تبليغاتX
تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 5--14 مرداد 89

انقلاب ژوئیه 1952 مصر

در طول تاریخ مصر، فاطمیان، عرابی پاشا، حسن البناء و جمال عبدالناصر نقش بارز و برجسته­ای ایفا نمودند. فاطمیان سلسله­ای مقتدر در مصر بودند که در شام و قسمتی از آفریقا بسط و گسترش یافتند. این سلسله را فاطمی می­گویند. زیرا که خلفای آن نسبت خود را به حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر(ص) می­رساندند. قدرت فاطمیان در مصر و شام سالها بدون تزلزل محفوظ ماند و دامنه ثروت و بازرگانی آنان به ممالک اطراف مدیترانه (بحرالروم) نیز کشیده شد. دولت فاطمی مصر به دست صلاح­الدین ایوبی در سال 567 هـ.ق (1171 م) برافتاد.
عرابی پاشا یکی از دولتمردان و رجال سیاسی
 (Homme d, Etat) و از زعمای حزب قومی مصر بوده است که به مخالفت با نفوذ کشورهای غربی در مصر مخصوصاً دولت انگلستان قیام کرد و در راه آزادی اعراب فداکاری نمود. ضمن اینکه یکی از تئاترهای مصر پس از جنگ اکتبر 1973 به تبلیغ اندیشه­های میهنی و قومی عرابی پاشا پرداخت.
حسن البناء از بنیانگذاران جنبش اخوان المسلمین بود، او این نهضت را در سال 1929 میلادی بنیان نهاد، وی معتقد به پیاده کردن اصول حکومت اسلامی در کشورهای اسلامی بوده است.
اما جمال عبدالناصر از سیاستمداران مصر (متولد بن مور، در استان اسیوط) و بنیانگذار جنبش افسران آزاد (Officiers Libres)
بوده است. ناصر، انقلاب ژوئیه سال 1952 را با هم رزمانش به پیروزی رسانید. وقتی که شورای انقلاب
 (Conseil de La revolution) تشکیل شد، سه روز پس از انقلاب ملک فاروق از سلطنت کناره گیری نمود. ناصر حتی پیش از گذراندن عنفوان جوانیش دچار شور و هیجان ملی گرایانه شد و با مطالعه دقیق آثار فلاسفه و نویسندگانی چون ولتر، روسو، دیکنز و زندگی نامه­های اسکندر بزرگ، ناپلئون و مهاتما گاندی رشد فکری یافت. ناصر در همه سخنرانیها و مصاحبه­هایی که پس از تکیه کردن بر سریر قدرت مصر انجام داد غرور و عزت نفس را به عنوان اصل اولیه ناسیونالیسم مصر و ناسیونالیسم عربی برگزید.
قبل از انقلاب ژوئیه 1952 طبق قرارداد (traite) سال 1936 مصر به صورت «متفق» بریتانیا درآمد. باید دانست که ضرورت داشت که دستگاه یا ساختار نظامی این کشور توسعه یافته و بهتر شود. حال آن که سیاست شناخته شده امپریالیسم انگلستان این بود که ارتش مصر به شکل یک قدرت پلیسی تا اندازه­ای کوچک و محدود نگه داشته شود تا مبادا علیه بریتانیا قیام کند. هر چند ناصر به علت داشتن فعالیت­های میهن پرستانه نامش در فهرست سیاه پلیس قرار داشت اما با وجود این، وی در سن نوزده سالگی به عنوان دانشجوی افسری انتخاب شد.
در میان دانشجویان تازه­ای که ملبس به لباس افسری شده بودند، جوانی بلندبالا و باریک اندام به نام عبدالحکیم عامر بود که عمویش ژنرال محمد حیدر، بعدها آخرین فرمانده کل نظامی پیش از انقلاب 1952 شد. عامر و ناصر، به رغم ناهمسانیهای فعلی در حیات گذشته خیلی زود دوستی مشترک یافتند که می­بایست حدود 30 سال تداوم یابد، ولی با درگذشت عامر به پایان رسید.
ناصر با پی کاوی­های فراوان و ژرف و مطالعه گسترده خیلی زود ثابت کرد که دارای استعداد و هوش سرشاری برای رهبری است. از این رو در فرجام سال اول دانشکده او را مسئول پذیرش دانشجویان جدید کردند.
از سوی دیگر، افسر جوانی به نام انور سادات نیز در تلاش و فعالیت به سود ارتش آلمان شرکت داشت. زیرا ظاهراً هیتلر، قول داده بود که استقلال و آزادی مصر را تأمین خواهد کرد و این امر یکی از علل هواداری سادات از آلمان هیتلری بود. سادات هم چون ناصر در یک خانواده روستایی به دنیا آمده بود و کسی بود که می­بایست یکی از رهبران سال 1952 مصر باشد. وقتی ناصر درگذشت، به جای او سادات به ریاست جمهوری مصر برگزیده شد.
در سالهای اولیه جنگ جهانی دوم، انور سادات وظیفه سازمان بخشیدن به یک جنبش ملی در میان اعضای جوانتر کادر افسری مصر را به عهده گرفت و این او بود که تماس اولیه بین ژنرال المصری و مارشال رومل را برقرار کرد. اما او هم نظیر مافوق بدفرجام خود دستگیر و زندانی شد. ولی پس از دو سال توانست از زندان اردوگاه خود بگریزد و برای پنهان داشتن خویش به کسوت یک مکانیک گاراژ در آید. او تا پایان جنگ و اعلام عفو عمومی نتوانست به ارتش بازگردد.
در ماه مه 1948، انفجاری در فلسطین روی داد که می­بایست اوضاع خاورمیانه را دگرگون سازد و جنبش افسران آزاد را به نحوی اجتناب ناپذیر علیه ملک فاروق جهت  دهد و بعد تازه­ای در طرز تفکر ناصر و همفکران ناسیونالیست او در مورد پان عربیسم
 (که نظریه­ای مبتنی بر اتحاد اعراب بود) پدید آورد.
افسران آزاد، از جمله ناصر و یارانش که از مشاهده نشانه­های کسب حمایت روزافزون در ارتش تشویق شده بودند، سرانجام با تغییری در روز کودتا، 23 ژوئیه را برای انقلاب برگزیدند و اعلامیه­ای در شش ماده که هدفهای آنان را بیان می­داشت تنظیم کردند، که عبارت بود از:
1 -نابودسازی امپریالیسم (Imperialisme) یا استعمار
2 -پایان دادن به فئودالیسم (Feodalisme)
3 -الغای انحصارات و استثمار سرمایه­داری
4 -برقراری عدالت اجتماعی (Justice Sociale)
5 -تقویت ارتش و بالاخره 6 زندگی ثابت مبتنی بر مردم سالاری (Democratie)
کمیته نه نفره و یاران آنها، پست­های تعیین شده خود را اشغال کردند.
-عبداللطیف بغدادی و حسن ابراهیم در نیروی هوایی و خالد محی­الدین و حسین شافعی در نیروی سوار، کمال الدین حسین در توپخانه و به موازات آن ناصر و عامر در نیروی پیاده پست­های خود را اشغال کردند.
پس از انقلاب، ژنرال نجیب به عنوان نخست وزیر و ریاست جمهوری منصوب شد و ناصر به عنوان معاون نخست وزیر و وزیر کشور برگزیده شد. ناصر که از مبارزات دکتر مصدق در زمینه ملی کردن صنعت نفت (Nationalisation) الهام گرفته بود، در تاریخ 26 ژوئیه 1956 دست به ملی کردن کانال سوئز زد. فردای همان روزی که کانال سوئز ملی اعلام شد، نیروهای نظامی فرانسه، انگلیس و اسراییل، صحرای سینا و کانال سوئز را اشغال کردند، اما پس از چندی نیروهای متجاوز از مناطق مصری اشغال شده عقب نشینی نمودند. در فوریه 1958 میلادی، اتحاد بین مصر و سوریه پدیدار گشت و ناصر به عنوان نخستین رئیس جمهور این اتحاد برگزیده شد (اما سوریه در سال 1961 از این اتحاد جدا شده و منتزع گردید).
