را به حیرت میاندازد!
ناگفته پیداست، حجاب و عفاف در مرحله نخست ریشه خانوادگی دارند و از مادر و اعضای دیگر خانواده به فرد منتقل میشوند!
در مراحل بعدی مدرسه و اجتماع و اقوام و بستگان و دوستان در ترویج آن تأثیرگذارند!
تهاجم فرهنگی از نوع نامتناسب بودن آن با باورهای دینی و شرایط اجتماعی ما آنقدر مهم نیست که میزان آمادگی جوانان و زنان و مردان ما برای پذیرش و تقلید از آن مهم است!
غرب آنقدر که توانسته فرهنگ مبتذل خود را در سایر کشورهای اسلامی و غیراسلامی مانند مصر، چین، فیلیپین، تایلند، هند و امثالهم رواج دهد، فرهنگ کار و تلاش، تکنولوژی و صنعت و نوآوری در تحولات علمی نیاورده و اگر تأثیراتی از این باب را شاهدیم، ضرورت زندگی امروزی است که از آن اجتناب نیست!
به هر تقدیر، نباید چنین باور کرد که حجاب محدودیت است، بلکه برعکس میتواند مصونیت باشد مشروط بر آن که باور باشد! برای باورمند کردن آن میباید باحجابها الگوهای حسنه باشند، به گونهای که اعمال، گفتار و پندار آنها مبین ظاهر و حجابشان باشد. یعنی فرم و محتوی با هم هماهنگ و سازگار باشند!
در چنین شرایطی است که ما شاهد جامعهای بدون ریا و ریاکاری خواهیم بود و میتوانیم حکم کنیم که همه افراد محجبه انسانهایی مسلمان و مقید به اصول و فروع دین و مذهب خود هستند!
به دنبال چنین توفیقاتی، شاهد خلاف شرع، جرم و جنایتهای ناموسی نخواهیم بود!
اما نکته مهمتر این است که از خود سؤال کنیم به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی که اکثریت جامعه از یک حجاب مطلوب و متناسب استقبال کردند، چرا با گذشت 31 سال از انقلاب امروز شاهد بدحجابی عده کثیری از جوانان هستیم؟
آیا به نحوه تعاملات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و یا فرهنگی ما بازمیگردد؟
آیا به عدم تطابق گفتهها و شعارها با اعمال ما مربوط میشود؟
آیا دشمنان توانستهاند با وسایل ارتباط جمعی جذاب آن گروه از جوانان دختر و پسر ما را از حجاب و عفاف تهی کنند؟
و یا ما میباید به جز این موارد به مقولات دیگر فرهنگی هم بپردازیم!
امروز یک مانتو معمولی را میتوان با مبلغ ده هزار تومان خرید، با یک روسری دو الی سه هزار تومانی، اما یک چادر مشکی مناسب عبور و مرور کمتر از 50 هزار تومان نیست!
پس مسئله حجاب به توان مالی هم برمیگردد و به شرایطی که میطلبد بعضی از زنان و دختران به گونهای تربیت شده باشند که به جای خرید لوازم آرایش گران به زیباییهای طبیعی و رفتار سالم و متناسب با باورهای اسلامیشان روی آورند که متأسفانه امروز در کلیت قضیه با این فرهنگ فاصلهها داریم!
گره کار به دست جوانان مرد ما حل میشود که بیشتر به کدام سمت و سو گرایش دارند! حجاب و عفاف یا ظاهرآرایی و فرهنگ برهنگی! اگر این مسئله حل نشود و برای آن راه حل مناسبی پیدا نشود، مسایل دیگر کارساز نخواهند بود! مردانی که در مقابل رضاشاه برای حفظ حجاب و عفت زنان خود ایستادند بعضاً از جان هم مایه گذاشتند چون به آن باور داشتند و مردانی هم بودند که تسلیم شدند و یا خود مبلغ بیحجابی شدند که به آن باور نداشتند!
ما باید باور مردم را به گونهای تقویت کنیم که به صورت خودکار رفتارشان نشاندهنده پایبندی آنها به ارزشهای دینی باشد. همانگونه که بسیاری از مردان و زنان جامعه امروز ما به حجاب و عفاف باور دارند و به آن مقیدند!
راهکارهای فرهنگی و مذهبی آن را در شمارههای آینده بخوانید!
والسلام
روزنامه عصر مردم
روزنامه سیاسی - اجتماعی - فرهنگی صبح ایران
+
عصرمردم جمعه بیست و پنجم تیر 1389

