بیا تا گل برافشانیم...
«به بهانه اعیاد شعبانیه»
از سوم تا پانزدهم شعبان را شاهد اعیاد شعبانیهایم! اعیادی که برای ما شیعیان از چند جنبه بسیار مهم مینماید!
یکم این که درسهای کربلا هویت و فلسفه باورمندی ما را در زندگی به گونهای رقم زده است که اندیشه، رفتار و گفتار ما در طول قرنها به سمت و سوی جهاد در راه خدا، مقابله با ظالم، حمیت و شجاعت، اعتماد به نفس و صبوری، کفرستیزی، مبارزه با نفاق و دورویی و نهایتاً انتظار به ظهور منجی، سیر صعودی داشته است!
انتخاب نام ائمه و پیامبر گرامی اسلام برای فرزندانمان و تبعیت از سنت و پیامهای آنان از یک سو و از دیگر سو الهام از آیات کلامالله مجید، حیات طیب را برایمان به ارمغان آورده، برای تحقق آرزوها قرابت به خدا و درخواست از وی را وجهه تلاش و همت خود قرار داده با شادی ائمه شادیم و در سوگواری آنان سوگوار!
در این باب گفتنیها زیاد است، اما ناگفتههایی هم هست که انسان در شرایطی خاص نمیتواند سکوت کند و دم بر نیاورد، زیرا امام علی (ع) میفرماید: «العلم والعمل توأمان اذا افترقا احترقا...» [علم و عمل با هم اند چون یکی نباشد دیگری هم نیست...]
آری بسیاری از ما عالم بی عملیم، یعنی در باور ذهنی خود احترام ویژهای برای پیامبر (ص) و ائمه معصومین (س) قائلیم. اما از آنچه آنها سفارش کردهاند غافل و یا جاهلیم!
فلسفه انتظار میطلبد که بدانچه باور داریم در عمل نیز نشان دهیم!
به عنوان مثال در اعتقاد به ظهور منجی و آشنایی با هر آنچه با او در پرده غیبت و یا در هنگامه ظهور تبلور و عینیت مییابد فقط در عمل میتوان از آن سود برد.
درست به خاطر دارم ایام کودکی را، وقتی مادر خدابیامرزم با همسایگان بعد از ادای دوگانه صبح برای یگانهای که همه چیز از اوست و بی او همه هیچند بیرون در ورودی منزل و کوچه را هر بامداد آب و جارو میکردند و در بعضی مواقع هم گلاب به در و دیوار میپاشیدند تا خوشبو شود. وی معتقد بود هر کوچهای که پاک و تمیز و خوشبو باشد امام زمان (عج) از آنجا عبور میکند!این باور آثار عملی خود را در پاکی و پاکیزگی و تقوی نشان میداد به گونهای که همسایگان برای تمیز کردن کوچه و جلو خانهشان از یکدیگر سبقت میگرفتند!
نکته دوم آن که آنان باور داشتند، امام زمان شاهد و ناظر کار آنان است، و از آن رو در محضر خدا گناه نمیکردند در اینجاست که یادم به سخنان امام راحل (ره) میافتد که:«عالم محضر خداست، در محضر خدا گناه نکنید...»
بهترین شیوه بازداری از گناه بدون آن که ناظر و پلیسی حاضر باشد و یا تعقیب و دستگیری و مجازات، همان باور قلبی است که مسلمانان را مصونیت میبخشد!
کسی که به ظهور منجی باور دارد گناه نمیکند، دروغ نمیگوید، ظلم و ستم روا نمیدارد و از مال حرام پرهیز میکند!
این صفات حمیده نشانه ایمان است! خداوند ما را در برابر آن همه نعمات و راهنماییها مسئول دانسته است!
حال باید از خود سؤال کنیم، باور و میزان باورمندی ما به خدا، پیامبر (ص) و ائمه (س) چه میزان است!
در این شرایط است که میتوانیم پرونده اعمال خود را ورق بزنیم و نیمنگاهی هم به گذشته داشته باشیم تا از پس غفلتهای بسیار، آینده را با چراغ راهنمای خود و دیگران باشیم!
امید به ظهور منجی، انسان را امیدوار، حقطلب، راستگو و راستکردار بار میآورد، از طرفی تسلیم ظلم و جور نشده در جهل مرکب نمیماند!
خداوند در قرآن کریم فرموده است، ما از آن جهت پیامبر برای شما فرستادیم تا جهان از حجت خالی نماند «لئلا یکون للناس حجه بعد الرسل...»
به هر تقدیر، اعیاد شعبانیه بهانهای است برای شادمانی و تقویت باورهایی که ما را از خطا و نسیان بازمیدارد و یادمان میآورد که ما مسلمانان و به ویژه شیعیان صاحب بزرگ و گرانقدری داریم که هم امیدافزاست و هم بازدارنده از گناه. همان وظایفی که پیامبران الهی بر دوش کشیدهاند، مبشر «بشارت دهنده» و نذیرا «هشدار دهنده»
آری مکتب انتظار، دانشنامه تواناییها برای رسیدن به قلل رفیع باورمندی است که نه تنها هیچ ضرری در آن نمیبینیم، بلکه همه منفعت است و بر این باور جامعه از بسیاری تنشها و چالشهای ناشی از زیادهخواهی، مصرفگرایی، تجملپرستی، زراندوزی، عادت به گناه و تخلف از دستورات الهی رها شده مصونیت پیدا میکند!
حتی اگر به زعم ناباوران این فرض محال مطرح باشد که چنین نیست و منجی در کار نیست! باور به آن هم سود دنیا دارد و همه سود آخرت!
و اما بعد!
جشنهای شعبانیه باید به گونهای طراحی و برپا شود که مردم کوچه و بازار خود برپاکننده و برگزارکننده آن باشند و نه صرفاً دعوت شده!
هر چند حضور و آمادگی مردم باورمند فلسفه چنین جشنهایی را عملی کرده است، اما خودجوشی جوانان و اشتیاق آنان از روی آگاهی و باورمندی، به این جشنها رونقی دوگانه میدهد!
باید تشویق کنیم که همه استعدادها به میدان آیند، هنرمندان در این روزهای شادمانی، هنر خود را بنمایانند، چه اشکال دارد که کاروانهای شادی راه بیاندازیم همانگونه که کاروانهای عزا در ایام محرم و صفر به خیابانها میفرستیم!
باید کاری کنیم که همان خودجوشی عزاداری امام حسین به گونهای شادیبخش برای روز تولد آن عزیز همگانی شود!
آش و شلهزردهای نذری، شربت و شیرینی، دعوت به محافل و مجالس شادیبخش همراه با صرف ناهار یا شام برای فقرا و مستمندان، بازدید از بیماران و ناتوانان، استمالت و دلجویی از خانواده شهدای گرانقدر، جانبازان و آزادگان و همه کسانی که به نوعی با قدم و قلم در خدمت اسلام و انقلاب بوده دمی فراغت بال نداشتهاند همه را در روزهای شاد دریابیم!
چراغهای رنگین را در کوچه و بازار روشن نگاه داریم و کاملاً شرایط را برای شادی و شادمانی فراهم کنیم. حتی میتوانیم از سازهای محلی تأیید شده برای جلب قلوب کودکان و نوجوانان استفاده نماییم!
در مناسبتها مراسم عروسی و پیوند زوجهای جوان را با کمک خیّرین به صورت گروهی راه بیاندازیم و با کارناولهای شادی آنها را به خیابان بیاوریم. بشکنیم سدهای حزن و اندوه را و از اندوه به در آییم و به قول حافظ: «گل برافشانیم و طرحی نو دراندازیم!»