افسران آزاد بین سه دکترین اسلام، سرمایه داری و سوسیالیسم راه سوم را برگزیدند. در واقع با تعهد رسمی مصر در برابر سوسیالیسم، اندیشه «اتحاد طبقاتی» به دور افکنده شد و در نتیجه مسلم شد که اتحاد طبقاتی فقط در میان «نیروهای فعال ملت» امکان پذیر است. مطابق قانون اساسی 1964 نیروهای فعال عبارتند از: زارعان، کارگران، سربازان، روشنفکران و سرمایه داران ملی و بنابراین به جای اتحاد ملی، سازمانی محکمتر و همبسته­تر به نام اتحاد سوسیالیستی (یا  الاتحاد الاشتراکی) بنیان نهاده شد که عضویت در آن برای عناصر ارتجاعی ممنوع بود. اختلاف بین نهضت اخوان المسلمین و رئیس جمهور ناصر، زمانی به اوج خود رسید که یکی از اعضای این نهضت در اسکندریه آنگاه که ناصر در حال سخنرانی بود به سوی وی تیراندازی کرد و بدین روی ناصر عده­ای از اعضاء این سازمان اسلامی را دستگیر کرده و رهبر این نهضت یعنی سید قطب را به شهادت رسانید.
یکی از اقدامات بزرگی که ناصر انجام داد ساخت سد اسوان بود که با همکاری اتحاد شوروی سابق واقعیت یافت. بودجه ساخت این سد عظیم به واسطه کسب درآمد ناشی از ملی کردن کانال سوئز تحقق یافت. در یک گزارش تحقیقاتی آشکار شده است که حجم کلی سد اسوان در زمان ساخت آن، 13 برابر مجموع حجم سدهای ایران بوده که این امر نشان دهنده عظمت این سد است.
از برجسته­ترین رویدادهای سیاسی در دهه پنجاه میلادی در دنیای عرب انقلاب ژوئیه مصر و انقلاب عراق در 1958 تحت زعامت عبدالکریم قاسم بود، ضمن این که در اواخر دهه شصت میلادی نیز انقلاب لیبی در اول سپتامبر 1969 که متأثر از انقلاب مصر بود، پدیدار گشت.
چهارمین جنگ اعراب و اسرائیل در ششم اکتبر 1973 اتفاق افتاد که برای نخستین بار پیروزی اعراب را در قبال دشمن صهیونیستی فراهم آورد. رئیس جمهور سادات در 16 اکتبر همان سال در سخنرانی خویش اعلام داشت که من می­توانم با اسرائیل بجنگم ولی با آمریکا نمی­توانم. این نگرش موجبات نقد و انتقادات فراوان از سادات بین روشنفکران و دانشجویان به ویژه ناصری ها و سوسیالیست­ها و ملی گرایان و پاره­ای از ارتشیان را فراهم آورد. در این سخنرانی سادات گفت کانال سوئز فوراً بایستی گشوده شده و کشتی­های همه کشورها از جمله اسرائیل می­تواند از این کانال استفاده کند.
هر چند سالگرد انقلاب 23 ژوئیه در مصر و لیبی و سوریه تعطیل رسمی است اما باید اذعان داشت که مصر از اصول و مبادی انقلاب ژوئیه فاصله گرفته است. علی­الخصوص که درباره انقلاب فلسطین راه و شیوه سازشکارانه­ای در پیش گرفته است. بی گمان هر دو جنبش حماس (الحرکه المقاومه الاسلامیه و الفتح) که جزو پاره­ای از سازمان آزادی بخش فلسطین به شمار می­رود، معتقدند که تنها نماینده قانونی خلق فلسطین هستند. برقراری رابطه سیاسی بین دو کشور ایران و مصر می­تواند زمینه­ای مناسب برای همکاری این دو کشور کهنسال اسلامی را، با وجود اختلاف­های عمده­ای که بین دو کشور وجود دارد، فراهم آورد.
