تبليغاتX
تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 2--26 تیر 89

حجاب قبل از آن که یک حکم شرعی باشد، یک باور قلبی است، زیرا آنچه بیشتر در اسلام به آن تأکید شده باور است، حتی انسان آزاد است که دیندار باشد یا نباشد!
قرآن در این موضوع صراحت دارد. «لا اکراه فی­الدین...» [هیچ اکراه و اجباری در پذیرش دین نیست] بر این اساس دینداری و بی­دینی از یکدیگر تفکیک شده­اند!
اما وقتی کسی مسلمان شد می­باید لوازم آن را هم بپذیرد زیرا اسلام یک حکم کلی است که با خود دستورالعمل­ها، ضوابط و مقررات و قوانین و مسئولیت­هایی دارد!
ادیان دیگر هم چنین­اند!
در اسلام مد خاص و یا مدل ویژه­ای برای پوشش پیشنهاد نشده، آنچه امروز کشورهای اسلامی و مسلمان به آن مقیدند از دو مقوله جدا نیست، یکم باور به پوشیدن لباس­ها و پوشش­هایی است که در زنان سر، موها، سینه، شانه­ها و برجستگی­هایی را بپوشاند و تحریک­کننده به منظور جلب توجه نباشد، دوم عرف و فرهنگ که ریشه در موقعیت­های جغرافیایی، تبعیت از فرهنگ غالب عرفی و نهایتاً باور اسلامی دارد!
هر جا حکمی از اسلام است می­طلبد فرد مسلمان به آن التزام عملی داشته باشد، نظم و تقوی از شروط تحقق آن است. من­باب مثال نماز، روزه، حج و حتی جهاد هم بدون رعایت تقوی و پرهیزگاری از محتوی خالی می­شوند!
در اسلام فرم و محتوی متناسب با یکدیگر تعریف شده­اند به نحوی که کسی نمی­تواند ادعای مسلمانی کند و با پوشش اسلامی در مرئی و منظر عمومی حاضر شود، اما از عفت و پاکدامنی به دور باشد و یا بالعکس کسی نمی­تواند مقلد فرهنگ برهنگی باشد و خود را مسلمانی متقی بداند. زیرا تقوی از قوانین و باورهای دینی «محتوای دینی» و نیز فرم متناسب با آن محتوی تبعیت می­کند!
در این دو بحث مطرح است. یکم این که اگر بنا باشد فرم و محتوی متناسب با یکدیگر تعریف شوند، آیا اگر زنی نماز بخواند، روزه بگیرد و نیز تمام اعمال اسلامی خود را انجام دهد. اما در پوشش مقید به سلیقه شخصی و یا مد روز اروپا باشد به گونه­ای که اندام او با وسیله آن پوشش تحریک­کننده و مبلغ فرهنگ برهنگی باشد می­توان گفت آن اعمال از او پذیرفته می­شود و خداوند هر چیز را به جای خودش و نه در راستای یک حکم کلی می­پذیرد؟
نگارنده این سطور در چنین مقام فقهی نیست که پاسخ این سؤال را مثبت یا منفی بدهد. اما ناگفته پیداست که میزان تقید و التزام عملی همه مسلمانان یکسان نیست، چه بسا نماز و روزه فرد یا افرادی که ظاهراً هم رعایت مسایلی می­کنند به دلیل وجهه نیت آنان پذیرفته نشود و برعکس از دیگرانی که به ظاهر چندان مقید هم نیستند به دلایلی پذیرفته شود!
در اسلام به دو مورد هم سفارش شده، نخست این که اسلام حکم به ظاهر می­کند و باطن افراد به خودشان و خدایشان مربوط می­شود!
دوم آن که عمل هر کس به نیت او برمی­گردد. «الاعمال بالنیات»
نقل شده است که اگر کسی نیت خیری کند و موفق به انجام آن نشود از صواب آن خیر برخوردار می­شود. نیت در واقع باور نهادینه شده­ای است که اندیشه، گفتار و کردار یک مسلمان یا غیرمسلمان از آن تغذیه می­کند. «یعنی تقاضای خیر و خوبی برای دیگران که همراه با باور قلبی است...»
