كزازي: شاهنامه؛ پايگاه ايرانيان در مقابل سرگشتگيهاي دنياي نوین
است
فارس: ميرجلالالدين كزازي، استاد دانشگاه گفت: شاهنامه شاهكاري فرهنگساز، روزگارآفرين و منشپرور است، و ما چيستي و هستي نهادين، فرهنگي و تاريخي خود را مديون شاهنامه فردوسي هستيم. نخستين همايش بينالمللي «فردوسي براي همه هزارهها» شامگاه چهارشنبه 13 مرداد در تالار شهيدان فلاحنژاد كرج برگزار شد.
ميرجلالالدين كزازي، استاد دانشگاه علامه طباطبايي در اين كنگره بينالمللي گفت: سرزمين ما ايران جاودان كه سرزمين سپند و اهورايي هزارههاست از ديرترين روزگاران تاكنون پيش از هر والايي و شايستگي و هنجار هنري و فرهنگي، به يك ويژگي والا در جهان آوازه داشته است و آن سخنوري است، ما در همه زمينههاي دانش و ادب و هنر بزرگاني نامدار را به جهان عرضه داشتهايم، اما آن قلمرويي كه در آن همواره برترينان جهان بودهايم فرازناي فرهنگي ما ستيغ سخن فارسي بوده است.
وي خاطرنشان كرد: پيشينه سخن در ايران بسيار ديرينه است و سخنوران ايراني از رودكي گرفته تا ديگران بيهيچ گمان در جهان بيهمتا هستند، پس چرا فردوسي داستاني ديگر دارد؟ چرا هيچ يك از اين سترگان همپايه سخن او شمرده نميشوند؟ چرا ايرانيان هيچ يك از آنان را آنچنان پرشور كه فردوسي را ميستايند، نستودهاند؟ در سرزميني مانند ايران كه سرزمين سرداري سخن بوده است، فردوسي شدن كاري خرد و آسان نيست، و ستيغ سخن جا گرفتن والايي اين ابرمرد فرهنگ و ادب و انديشه ايران را بسنده است. اين استاد ادبيات دانشگاه ابراز داشت: فردوسي ايرانيترين ايراني است كه ما ميشناسيم، تنها اوست كه نامش با نام سپند ايران پيوندي تنگ، ساختاري و هموار دارد، خواه و ناخواه ديگري را در ياد برميانگيزد. كزازي ابراز داشت: در جهاني به سر ميبريم كه از در و ديوار آن انديشه و آگاهي ميبارد و در درياي آگاهي سرگشتهايم، حال چه بايد كرد؟ راه آسان كه شايسته ما فرزندان فردوسي نيست آن است كه تن به خيزابهاي اين دريا بدهيم كه بي گمان به كرانه رستگاري نخواهيم افتاد، راه ديگر اين است كه در دل اين درياي سرگشتگي پايگاهي بجوييم كه بتوان بر آن ايستاد و پايدار ماند، آن پايگاه چيست؟ من به آواز بلند ميگويم: «شاهنامه» است.
خبرنگار بايد دركسب اعتماد بين خبرنگار، منابع خبري و مردم تلاش
کند
احمد رضا نداف معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس در حاشیه برگزاری شورای اطلاع رسانی استان فارس که با موضوع روز خبرنگار تشکیل شد افزود: محمود صارمي از جمله خبرنگاران پر تلاش و آزاده اي بود که از حضور در خطرناکترين ميدان ها ترس به دل راه نداد و به رسالت خويش تا انتها وفادار ماند. وی اضافه کرد:خبرنگار برای اینکه به يك رويداد دست يابد باید همواره گام به گام حوادث ، در حوزه كاري خود حركت كند تا تحليل هاي خود را به صورت كامل و رسا ارائه دهد. نداف گفت : يک خبرنگار موفق هميشه در انعكاس رخدادها بي طرفانه عمل مي كند؛ چون ذات خبرنگاري مبتني بر بي طرفي است و اينجاست كه خبرنگار با رعايت اين نكته مهم خود را به قوانين ملزم دانسته و در اين مسير به اهداف خود نائل مي شود. وی ادامه داد: در جهان حاضر که جوامع در حال تحول و نوزايي است قدرت درک، تجزيه تحليل و پيش بيني حوادث از مسائل اساسي بشمار مي رود وخبرنگار بايد همواره دركسب اعتماد و اعتمادسازي بين خبرنگار، منابع خبري و مردم خود تلاش کند. وی گفت: شوراي فرهنگ عمومي ، 17 مردادماه سالروز شهادت "محمود صارمي " را به عنوان روز خبرنگار نامگذاري كرده است و امسال نیز مانند سالهای گذشته از طرف اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس طی نامه ای از همه مدیران استان خواسته شده است تا به صورت شایسته ای از خبرنگاران حوزه کاری خود تجلیل نمایند.
اكبر صحرايي، نویسنده شیرازی: ادبيات پايداري، روند رو به رشد و
تكاملي داشته است
ایسنا: اكبر صحرايي معتقد است: ادبيات پايداري در اين سالها روند رو به رشد و تكاملي را داشته و بيش از همه، خاطرات شفاهي و زندگينامهنويسي پيشرفت كرده است. اين داستاننويس در آستانه 30سالگي دفاع مقدس حوزه ادبيات پايداري را حوزه گستردهاي خواند و گفت: من اين حوزه را در سه بخش رمان، داستان و خاطره و زندگينامه تقسيمبندي ميكنم و معتقدم در اين 30 سال كه از شروع جنگ ميگذرد، حوزه ادبيات دفاع مقدس روند رو به رشدي را داشته است؛ خصوصا در حوزه خاطرات شفاهي و زندگينامهنويسي. فكر ميكنم در اين حوزه نسبت به دو حوزه داستان و رمان، چه به لحاظ كيفي و چه به لحاظ كمي، پيشرفت بهتري داشتهايم.
او دليل پيشرفت اين حوزه را فراگيرتر بودن و سادهتر بودن آن خواند و گفت: هر نوقلم و حتی رزمندهاي كه خاطراتي از جنگ دارد و يا شنيده است، ميتواند در اين زمينه دست به قلم شود.
وي تأكيد كرد: اين حوزه به لحاظ كمي رشد زيادي داشته است و بيش از 80درصد ادبيات دفاع مقدس را تشكيل ميدهد و در ميان اين تعداد زياد آثار، كارهايي با كيفيت خوب هم مشاهده ميشود.
صحرايي تصريح كرد: از آنجا كه در رمان و داستان افراد كمتري ميتوانند قلم بزنند، آثار كمتري به وجود آمده؛ اما اين دو حوزه هم موفق بوده است. او حوزه دفاع مقدس را در مجموع موفق خواند و گفت: اين ادبيات توانسته است خودش را به ادبيات كشور تحميل كند و در ادبيات معاصر حوزهاي به اين نام ايجاد شده و شايد در هر سال بيشترين تعداد را به خود اختصاص دهد.
اين داستاننويس معتقد است: ادبيات دفاع مقدس حتی ادبيات انقلاب را هم متأثر كرده است و نگذاشته ادبيات انقلاب نفس بكشد و اين دفاع مقدس بود كه ادبيات كشور را دربست در اختيار گرفت. همين اقبال سبب روي آوردن نويسندگان بسياري به اين حوزه شد، تا آنجا كه به صورت بادكنكي، باد و بزرگ شده است. همين اقبال به جنگ، نويسندگان بسياري را جذب كرد؛ اما به مرور، حالت غربالي ايجاد شد كه تنها گروه اندكي توانستهاند در اين حوزه خود را نگه دارند و به عنوان نويسنده جنگ مطرح شوند.
صحرايي به حمايتهاي گستردهي دولتي هم اشاره كرد و گفت: به علت جنبهي دفاعي جنگ، دولتها حمايتهاي بسياري از اين حوزه كردهاند كه ممكن است آسيبهايي را هم در پي داشته باشد؛ يعني زماني كه گروهي روي يك بحث متمركز ميشوند و حمايتهاي بسياري را هم از ارگانهاي مختلف مثل بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، نشر شاهد و حوزه هنري دريافت ميكنند، قطعا نويسندگان بسياري را جذب ميكنند و در ميان آنها، نويسنده متوسط تا خوب را ميتوان ديد. همين حمايتها سبب شده است تا تعداد كتابها بالا برود و كساني كه حتی نويسنده هم نيستند، دست به قلم شوند و آثارشان با حمايت ارگانها چاپ شود و زماني كه از سوي مخاطبان مورد خوانش قرار گرفت، ايجاد زدگي ميكند و كليشهاي ميشود و چون كارها كيفيت كافي را ندارد و نويسندگان متوسط آنها را نوشتهاند، اين ضربهاي است كه ادبيات دفاع مقدس خورده و باز هم ميخورد. او سرمايهگذاري ارگانها را هم به صورت پراكنده دانست و گفت: ادبيات دفاع مقدس به سرمايهگذاري نياز دارد و سرمايههاي بسياري هم در اين زمينه صرف ميشود؛ اما اين سرمايهگذاريها پراكندهاند و هدفدار پيش نميروند.
صحرايي داستان و ادبيات را زنده به تخيل خواند و گفت: ما تاكنون بيشتر به جنبههاي تاريخي و مستند جنگ پرداختهايم و عمده آنها مستند است و با كمي شاخ و برگ دادن، اسم رمان و داستان بر آن مينهيم.
او افزود: فكر ميكنم حوزه خود را بايد گستردهتر كنيم و دفاع مقدس بايد با فرهنگ ما پيوند بخورد و اسناد تاريخي بايد در كنار فرهنگ ملي و افسانهاي ما استفاده شود و اينجاست كه كار سخت ميشود و غربال نويسندگان مشخص ميشود. اين پيوند جذابيت را پديد ميآورد؛ زيرا داستان خوانده ميشود و براي جذابيت، اين اصلي است كه چند قرن است گفته ميشود. اكنون شايد از خواندن آثار دفاع مقدس لذت برده نميشود؛ زيرا كسي هم كه فقط ميخواهد داستان بشنود، بايد بتواند آثار دفاع مقدس
را بخواند.
اكبر صحرايي به «شطرنج با ماشين قيامت» نوشته حبيب احمدزاده به عنوان اثر ماندگار اين حوزه اشاره كرد و داستانهاي مجيد قيصري، احمد دهقان، محمدرضا بايرامي و رضا اميرخاني را هم آثار خوبي دانست.
او در حوزه زندگينامه داستاني دفاع مقدس هم به «دا» و «بابانظر» اشاره و تأكيد كرد كه البته هنوز جاي كار بسياري
باقي مانده است.

