تبليغاتX
تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 10--15 شهریور 89

 اعتراض جمعي از هنرمندان اصفهان به ضرغامي «در مسير

زاينده‌رود» از آن سوي بام افتاده

 

ایسنا: جمعي از هنرمندان و فعالان فرهنگي اصفهان در اعتراض به مجموعه «در مسير زاينده رود»
به رييس سازمان صدا و سيما نامه نوشتند.
متن اين نامه خطاب به سيدعزت‌الله ضرغامي رييس سازمان صداوسيما به شرح زير است:
« تابستان 85 زماني كه براي حضور در مراسم اختتاميه جشنواره توليدات راديويي و تلويزيوني مراكز استان‌ها به باغ چهل ستون اصفهان آمديد، از يك چيز بيشتر گلايه نكرديد و آن هم دورافتادگي مراكز استان‌هاي كشور از فرهنگ، آداب و رسوم و توان ذاتي استان‌ها در ساخت توليدات راديويي و تلويزيوني بود. آن شب در آن جلسه، سرانگشت انتقاد شما متوجه آن دسته از استان‌هاي كشور شد كه بومي سازي را از ياد برده بودند و به جاي آنكه فرهنگ استاني خود را در آثار رسانه ملي به تصوير بكشند، سعي در نزديك كردن آن به پايتخت داشتند. توليداتي عاري از لهجه، پوشش، گويش، آداب و رسوم و خلقيات فرهنگي كه هر استان كشور، گنجينه‌اي از آنهاست، آثاري تهران زده كه از فرهنگ استاني خود در هراس و از نمايش آن فراري‌اند.
از اين انتقاد چند سالي مي‌گذرد. استان‌هاي كشور در اين سال‌ها تلاش كردند تا اين ضعف را بپوشانند و اين كمبود را جبران كنند، اما آيا هرگز چگونگي و كيفيت اين جبران، رصد و نظارت شد؟ امروز ما اين گلايه را از شما داريم. از اصفهان، شهر همان باغ چهل ستون سال 85 و اما بهانه اين اعتراض.
مجموعه مناسبتي «در مسير زاينده‌رود» كه ماه رمضان امسال از آيينه همه‌گيرترين شبكه سيما پخش شد، به هيچ وجه آيينه خوبي براي نمايش اين فرهنگ بومي نيست. «در مسير زاينده‌رود»، به گونه‌اي از آن سوي بام افتاده و جور بدبيني‌هاي قوميتي، آن چه كه هميشه از آن پرهيز كرده‌ايم را به دوش كشيده است. اصفهان در اين مجموعه، شهري كوچك و دورافتاده از تمدن و فرهنگ است كه از روابط خانوادگي و اجتماعي افراد متمدن بويي نبرده و فضايي متفاوت از واقعيت اين شهر را ترسيم كرده است؛ تا آنجا كه ضعف‌هاي گل درشت اين مجموعه كه در خصوص بيان كه نه تقليد لهجه اصفهاني مطرح شده بود، در مقابل اين اشتباه بزرگتر رنگ باخته و مردم روزه‌دار اصفهان را در اين ايام مبارك دل آزرده كرده است.
مردمي كه به مهمان نوازي شهره‌اند، در اين مجموعه به عنوان مردمي مهمان گريز و آداب ندان
به نمايش گذاشته شده‌اند. آيا شايسته است كه يك مجموعه مناسبتي به كارگرداني يكي از كارگردانان نام آشناي كشور، همان ديدگاهي را بيان كند كه لطيفه‌هاي عامه و سطحي نگر به القاي آن مي‌پردازند؟ پرسش اين جاست كه آن همه اصرار ما بر پرهيز از قوميت گرايي و به هم نخنديدن ها كجا رفته است؟
مردمي كه مردم داري و خانواده دوستي را به خوبي آموخته‌اند، در قالب شخصيت‌هايي بيگانه با آداب سخن، منش و ارتباطات اجتماعي، بازيچه نگاه‌هاي سطحي عوامل اين مجموعه شده‌اند تا خداي ناكرده ضرب‌المثل مشت نمونه خروار است در ذهن بينندگان هم وطن تداعي شده و آنان گناه غفلت دست اندركاران يك مجموعه را به پاي همه مردم اصفهان نوشته و ديدگاه‌هاي آن را به همه اصفهاني‌ها تعميم دهند.
آيا مجموعه‌اي كه عنوان زاينده‌رود را يدك كشيده و شهري را به عنوان فضاي داستاني خود انتخاب مي‌كند كه گردشگران، تاريخ شناسان، هنرمندان و هنرشناسان بسياري را مجذوب و مسحور خود ساخته است، نبايد حساسيت‌هاي لازم را در اين خصوص اعمال كند، به خود زحمت تحقيق، پژوهش و مشاوره دهد و اگر نمي‌تواند از درياي علم، فرهنگ، هنر و تمدن اين شهر بهره جويد، به قدر كوزه‌اي از آن پر كند تا نمونه خوبي براي معرفي اصفهان و فرهنگ حاكم بر آن در كوچكترين مقياس و دست کم در سطح ملي و ميان هم وطنان خود باشد؟ صد البته آن زمان كه لهجه و گويش به عنوان بخشي از هويت فرهنگي هر قوم، ناديده گرفته مي‌شود و آن چنان ضعيف، بي‌محتوا و غيرهنرمندانه به كار مي‌آيد كه در ميان اصفهاني و اصفهان شناسان بيم به استهزا گرفتن آن مي‌رود، چه توقعي وجود دارد كه كليت فرهنگ اين شهر پررمز و راز به خوبي ترسيم شده باشد؟
زماني كه فيلمنامه‌نويس از منسوخ‌ترين اصطلاحات در ديالوگ‌ها استفاده مي‌كند و نسل امروز اصفهان را به پرسش معناي آن وا مي‌دارد، زماني كه همنشيني نامتناسب و غلط واژه‌ها در كنار يكديگر، معناي نادرستي را به بيننده منتقل مي‌كند تا آن‌جا كه اهالي اصفهان خود نيز به تأمل براي درك معناي جملات آن نياز دارند، زماني كه ديدگاه شهرستاني بودن شهرهايي غير از تهران به وضوح در اين مجموعه مشهود است و هركجا كه پيشرفت و توسعه، ملاك داستان قرار مي‌گيرد، شخصيت‌هاي داستان، اهل پايتخت بوده و هرجا كه ضعف، نقصان و عقب ماندگي به تصوير در مي‌آيد، اصفهاني‌ها متحمل نقش‌آفريني آن مي‌شوند، زماني كه زن اصفهاني در هيأت زني عقب مانده و واپس گرا با پوشش، نوع رفتار و شيوه كلاميِ حداقل چهار دهه پيش جلوي دوربين مي‌آيد تا به نقطه مقابل زن امروزي تهران، داراي شخصيت مستقل، با منزلت و جايگاه اجتماعي قرار گيرد، گلايه‌ها نه به گلايه‌هاي متعصبانه استاني كه به سمت انتقادات ملي پيش مي‌روند و هر كه حتي يك بار به اصفهان سفر كرده باشد را متعجب مي‌سازد.
آيا اين مجموعه مستحق انتخاب بازيگراني درخور و فيلمنامه‌اي پخته نشأت گرفته از معرفت دقيق به استان اصفهان نبود؟ آيا دست‌اندركاران اين مجموعه حتي نمي‌دانسته‌اند اهالي اصفهان علاوه بر مردم‌داري، مهمان نوازي و خانواده دوستي به تيزبيني، نكته سنجي، نگاه موشكافانه، صراحت و خوش فكري نيز شهره‌اند و مجموعه ساختن براي آنان، نيازمند تدبر و تحقيق بيشتر است؟
چرا آن زمان كه ساخت مجموعه‌هاي مذهبي كشور آغاز مي‌شود، چندين نفر مشاور مذهبي به خدمت مي‌آيند تا اين حوزه خطير و حساس به شكلي بي‌نقص و شايسته به مخاطب عرضه شود اما زماني كه موضوع، موضوع فرهنگ است بر شدت
مغفول و مظلوم بودن اين حوزه مي‌افزاييم و فراموش مي‌كنيم كه فرهنگ، پايه و بستر بسياري از اعتقادات و آيينه باورهاست؟
ما هنرمندان و مردم يا اهل اصفهان و يا دوستدار ديار نصف جهانيم. اين جمع نه خواستار توقف پخش اين مجموعه است و نه نيازي به عذرخواهي كسي دارد. تنها آموخته است كه اعتراض كند حتي اگر اين اعتراض تيري باشد در تاريكي و اگر هيچ چيز را نداند، اعتراض كردن را خوب آموخته است كه براي صراحت و حق گويي لازم نيست حتماً اصفهاني باشي، ايراني بودن و مسلمان بودن كافي است.»

 

+ عصرمردم   یکشنبه چهاردهم شهریور 1389
Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi