سرمقاله 27 بهمن 1404 محمد عسلی اگر آمریکا به ایران حمله کند
با حضور تمام قد نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس و تقویت پایگاههای نظامی در کشورهای عربستان، قطر، امارات و بحرین احتمال درگیری ریسک صفر نیست در صورت حمله آمریکا که بیشتر احتمال حمله هوایی میرود تا زمینی، قطعا ایران پاسخ خواهد داد و گسترش درگیری در منطقه از تبعات این حمله است و بالطبع کشورهای منطقه خلیج فارس بیتفاوت و نظارت گر نخواهند ماند. با تهدید امنیت تنگه هرمز و بسته شدن شریان نفت یا اختلال در صادرات، گروههای هم پیمان ایران (عراق، لبنان و یمن) فعال خواهند شد.
در پی افزایش شدید قیمت نفت، منطقه با بحران اقتصادی مواجه میشود و احتمال ورود کشورهایی مانند روسیه و چین با موضعگیری سیاسی یا حمایت غیرمستقیم همراه با فشار دیپلماتیک گسترده از سوی سازمان ملل برای توقف جنگ هست.
اگر درگیری به صورت حملات محدود و کنترل شده باقی بماند و به جنگ تمام عیار تبدیل نشود تنش بالا میماند اما جنگ گسترده نمیشود. زیرا جنگ بزرگ برای همه طرفها هزینه بالایی دارد که حتی در صورت پیروزی یکی از طرفین خسارتهای مالی و جانی و حیثیتی بسیار بالاست.
حال اگر درگیری نظامی محدودی پیش آید تأثیر بر زندگی مردم ایران خواهد گذاشت که افزایش قیمت دلار، تورم، گرانی کالاهای اساسی و کمبود برخی اقلام را در پی خواهد داشت.
اختلال در زندگی روزمره مانند ایجاد محدودیت در اینترنت یا قطع آن، بسته شدن پروازها و توقف واردات و صادرات و نیز فضای سنگین روانی که اضطراب و ترس از گسترش جنگ و نگرانی درباره آینده را به دنبال خواهد داشت.
اگر حملات متقابل باشد، برخی زیرساختها مانند انرژی، بنادر، ارتباطات ممکن است هدف قرار گیرند. حتی اگر جنگ کوتاه باشد مردم عادی بیشترین فشار را تحمل میکنند ولی تجربه نشان داده است که با هر حمله نظامی اتحاد مردم و حمایت از دولت مرکزی بیشتر خواهد شد و امیدی که دشمن در سر دارد که مردم برای تغییر نظام به خیابان آیند و مراکز دولتی را به تسخیر درآورند امیدی واهی است.
یک احتمال هم در اذهان مرور میشود که جنگ گسترده در منطقه خلیج فارس به جنگی جهانی تبدیل شود زیرا ناامنی درازمدت منافع کشورهای واردکننده نفت را با خطر مواجه میکند و به لحاظ موقعیت سوقالجیشی و اقتصادی، حتی کشورهای اروپایی هم ضربه خواهند خورد مگر آنکه هدف رئیسجمهور آمریکا تضعیف اقتصاد چین و فشار بر اروپا باشد و یا هزینهتراشی برای کشورهای نفتخیز عربی که ظرف سالیان گذشته توانستهاند با فروش نفت ذخائر ارزی خود را در بانکهای داخلی و خارجی، افزایش دهند. آنچه محتملتر است با جنگ گسترده، بیثباتی طولانی مدت در منطقه دور از حدس و گمان نیست. اسرائیل که هماکنون هم در حال آمادهباش است یکی از رژیمهایی است که بیشتر نگران موجودیت خود است و قطعا از این جنگ چه حمله کند چه حمله نکند آسیب خواهد دید.
نکته دیگر آنکه جنگ در منطقه افزایش قیمت نفت و انرژی و فشار اقتصادی روی اروپا و آسیا و نگرانی در بازارهای مالی و بورسی را در پی خواهد داشت. هم آمریکا و هم ایران و نیز کشورهای منطقه به تبعات این جنگ به خوبی آگاهند از این روست که آمریکا روش تهدید و ایجاد ترس را برای کسب امتیاز بیشتر از مذاکرات در پیش گرفته است.
اما ناگفته نماند که هزینه تدارکات جنگی که آمریکا در منطقه متحمل میشود با هدف مذاکره چندان تناسب ندارد. احتمال میرود بخواهد از کشورهای منطقه برای تأمین هزینههای این تدارکات باجخواهی کند. مانند قراردادهای میلیاردی برای فروش جنگندهها و جنگافزارهای خاص که بیشتر با هدف کسب درآمد و نفوذ بیشتر در سیاستگذاریهای منطقه خلیج فارس صورت می گیرد .
به هر تقدیر آنچه محتمل است هدفی است که آمریکا هنوز کاملا افشا نکرده است زیرا میداند نتیجه فشار بر ایران مانند نتیجه فشار بر لیبی یا سوریه و عراق نیست و تبعات پیش بینی نشدهای در پی دارد که چه بسا انصراف از یک جنگ منطقهای سودآورتر از جنگ تمام عیار باشد.
والسلام