نتیجه بحث این که مسئله حجاب هم با عفاف رابطه مستقیم دارد و هم بعضاً ندارد زیرا نمی­توان همه بدحجاب­ها را نانجیب و بدون عفت خواند و یا بالعکس همه محجبه­ها را عفیف و پاکدامن به حساب آورد، اما می­توان گفت در کشور اسلامی ایران که اکثریت زنان حجاب را رعایت می­کنند، بدحجاب­ها بیشتر مورد سؤال و توجه­اند و برای اجتناب از چنین وضعیتی فقط یک راهکار وجود دارد و آن این که بپذیریم، حجاب باور است و باور یک موضوع نرم­افزاری است و نه سخت­افزاری! یعنی با بگیر و ببند و نیروی انتظامی نمی­توان در کسی باور ایجاد کرد!
اسلام برای اینگونه موارد نیز دستورالعمل­های ویژه­ای دارد. امر به معروف و نهی از منکر از جمله این پادزهرهاست.
یعنی اگر اصول دین را ریشه فرض کنیم و اصول مذهب را تنه و ساقه را درخت اسلام بدانیم فروع دین شاخه و برگ و گل و میوه آن است که هر کدام به دیگری برای رشد کمک می­کند. در اینجاست که مبارزه با آفات این درخت در حدی که به ریشه و  تنه آسیب جدی نزده باشد سمپاشی و آفت­زدایی است.
در واقع امر به معروف تغذیه مناسب روحی و نهی از منکر به نوعی آفت­زدایی است. اگر در این دو افراط و تفریط شود نتیجه عکس خواهد داد!
چنین به نظر می­رسد به دلیل سرعت انقلاب اسلامی در تقویت باورهای اسلامی بعضاً به افراط و تفریط کشیده شده­ایم! به ویژه در خصوص مسئله حجاب و عفاف زنان. ناگفته پیداست که جمعیت فعلی ایران جمعیتی جوان است. جوان دارای سلول­هایی است که سریعاً در حال رشدند. این رشد با خود تقاضاهایی را به دنبال می­آورد. یکی از آن خواسته­ها و نیازهای فطری ارضای غرایز جنسی و به تعبیر دیگر شهوانی است. ارضای این غرایز چون با لذت ویژه­ای توأم است، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و زن و مرد نمی­شناسد. فلسفه اصلی عقد و ازدواج هم ارضای این غریزه به صورت مطلوب و حفظ نسل سالم است! با این وصف!
چند عامل در رابطه حجاب یا عفاف تأثیرگذارند.
یکم، خودنمایی به منظور جذب مخاطب برای برخورداری از جنس مخالف است! ظهور احساسات عاشقانه در سنین نوجوانی و اوج آن در جوانی، می­طلبد که دو جنس مخالف با یکدیگر موافق شوند!
وقتی انتخاب در شرایط زمانی خود صورت نگیرد و به اصطلاح از فصل خود بگذرد و بهار نوجوانی به خزان نزدیک شود، آرایش بیشتر برای پوشاندن ضعف­ها باب می­شود. ظاهرآرایی که با بروز احساساتی دیگر برای جلب مخاطب همراه می­شود عفت و پاکدامنی را تحت­الشعاع قرار داده منکر، عرف مطلوب شده و معروف، در سایه قرار می­گیرد!
این غریزه خودنمایی و جلب توجه کردن که به نوعی فرهنگ برهنگی و بی­حجابی و ضعیف­تر آن بدحجابی را به دنبال دارد در حیوانات هم آزادانه در جنس ماده نمایان می­شود با این تفاوت که آنها اصالتاً و فطرتاً مقید به رعایت حفظ نسل و پرهیز از فسادند، اما انسان به لحاظ اختیارات و اندیشه­های خلاقی که دارد، پا را از حریم خود فراتر گذاشته، گاه به فسادهایی دست می­زند که همنوعان خود را به حیرت می­اندازد!
ناگفته پیداست، حجاب و عفاف در مرحله نخست ریشه خانوادگی دارند و از مادر و اعضای دیگر خانواده به فرد منتقل می­شوند!
در مراحل بعدی مدرسه و اجتماع و اقوام و بستگان و دوستان در ترویج آن تأثیرگذارند!
تهاجم فرهنگی از نوع نامتناسب بودن آن با باورهای دینی و شرایط اجتماعی ما آنقدر مهم نیست که میزان آمادگی جوانان و زنان و مردان ما برای پذیرش و تقلید از آن مهم است!
غرب آنقدر که توانسته فرهنگ مبتذل خود را در سایر کشورهای اسلامی و غیراسلامی مانند مصر، چین، فیلیپین، تایلند، هند و امثالهم رواج دهد، فرهنگ کار و تلاش، تکنولوژی و صنعت و نوآوری در تحولات علمی نیاورده و اگر تأثیراتی از این باب را شاهدیم، ضرورت زندگی امروزی است که از آن اجتناب نیست!
به هر تقدیر، نباید چنین باور کرد که حجاب محدودیت است، بلکه برعکس می­تواند مصونیت باشد مشروط بر آن که باور باشد! برای باورمند کردن آن می­باید باحجاب­ها الگوهای حسنه باشند، به گونه­ای که اعمال، گفتار و پندار آنها مبین ظاهر و حجابشان باشد. یعنی فرم و محتوی با هم هماهنگ و سازگار باشند!
در چنین شرایطی است که ما شاهد جامعه­ای بدون ریا و ریاکاری خواهیم بود و می­توانیم حکم کنیم که همه افراد محجبه انسان­هایی مسلمان و مقید به اصول و فروع دین و مذهب خود هستند!
به دنبال چنین توفیقاتی، شاهد خلاف شرع، جرم و جنایت­های ناموسی نخواهیم بود!
اما نکته مهمتر این است که از خود سؤال کنیم به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی که اکثریت جامعه از یک حجاب مطلوب و متناسب استقبال کردند، چرا با گذشت 31 سال از انقلاب امروز شاهد بدحجابی عده کثیری از جوانان هستیم؟
آیا به نحوه تعاملات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و یا فرهنگی ما بازمی­گردد؟
آیا به عدم تطابق گفته­ها و شعارها با اعمال ما مربوط می­شود؟
آیا دشمنان توانسته­اند با وسایل ارتباط جمعی جذاب آن گروه از جوانان دختر و پسر ما را از حجاب و عفاف تهی کنند؟
و یا ما می­باید به جز این موارد به مقولات دیگر فرهنگی هم بپردازیم!
امروز یک مانتو معمولی را می­توان با مبلغ ده هزار تومان خرید، با یک روسری دو الی سه هزار تومانی، اما یک چادر مشکی مناسب عبور و مرور کمتر از 50 هزار تومان نیست!
پس مسئله حجاب به توان مالی هم برمی­گردد و به شرایطی که می­طلبد بعضی از زنان و دختران به گونه­ای تربیت شده باشند که به جای خرید لوازم آرایش گران به زیبایی­های طبیعی و رفتار سالم و متناسب با باورهای اسلامی­شان روی آورند که متأسفانه امروز در کلیت قضیه با این فرهنگ فاصله­ها داریم!
گره کار به دست جوانان مرد ما حل می­شود که بیشتر به کدام سمت و سو گرایش دارند! حجاب و عفاف یا ظاهرآرایی و فرهنگ برهنگی! اگر این مسئله حل نشود و برای آن راه حل مناسبی پیدا نشود، مسایل دیگر کارساز نخواهند بود! مردانی که در مقابل رضاشاه برای حفظ حجاب و عفت زنان خود ایستادند بعضاً از جان هم مایه گذاشتند چون به آن باور داشتند و مردانی هم بودند که تسلیم شدند و یا خود مبلغ بی­حجابی شدند که به آن باور نداشتند!
ما باید باور مردم را به گونه­ای تقویت کنیم که به صورت خودکار رفتارشان نشان­دهنده پایبندی آنها به ارزش­های دینی باشد. همانگونه که بسیاری از مردان و زنان جامعه امروز ما به حجاب و عفاف باور دارند و به آن مقیدند!
راهکارهای فرهنگی و مذهبی آن را در شماره­های آینده بخوانید!
والسلام

+ عصرمردم   جمعه بیست و پنجم تیر 1389
Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi