دستت بده فالت بگیرم
گرایش به فال و فالگیری و علاقه به پیش بینی آینده از دیرباز در جوامع بشری وجود داشته است، اما این علاقه گاه به گونه ای در تار و پود برخی اعضای خانواده ریشه می دواند كه منجر به گرفتاری و نابسامانی هایی شده و كیان خانواده را تهدید می كند. این مطلب به آسیب شناسی این پدیده روزافزون و نقش آن در برخی مشكلا ت مبتلابه خانواده می پردازد.
در جستجوی آینده
آنهایی كه شیفته با خبر شدن از آینده هستند و سرنوشتشان را در ته فنجان چای و قهوه و از لابه لای چند نخود و كارت جستجو می كنند، كم نیستند. شاید كسی كه كنار ما نشسته یا همكاری كه ساعات روز را با او می گذرانیم یا شاید نزدیك ترین قوم و خویش ما همان مشتریان ساده دل و پر و پا قرص دكان فالگیران باشند كه جملات امیدواركننده شان را به قیمت گزافی به آدم ها می فروشند.
مشتریان فالگیران معمولا دختران جوان جویای ازدواج یا زنان شوهردار و شكاكی هستند كه از لابه لای اشكال ته فنجان مرد زندگی شان یا رقیبی سرسخت را می جویند تا مگر دانه های ریز و تلخ قهوه یا تفاله های چای و اشك شمع خیالشان را راحت كند.
دختران جوانی كه خانه فالگیران را دق الباب می كنند بی آنكه چیزی بگویند چشم هایشان، آرزوهایشان را فریاد می زند. پس برای فالگیری كه تجربه زیادی دارد كار سختی نیست تا او را با رضایت از خانه اش بدرقه كند؛ اما زنان شوهردار نگرانی های دیگری دارند و می خواهند بدانند شوهری كه آن همه دوستش دارند آیا در عشقش ثابت قدم مانده؟ پس راضی كردن این زنان هم كار سختی نیست هرچند كه در برخی مواقع جملات فتنه انگیز فالگیران آتش به زندگی آرام زن و شوهرها می اندازد و به خاطر اتفاقی كه هنوز رخ نداده و اصلاً قرار نیست رخ دهد زن و مرد تاوان سختی می دهند؛ البته مشتریان مدعیان دروغین با خبر از آینده فقط به زنان و دختران منحصر نمی شود؛ چراكه مردها نیز همراه این قافله شده اند تا مگر در كوران بلاتكلیفی، این بار رمال قرن 21 دستشان را بگیرد و راه را نشانشان بدهد. رمالی از نوعی دیگر
امروز به دیدنت آمده است چندبار تلفنی با او صحبت كرده ای و سلام و علیكی میانتان رد و بدل شده . او می آید درست سر وقت از همه چیز برایت می گوید و آنجایی كه حوصله ات در شرف سر رفتن است جمله زنگ دارش را می گوید: «دوست داری بدانی آینده ات چه می شود؟» چشم هایت برقی می زند ولی خودت را بی تفاوت نشان می دهی: «نه آینده برایم مهم نیست یعنی آینده را ندانم راحت ترم.» سعی دارد قانعت كند: «اگر آینده را بدانی بهتر برنامه ریزی می كنی، فكر كنم مطالب جالبی درباره ات می دانم.» می خندی: «از كجا.»
به خودش خیلی مطمئن است: «از لابه لای كتاب های قدیمی كه با زعفران و به زبان پهلوی نوشته شده رموزی را كشف كرده ام، اسمش نجوم قرآنی است.» دوباره می خندی و می گویی: «قرآن كه كتاب رمالی و فالگیری نیست.» انگار از این كه قانع نمی شوی، ناراحت است: «اگر تاریخ تولد خودت و همسرت را بگویی می گویم كه زندگیت چه می شود»؛ اما تو خیالت از زندگی مشتركت راحت است: «ما زندگی خوبی داریم، فردایمان هم مثل امروز است چون خودمان می خواهیم كه خوشبخت باشیم.»
اما او تردید دارد: «خدا كند، حالا می بینیم.» شب درست سر ساعت تماس می گیرد و می خواهد كه قلم و كاغذی آماده كنی. او می گوید و تو می نویسی: «محتاط، پرهیزكار، هنرمند، مغرور، سیاستمدار، مهربان و عاشق پیشه.» تو و همسرت را می گوید ولی هیچ واكنشی نشان نمی دهی كه نشان دهد او راست می گوید ولی برخی حرف هایش درست است مخصوصا درباره همسرت كه تا به حال ندیده اش.
اما بغضی در گلو دارد مثل یك حرف ناگفته مثل لقمه ای در گلو مانده: می خواهم یك چیز بگویم ناراحت نمی شوی؟ نه، اینها همه برای من یك بازی است. این را در دلت می گویی و منتظر می مانی «سعی كن هیچ وقت بچه دار نشوی چون خوشبختیت تا زمانی است كه دو نفرید.» دلت هری می ریزد، نكند راست می گوید؟ ولی اینها همه مثل یك بازی می ماند. این را می گویی ولی او قبول نمی كند و فقط این جمله را چند بار تكرار می كند: «این نظر قرآن است.»
این كه كسی قرآن و دین را دستمایه دروغ های خود قرار دهد و با تكیه بر مقدسات برای خود اعتبار جمع كند، اتفاقی غریب نیست.
فارغ از این كه ما پیرو چه دینی باشیم، حتما این را قبول داریم كه خداوند انسان را موجودی آزاد و مختار خلق كرده و عنان زندگی اش را به دست خودش داده. پس اگر كسی واقعا جویای خوشبختی باشد و برای رسیدن به آن تلاش كند هیچ مانعی یارای مقاومت در برابرش را ندارد چرا كه خداوند جز خوبی برای بنده طالب نیكی نمی خواهد و امور را طوری تدبیر می كند تا عوامل مادی و معنوی دست به دست هم بدهند و كارها به سامان برسد؛ ولی با این وجود زیادند افرادی كه با مرتبط كردن حرف هایشان با قرآن، گاه آرزوهای واهی در دل مردم می كارند و گاه نهال امید را از دلشان ریشه كن می كنند.
فالگیرها محتاج كمك
شیرین، زن سی و چند ساله ای است كه مجبور است خرج همسر بیكار و تك فرزندش را خودش دربیاورد؛ اما به قول خودش سواد درست و حسابی ندارد و حرفه خاصی هم بلد نیست ولی نطق خوبی دارد و لحن صدایش گیراست برای همین چند سالی می شود كه با گرفتن فال قهوه و بخت گشایی و این قبیل كارها ویزیت های 5 هزارتومانی را روی هم می گذارد تا زندگیش بچرخد و الحق كه خوب هم می گذرد؛ اما شیرین دوست های زیادی مثل خودش دارد كه بیشترشان مجبورند خودشان خرجشان را دربیاورند. برای همین به قهوه ترك و چای سریلانكا و شمع كوچه مروی متوسل شده اند تا پولی دربیاورند و زندگیشان را سامان دهند. شیرین می گوید او و دوستانش حرفی به مشتریان نمی زنند كه زندگیشان به هم بخورد چون تا آن حدی از آینده می گویند كه مشتری راضی و امیدوار به خانه اش برود، اما او تأیید می كند كه برخی از فالگیران، كلاهبرداران قهاری هستند و هدفشان كلاه گذاشتن بر سر ساده لوحان است. اگر همه فالگیران، كلاهبردار نباشند بیشترشان زن های درمانده ای هستند كه برای زنده ماندن تلاش می كنند و چشم امید به پول های مشتریان زودباور و نگرانی دارند كه نمی دانند خود فالگیر بیشتر از آنها به كمك محتاج است.
تقصیر كیست؟
تقصیر ما است یا فالگیرها؟ این را از كسانی می پرسم كه بارها پای بساط فالگیری نشسته اند و پول داده اند، اما خبرهای خوش رمال كه حداكثر تا چند ماه دیگر باید سر می رسید هیچ وقت محقق نشده است.
بیشتر مراجعان به دفتر كار فالگیرها، خوب می دانند كه بیشتر حرف های آنها بویژه تاریخ روی دادن حوادث درست از آب درنمی آید ولی دوباره پاشنه كفش را ور می كشند و دوباره پای صحبت های امیدواركننده ای می نشینند كه آرزو دارند این بار درست از كار دربیاید؛ البته برخی مشتریان هم هستند كه اعتقاد زیادی به فالگیران دارند و سعی می كنند با زور و اصرار به اطرافیان ثابت كنند كه فالگیر مورد نظرشان همه رویدادهای امروز را پیش بینی كرده است، ولی مشتریان چه افرادی معتقد به فالگیری و چه برای سرگرمی و وقت گذرانی روی به فال بیاورند آدم های مشكل داری هستند كه بستر خرافه پرستی و سوءاستفاده شیادان را مهیا می كنند.
دكتر امان الله قرایی مقدم، جامعه شناس در این باره می گوید: پدیده فال و فال بینی در جامعه ای كه مردم آن به سمت خرافه گرایی پیش می رود رواج می یابد. البته عواملی مثل تحصیلات والدین، محل زندگی و سطح تربیت خانوادگی در گرایش یا دوری از این مساله موثر است.هرچه میزان آگاهی و سطح فكری خانواده بالا باشد خرافه گرایی و فالگیری كمتر می شود. در این میان انسان هرچقدر ناامیدتر و مایوس تر باشد گرایشش به این مسائل بیشتر می شود.
پس باید به افراد یاد داد كه هیچ كاری در دنیا بدون علت و معلول نیست مثلا كسی كه درس نمی خواند چطور انتظار دارد كه بوسیله فال، جادو و جادوگری موفق شود.پس مشتریان پر و پاقرص فالگیرها آدم های با اعتماد به نفس پایین و مانده بر سر دوراهی هستند كه نمی توانند راه درست زندگی را انتخاب كنند به همین جهت به نظر می رسد كه ایمان و اعتقاد به خداوند و این كه او بهترین پشتیبان است نسخه ای است كه هر فرد درمانده ای را یاری می دهد و هر ناامیدی را امیدوار می كند.
منبع:تبیان