اگر به بنیان فلسفه انقلاب اسلامی و انقلاب 23 ژوئیه توجه شود، زمینه و دورنمای بهتری برای ایجاد و گسترش بیشتر روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را فراهم می­آورد. بدون تردید انقلاب اسلامی ایران تأثیر قابل ملاحظه­ای بر جنبش دانشجویی به ویژه به سود اسلام گرایان داشته است. به ویژه از آن رو که فعالیت­های سیاسی و فرهنگی اسلام گرایان بر سوسیالیست­ها و ناصری­ها و ملی گرایان استیلا و چیرگی یافته است.
برای بررسی و پی جویی بیشتر به این منابع مراجعه شود:
1- M.H.Kerr,Emeryence of a Socialist Ideology in Egypt. Middle Easl Jourral.Spring 1962
2- Fayez Sayegh, ,the Structure of Nasser,s Socialism st.Antony,s papers.Middle Eastern Affaiss.No4,
1962
3- Ishak Musa Hussaini the Muslim Brethren, Khayyat Beirut,1956
4- Encyclopedia Britannica
5- Grand Larousseencyclop e dique
6 -محمد البهی، الفکر الاسلامی الحدیث وصلته بالاستعمار الغربی قاهره 1957
7 -الموتمر الاول لمجمع البحوث الاسلامی، الازهر، مارس 1964
8 -حامد حافظ، الاشتراکیه و التطبیق الاشتراکی فی الجمهوریه العربیه المتحده قاهره بدون تاریخ
9 -عنایت، حمید: اسلام و سوسیالیسم در مصر و سه گفتار دیگر انتشارات موج اردیبهشت 1350
10 -ناتینگ، آنتونی، ناصر، ترجمه عبدا... گله داری 1953

نگاهی به آرامگاه داریوش

 

حوالی 6 کیلومتری شمال تخت جمشید حفره ای بزرگ با شیبی بسیار تند قرار دارد که بر سینه وسیع آن نگاره های فراوانی کنده شده است که امروزه به آن «نقش رستم» می گویند. این محل را داریوش برای آرامگاه خود مناسب یافت و جانشینان پس از او نیز از خشایارشا (465-486 پ م) تا داریوش دوم (423-405پ م) به تقلید از او آرامگاه خود را سمت راست و چپ آرامگاه داریوش قرار دارند.
ظاهراً اردشیر دوم بعدها آرامگاه خود را درست با همان معماری نقش رستم، در کوه رحمت بر فراز شرق صفه تخت جمشید بنا کرد. از این تاریخ به بعد آرامگاههای آخرین شاهان هخامنشی به کوه رحمت منتقل شد که تمامی آنها از آرامگاه داریوش الگو گرفته اند. آخرین شاه سلسله هخامنشی داریوش سوم (335-330پ م) موفق به پایان رساندن آرامگاه خود نشد.
آرامگاه داریوش اول در نقش رستم از سایر آرامگاه ها مهمتر و با شکوه تر و بزرگ تر است. این آرامگاه دارای دو سنگ نبشته مفصل و چند نبشته کوتاه تر به خط میخی می باشد و همین داشتن نبشته میخی سبب برتری و اهمیت این آرامگاه نسبت به سایر آرامگاههای موجود در نقش رستم و تخت جمشید گردیده است.
نمای خارجی و طرز ساختمان چهار آرامگاه در نقش رستم و دو آرامگاه در تخت جمشید یکسان و عبارت از یک مجلس حجاری به پهنای 12 متر و بلندی 6 متر است که پادشاه هخامنشی را بر سریر پادشاهی در برابر 3 مظهر مقدس، فروهر و خورشید و آتش، در حالی که دست راست خود را به حال نیایش بلند کرده است و در دست دیگرش کمانی دارد، می نمایاند.
اریکه پادشاهی بر فراز دست بیست و هشت تن از نمایندگان کشورهای تابعه در دو ردیف قرار گرفته و بدین وسیله گسترش و شکوه حکومت هخامنشی را به نیکوترین وجهی نمودار ساخته اند. این 28 نماینده هم در نبشته پیشانی آرامگاه و هم در بالای سرشان معرفی گردیده اند. در قسمت پایین نمای آرامگاه، حیاط ایوان کاخ شاهی نمایانده شده است که سقف آن بر چهار ستون قرار گرفته و دری در وسط دارد که در ورودی آرامگاه را تشکیل می دهد. اطراف این در را ردیفی از گل های 12 برگ و بالای سرستون ها را ردیف شیرهای ایستاده مزین ساخته است. پهنای این قسمت12 متر و بلندی آن 7 متر می باشد.
حاشیه بین قسمت بالا و قسمت پایین نمای آرامگاه داریوش، صورت ساده دارد ولی حاشیه نامبرده در آرامگاه تخت جمشید با شیرهای ایستاده تزیین گردیده است.
جامه و اندام داریوش، عیناً به شکل همان نقش های برجسته است که در درگاه های تخت جمشید حجاری شده است. دسته های تخت سلطنتی را چهار سرشیر تشکیل داده و در دو طرف تخت شاهی و خارج از متن، 3 ردیف سرباز، هر ردیف 3 نفر، دو پارسی و یک مادی نقش گردیده است.
درون آرامگاه جای 9 قبر خزینه مانند در سه ردیف و راهرو درازی به اندازه 70/18 متر و پهنای15/2 متر می باشید. درباره تعداد قبرها که غیر از جسد داریوش جای هشت جسد دیگر را دارد، می توان حدس زد که مربوط به ملکه مادر و سایر همسران و فرزندان او بوده است. هر کدام از این 9 قبر دارای وسعتی به اندازه 1×92/1 متر و بلندی 90 سانتیمتر بوده که پس از دفن اجساد سنگ بزرگ محدبی هم به قطر 25 سانتیمتر و کمی پهن تر از دهانه قبر به روی آن انداخته اند تا دیگر دست هیچکس به اجساد نرسد. علاوه بر این رفتن به درون آرامگاه در کمر کوه با نداشتن پلکان، کار دشواری بوده و خود آرامگاه نیز با یک در سنگی قطور مسدود می گردیده است.
پهنا و بلندی در ورودی 75/1 در 45/1 متر است.
برای حفظ اجساد از سرایت آب و ترشحات کوه به درون قبرها دور تا دور سنگهای قبر مجرایی تراشیده بودند که تراوشات آب را به خارج بریزد.
موجب شگفتی است که دیوار قبر و راهرو دراز جلو آنها با چه مساعی و استادی و صرف وقت و نیرو ساخته شده، کوه را صاف نموده و نقوش برجسته آن را حجاری کرده و حدود 350 متر مکعب سنگ از درون آن با قلم و چکش در آورده و بیرون ریخته اند تا 70/18 متر راهرو را جلو نه قبر ساخته اند.
از روی آرامگاه ناتمام داریوش سوم در قسمت جنوبی کوه رحمت تخت جمشید که در عرض 6 سال پادشاهی او فقط مختصری از حجاری نمای خارجی آن صورت گرفته است و موفق به اتمام آن نشده اند، می توان حدس زد که کار هر یک از این آرامگاهها بیش از 10 سال طول می کشید تا تمام شود.
به این ترتیب آرامگاه داریوش در نقش رستم نه تنها اثر هنری بی نظیری است، بلکه سندی از قدرت و اقتدار صاحب آرامگاه است.
تنها هخامنشیان بعدی نبودند که با تقلید از این آرامگاه کمال را پذیرفتند، بلکه پژواک تأثیر آن تا چند سده بعد تا دور دست ترین تمدن و سرزمین های آن زمان کشیده شد. رنگ آمیزی نیز بر تأثیر نگاره ها و نبشته های آرامگاه، به منزله یک اثر هنری، می افزود. ردپا و بقایایی از این رنگ آمیزی هنوز بر جای مانده است و معلوم می کند که نبشته آرامگاه پوششی از رنگ آبی داشته و نمای نگاره ها و محل بنا به استادی و مهارت تمام رنگ آمیزی شده بوده است. تجسم منظر اصلی آرامگاه داریوش، با همان رنگ و پرداخت نمای کاخ های تخت جمشید، هیجان بخش است.

منابع:
1 - ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی- علی سرفراز، بهمن فیروزمندی
2 - از زبان داریوش!- هاید ماری کخ، مترجم: پرویز رجبی

 

+ عصرمردم   چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389
Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi