وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    به کجا چنین شتابان  

    توسط اسماعیل عسلی / سردبیر روزنامه عصرمردم 19 بهمن 1404 17 0
    سرمقاله 19 بهمن اسماعیل عسلی           به کجا چنین شتابان
    در یک جامعه آسیب دیده که از نامتوازن بودن رشد و توسعه در عرصه های گوناگون رنج می برد ، اغلب مردم از نوع فعالیتی که انجام می دهند خشنود نیستند که این مسئله یا به دستاوردهای مالی و رفاهی ناشی از کار باز می گردد و یا این که افراد احساس می کنند که در جای خود نیستند و علاقه ای به رشته ی کاری خود ندارند. به همین دلیل شما حتی اگر از شاغلان در رشته های پرطرفدار و پردرآمد هم نظر خواهی کنید، اظهار ناخشنودی می کنند و همه به نوعی شغل و پیشه ی خود را سخت توصیف می نمایند هر چند ممکن است رفتاری که نشان دهنده ی تغییر شغل باشد از خود بروز ندهند .
    از کارگر و کشاورز و نیروهای خدماتی گرفته تا پزشک و پرستار و مهندس و نویسنده و خبرنگار و وکیل و قاضی و راننده و کاسب و اغلب یک اتفاق یا اجبار را عامل اصلی رویکرد خود به پیشه ای که اکنون بدان اشتغال دارند ، می دانند و در مواردی هم می گویند اگر می دانستیم که شرایط کاری اینگونه است بدان وارد نمی شدیم . همین موضوع تعیین شاخصی برای تنظیم جدول مشاغل سخت و زیان آور را دشوار می سازد تا جایی که اگر بخواهند نظر افراد را برای سخت و زیان آور بودن مشاغل در نظر بگیرند ، کمتر کسی پیدا می شود که به راحت بودن شغل خود اذعان داشته باشد .
    کسی که در معدن کار می کند ، دغدغه ی حقوق پایی و جانش را دارد و کسی که خبرنگار است نگران واکنش هایی است که مصاحبه ها و گزارش هایش به دنبال خواهد داشت . پرستار از کمبود نیرو و تراکم مسئولیت ها سخن می گوید و پزشک از عدم دسترسی به دستگاه های مدرن و روزآمد و دارویی که برای بیمارش تجویز کرده حرف می زند ، وکیل احساس می کند که نمی تواند از توان و تشخیص صد در صدی خود برای دفاع از موکل استفاده کند ، ضمن این که احساس می کند شغل او در جامعه به خوبی جا نیفتاده و مردم تا زمانی که با مشکلی اساسی مواجه نشوند به او روی نمی آورند . نویسنده از سانسور و بدتر از آن از خودسانسوری هراس دارد ، مدیران از محدودیت اختیارات خود در رنج هستند و این که نمی توانند از خلاقیت ها و ابتکارات شخصی ، برای راهگشایی در مسیرهای سخت کمک بگیرند اظهار ناخرسندی می کنند ، کارگر از نبود امنیت شغلی می نالد و معلم احساس می کند در کنار دغدغه های شخصی باید اندوه ناشی از مشاهده ی رنج دانش آموزان و خانواده های آنها را نیز تحمل کند . چند روز پیش با یکی از مشاورین خانواده هم صحبت شده بودم و می گفتم با توجه به فراوانی گرفتاری های خانوادگی ، کار و بار شما باید خوب باشد ! در پاسخ آهی کشید و گفت : من به خاطر این که باید شنونده ی گله ها و شکایات عجیب و غریبی باشم که زن و شوهرها مطرح می کنند گاهی اوقات احساس می کنم که با همذات پنداری که خواه ناخواه امری اجتناب ناپذیر است و پیش می اید باید به جای تمامی آنها تحمل داشته باشم .
    روزی به یک پزشک گفتم : کار شما چندان هم دشوار نیست زیرا برای تشخیص نوع بیماری از آزمایش خون و اکو و نوار قلبی و ام آر آی و تست ورزش و عکسبرداری از استخوان و دستگاه های متنوع و هوشمند کمک می گیرید ! در پاسخ گفت : فرض می کنیم که چنین باشد که البته اما و اگرهای فراوانی دارد اما پی بردن به برخی بیماری ها در سنین پایین و معلولیت های ناشی از تصادف و انواع بی توجهی ها و همچنین مشاهده کسانی که به هر دلیل خودکشی می کنند ، برای ما پزشکان دردآور و آزار دهنده است .
    وقتی به کسانی برمی خوریم که شغل و پیشه ی آنها فحش خوری بالایی دارد و علی رغم این که مردم برای انجام شدن کارهایشان به آنها مراجعه می کنند ولی دل خوشی از آنها ندارند ، احساس می کنیم که مشاغل مهم و پر درآمد را نیز میتوان در فهرست مشاغل سخت و زیان آور جای داد . کسانی مانند واسطه ها و کارچاق کن ها و فیلترشکن فروش ها و توصیه پذیرها و رانت خوارها و یقه سفید ها و سفته بازها و مدیران بیسواد و ....واقعا حال و روز نزار و در خور ترحمی دارند !!از اهل دلی پرسیدم بهترین شغل چه شغلی است گفت شغلی که برای انجام آن نیازی به دروغ گفتن نداشته باشی . به او گفتم من شغلی را سراغ ندارم که در هنگام گذراندن دوران آموزشی برای آن ، دروغ گفتن را به عنوان یک ابزار پیش برنده آموزش داده باشند ! در پاسخ گفت : اشتباه تو در همین جاست زیرا آیا تو که نویسنده ای می توانی تمامی آنچه را که در دلت می گذرد به روی کاغذ بیاوری ؟ گفتم نه ولی بین حرف نزدن تا دروغ گفتن فاصله زیادی وجود دارد . گفت : همین که وانمود می کنی که همه ی حرفهایت را زده ای ، یک دروغ است . پزشک گاهی نمی تواند واقعیت تلخی را با بیمارش در میان بگذارد همان گونه که فروشنده نمی تواند با اطمینان از کالایی که می فروشد تعریف و تمجید کند . وکیل و قاضی هم به چنین دامی می افتند و کسانی که برای پیشبرد کارهای خود، قانون را دور می زنند نیز برای دفاع از عملکرد خود به دروغ متوسل می شوند.
    یک کارشناس حوزه میراث فرهنگی می گفت : من در شگفتم که ستون های برافراشته شده در 25 قرن پیش در تخت جمشید و دیوار ارگ کریم خانی پس از سالها تحمل باد و باران و برف و زلزله و سیل و .... هنوز استوار ایستاده اند اما یک ساختمان احداث شده در بیست سال پیش به دلیل سهل انگاری در ساخت آن کلنگی به حساب می آید . ایراد کار از کجاست ؟ گفتم چون آن را برای ماندگاری ساخته اند و این را برای خراب کردن و از نو ساختن و پول درآوردن ! به همین دلیل است که بعضی ها با انجام یک کار ناقص ، صدها کار روی دست مردم می گذارند که با این توصیف باید گفت : به کجا چنین شتابان
    شماره روزنامه:8542
    این مورد را ارزیابی کنید
    (0 رای‌ها)
    آخرین ویرایش در شنبه, 19 بهمن 1404

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    آرشیو روزنامه

    Ad Sidebar
    Ad Sidebar-3