ترور و تروریسم!
زیر سقفی نه چندان خنک در این هرم هوای داغ که کودک در بغل مادر گرمی ضربان قلب مهربانش را بیش از گرمای هوا حس میکند در کنار مردان و زنانی که از شادی و شور سالگرد تولدی مقدس را به جشن و سور نشستهاند و گل لبخندشان شکوفا شده، بوی عطر و گلاب، همراه با آهنگ امیدبخش خوشنوا مشام جان را به آیندهای بهتر نوید میدهد در فضا پراکنده است که ناگهان خشم شیطان بر فرشته رحمت باریدن گرفته آهنپارههای ریز و درشت با انفجاری مهیب، مغز و اعصاب و قلب جمعی را هدف گرفته، چونان برگ خزان آنها را به زمین میریزد و به دنبال آن آه و ناله و خشم و نفرین است که نثار میشود اما چه سود که دشمن کینهتوز تنیده در کینه هزار ساله و راه گمکرده تمایلات بیمارگونهاش را به هر نام زیبا و نازیبا بدینگونه نصیب هموطنانش میکند تا هم خود بمیرد و هم عزیزانی را به خاک و خون کشد!
آری ترور که در فارسی همان دهشتافکنی و یا هراسافکنی است هر چند رهآورد قرن بیستم است بدین سبک و سیاق، اما سابقهای چند هزار ساله دارد!(1)
قابیل برادر خود هابیل را کشت تا آتش خشم ناشی از کینهاش را خاموش کند و اولین جنایت تاریخ رقم بخورد!
از آن پس تاکنون نمونههای بیشماری قتل ناشی از ترور را تاریخ به یاد دارد!
جنگی کور، بیهدف و بدون پشتوانه مردمی بر سر قدرت به هر وسیلهای که قابل توجیه باشد!
در تاریخ آمده است: که مغولان آنقدر وحشی بودند که از پلنگ تقاضای رقص میکردند و چون خشم خود را با ترور و وحشت و تخریب و سوزاندن خانهها و شهرها به پایان بردند یکی از سربازان مغول نقل کرده که کودکی را در گهواره گریان دیده، نوک شمشیر خود را به دهان کودک گذاشته، کودک گرسنه شروع به مک زدن کرده و آن مغول بیفرهنگ حیوانصفت شمشیر را تا گلو در دهان کودک فرو کرده است!
این نوشتهها قصه و داستان نیست. حکایت از روح شیطانی و قلب بیمار کینهتوزانی دارد که دستآموز جاهلیت و تعصبات کورکورانهاند. همان که در عراق، افغانستان، یمن، لبنان و بعضاً کشورهای دیگر شاهد آن بودهایم!
انتقامجویی به شیوه نامردمان از بیگناهانی که طعمه خشم کور میشوند بیآنکه سهمی در ریشههای آن خشم و کینهتوزی داشته باشند!
آری! اگر دیروز و در گذشتههای نه چندان دور دولتها با جنگ و تجاوز قدرت خود را به یکدیگر نشان داده دست به جهانگشایی میزدند، هماینک برای گریز از آثار و تبعات آن مزدورانی را به کار گرفته، از نقطهضعفهای قومی و تعصبات عوامل خود سوء استفاده کرده با تقویت مالی و تسلیحاتی و برای باجگیری و تضعیف دولتهای مردمی، آنها را با اعمال تروریستی به جان مردم میاندازند، آن هم مردم مسلمانی که گناهشان شرکت در جشن میلاد سرور آزادگان جهان حضرت امام حسین (ع) بوده است. مردی که اسوه شجاعت، آزادگی و باورمندی بود!
به هر تقدیر، این یک واقعیت تلخ است که آمریکا با تحریک احساسات قومی و تطمیع و تزریق اسلحه و پشتیبانی سیاسی تبلیغاتی مدت 31 سال است مردم مظلوم و انقلابی ایران اسلامی را هدف عملیات تروریستی، معاندین و منافقین قرار داده به هر مناسبتی که مناسبتر باشد دست به جنگ روانی و عملیات تروریستی میزند!
در شرایط کنونی که جهان با مشکلات عدیده اقتصادی، رشد جمعیت، افزایش تقاضا، مصرفزدگی و بالا رفتن سطح توقعات ملتها به لحاظ آگاهی بیشتر و نیاز به عدم تبعیت از قوانین تبعیضآمیز و سلطهطلبانه مواجه است و فشار روی دولتهای استعمارگر بیش از پیش را شاهدیم. آمریکا، روسیه، چین و تعدادی از کشورهای غربی برای گریز از این مشکلات و معذورات راهی جز ایجاد جنگ روانی و چالشهای سیاسی، اقتصادی نیافتهاند.
لذا نوک حمله را به سمت کشورهای اسلامی قرار داده تروریسم دولتی را روز به روز توسعه میدهند!
واژه تروریسم دولتی واژهای جنجالبرانگیز است. تروریسم دولتی اصطلاحی است که برای دخالت دولت یا دولتهایی در امور داخلی یا خارجی دولتی دیگر که به وسیله اجرا یا مشارکت در عملیات تروریستی یا حمایت از عملیات نظامی برای زوال، تضعیف و براندازی دولت مورد نظر یا کل دستگاه حاکمه یک کشور اعمال میشود شناخته شده است!
برای تحقق چنین امری کمکهای مادی و معنوی «مانند حمایت سیاسی» به گروههای مخالف و مشارکت در عملیاتی چون بمبگذاری، مینگذاری بنادر و سواحل، آدمربایی، هواپیمادزدی و ترور مقامهای عالی مملکتی، نمونههایی از تروریسم دولتی است!
برایان جنکینس که از خبرنگاران مشهور در معضل تروریسم است از تروریسم دولتی به عنوان «جنگ از طریق قائممقام» یاد میکند.
وی میگوید: «این کشورها (پیروان تروریسم دولتی) بر محدودیت جنگهای متعارف واقفند. بنابراین ترجیح میدهند از امکانات سازمانهای تروریستی که خود رأساً آنها را ایجاد کردهاند یا تغذیه مالی آنها را بر عهده دارند، برای تهدید دشمن یا اخلال در ثبات سیاسی و اقتصادی آن کشور با ایجاد بیثباتی سیاسی و اقتصادی در آن مملکت بهره گیرند...»
جنکینس معتقد است، این شیوه از تروریسم به سرمایهگذاری بسیار کمتری نسبت به یک جنگ متعارف نیاز دارد، زیرا ضمن اینکه دشمن را از پای میاندازد آن دولت میتواند ارتباط با تروریست را به طور کلی منکر شود.
بدیهی است تفاوت عمده تروریسم دولتی و تروریسم غیردولتی در مجری آن است.
بدین معنی که مجری و طراح اعمال تروریستی غیردولتی افراد، گروهها و احزاباند اما مجری و طراح اعمال تروریستی دولتی، یک دولت یا چند دولت خاص هستند.(2)
ناگفته پیداست که عملیات تروریستی چندساله اخیر در سیستان و بلوچستان ایران «زاهدان» توسط افراد ریگی معدوم که با حمایت همهجانبه مالی، تسلیحاتی، سیاسی و تبلیغاتی آمریکا انجام شده به واقع نوعی تروریسم دولتی برای تضعیف و یا براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق ایجاد رعب، وحشت و ترس میان مردم است.
اما نکته قابل تأمل اینجاست که بر اساس تجربه 31 ساله بعد از پیروزی انقلاب در ایران عملیات تروریستی دولتی و غیردولتی در ایران نه تنها موفقیتهایی برای دشمنان نداشته بلکه برعکس مردم ایران و اقوام ایرانی را در برابر تهدید، ارعاب، خشونت و ناامنی متحدتر و منسجمتر کرده است. زیرا اگر بنا بود عملیات تروریستی جواب دهد با همان بمبگذاری معروف در ساختمان حزب جمهوری اسلامی که در 7 تیرماه 1360 توسط منافقین انجام شد و 72 شهید بزرگوار را به جای گذاشت میباید نظام پویای جمهوری اسلامی به کلی برچیده میشد. لیکن نه فقط چنین نشد، بلکه برعکس اتحاد مردم و تبعیت از رهبری را دوچندان کرد!
هوشیاری مردم شریف، نجیب و شجاع ایران در چنین مصافهایی حیله دشمنان را خنثی و نیت پلیدشان را بیش از پیش برای جهانیان آشکار میکند!
--------------------------------
منبع:
(1) داریوش آشوری – دانشنامه سیاسی تهران - انتشارات مروارید
(2) ویکی پدیا

