مربيان باشگاه برق شيراز:هدف و تمرکز همه ما صعود به لیگ برتر
است
ایسنا: کادر فنی تیم برق شیراز، امسال شاهد تغییرات گستردهای بود. در این میان، دو چهره جوان و بومی به مجموعه مربیان تیم برق اضافه شدند که هواداران فوتبال شیراز خاطرههای خوبی از آنها دارند.
علیرضا امامیفر و سعید غلامزاده، بازیکنان دیروز و مربیان امروز فوتبال شیراز هستند. سایت اختصاصی باشگاه برق شیراز در گفت و گویی مشترک، به مرور کارنامه ورزشی و برنامههای این دو مربی پرداخته است.
به گزارش ايسنا از شيراز مشروح اين گفت و گو به شرح ذيل است:
هرچند چهرههای شناختهشدهای برای فوتبال دوستان شیرازی هستید اما باز هم شنیدن داستان ورودتان به دنیای فوتبال، شنیدنی است. از شروع فوتبالتان و تیمهایی که در آنها توپ زدید بگویید.
علیرضا امامیفر: من فوتبالم را از تیم شهید دستغیب که بعدها به مرصاد تغییر نام داد، زیر نظر حسین حسینزاده و محمد عباسی و اصغر اکبری شروع کردم. بعد از آن به دانشگاه نیروی هوایی تهران رفتم و با تیم این دانشگاه به نام پرواز در لیگ دسته سه تهران بازی کردم و سپس به تیم معادن رفتم و زیر نظر حسن روشن به فوتبال پرداختم. در ادامه به شیراز برگشتم و به تیم فجر شهید سپاسی آمدم. آن تیم را با هدایت ابراهیم قاسمپور از زیرگروه لیگ به جام آزادگان که بالاترین سطح فوتبال آن سالها بود، بالا آوردیم. در سال 1375 به پرسپولیس تهران رفتم و طی چهار سال حضور در این تیم، 3 بار قهرمان لیگ و
دو بار قهرمان جام حذفی شدیم. بعد از آن به بلژیک رفتم و به مدت 3 سال در شالروا توپ زدم. در سال 1382 به پرسپولیس برگشتم و دو سال دیگر در این تیم بازی کردم. پس از جدایی از پرسپولیس، دوباره به بلژیک رفتم و این بار در تیم فوتسال اف سی بروکسل بازی کردم. بعد از بازگشت از بلژیک به ترتیب در هما و آرمان تهران و همچنین شهرداری ماهشهر فوتبال را ادامه دادم تا امسال که به عنوان مربی در خدمت تیم برق شیراز هستم.
سعید غلامزاده: فوتبال را از زمینهای خاکی عادلآباد شروع کردم و با تیم شهدای عادلآباد در لیگ دسته سه شیراز بازی کردم. از آن تیم به مرصاد پیوستم و و قهرمان جوانان شیراز شدیم. در همان زمان استاد فکری، مسئولیت تیم مرصاد را برعهده داشت و من را به تیم بزرگسالان منتقل کرد. در آنجا زیر نظر محمد عباسی، عباس زارع و مسعود مقیم کار کردم و در لیگ دسته دو کشور به مقام سوم دست پیدا کردیم. پس از آن به سپاسی رفتم و طی سه سالی که عضو این تیم بودم، قهرمان لیگ استان، زیرگروه کشور و لیگ دسته دو شدیم و این تیم به جام آزادگان صعود کرد. از سپاسی به مرصاد برگشتم و با این تیم در دسته دو حضور داشتم تا اینکه به برق شیراز پیوستم و یازده سال مداوم برای این تیم بازی کردم. سال قبل علیرغم میل باطنی به عنوان بازیکن به ایرانجوان بوشهر منتقل شدم اما در میانههای فصل به کادر فنی تیم اضافه شدم. امسال هم خوشبختانه به خانه اصلی خودم، برق بازگشتم تا در خدمت جوانان این تیم و این شهر باشم.
به نظر میرسد کار کردن با آقای دینورزاده، فرصت خوبی برای افزایش تواناییهای مربیگریتان باشد. از اینکه با ایشان همکار هستید چه حسی دارید؟
علیرضا امامیفر: من پیش از این و در زمان بازیگری، شاگرد آقای دینورزاده بودهام و به نحوه کار ایشان آشنایی نسبی دارم. در ابتدای فصل و پیش از شروع تمرینات از سوی آقای دینورزاده، وظایف هر یک از اعضای کار فنی مشخص و کارها بین افراد تقسیم شده است. امیدوارم در فصل جاری بتوانیم به خوبی از تجربههای ارزشمند ایشان استفاده کنیم. ناگفته نماند که من هم اکنون دانشجوی رشته تربیتبدنی هم هستم و تمام تلاش خودم را میکنم تا توانایی علمی و عملیام را در اختیار تیم قرار دهم.
سعید غلامزاده: برای من فرصت ارزشمندی است که در کنار سایر اعضای کادر فنی که همگی از بزرگان فوتبال ایران هستند، فعالیت کنم. مطمئن هستم این همکاری برای من بسیار مفید خواهد بود و به ارتقای سطح دانش فنی من کمک میکند. البته طی سالهای بازیگری تجربههای زیادی از مربیان مختلفی که با آنها کار کردم به دست آوردهام که امیدوارم امسال بتوانم همه آنها را در اختیار کادر فنی و تیم قرار دهم.
از نظر مدرک مربیگری در چه وضعیتی هستید؟
علیرضا امامیفر: من مدرک B آسیا را دارم و هم اکنون پیگیر حضور در دورههای A هستم. هماهنگیهای لازم هم با هیات فوتبال و فدراسیون انجام شده تا در اولین فرصت امکان حضور را پیدا کنم.
سعید غلامزاده: من مدرک C آسیا را گرفتهام و طی مدتی که در بوشهر مشغول کار با ایرانجوان بودم، مدارک لازم را برای حضور در دورههای ارتقا به سطح B ارسال کردم.
ارتباطتان با بازیکنان چگونه است؟
سعید غلامزاده: من با اکثر بازیکنان فعلی همبازی بودهام. همین امر سبب شده تا ارتباطی بسیار صمیمی بین ما برقرار شود. از این ارتباط دوستانه در جهت موفقیت تیم برق نهایت استفاده را خواهیم کرد.
علیرضا امامیفر: سرمربی در هر تیمی از یک جایگاه ویژه برخوردار است و درگیر تمام مسائل جزئی نمیشود. به همین دلیل کمکها، نقش پل میان بازیکنان و سرمربی را نیز برعهده میگیرند. طی مدتی که از آغاز تمرینات برق گذشته خوشبختانه ارتباط خوب و موثری با بازیکنان برقرار کردهایم.
و سخن پایانی...
علیرضا امامیفر: هدف و تمرکز همه ما صعود به لیگ برتر است. با توجه به اینکه رسیدن به این هدف، خواستۀ مدیریت و هیأت مدیره باشگاه، کادر فنی و بازیکنان و هواداران و همچنین مسئولان استان و شهر است، امیدوارم به بهترین نحو ممکن حاصل شود و در پایان فصل جشن صعود را با شکوه تمام برگزار کنیم.
سعید غلامزاده: صحبت پایانی من خطاب به هواداران است؛ امسال سال جدیدیست و تفکرات جدید وارد باشگاه شده است. برق شیراز بیش از هر زمان دیگر به حمایت مردم و مسئولان احتیاج دارد. امیدوارم هواداران عزیز شرایط برق را درک کنند و در کنار این تیم باقی بمانند تا در روز آخر، مزد این همراهی را با صعود برق به لیگ برتر بگیرند.
مربي تيم ملي فوتبال قطع عضو: گروه ايران، سخت ترين گروه جام
جهاني است
ایرنا: مربي تيم ملي فوتبال قطع عضو کشورمان با اشاره به گروه بندي مسابقات جام جهاني 2010 آرژانتين، افزود: گروه B که کشورمان در آن قرار دارد سخت ترين گروه جام است.
"محسن اسماعيل زاده" ، افزود: در اين گروه ازبکستان قهرمان اولين دوره، نيجريه قهرمان آفريقا و برزيل يکي از تيم هاي مطرح آمريکا حضور دارند و کار تيم ملي در اين گروه سخت است.
وي اضافه کرد: البته براي کسب آمادگي بيشتر جهت حضور در رقابت هاي جام جهاني، چهار مرحله اردوي امادگي پيش بيني شده که اولين مرحله آن از روز بيستم مرداد ماه جاري تا سي ام همين ماه در تبريز در جريان است.
اسماعليل زاده گفت: مرحله دوم و سوم اين اردوها به ترتيب در تهران و گيلان و مرحله چهارم و پاياني با توجه به نزديکي آن به رقابت هاي جام جهاني و عادت دادن بازيکنان به آب و هواي محل برگزاري اين رقابت ها، در يکي از شهرهاي معتدل کشور برگزار مي شود.
وي خاطر نشان کرد: در اردوي تبريز 33 بازيکن که 98 درصد آن از رقابت هاي قهرماني کشور و دو درصد مابقي با نظر کادر فني به تيم ملي راه يافته اند، حضور دارند.
وي افزود: در اين اردو بازيکناني از استان هاي فارس، تهران، کرمان، کرمانشاه، خوزستان، گيلان، خراسان و آذربايجان شرقي حضور دارند و خود را براي مسابقات جام جهاني آماده مي کنند.
اسماعيل زاده گفت: امکاناتي که فدراسيون در اختيار تيم قرار داده در حد بسيار خوبي است و در تبريز و براي انجام تمرينات هوازي از استاديوم تختي، براي تمرينات فني و بدنسازي از مجموعه ورزشي صدرا استفاده مي کنيم.
وي خاطر نشان کرد: رقابت هاي جام جهاني فوتبال قطع عضو 2010 آرژانيتن با حضور 18 تيم از بيست و هفتم مهرماه سال جاري تا هشتم آبان ماه سال جاري در آرژانتين برگزار مي شود.
در نخستين دوره اين رقابت که در سال 2006 در آنتالياي ترکيه برگزار شد ازبکستان به مقام قهرماني دست يافت و تيم ملي فوتبال قطع عضو کشورمان پنجم شد.
محمد دادگان: فوتبال ایران بی در و پیکر است
ایسنا: رييس اسبق فدراسيون فوتبال با انتقاد از شرايطي كه در فوتبال ايران به وجود آمده است، گفت: امروزه افراد فهميدهاند كه با دروغ پردازي، ريا و ظاهرسازي و استفاده از كارهاي رياكارانه ميتوانند به مقاصد خود كه همان اهداف مالي است، برسند.
محمد دادگان كه به شهادت بازيكنان همنسل خود يكي از بازيكنان با اخلاق فوتبال ايران بود و در تمام دوران بازيگرياش حتي يك كارت زرد هم دريافت نكرد و همچنين در مدت 4 سال و سه ماه رياستاش در فدراسيون، فوتبال درگير مسائلي كه امروز شاهدش هستيم، نبود، درباره مسايل اخلاقي كه در فوتبال ايران به وجود آمده است، گفت: قصد مصاحبه نداشتم اما چون ميبينم شرايط در فوتبال ايران به گونهاي است كه همه اصل را رها كردهايم و چسبيدهايم به مسايل حاشيهاي، بايد صحبتهايي را مطرح كنم. اولا بايد بگويم در ماه مبارك رمضان قرار داريم و بايد تمامي كارهايي كه انجام ميدهيم به خاطر اصلاح امور باشد. در پاسخ به شما بايد بگويم كدام فرهنگ؟ اول بايد برويم در سطح جامعه ببينيم كه آيا جامعه ما پذيراي فرهنگ هست يا خير؟ به هر حال فوتبال بخشي از اين جامعه است. متاسفانه در اين روزها تظاهر و مردم فريبي حرف اول را در جامعه ما ميزند و شرايط در باشگاههاي ما هم بهتر نيست. كدام باشگاه ميتواند ادعا كند كه به مسايل فرهنگي پرداخته و اگر باشگاهي را پيدا كرديد كه مدعي فرهنگ سازي در فوتبال است بدانيد كه او هم دروغ ميگويد!
وي با بيان اين كه كار فرهنگي ميتواند پالايش خوبي در مسايل فني به وجود بياورد، گفت: امروز آدمهاي ناتوان كه به دنبال آمال و آرزوهايشان هستند، به افراد برچسب
منشوري بودن ميزنند.
دادگان با اشاره به اتفاقي كه براي علي كريمي افتاده و با بيان اينكه حرفهايم كلي است، گفت: ميگويند "عيسي به دين خود و موسي به دين خود". برو خودت را بساز كه الگو شوي. نميخواهد در رسانهها و بين دولتيها از خودت الگو بسازي. اين مردم هستند كه بايد الگو را انتخاب كنند. اگر كسي اشتباهي ميكند، بايد بدانيم كه ما را به جاي فرد متخلف داخل قبر نميگذارند. نميتوان با چوب و تكفير آداب و فرهنگ ايجاد كنيم. آقايان در خفا هزاران مشكل دارند و وقتي كسي در ظاهر اشتباهي ميكند ميخواهند آبروي او را ببرند. اين عين بيديني است. دين ما ميگويد كه نبايد آبروي آدمها را برد.
وي با بيان اينكه كساني كه حرف از اخلاق و فرهنگ ميزنند، خودشان از همه بدترند گفت: برويد در زندگي اين افراد و ببينيد كه چقدر خودشان ناپاكترند. از ادب و فرهنگ حرف ميزنند ولي خودشان سمبل بيادبي و بيفرهنگي هستند. يكي بيايد بگويد كه من خوب هستم. هيچ كس نميتواند چنين ادعايي كند. همه ما مثل هم هستيم. مگر ميشود كسي را صاحب اخلاق و فرهنگ و دين كرد. اين مسايل ريشه در ذات آدمها دارد. كنفوسيوس ميگويد، آدمهاي بزرگ وقار دارند و تكبر ندارند و آدمهاي كوچك تكبر دارند و وقار ندارند و كسب اين وقار از پدر و مادر است. من ميگويم اگر كسي صاحب فرهنگ و اخلاق و دين باشد، بايد اين از خانوادهاش به او رسيده باشد و جامعه نقش كمي دارد.
عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي در ادامه در پاسخ به اين سوال كه شما خودتان در زمان حضور در فدراسيون فوتبال تا پيش از ديدار با مكزيك مشكلي با علي كريمي نداشتيد و اين بازيكن هيچ گاه جلوي شما موضع نگرفت، آيا فكر ميكنيد رفتاري كه باشگاه استيل آذين با او كرد رفتاري صحيح بود يا خير گفت: رفتاري كه با علي كريمي و كريميها ميشود دفعش بيشتر از جذب است. زماني كه من رييس فدراسيون فوتبال بودم، بازيكناني را ميديدم كه به خاطر شرايطي كه داشتند روزهخواري ميكردند ولي من هيچ وقت آبروي اين افراد را نبردم. برانكو 4 سال در فوتبال ايران بود. در اين مدت در زمان ماه رمضان از خانه كه بيرون ميآمد تا آخر شب مانند ما مسلمانان رفتار ميكرد و اين تنها به خاطر فضايي بود كه در فدراسيون فوتبال وجود داشت. رفتاري كه احترام متقابل در آن وجود داشت. دليل ديگرش هم ذات خودش بود، ما چيزي را زور نميكرديم و او هم احترام ميگذاشت. اگر هم علي كريمي سهوا نوشيدني را خورده شايد عذري داشته است. شايد مسافتي را طي كرده و ديگر روزه نبوده است. نبايد همه چيز را با نيت سوء نگاه كنيم.
دادگان با بيان اينكه نبايد با آبروي هيچ كس بازي كرد، به ايسنا گفت: متاسفانه در جامعه ما در تمامي زمينهها سمبلها و الگوها را ميزنيم، براي چه؟ ميخواهم بپرسم همه معترضان به كريمي پاكند و منزه؟! چرا ما در بخش فرهنگ، اجتماع و سياست الگوها و سمبلها را ميزنيم؟ آيا همه معترضان به اين الگوها پاكند؟ همه ما مثل هم هستيم. حالا جوي به وجود آمده كه مد كردهايم كه يكي را روزهخوار بدانيم و ديگري را منشوري.
وي افزود: اين يك موج است. موجي كه ميخواهيم رويش سوار شويم و سال بعد پول بيشتري بگيريم. خروجي اين فوتبال كه سالانه 400 ميليارد تومان در آن هزينه ميشود چيست؟ مسوولان كشوري، من يك سوال از شما دارم. آيا ميدانيد كه خروجي اين فوتبال صفر است؟ اگر ميدانيد كه گناهتان 10 برابر است و اگر نميدانيد چرا ميخواهيد با طبل بيصدا مردم را سرگرم كنيد. من اگر در اين فوتبال سمتي داشتم ليگ را تعطيل ميكردم و ميگفتم از اين پولها خبري نيست. برويد در همان خارج بازي كنيد. چرا لژيونرهاي ايراني كه در اروپا و امارات بودهاند يكي يكي به ايران برميگردند. دليلش اين است كه در اينجا پول بيشتري به آنها ميدهند. من يك دفعه اين مسئله را گفتهام و بار ديگر تكرار ميكنم. چرا مربي كه در زمان ما
13 ميليون تومان پول ميگرفت الان
400 ميليون تومان پول ميگيرد. اين بي درو پيكري فوتبال ايران نيست؟
دادگان افزود: چطور در زمان ما بازرسان در فدراسيون فوتبال بودند و الان خبري از اين بازرسان نيست. مسوولان كميته تربيت بدني مجلس كه دنبال تحقيق و تفحص بودند تنها به دنبال اين هستند كه عكس سه در چهارشان در روزنامهها چاپ شود. نتيجه و خروجي كميته ويژه رييس جمهور براي بررسي شكست ورزش ايران در المپيك چه شد؟ از حالا به شما ميگويم كه جواب شكست در گوانگجو را چه كسي ميدهد؟ من به شما ميگويم همانهايي كه جواب مردم را پس از شكست در پكن و جام جهاني دادهاند به شكستهاي گوانگجو هم پاسخ خواهند داد. فقط با دروغگويي به مردم ميگويند كه كميته تشكيل دادهايم. كدام كميته؟
وي تاكيد كرد: آنهايي كه ميآيند شخصيت آدمها را زير سوال ميبرند خودشان از همه بدترند.
رييس سابق فدراسيون فوتبال در پايان به ايسنا گفت: من سوالي كه از ايسنا دارم و اميدوارم كه شما آن را پيگيري كنيد اين است كه آيا بازيكني كه 700 ميليون تومان ميگيرد مربي كه حداقل 500 ميليون تومان ميگيرد و مديري كه 300 ميليون تومان ميگيرد آيا اين دعواها را به خاطر اخلاق به راه مياندازد. اين سوالي است كه من از شما دارم. برويد ببينيد مديران در اين فوتبال چقدر ميگيرند. ما الگوها را ميزنيم كه اين مديران غيرورزشي به فوتبال بيايند و خروجي فوتبال هميني ميشود كه ميبينيد. امروزه شرايطي ايجاد شده كه آدمها ميآيند و دم از مسائل فرهنگي ميزنند و ميگويند كارهايشان به خاطر حفظ شئونات و نظام است اما در واقع آنها به دنبال مقاصد خود هستند.

