این برداشت که صرف جویی در مصرف آب و برق و گاز مختص شرایط کم آبی و گرما و سرمای شدید است ، گونه ای نشانی غلط دادن است . اساسا ازآنجایی که برق و گاز و آب از مرحله برداشت تا انتقال به خانه ها و مراکز اداری و صنعتی برای دولت و یا بخش خصوصی هزینه بر است ، زیاده روی درمصرف و استفاده غیر قانونی از آن را ضروری جلوه می دهد زیرا بالاخره آثار منفی اسراف در جایی خود را نشان خواهد داد همان گونه که پرخوری به چاقی ، امراض گوناگون و دیابت منجر می شود اسراف در هدر دادن منابع نیز دولت را ناگزیر به واردات می کند . اصولا رویکرد به واقعی کردن نرخ آب ، برق و گاز و یا تصاعدی کردن محاسبه بر اساس میزان مصرف از یک جهت تلاشی برای متعادل کردن مصرف محسوب می شود هر چند برای عموم مردم خوشایند نباشد .
اغلب مردم ، درک واقع بینانه ای از هزینه ی تمام شده ی آب ، برق و گاز ندارند زیرا در این راستا تلاش چندانی صورت نگرفته تا مردم بدانند از لحظه ای که باران می بارد تا زمانی که آب تصفیه شده و قابل مصرف به خانه ها می رسد چه مراحلی طی می شود . از هزینه ی احداث سد یا حفر چاه و انتقال آن به تصفیه خانه ها گرفته تا پمپاژ آن به مناطق گوناگون و خدماتی که در طول سال در پیوند با ترمیم لوله های انتقال آب و موارد دیگر ارائه می شود . در مورد برق هم همین گونه است . برق اعم از این که حاصل چرخش توربین ها در پشت سد باشد و یا این که نیروگاه های حرارتی آن را تولید کرده باشند یا توربین های بادی و پنل های خورشیدی و ... بالاخره نیازمند صرف وقت و هزینه است . در مورد تولید گاز هم می توان به فعالیت مداوم پالایشگاه ها برای شیرین سازی گاز اشاره کرد و خطوط انتقال آن به مناطق گوناگون نیز هزینه بری بالایی دارد اما لوله کشی سراسری و وجود گاز ارزان در تمامی خانه ها موجب گردیده که مردم برای استفاده صحیح از آن برنامه ریزی مشخصی نداشته باشند . در دنیا کمتر از 10 کشور لوله کشی گاز خانگی دارند که ایران یکی از این کشور هاست در حالی که برخی از این کشورها واردات گاز دارند و ایران از این واردات زیادی ندارد زیرا دومین ذخایر گازی جهان را دارد اما این مسئله نباید به مصرف بی رویه گاز منجر شود .
متاسفانه ، مصرف نان و مواد غدایی در ایران نیز از الگوی مناسبی پیروی نمی کند به طوری که در سال 1402 بر اساس آمار رسمی حدود 30 درصد از نان تولیدی در ایران دورریز می شد . هر چند ممکن است این میزان با وارد شدن به چرخه ای دیگر به عنوان غذای دام و طیور مصرف شود اما به هر حال دورریز این میزان از نان تولیدی به معنای آن است که بخش قابل توجهی از گندم وارداتی دور ریز می شود . در سال 1404 حدود چهار و نیم میلیون تن گندم وارداتی و دو برابر همین میزان هم تولید داخلی داشته ایم . حال اگر یک سوم نان مصرفی دورریز شود به معنای دورریز کل واردات گندم کشور است که البته به دنبال بالا رفتن نرخ نان و واقعی تر شدن قیمت آن ، شاهد کاهش میزان دورریز نان بوده ایم و این مساله نشان می دهد که اختصاص یارانه به تولید مقرون به صرف نیست و ارز ترجیحی باید به دست مصرف کننده برسد زیرا پرورش دهندگان دام ترجیح می دهند نان ارزان را به دام و طیور بدهند.
متاسفانه در ایران آب مخصوص برای خوردن و یا استحمام و آب باغچه و ماشین شویی نداریم و همه غیر از کشاورزان و برخی کارخانجات برای تمامی موارد از آب تصفیه شده استفاده می کنند که مقرون به صرفه نیست و توصیه ها و حتی جریمه ها هم بازدارندگی بالایی ندارد . دولت هم فعلا برنامه ای برای تفکیک نوع آب متناسب با موضوع مصرف ندارد چون هم هزینه بر است و هم زیرساخت آن در ساختمان ها فراهم نیست اما این امکان وجود دارد که از هم اکنون طراحان و مهندسین ساختمان سه نوع لوله کشی را برای ساختمان ها در نظر بگیرند و وزارت نیرو نیز بیشترین نرخ را برای آب خوراکی در نظر بگیرد تا مردم به استفاده از آب غیرتصفیه شده برای امور دیگر رغبت نشان دهند.
تجربه نشان داده است که اعمال جریمه مالی یکی از راه های فرهنگ سازی در بحث مصرف آب و برق و گاز است . در کشور ما این همه برای زاد و ولد تبلیغ می شود اما گرانی هزینه زندگی به تنهایی تمامی این تبلیغات را خنثی می کند زیرا مردم برای فرزند آوری قبل از هر چیز حساب درآمد و جیب خود را می کنند و پیش خود حساب می کنند که بچه از زمانی که به دنیا می آید تا زمانی که مستقل می شود و ازدواج می کند نیازمند امکانات گوناگونی است که فراهم کردن آن در توان هر کسی نیست .
هر چند خیلی ها به درستی می گویند که اگر کشور ما خوب مدیریت شود و مسئولین و نمایندگان دلسوز و باسوادی داشته باشد با توجه به منابع فراوان و ثروت بی اندازه اش می تواند پاسخگوی نیازهای جمعیتی 300 میلیونی هم باشد ولی ما فعلا از نعمت مدیریت صحیح کشور بی بهره ایم و در نتیجه شمار کسانی که می توانند زندگی پر و پیمانی داشته باشند به 3 میلیون نفر هم نمی رسد که البته همان 3 میلیون نفر هم باید در مصرف آب و برق و گاز صرفه جویی کنند زیرا پولداربودن به معنای پرمصرف بودن نیست . به هر تقدیر در شرایطی که نمی توانیم از نعمت های فراوان خدادادی بهره مند باشیم باید از نعمت قناعت غفلت نکنیم که گنج بی پایانی است.