تبليغاتX
تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 12--14 مرداد 89

برادر زرین‌کوب خبر داد: دستنویس استاد درباره سعدی گُم شد!

مهر: برادر زنده‌یاد عبدالحسین زرین‌کوب از چاپ نشدن تعدادی از مقالات و یادداشت‌های او خبر داد و از جمله درباره کتابی که استاد درباره سعدی نوشته بود، گفت: متاسفانه دستنویس این کتاب که کار بسیار وسیعی هم بود، در کتابخانه دکتر زرین‌کوب در منطقه بهجت‌آباد تهران گُم شده است.
عظیم زرین‌کوب با اعلام این خبر گفت: زنده‌یاد زرین‌کوب مجموعه مقالاتی درباره مباحث مربوط به تاریخ نوشته بود و قرار بود دایره‌المعارف بزرگ اسلامی آنها را چاپ کند اما تا کنون این اتفاق نیفتاده است. وی درباره تعداد این مقالات اظهار بی‌اطلاعی کرد اما کتاب مذکور را حجیم و حجم آن را حدود 600 تا 700 صفحه عنوان کرد.
برادر زنده‌یاد زرین‌کوب اضافه کرد: تعدادی از اینها مقالاتی بوده که در مجلات چاپ شده و قرار بود به همراه مقالات دیگر در یک کتاب مستقل چاپ شوند. وی همچنین از منتشرنشدن برخی از یادداشت‌های زنده‌یاد زرین‌کوب هم گِله کرد و افزود: قرار بود این یادداشت‌ها در کتابی با عنوان "تقویم پارینه" و توسط علی دهباشی چاپ شود که نمی‌دانم چرا این اتفاق نیفتاده است. البته آقای دهباشی چند تایی از این یادداشت‌ها را در کتاب "کارنامه زرین و یادنامه زرین‌کوب" چاپ کرد اما این همه آنها نیستند.
برادر زنده‌یاد زرین‌کوب به کتاب منتشرنشده وی درباره سعدی هم اشاره کرد و گفت: من آن سال‌ها به او می‌گفتم که درباره سعدی کم‌کاری شده و کتاب‌های درخور نام او هنوز نوشته نشده است و او هم وعده داد که "یادداشت‌هایی در این باره دارم و به زودی در کتابی به نام نردبان بلند آسمان آنها را چاپ می‌کنم". وی اضافه کرد: متاسفانه دستنویس این کتاب که کار بسیار وسیعی هم بود، همان سال‌ها در کتابخانه دکتر زرین‌کوب در منطقه بهجت‌آباد تهران گُم شد، هر چند تعدادی از این یادداشت‌ها در کتاب "از کوچه رندان" و زیر نظر خانم قمر آریان (همسر زنده‌یاد زرین‌کوب) چاپ شد و گرته‌ای از آن کتاب (نردبان بلند آسمان) هم در کتابی با عنوان "نردبان شکسته" چاپ شد.

اكبرياني از چاپ تاريخ شفاهي «عبدالعلي دستغيب» خبر داد

 

ایسنا: محمدهاشم اكبرياني با اشاره به انتشار داستان‌هايي به قلم خودش، از انتشار دوازدهمين جلد از مجموعه‌ي «تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران» تا ماه آينده خبر داد.
اين مجلد از مجموعه‌ «تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران»، گفت‌وگو با «عبدالعلي دستغيب» - منتقد و مترجم پيشكسوت - است. دبير مجموعه «تاريخ شفاهي ادبيات معاصر» با اشاره به اين‌كه انجام اين كار متوقف شده است و جلد‌هايي كه به چاپ مي‌رسد، كارهايي است كه از قبل مانده، گفت، مجلد‌هايي مربوط به «محمدعلي سپانلو»، «احمدرضا احمدي»، «سيمين بهبهاني»، «محمدعلي بهمني»، «زين‌العابدين مؤتمن» و «احمد پوري» از قبل مانده است كه آن‌ها نيز به چاپ خواهد رسيد.
اكبرياني همچنين از انتشار يك داستان بلند و يك مجموعه‌ داستان به قلم خود خبر داد.
«زندگي همين است» عنوان داستان بلندي به قلم اين داستان‌نويس است كه پنج ماه است در انتظار مجوز نشر به سر مي‌برد.
اين داستان بلند نزديك 120 صفحه است و فضاي آن، فضاي كلاسيك و مدرن است و
هر دوی اين فضاها در اثر وجود دارد.
اكبرياني تأكيد كرد: روايت اين داستان خطي نيست و يك كلان‌روايت ندارد. درواقع، خرده‌روايت‌هايي وجود دارند كه با واسطه‌هايي به هم مرتبط مي‌شوند. «زندگي همين است» قرار است مثل كتاب قبلي اكبرياني با نام «بايد بروم» توسط نشر چشمه
به چاپ برسد.
اين شاعر و نويسنده همچنين به آماده‌ چاپ‌ بودن يك مجموعه‌ داستان به قلم خود اشاره كرد و افزود: اين مجموعه‌ داستان كه هنوز عنواني براي آن انتخاب نكرده‌ام، نگاهي فلسفي، جامعه‌شناختي و روان‌شناختي به عشق دارد.

جلال ذوالفنون: باید در حفظ فرهنگ موسيقايي كوشا باشيم

ایلنا: جلال ذوالفنون (نوازنده سه تار) با نقد شرايط امروز جامعه در حوزه موسيقي؛‌ آن را اين چنين تصوير كرد كه: جامعه به‌گونه‌اي است كه گويي در برزخ قرار داريم و نه مي‌توانيم برويم و نه مي‌توانيم بمانيم و كاري انجام ندهيم. وي گفت: همانگونه كه ساخت فرهنگ ذره ذره وطي ساليان متمادي به دست مي‌آيد؛ متاسفانه ازدست رفتن فرهنگ و عناصر زيرساختي آن يكباره و در كمترين زمان صورت مي‌گيرد.
وي با تاكيد بر اينكه عناصر فرهنگي ما درحال نابودي است، خاطرنشان كرد: اگر ما فرهنگ خود را از دست بدهيم؛ ديگر چيزي براي عرضه شدن در جهان نداريم و ملت بي‌هويتي هستيم كه همه از ما گريزان هستند. اين نوازنده سه تار با تاكيد براينكه نبايد چشم به دست متوليان فرهنگي داشته باشيم، افزود: ما نمي‌دانيم چطور به افرادي كه در عمرشان يك كنسرت نرفته‌اند؛ يا شناخت هنري و علمي درستي از علم موسيقي ندارند، عنوان متولي فرهنگي بدهيم؛ چراكه به زعم ما مديران بايد دلسوز باشند و دلهره ازدست دادن ميز رياست خود را نداشته باشند.
وي ادامه داد: هنوز ما نمي‌دانيم اگر موسيقي دراين مملکت بد است؛ پس چرا در دانشگاه‌ها آن را تدريس مي‌كنند و هزاران آموزشگاه در راستاي آموزش آن داير مي‌كنند يا چرا در هر مناسبتي شادي باشد يا عزا، سنتي باشد يا مذهبي؛ از آن استفاده مي‌كنند و آن را چاشني عزا و شادي خود قرار مي‌دهند.
به‌گفته ذوالفنون، اساس يك مملکت به فرهنگ آن است و امان از روزي كه اين فرهنگ روبه قهقرا برود.
وي درباره بيرون رفت از اين شرايط گفت: هركدام از ما به عنوان يك عضو از جامعه بايد در حفظ فرهنگ موسيقايي خود كوشا باشيم؛ چراكه متضرر اصلي ما و نسل آينده ماست.

 

نام بنياد «منوچهر آتشي» سرانجام ثبت شد

ایسنا: بنياد «منوچهر آتشي» سرانجام و فعلا در حد يك اسم ثبت شد. نخستين‌بار پس از درگذشت اين شاعر پرآوازه‌ جنوب (در آبان‌ماه سال 1384) بود كه خانواده‌ او از راه‌اندازي بنيادي به نامش خبر دادند؛ اما تشكيل بنياد تا كنون به تعويق افتاد، تا سرانجام نام آن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ثبت شد.
نسرين باباچاهي - همسر برادر منوچهر آتشي - در اين‌باره مي‌گويد: از همان ابتدا به فكر راه‌اندازي بنياد بوديم كه به دلايلي اين كار به تعويق افتاد. دختر كوچك‌تر آتشي،‌ شعله كه او را شيرين صدا مي‌زنند، خيلي دلش مي‌خواست اين بنياد در روز «بوشهر» تشكيل شود و به همين خاطر در همين روز فقط اسم بنياد را در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت كرد تا بعدا بتوانيم فعاليت آن را شروع كنيم. آتشي اما دختر ديگري هم دارد با نام شقايق كه سال‌هاي زيادي است ساكن آلمان است، و به گفته‌ نسرين باباچاهي، قبل از درگذشت پدرش مصمم شده بود شعرهاي او را ترجمه كند كه حالا در حال انجام اين كار است. او حتی زبان فارسي را تا حدودي فراموش كرده بوده كه براي ترجمه‌ شعرهاي پدرش،‌ آن را تقويت مي‌كند. در همان زمان پس از درگذشت آتشي، نظارت بر چاپ و نشر آثار، برگزاري جايزه‌ شعر، ترجمه‌ آثار، جمع‌آوري مقاله‌هاي نوشته‌شده درباره‌ منوچهر آتشي و همچنين گرد‌آوري نقدهايي كه خود او بر آثار ديگران نوشته، از جمله هدف‌هاي اين بنياد درنظر گرفته شده بود. منوچهر آتشي در سن 74 سالگي، 29 آبان‌ماه سال 84 پس از جراحي كليه در بيمارستان سيناي تهران درگذشت و پنجم آذرماه، پس از اختلاف‌هايي كه درباره‌ مكان خاك‌سپاري‌اش پيش آمد، سرانجام در خاك زادگاهش - بوشهر - آرام گرفت.  او از سال 1333 انتشار شعرهايش را شروع كرد و در فاصله‌ چند سال توانست در شمار شاعران مطرح معاصر درآيد. نخستين مجموعه‌ شعر او با عنوان «آهنگ ديگر» در سال 1339 در تهران چاپ شد. «آواز خاك» (1347)، «ديدار در فلق» (1348)، «وصف گل سوري» (1367)، «گندم و گيلاس» (1368)، «زيباتر از شكل قديم جهان» (1376)، «چه تلخ است اين سيب» (1378) و «حادثه در بامداد» (1380) از جمله مجموعه‌هاي شعر منتشرشده‌ او هستند.

+ عصرمردم   چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389
Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi