تبليغاتX
تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 6--16 مرداد 89

امتناع از مدرسه رفتن در کودکان

امتناع از مدرسه رفتن یک مسئله جدی در سلامت روانی و جسمانی برای بسیاری از کودکان است. غیبت از مدرسه می تواند در آینده یک عامل خطر برای بروز رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی مانندخشونت، سوء مصرف مواد و...شود.

اگر غیبت های غیرقابل توجیه به صورت مزمن ادامه یابد ممکن است به باز ماندن کودک از تحصیل و پیامدهای ناشی از آن نظیر محرومیت های اقتصادی، مشکلات شغلی و اجتماعی و روانپزشکی در بزرگسالی منجر شود. رفتار امتناع از مدرسه طبق تعریف عبارت است از امتناع کودک از حضور در مدرسه و یا مشکل برای ماندن در محیط مدرسه برای تمام روز یا قسمتی از روز.

این تعریف موارد زیر را در بر می گیرد:

- کودکانی که به طور کامل از مدرسه غیبت می کنند.

- آنها که ابتدا در مدرسه حضور می یابند اما سپس در طول ساعات مدرسه، آن را ترک می کنند.

- آنها که با مشکلات رفتاری نظیر بدخلقی های صبحگاهی یا مشکلات روانی ـ جسمانی در مدرسه حضور می یابند.

- آنها که اضطراب نامعمولی را در طول ساعات مدرسه نشان می دهند و به مراقبان خود التماس می کنند که مدرسه را ترک کنند و در خانه بمانند.

در ضمن توجه داشته باشید که بین امتناع از مدرسه به دلیل ترس و اضطراب و فرار از مدرسه باید تمایز قائل شویم.

فرار از مدرسه (یا مدرسه گریزی) به موارد زیر اشاره دارد:

غیبت های غیرقانونی و پنهانی از مدرسه بدون اطلاع والدین، غیبت های مرتبط با مشکلات تحصیلی، غیبت های مرتبط با شرایط اجتماعی نظیر فقر و بی خانمانی.

برای امتناع از مدرسه دلایل مختلفی در مطالعات مختلف ذکر شده است که هر کدام به تنهایی و یا در کنار یکدیگر می تواند علت امتناع از مدرسه در کودک باشد.

- احتمالاً یک آمادگی ژنتیکی برای رشد مشکلات هیجانی و اضطراب شامل امتناع از مدرسه وجود دارد. اگر پدر یا مادر کودک دچار مشکلات اضطراب باشند، کودک به احتمال بیشتری به مشکلات اضطرابی مبتلا خواهد شد.

- امتناع از مدرسه رفتن و مشکلات حضور در مدرسه ممکن است ناشی از یک بیماری روانپزشكی باشد. این بیماریها عبارتنداز: اضطراب جدایی، افسردگی، بی اعتنایی مقابله ای، و..

- برخی کودکان اجتناب کننده از مدرسه انتظارات پایینی درباره مهارت های خود برای مقابله و کنار آمدن با مسائل و مشکلات دارند. این کودکان وقتی در موقعیت های مبهم یا تهدید کننده مثل محیط مدرسه، پرسش کلاسی، فعالیت های خاص در مدرسه و... قرار می گیرند، دچار اضطراب می شوند.

- نحوه برقراری پیوند کودک با مدرسه نیز می تواند در شروع امتناع از مدرسه نقش داشته باشد. منظور از پیوند كودك با مدرسه، احساس نزدیكی دانش آموز نسبت به مدرسه و احساس رضایت وی از تأمین نیازهای تحصیلی، اجتماعی، و... می باشد. عوامل مربوط به پیوند كودك با مدرسه عبارتند از: اداره مثبت کلاس درس، شرکت در فعالیت های فوق برنامه و قبول نظم و مقررات مدرسه. اگر کودک در مدرسه احساس امنیت نداشته باشد، از ارزش و احترام برخوردار نباشد و مورد آزار و اذیت دیگر شاگردان یا کارکنان مدرسه قرار گیرد، احتمال عدم حضور در مدرسه بیشتر می شود.

صرف نظر از علت های نخستین امتناع از مدرسه، کاهش اضطراب کودک از راههای زیر می تواند در نقش یک پاداش یا تقویت کننده مثبت (عاملی که باعث افزایش یک رفتار می شود) عمل کند و باعث تداوم مشکلات کودک در زمینه امتناع از مدرسه گردد.

1. زمانی که کودک از رفتن به مدرسه امتناع می کند، در واقع از عواملی که مربوط به مدرسه است و باعث ایجاد اضطراب در کودک می شود اجتناب و دوری می کند. این مسئله امتناع را تشدید می كند.

2. وقتی کودک به مدرسه نمی رود در واقع از موقعیت های اجتماعی ناراحت کننده و ارزیابی کننده در مدرسه دور می شود. مثلاً کودکان یا نوجوانانی که خجالتی هستند و در همکاری و ارتباط با همسالان و یا اشخاص دیگر در مدرسه مشکل دارند و یا مشکلاتی در زمینه های امتحان، پرسش شفاهی، کنفرانس های شفاهی در مقابل دانش آموزان دیگر، عملکردهای ورزشی و... دارند، دراین دسته جای می گیرند. این کودکان ممکن است احساس طرد شدن از همسالان بکنند.

3. مورد پاداش دهنده دیگر در کودکان امتناع کننده از مدرسه عبارت است از کسب توجه از اشخاص مهم بخصوص والدین. در این مورد، مدرسه به خودی خود، نامطلوب نیست اما کودک ترجیح می دهد تا در خانه یا محل کار والدین بماند. این کودکان ممکن است رفتارهایی مثل بدخلقی، شکایت های جسمانی اغراق شده و فرار از مدرسه را نشان دهند. ممکن است آنها دچار بیماری اضطراب جدایی یا لجبازی مقابله ای نیز باشند.

4. چهارمین تقویت کننده (عامل پاداش دهنده مطلوب) عبارت از این است که کودک از مدرسه امتناع می کند تا فعالیت های جذاب تر خارج از مدرسه نظیر تماشای تلویزیون، بازی رایانه ای، وقت گذراندن با دوستان یا رفتن به مهمانی و... را انجام دهد.

توصیه هایی برای والدین

- والدین باید بعد از یک فعالیت لذت بخش، ساعات محدودی را با کودک در مدرسه حضور یابند.

- کودک را به ازای هر بار بیشتر ماندن در مدرسه تشویق کنید. - می توانید برای وی جوایزکوچکی را در قبال رفتارهای مثبت او در نظر بگیرید.

- کودک را به وسیله سرزنش، تحقیر، تنبیه بدنی و... مجبور به حضور در مدرسه نکنید.

- در فرستادن کودک به مدرسه آرام و با ثبات باشید. - از بحث های طولانی و گیج کننده با کودک بپرهیزید.

- در مورد فرستادن کودک به مدرسه، تردید و دودلی به خود راه ندهید.

- کودک را در ساعات مدرسه به نزد پزشک نبرید.

- اگر کودک به هر دلیلی در خانه ماند، وی را از فعالیت های سرگرم کننده نظیر بازی، تماشای تلویزیون و... محروم کنید. بهتر است کودک در جایی خارج از خانه که چندان مورد علاقه اش نیست بماند تا برای ماندن در خانه تشویق نشود.

- اگر کودک به دلایل بیماری در خانه مانده است، سعی کنید او را در رختخواب نگه دارید. به او بگویید که بیمار است و باید استراحت کند.

- مواردی كه كودك از طرد شدن توسط سایر بچه ها در مدرسه ترس دارد از طریق بازی نقش، مهارت های دوست یابی را با او تمرین كنید.

- كودك خود را با سایرین مقایسه نكنید.

وقتی به بن بست می رسیم

جسم و روان ما شود؟» در پاسخ به این سؤال، باید از ریشه های دعا شروع به بحث کرد. دعا کردن و حاجت خواستن در جان انسان ها ریشه دارد و زاییده نیازمندی های گوناگون آدمیان در زندگی روزمره است. دعا، زاییده عشق آدمی به محبوب ازلی و برقراری ارتباط و امکان گفتمان بی پرده با قادر مطلقی است که خالق تمامی کمال ها و زیبایی ها است، هر چند که حاجت و گرفتاری هم در میان نباشد.

دعا بهانه ای برای رازگویی و تجربه بسیار زیبای مواجهه وجودی با خداوند و اتصال به دریای بی کران رحمت الهی است وگرنه حاجت ها بهانه هایی بسیار کوچک در این عرصه هستند. دعا با این رویکرد می تواند نقش اساسی در بهداشت و سلامت فرد و حتی جامعه ایفا کند. از این منظر است که دعا و عبادت جایگاه رفیعی در میان همه فیلسوفان، عارفان و بسیاری از روان شناسان بزرگ معاصر دارد.

به قول «پاندر»، دعا والاترین شکل انرژی جهان را آزاد می کند، یعنی شما را به قدرت خداوندی که اصل و منشا شماست، متصل می کند. وقتی این چنین می شود؛ دعا، شما را به حرکت در می آورد.

انرژی و نیرویی که از طریق دعا کردن به دست می آوریم به ما کمک می کند تا احساسات منفی درمانده کننده خود را دور بریزیم و با عزمی راسخ بر مشکلات غلبه کنیم. وقتی که تلاش ها و تدبیرهای انسانی ما در حل مسایل و رسیدن به هدف هایمان به بن بست می رسد، دعا کردن، به خدا اعتماد نمودن و مدد جستن از او همچون معجزه و امدادی غیبی ما را از انرژی مثبت پر می کند و به دادمان می رسد.

در کتابی که به تازگی توسط انجمن روان شناسی آمریکا به چاپ ر سیده است نوعی راهبرد معنوی را برای استفاده در مشاوره و روان درمانی مطرح کردند. آنان فهرست کلی مداخله هایی را مطرح می کنند که می تواند در روان درمانی مطلوب تر مراجعان مؤثر باشد.

دعا کردن برای مراجعان و ترغیب آنان به دعا کردن، بحث در مورد مسایل الهی، استفاده از نوشته های کتاب های مقدس در امور درمان، ترغیب مراجعان به بخشش و ایثار، کمک به مراجعان برای هماهنگ بودن با ارزش های معنوی، مشاوره با رهبران دینی و استفاده از کتاب های درمانی مذهبی، از جمله مداخله هایی است که در این فهرست ارایه شده است.

خلاصه اینکه دعا را نباید به ناله های سالخوردگان ناکام یا دنیاخواهان طمع ورز پرتوقع و یا نیازمندان گرفتار محدود کرد، بلکه باید از دعای دانایان و صالحان، عارفان و مشتاقان و به ویژه دعای جوانان سخن گفت که بسیار برتر است و عنایت و لطف خداوندی را به خود جلب می کند. در رابطه با روش های تربیتی نیز می توان ارتباط شیوه های فرزند پروری را با میزان اعتماد به خدا و میزان آرامش افراد درک نمود. هر چه دلبستگی های ایمن تری را در نوع ارتباطمان با فرزندان ایجاد کنیم می توانیم توکل بالاتری را در آنان پرورش دهیم. دلبستگی ایمن نوعی اعتماد را در افراد پدید می آورد که آنها می توانند این اعتماد را به دیگر زمینه ها تعمیم دهند که از جمله آن موضوع ها می توان نوعی اعتماد به خداوند و توکل به او را ذکر نمود. وقتی دریابید که منبع قدرتی هست که بتواند به اعتماد شما پاسخ دهد و توانایی برطرف کردن نیاز های شما را دارا می باشد بخش عظیمی ازآرامش را دریافت می نمایید.

+ عصرمردم   جمعه پانزدهم مرداد 1389
Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi