مهدی کلهر:خسارت کودتای 28 مرداد به ایران مثل حمله مغول بود
مهر: خسارت کودتای 28 مرداد به ایران مثل حمله مغول بود؛ به تاریخ جناحی نگاه نکنیم؛ قاجار بهتر از پهلوی نبود؛ مرزها را انگلیس ها طراحی کردند؛ درگیری قوم ها شگرد انگلیسی است؛ 28 مرداد ارزانترین کودتا بود؛ شوروی به کودتا کمک کرد؛ رضاخان زیرک بود و مصدق فقط وطن پرست؛ خودسانسوری رایج شده است؛ مصدق مجلس را برای خود می خواست؛ اگر از گسل های تاریخی عبرت نگیریم تکرار می شوند؛ نباید از اوین ترسید و...
یک کارشناس رسانه و آشنا به تاریخ ایران کودتای 28 مرداد را سنگین ترین شکست ملت ایران بعد از حمله مغول توصیف و بر لزوم پرهیز از برخورد جناحی با مسائل تاریخی و از جمله این موضوع تاکید کرد.
مهدی کلهر، مشاور رسانه ای رئیس جمهور است که در کارنامه وی مناصبی همچون عضویت هيأت علمی بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، مشاور و معاون رئیس صداوسیما، معاون وزیر ارشاد در دولت شهید رجایی و... دیده می شود. کلهر در آستانه روز 28 مرداد در خبرگزاری مهر حضور یافت تا زوایای مختلف این اتفاق مهم در تاریخ سیاسی کشور را بازگو کند.
با 28 مرداد جناحی وشعاری برخورد نشود
مهدی کلهر با اشاره به فرا رسیدن سالروز کودتای 28 مرداد گفت:28 مرداد در تاریخ ما یکی از مقاطعی است که باید به عنوان یک تجربه مهم تاریخی برای آگاهی نسل های بعد، هر سال به آن به صورت ویژه توجه شود و هر سال یک فصل جدا و مستقل برای پرداختن به آن در نظر گرفته شود.
وی افزود: باید از برخورد شعاری و جناحی با موضوع کودتای 28 مرداد پرهیز شود و تنها دراین صورت می توان این واقعه را به صورت دقیق آسیب شناسی کرد.
سنگین ترین شکست بعد از حمله مغول
کلهر کودتای 28 مرداد را یکی از بزرگترین شکست های ایران در عرصه سیاسی بعد از حمله مغول دانست و گفت: دوره پهلوی نتیجه طبیعی دوره ذلت بار قاجار بود.برخی فکر می کنند قاجار به خاطر احترامی که در ظاهر به روحانیت می گذاشت یا مراسم اهل بیت را برپا می کرد بهتر از پهلوی بود در حالی که من اینگونه فکر نمی کنم.
وی با تاکید بر اینکه کودتای 28 مرداد یک زمینه داخلی و یک زمینه خارجی داشت، گفت: در داخل، مشروطه از دست جریانات اصلی مبارزه یعنی شیخ فضل الله، بهبهانی، طباطبایی و علمای نجف شامل آملی، یزدی و خراسانی خارج شده بود.
رد انگلیسی ها در اختلافات قومی
کلهر به نقش انگلیس برای برهم زدن ثبات درکشورها اشاره کرد و با بیان اینکه انگلیسی ها مرزهای ایران را طراحی و ترسیم کرده اند، گفت: ادوارد لورنس انگلیسی طرحی داشت که بر اساس آن به قومیت ها استقلال داده می شد. در این چارچوب کردستان و بلوچستان به ساختار مستقل تبدیل می شد، اما درنهایت انگلیسی ها با این تدبیر که اگر اقلیت ها مستقل شوند دیگر نکته اختلافی بین آنها وجود نخواهد داشت به این نتیجه رسیدند که برای داشتن قابلیت اختلاف افکنی مانع تجزیه شوند.
وی ادامه داد: ارتفاعی در شمال کردستان ایران به نام شیللر افسر انگلیسی وجود دارد که دست عراق است و به راحتی به عراق، توانایی اشراف به مرز ایران را با حداقل نیروها می دهد. در همه مرزهای ایران ما چنین وضعیتی را شاهدیم که نشانگر طراحی خاص مرزها توسط انگلیس ها است.
این کارشناس آشنا به مسائل تاریخی تصریح کرد: انگلیسی ها برای اینکه سیادت خود را حفظ کنند سعی می کنند اقلیت ها را به جان هم بیاندازند بر همین اساس ما می بینیم کشوری به نام پاکستان تاسیس می شود که خود نام آن برای در مقابله قرار دادن آن با ناپاکستان یا همان هند صورت گرفته است. در حالی که تعداد مسلمانان ساکن هند بیش از 70میلیون نفر است.
فضای خارجی، مساعد کودتای 28 مرداد بود
وی به وقوع انقلاب هایی در مصر، امریکای لاتین، هند و... همزمان با قیام نهضت ملی و وقوع کودتای 28 مرداد در ایران اشاره و این حادثه را ناشی از وقوع برخی تحولات بین المللی عنوان کرد.
کلهر گفت:پیش از وقوع کودتای 28 مرداد فضا کاملا آماده بود که کشورها خود را از یوغ استعمار رها کنند. وی به تحرکات کمونیسم در نقاط مختلف جهان اشاره کرد وگفت: البته ضربات کمونیسم به نهضت های رهایی بخش کمتر از خدمت آن به این نهضت ها نیست بر همین اساس اگر پیروزی و انقلابی در برخی کشورها همچون چین و کوبا رخ داد بیش از آن که به کمونیسم برگردد به هوش رهبران این نهضت ها برمی گردد.
شوروی به کودتا کمک کرد
کلهر نقش شوروی را در کودتای 28 مرداد مورد تاکید قرار داد وگفت: در یکی از این اقدامات در حالی که به واسطه ملی شدن نفت، غرب از ایران نفت نمی خرید و ایران به شدت به پول نیاز داشت شوروی 11 تن طلای ایران را در دوره مصدق پس نداد تا او سقوط کند و البته بعد از سرنگون شدن مصدق شوروی این طلاها را پس داد! وی یادآور شد: در 28 مرداد ما شکستی خوردیم که درآن یک فرد مهم نبود بلکه یک ملت با شکست
مواجه شد.
نقش حزب توده
مشاور رسانه ای رئیس جمهور در رابطه با نقش حزب توده در این کودتا گفت: با تحلیل و بررسی وقایع کودتای 28 مرداد و اتفاقات قبل و بعد از آن، فعالیت فدائیان اسلام، گروه وابسته به آیت الله کاشانی و جبهه ملی می توان گفت که حزب توده کمر نهضت ملی را شکست. در حالیکه بیشترین فرهیختگان، هنرمندان و نوابغ آن دوره از سوی این حزب تربیت شده بودند و مربوط به این حزب بودند، اما این شکست را می توان به حزب توده مرتبط دانست.
وی تاکید کرد: نتیجه کودتای 28 مرداد یک نتیجه تاریخی و دردناک است که جامعه ایران را تا پیروزی انقلاب اسلامی از کاروان پیشرفت عقب انداخت و تمام پاشنه آشیل های ایران را در اختیار بیگانگان قرار داد.
کلهر با بیان اینکه " 28 مرداد برای ما باید همیشه زنده بماند که یاد بگیریم و بدانیم که اگر بزرگان و خواص گرفتار خواب و رفاه طلبی شوند می توانند شکست های بزرگی را بر پیکر تاریخ یک کشور بگذارند"، افزود:
28 مرداد معادل حمله چنگیز به ایران خسارت زد و این کودتایی بود که با هزینه بسیار کم و ارزان استقلال، آگاهی و آزادی ملت را به باد داد.
ارزان ترین کودتای تاریخ
مشاور رسانه ای رئیس جمهور معتقد است: کودتای 28 مرداد از ارزان ترین کودتاها و براندازی های تاریخ سیاست آمریکا بوده است به طوریکه بسیاری از سیاستمداران آمریکایی که در این کودتا نقش نداشتند همواره اذعان داشتند که آرزو داشتیم در این کودتا نقشی ایفا کنیم تا بتوانیم در ثبت این کودتای ارزان سهیم باشیم.
وی ادامه داد: اما در این کودتا بیشترین قربانی را حزب توده داد، چرا که بسیاری از افسران این حزب توسط شاه اعدام شدند، بسیاری از طرفداران به شوروی فرار کردند و دیگر طرفداران نیز با وضعیت رقت باری در زندگی مواجه شدند.
کلهر افزود: دومین قربانیان مربوط به گروه طرفدار فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی بود و جبهه ملی کمترین صدمه را در 28 مرداد دید و این نهضت به عنوان حزب خادم ملت معرفی شد در حالی که باید گفت این مجموعه خائن نهضت ملی است.
مشاور رسانه ای رئیس جمهور با تاکید بر اینکه من همه دوستداران ایران را دعوت به بازخوانی مجدد کودتای 28 مرداد بدون هیچ گرایشی می کنم، افزود: بازخوانی تاریخ 28 مرداد و توجه به ناگفته های این کودتا می تواند نگاه عبرت آموزی را به ما ارائه دهد؛ چرا که تاریخ عین به عین تکرار می شود و ملتی که به تاریخ خود آگاه نباشد بارها از آن گسل هایی که قبلا شکست خورده است، شکست می خورد، زیرا که تاریخ بسیار بیرحم است و نباید انتظار شفقت از آن داشت.
وی گفت: تنها کسانی از تاریخ بهره می برند که چشمانی باز، گوشی شنوا و قلبی متواضع داشته باشند و مسئولیت شکست خود را بپذیرند و بر گردن دیگران نیندازند.
تاریخ تکرار می شود
کلهر در بیان ضرورت بازنگری بر تاریخ کودتای 28 مرداد در این برهه زمان نیز گفت: تاریخ تکرار می شود و اکنون نیز نشانه هایی از این تکرار در جامعه به چشم می خورد و ما نیز باید با بازخوانی تاریخ این کودتا عبرت بگیریم.
مشاور رسانه ای رئیس جمهور با اشاره به اشتباهات مصدق به عنوان رهبر جبهه ملی افزود: مصدق کسی بود که مجلس را به بهانه فرمایشی بودن آن تعطیل کرد و نزدیک یک سال ایران قوه مقننه نداشت و می خواست که تمام اختیارات تام قوه مقننه به او سپرده شود. و بدون دلیل 7ماه مرحوم سیدمجتبی نواب صفوی که از همپیمانان نهضت ملی بود را در زندان نگه داشت و من به یقین می دانم که مصدق به دنبال پادشاهی نبود، اما این رفتار او تبعاتی را به دنبال داشت که
قابل جبران نیست.
وی افزود: در مقایسه مصدق با دیگر رهبران ایران در برهه های قبل از او از جمله رضا خان می توان اشاره کرد که رضا خان از زیرکی خاصی برخوردار بود و توانست با این زیرکی بدون مخالفت های مجلس زمینه برکناری احمد شاه را فراهم کند اما مصدق که در علاقه مندی او به وطن و مخالفتش با انگلیس و استقلال ایران شکی نداریم با هوش کم و عدم استفاده از زیرکی و سیاستمداری در بازگرداندن شاه ایران از رم و رفتار غیر محترمانه با محمدرضا شاه، موجب شد کودتای 28 مرداد رقم بخورد و کشور از پیشرفت و حرکت باز بماند.
کلهر ادامه داد: برخی تصور می کنند اگر فردی سیاستمدار است فارغ از احساسات عمل می کند این در حالی است که اینگونه نیست و باید به احساسات افراد سیاستمدار نیز توجه شود و این یکی از بزرگترین اشتباهات مصدق بود چرا که به احساسات شاه توجه نکرد و موجب شد با رفتار بی توجهانه خود زمینه کودتای 28 مرداد را فراهم کند.
مشاور رسانه ای رئیس جمهور با بیان اینکه اینها ابعادی از کودتای 28 مرداد است که تاکنون نادیده گرفته شده است و باید به آن بسیار توجه شود، افزود: در هر صورت شاه پس از فرار به رم به ایران بازگشت اما با خصومت و این خصومت و دشمنی شاه زمینه کودتای
28 مرداد را فراهم کرد.
وی ادامه داد: متاسفانه امروز نیز در کشور بسیاری از این بی توجهی ها راجع به حدود نامرئی، پروتکل های اخلاقی و حفظ حریم افراد مشاهده می شود و این نشانه های خوبی نیست.
اگر آن اتفاق نمی افتاد الان در جایگاه رفیعی بودیم
کلهر معتقد است: کودتای 28 مرداد یک شکست سنگین برای ایران بود و ما را از کاروان پیشرفت حداقل صدسال به عقب انداخت در حالی که اگر این اتفاق به دلیل اشتباهات بزرگان اتفاق نمی افتاد ایران اکنون از جایگاه رفیع بر روی کره زمین برخوردار بود و این کودتا ضربه ای به ما زد که هنوز آثارش را در کشور مشاهده می کنیم.
مشاور رسانه ای رئیس جمهور ادامه داد: متاسفانه ما هرگز نتوانستیم ارتباطات درونی بافت جامعه را شناسایی کنیم و بسیاری از فکرهای سیاسی در کشور ما نه بومی است نه اسلامی و سیاستمداران ما سخت پایبند به آن هستند در حالی که این تفکرات ویروس های بعد از 28 مرداد است که در جامعه شکل گرفته و همچنان رواج دارد.
وی گفت: دشمنان ایران واقعا با تمام نیرو وارد جنگ نرم و یا کاشتن جنگ نرم در ایران شدند و این جنگ از سالهای گذشته آغاز شده است.
به اعتقاد کلهر اگر نگاه کوتاه به دوره های قبلی از جمله حکومت رضا شاه داشته باشیم، مشاهده می کنیم که در آن زمان در ایران کارخانه تولید هواپیمای آلمانی داشته ایم ودر تهران قطعات این هواپیماها مونتاژ می شد اما در دوره های مختلف زمانی این تواناییها را از دست داده ایم و با وقوع کودتای 28 مرداد و پیروزی فضاحت بار آن کودتا مسیر کشور تغییر کرد. مشاور رسانه ای رئیس جمهور ادامه داد: من نمی گویم که کودتای
28 مرداد قرنها سرنوشت ایران را تغییر داد، اما معتقدم ما را از کاروان پیشرفت بسیار عقب انداخت و مسئولیت این کودتا به جز خارجی ها که وظیفه شان دشمنی کردن با ما است بر عهده خواص ماست زیرا که از نفسانیات خود پیروی کردند و موجب این شکست در کشور شدند.
از گسل هایی که عبرت نگرفته ایم ضربه می خوریم
وی با اظهار تاسف به دلیل اینکه کودتای 28 مرداد آسیب شناسی نمی شود و هر بار از آن عبور می کنیم، افزود: فراموش نکنیم که تاریخ در حال تکرار است و ما از گسل هایی که عبرت نگرفته ایم ضربه می خوریم چرا که همیشه کودتاها در گسل ها صورت می گیرند.
کلهر با بیان اینکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند "حسرت تاریخ را نخورید بلکه از آن عبرت بگیرید"، افزود: اکنون نیز باید از تاریخ عبرت بگیریم و با نقد شخصیت های شاخص گذشته که در وقایع تاریخ نقش داشته اند از تاریخ عبرت بگیریم. چرا که مملکت بسیار مهمتر از نفسانیات مسئولان کشور است.
مشاور رسانه ای رئیس جمهور با بیان اینکه من نمی دانم این چه رسمی است در کشور ما که پس از سالها از گذشت وقایع هنوز هم توان انتقاد از مسئولان آن دوره در کشور وجود ندارد، افزود: باید فرهنگ انتقاد در کشور مرسوم شود حتی در زمان امام خمینی نیز نشریه چلنگر (آهنگر) در صفحه اول خود بارها به امام ناسزا می گفت، اما هیچ اتفاق و تبعاتی برای آن نشریه بوجود نیامد.
باید بتوان از مسئولان انتقاد کرد
وی ادامه داد: اکنون نیز باید فضای کشور به گونه ای باشد که بتوان از مسئولان انتقاد کرد در کودتای 28 مرداد نیز اشکالات زیادی به آیت الله کاشانی وارد است از جمله این اشکالات و نقدها می توان به موضوع سریع الباور بودن ایشان اشاره کرد به گونه ای که اگر کسی با یک ته ریش و لباس ساده چند بار در صف اول نماز جماعت شرکت می کرد و بعد از ایشان می خواست که برایش توصیه نامه به وزیر بنویسد، آیت الله کاشانی این کار را انجام می دادند و آن فرد به سادگی می توانست مثلا مدیر کل یک وزیر شود.
کلهر به مهر گفت: این رفتار بسیار وحشتناک است و تصور کنید اگر حکومت دست چنین کسانی بیفتد چه اتفاقاتی بوقوع می پیوست.
مشاور رسانه ای رئیس جمهور با انتقاد از رواج خودسانسوری در کشور گفت: خودسانسوری موضوع عجیبی است که در مملکت ما رایج است این در حالی است که اگر کسی فکر می کند اعتقادش درست است باید پای حرفش بایستد و مهم نیست که چه کسانی با او مخالفت می کنند در اسلام چیزی به نام مخالفت
زید امر وجود ندارد.
وی با اشاره به روایتی که در آن عمر، خلیفه دوم مسلمانان در جمعی می گوید: اگر من کج رفتم شما چه می کنید و فردی پاسخ می دهد با این شمشیر کج به راه راست می کشانیمت، ادامه داد: اسلام این است و باید این روحیه در میان نسل جدید ایجاد شود.
روزی دست خداست
وی افزود: البته موضوع خودسانسوری و رواج آن در جامعه اشکالی است که به نسل من وارد است چرا که روحیه ایستادگی را به نسل بعد از خود منتقل نکردیم.
کلهر گفت: در بیان حقایق نباید از توقیف، قطع حقوقمان، گرفتن پاسپورتمان، به اوین افتادن و... بترسیم و باید به این فکر کنیم که روزی ما دست خداست و وظیفه ما شناخت و دفاع از حق است.
عماد افروغ: «اعتماد» مقدمه نشاط سياسي است
ایسنا: يك نماينده پيشين مجلس شوراي اسلامي، فعاليت احزاب مختلف، عدالت اجتماعي، توجه به فرآيند تفكيك در كنار فرآيند انسجام و به ويژه وجود اعتماد عمومي را از لوازم نشاط سياسي در يك جامعه دانست و آرامش سياسي بدون وجود نشاط سياسي را به آرامشي گورستاني تشبيه كرد.
عماد افروغ با اشاره به تعريف نشاط سياسي اظهار كرد: نشاط سياسي با اعتماد، ارزشها و هنجارهاي تعريف شده و مشترك بين مردم، گروههاي سياسي و اصحاب قدرت و سياستگذاري مرتبط است.
وي خاطرنشان كرد: نشاط سياسي در صورتي اتفاق ميافتد كه ما با رفتارهاي قاعدهمند، منضبط، قابل پيشبيني و مشترك روبرو باشيم. يعني اگر اين قاعدهها مشترك نباشند و از سوي ديگر، متغير و متلون باشند و هر روز از سوي صاحبان قدرت و سياستگذاري رفتارهايي غيرمترقبه، غيرقابل پيشبيني و فاقد انضباط كافي مشاهده كنيم، مسلم است كه اعتماد به دست نميآيد و اعتماد هم مقدمه نشاط سياسي است.
اين پژوهشگر مسايل سياسي و اجتماعي با بيان اينكه « بين اعتماد سياسي و نشاط سياسي ارتباط وجود دارد» تصريح كرد: اعتماد در صورتي به دست ميآيد كه هنجارها و ارزشهاي مشتركي به صورت قاعده و انضباط بين مردم و صاحبان قدرت تجلي پيدا كند و به ويژه رفتار صاحبان قدرت بايد از روي اين ارزشها و هنجارهاي مشترك و قواعد و اصول تعريف شده باشد.
وي افزود: البته يك مجموعه ظرايف و پيچيدگيهايي در اينجا ممكن است رخ دهد؛ مثلا ممكن است در شرايط امروز ايران نگاهي صوري و ظاهري به اين ارزشهاي مشترك را شاهد باشيم يا باور كاذبي را نسبت به اين قواعد منضبط ببينيم كه مسلما اين نوع نگاه اثر سويي روي اعتماد ميگذارد.
وي با بيان اينكه « ريا، تملق و عوام فريبي بر روي اعتماد بلندمدت افراد يك جامعه اثر ميگذارد» افزود: اين اعتماد نداشتن، هم موجب سست شدن باورهاي گروههاي خاص و مربوط به مولفه تفكيك در جامعه ميشود و هم در درازمدت ميتواند اثري روي سست شدن باورهاي مردم داشته باشد و بدين ترتيب بايد دقت كرد كه در عمل شاهد تجلي اين قواعد تعريف شده باشيم نه در صورت.
اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: در صورتي كه تبلور اين قواعد و تعاريف تنها در صورت و ظاهر باشد، بالاخره دير يا زود روشن ميشود كه اين يك صورتگرايي و شكلگرايي بيش نيست و نيتهاي ديگري در پس اين رفتارهاي صوري و ظاهري وجود دارد. مردم كمكم خود آگاه ميشوند و بينش لازم را پيدا ميكنند و اين نوع نگاه كمكم اثر سويي بر روي اعتقاد آنها ميگذارد.
وي همچنين به ضرورت فعاليت احزاب و گروهها از سلايق مختلف براي ايجاد نشاط سياسي اشاره كرد و گفت: بياعتمادي ميتواند هم سراغ گروههاي اجتماعي و هم سراغ عامه مردم بيايد و سخن من درباره مخدوش شدن فرآيند تفكيك در صورت بياعتمادي، مربوط به گروههاي اجتماعي تفكيك شده در جامعه است. ما در فرآيند تفكيك ميگوييم كه يك جامعه بيش از آنكه از آحاد بيشكل، شكل گرفته باشد، از تجمعها و گروهبنديهاي مختلف شكل گرفته است.
وي ادامه داد: در اين فرآيند، دو گروهبندي را در نظر ميگيريم، يكي گروهبنديهاي افقي و ديگري، گروهبنديهاي عمودي. گروهبنديهاي افقي مانند گروهبنديهاي جنسي، نژادي و مذهبي است كه فراوان هستند و گروهبنديهاي عمودي ناظر به گروههاي منزلت، طبقات اجتماعي و گروههاي سياسي يا احزاب است. فرآيند تفكيك و تخصصي شدن يك شبه شكل نميگيرد يا يك شبه نابود نميشود و مسلم است كه كشوري كه بخواهد حيات مستمري داشته باشد و توجه ديرينهاي به ارزشها و حقوق مشترك شود، بايد به اين روند مستمر شكلگيري گروهها توجه داشته باشد.
افروغ با اشاره به اينكه « در عرصه سياست، از گروههاي سياسي به عنوان عرصه عقلانيت سياسي و از احزاب به عنوان تجارب متراكم سياسي ياد ميكنيم» تاكيد كرد: كشوري كه فاقد حزب است، فاقد عقلانيت سياسي است و كشوري كه فاقد عقلانيت سياسي باشد، فاقد تجربه متراكم سياسي است و هر لحظه گروههاي سياسي براي رسيدن به قدرت، موضع خود را عوض و هر روز يك ايدئولوژي را در اختيار خواهند گرفت و بدين ترتيب ديگران نميدانند كه با چه گروهي روبرو هستند.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: مسلم است كه اگر زمينه شكلگيري گروهبنديهاي اجتماعي اعم از افقي و عمودي و به ويژه احزاب سياسي تعريف شده و قاعدهمند كور شود، خواهناخواه رفتارها غيرقابل پيشبيني ميشود و وقتي رفتارها غيرقابل پيشبيني شود، روي اعتماد اثر ميگذارد و اعتماد هم مهمترين مولفه نشاط سياسي است.
وي با بيان اينكه « در جامعه كنوني ما آنچنان كه بايد و شايد، تفكر حزبي يا شكلگيري احزاب جا نيفتاده است» افزود: از يك سو، برخي باورها نسبت به احزاب وجود دارد كه آنها را صرفا مناديان قدرت و قدرتطلبي تعريف ميكنند و نسبت به جايگاه آنها در اداره سالم جامعه بيمناك هستند و حتي از قدرتطلبيهايي كه به نام حزب صورت نميگيرد، غفلت ميكنند. بسياري از گروهها هستند كه با تفكر حزبي مخالفت ميكنند، ولي خودشان كاركرد حزبي دارند، فهرست انتخاباتي ميدهند و كانديدا معرفي و سعي ميكنند با نامي غيراز حزب بر نتايج انتخابات اثر بگذارند و اين نقض غرض است و بايد جلوي اين تفكر ايستاد.
وي تصريح كرد: خود گروهها هم بايد از تبديل خود به احزاب تعريف شده بيشتر استقبال كنند. وقتي مردم با حزب روبرو هستند يعني با يك ايدئولوژي تعريف شده، مسلك مشخص و عضوگيري، منبع مالي و رهبري تعريف شده روبرو خواهند بود و بايد از هر گروهي كه اقدام به تشكيل حزب ميكند استقبال كرد؛ چراكه معلوم است كه با چه مرام و مسلكي روبرو خواهيم بود و عملا هركس كه حزب تشكيل ميدهد خود را به گوشهاي هدايت ميكند به طوريكه همه ميتوانند آنها را پيدا و مواضع آنها را معلوم كنند.
اين نماينده پيشين مجلس با بيان اينكه « وقتي شاهد گروههاي تعريف شده نباشيم، گروههاي ديگر به راحتي ميتوانند موضع عوض كنند» گفت: اگر نگاهي به شرايط گروههاي كشور بيندازيم، ميبينيم كه بسياري از گروهها هستند كه زماني طرفدار عدالت اقتصادي بودند ولي آن را كنار گذاشتند و طرفدار آزادي شدند و خيليها هم طرفدار آزادي اقتصادي و قاعده بازار بودند ولي آن را كنار گذاشتند و طرفدار محرومين و مستضعفين شدند. اين تغييرات نشان ميدهد كه موضعگيري آنها عطف به مرامنامه و مسلك تعريف شده آنها نيست، بلكه به حسب شرايط، تغيير جهت ميدهند.
وي افزود: بدين ترتيب بسياري از افرادي كه زماني سبقه راست داشتند، عدالتخواه ميشوند و بسياري از افرادي كه سبقه عدالتخواهي داشتند بعضا طرفدار توسعه سياسي و دوم خرداد ميشوند. چنين مسالهاي حكايت از اين دارد كه ما واقعا بايد روي منش و رفتار سياسي خود تجديدنظر كنيم و يك منش تعريف شدهتر، مشخصتر و قاعدهمندتر پيش بگيريم. اين گروهها ممكن است در كوتاه مدت منافع خود را پيش ببرند، ولي نسبت به پيشبرد سالم و عقلاني و درازمدت جامعه آسيب وارد ميكنند.
وي با تاكيد بر اينكه « واقعا بايد به سمت حزب رفت» تصريح كرد: البته بايد به اين مساله هم توجه داشت كه همانطور كه به اهميت فرآيند تفكيك اشاره ميكنيم، نبايد از ضرورت فرآيند انسجام غافل شويم. هيچ كشوري با تفكيك صرف نميتواند اداره شود و در كنار اين تفكيكها بايد شاهد پيوستگي، وحدت و انسجام بين گروههاي مختلف، مردم و صاحبان قدرت باشيم. يكي ديگر از مسايلي كه ميتواند نشاط سياسي جامعه ما را دستخوش آسيب كند، اين است كه فرآيند انسجام جاي خود را با فرآيند تفكيك خلط كند و نهادهايي كه كاركرد وحدتبخش دارند، كاركرد خاص پيدا كنند.
افروغ با بيان اينكه « نهادهايي مانند رهبري، قضات، نظاميان اعم از بسيج، سپاه و ارتش و نيز متوليان اصلي حقوق شهروندي بويژه حقوق طبيعي و اجتماعي در جامعه نهادهايي با كاركردهاي وحدتبخش هستند» گفت: يكي از بخشهايي كه كاركرد عام و انسجام بخش دارند، مراجع تقليد هستند. مراجع تقليد نقش حزبي و گروهي ندارند و ما هيچگاه توقع نداريم كه يك مرجع تقليد فتواي جناحي صادر كند؛ چراكه در اين صورت، كاركرد انسجامبخش او مخدوش خواهد شد. به همين ترتيب اگر جايگاهها و مقامهايي كه كاركرد انسجامبخش دارند تقليل پيدا كنند و مثلا با يك جناح همسو شوند، اين امر روي فضاي سياسي اثر منفي ميگذارد.
اين پژوهشگر مسايل سياسي و اجتماعي خاطرنشان كرد: من همواره گفتهام كه واي به روزي كه بسيجي ما كه بايد كاركرد وحدتبخش و انسجامبخش داشته باشد، با يك گروه يا جناح همسو شود؛ چراكه اين مساله باعث ميشود كه مردم اعتمادشان را از دست بدهند. اگر آن بخشهايي كه كاركرد انسجامبخش دارند، مثل گروههاي سياسي وارد مبارزات سياسي شوند، مسلما اثر انسجامبخشي خود را از دست ميدهند و اعتماد مردم نسبت به آنها كم ميشود. شايد در چنين شرايطي منافع كوتاه مدتي به دست بيايد، ولي در درازمدت آسيب جدي به كشور وارد ميشود و در شرايط بحراني، آن جايگاه فاخر و متعالي كه بايد داشته باشند را از دست ميدهند و اين ميتواند نسبت به مسايل ملي ما آسيبرسان باشد. بحث امام (ره) هم همين بود؛ چراكه نهادهايي كه درگير مسايل نظامي هستند بيشتر با كاركرد انسجامبخشي تعريف ميشوند و اهداف و وظايف آنها بيش از آنكه گروهي باشد، ملي است.
وي با اشاره به اينكه « اهداف گروههاي سياسي هم بايد ملي باشد، ولي آنها براي رسيدن به قدرت ميتوانند در يكسري درگيريهاي سياسي وارد شوند» تاكيد كرد: وقتي عدهاي وارد درگيري سياسي ميشوند عده ديگري با منش متفاوتي نگاه منفي به آنها خواهند كرد و اين طبيعي است ولي كساني كه كاركرد عام دارند، همه گروههاي سياسي به آنها نگاه مثبت دارند و احساس ميكنند كه اينها براي منافع سياسي زودگذر نقشآفريني نميكنند.
افروغ ادامه داد: دو حزب ممكن است يكديگر را تحمل كنند ولي مسلما رقيب يكديگر خواهند بود و نشاطي كه افراد همحزبي با هم دارند با رقيب نخواهند داشت. ولي وقتي مثلا سپاه و بسيج نقش وحدت بخش خود را ايفا كنند موجب ميشود كه اعتماد همه گروهها و پيروان آنها را به دست بياورند و اين ضرورت اداره سالم جامعه است.
اين نماينده سابق مجلس تاكيد كرد: جامعه در كنار فرآيند تفكيك، نياز به وحدت دارد كه يا وحدت نمادين است كه به ارزشهاي مشترك فرهنگي، امنيت ملي و ثبات سياسي برميگردد يا به هماهنگي ساختاري بين دستگاههاي مختلف مربوط ميشود.
وي با بيان اينكه « مقوله عدالت اجتماعي ميتواند يكي از عناصر وحدتبخش باشد» افزود: وقتي بحث عدالت را مطرح ميكنيم بايد نگاههاي تبعيضآميز را كنار بگذاريم. به هر حال از جمله كاركردهاي مربوط به انسجام ميتوان از وحدت نمادين، ثبات سياسي و هماهنگي ساختاري بين نهادها اسم برد و عدهاي هم متولي اين كاركردهاي وحدتبخش هستند. البته جامعه نميتواند صرفا از كاركردهاي اين نهادها تشكيل شود؛ چراكه نيازي به تخصصي شدن و فرآيند تفكيك هم دارد كه شكلگيري گروههاي مختلف از جمله اين مولفههاست. افروغ در ادامه درباره نسبت ميان نشاط سياسي و آرامش سياسي اظهاركرد: اين دو مقوله به هم مرتبط هستند، يعني آرامش بدون نشاط و نشاط بدون آرامش سياسي معنا ندارد و اگر اين دو مقوله يكي نباشند، لااقل مرتبط با هم و به شدت در هم تنيده هستند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه « نسبت كاملا ديالكتيكي بين نشاط و آرامش برقرار است» گفت: اينطور نيست كه اينها دو عنصر در هم مجزا باشند؛ بلكه يك در هم تنيدگي بين آرامش سياسي و نشاط سياسي وجود دارد. به عبارت ديگر ميتوان گفت همانطور كه ضروري است يك جامعه دو فرآيند تفكيك و انسجام را داشته باشد، نشاط سياسي، هم در گرو فعاليتهاي تعريف شده گروههاي سياسي است و هم در گرو فرآيندي كه انسجام جامعه را تعريف ميكند و آرامش سياسي نيز چنين حالتي دارد.
وي با بيان اينكه « آرامش سياسي بدون نشاط سياسي امكانپذير نيست و خود آرامش سياسي هم در گرو دو مولفه تفكيك و انسجام است» تصريح كرد: آرامش منهاي نشاط شبيه به گورستاني است كه در آن هيچ حركت، حيات، رقابت و پرسش و پاسخي مشاهده نميشود و آرامشي كه مثل گورستان ميماند مقبول نيست.
وي خاطرنشان كرد: از سوي ديگر، ما به يك فضاي آرام براي فعاليتهاي رقابتآميز سياسي نياز داريم كه آن آرامش رقابت سياسي به قواعد رقابت برميگردد كه بيشتر در زیر فرآيند انسجام قابل تعريف است؛ بنابراين اگر بگوييم آرامش با قواعد مشترك به دست ميآيد و نشاط با رقابت بين گروهها در زیر اين قواعد مشترك حاصل ميشود، مسلما آرامشي مطلوب خواهد بود كه در كنار آن رقابت باشد و رقابتي مطلوب خواهد بود كه با توجه به قواعد مشترك صورت بگيرد.
اين پژوهشگر مسايل سياسي و اجتماعي در پايان اظهار كرد: اينكه آرامشي منهاي نشاط يا انسجامي منهاي رقابت و تفكيك يا نشاطي منهاي آرامش و به عبارتي تفكيكي منهاي انسجام را بتوانيم تصور و مجسم كنيم، اين مساله مخل يك حيات سياسي مستمر و بادوام است؛ چراكه اگر آرامشي منهاي نشاط يا انسجامي منهاي رقابت بخواهيم، اين يا شبيه به يك گورستان آرام است و يا به نظامهاي توتاليتر فاشيستي و بعضاً سوسياليستي شبيه خواهد بود.

